English

|

       

صفحه نخست

 

 

 

نوروز پاسخی مستمر برای " شدن "

بهار دمیدن روح حیات است در كالبد طبیعت و فصل جریان خون تازه در شاهرگ هستی. بهار داستان نوشدن ها وتازه شدن ها ی مکرر طبیعت است . تکراری که هرگز رنگ کهنگی به خود نگرفته و ملال آور نیست. اگر در مواردی تکرار ملال آور و نامقبول باشد، اما در دایره‌ی احساس، تکرار دوست داشتنی است. زیرا طبیعت از تکرار ساخته شده و جامعه‌ی انسانی بدان نیازمند است. معجزه‌ی نوروز در این است که طبیعت، انسان و احساس را بایکدیگر پیوند می‌دهد. بنابراین اگرآغاز سال نو سرآغاز تغییر و تحول در طبیعت به زیباترین و بهترین صورت ممکن باشد، انسان نیز می‌تواند درسرفصل زندگی و حیات خویش تازه شود و روزنه‌ی جدیدی را به سوی "شدن " بگشاید تا "بودنش" به زیباترین و بهترین صورت ممکن معنی وکمال یابد.

نوروز، روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن‌ها و شور زادن‌ها و سرشار از هیجان نوزایی و آغاز است. جشن نوروز یکی از زیباترین و باقدمت‌ترین سنت‌هاست. دراین جشن، گویی خود را در همه‌ی نوروزهایی که بر پا گردیده و درتاریخ دیروز و امروز حاضر می‌یابیم؛ حضوری که صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید در برابر دیدگان ما ورق می‌خورد.

با این وصف در جهان امروز و زندگی ماشین زده‌ی معاصر ، جوامع استحاله شده و انسان‌های بیگانه از طبیعت و خشونت‌های افسارگسیخته که دمادم فاجعه می‌آفرینند ، بودن و شدن انسان را نقض  می‌نمایند ، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را برای انسان حیاتی تر می‌کند. به همین دلیل نوروز بر خلاف آن بخش از سنت هایی که فرسوده می شوند و تکرارشان ملال آوراست، هر روز با شوریدگی وسرزندگی بیشتر، پاسخ مستمری است برای " شدن " انسان ها در امتداد زمان‌ها.

و ما در این لحظه های نخستین آغاز آفرینش ، نخستین روز خلقت ، طراوت و سرزندگی نوروز را باز در جان و تن به تماشا نشسته و درعمق وجدان خویش ، به پایمردی و همگامی همه‌ی زنان و مردان وطن، بودن انسانی خویش را به عنوان یک ملت سرزنده و با نشاط بر ویرانه‌های به جامانده از تند بادهای بنیاد برانداز حوادث، با امید به فردا و فرداهای بهتر جشن می‌گیریم و دراین آفرینش، در میعاد گاه نوروز که همه‌ی نسل‌های تاریخ ما حضور دارند پیمان می‌بندیم که امانت‌دار راستین میراث گرانبهای انسانی و کمال یافته‌ی فرهنگ و هویت وطنی خویش باشیم. در پرتو آگاهی و معرفت، عشق، آزادی و احساس را از آنان به ودیعه می‌گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که ریشه در عمق فرهنگ سرشار از غنامندی و قداست و جلال دارد و بر پایه‌ی اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است، بر صحیفه‌ی عالم ثبت کنیم .

همانطورکه در اولین روز بهار، سبزه‌ها، روییدن آغاز می نمایند و رودها، رفتن و شکوفه‌ها شكفتن و جوانه‌ها، سرزدن، بنابه روایت روایتگران تاریخ، بی شک روح در این فصل زاده‌شد و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با آن آغاز شده است. و اسلام که همه‌ی رنگ های قومیت را ز دود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلال بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه‌یی استوار از خطر زوال  برای قوام ورستگاری بشریت مصون داشت.

 

 

نوروز د پايښت يوه بله پا ڼه

 پسرلې د طبيعت په کالبد کې نوى ساه چلوي او دهستۍ په رگونو کې د نوې وينې بهير تازه کوي. پسرلې د طبيعت د بيا ژوند کيسه ده داسى کيسه چې هيڅکله به زړه نشي او زړونه به خپه نکړي. که چيرې په ځينو وختو کې خپه کوونکې وي مگر د احساس په کړۍ کې دا خپگان هم زړه راښلونکې وي. ځکه چې طبيعت د تکرارڅخه رامنځته شوې او انساني ټولنه هغه ته اړتيا لري.

د نوروز معجزه په دې کې نغښتى ده چې طبيعت، انسان او احساس ته پيوند ورکوي، که چيرى د نوى کال پيل په طبيعت کې د بدلون او تحول پيلامه وي نوهمدا پيلامه په انساني ژوند کې هم د پايښت  په لورى نوې پيل گڼل کيداى شي.

نوروز، د ځمکى، اسمان، لمر د غوړيداجشن دې، دغه جشن يو له ښايست او ښکلا ډک دود دې، په دغه جشن کې موږ دپرون او نن هينداره گورو او دژوند روښانه او تيارې پاڼې له نظره تيروو.

ددې سره سره، په نننۍ نړۍ کې چې معاصر ما شينى ژوند، له طبيعت ځخه پردې شوى انسان او زورز ياتې په پرله پسى توگه غميزى رازيږوي او د انساني ژوند پايښت ته گواښ پيښوي، نو د طبيعت بيا پيژندنه او هغې ته سنيدنه د انسان لپاره حياتى اړتيا شميرل کيداى شي. په همدې دليل نوروز د نورو دودونو پر خلاف چې زړيږي او تکراريې خواشينونکې وي، هر ورځ په خپل نويوالى سره، د زمان په بهير کې د انسانانو د پايښت يوه بله پاڼه اړوي.

او موږ په همداسى د خوښيو په شيبوکې د نوروز پيلامه د نوى ژوند په هيله لمانځو او د هغې د ښکلا وو نندارې ته کښينو او د هيواد ټول نارينه او ښځې په کلک هود د يوه ژوندي او و ياړلي ملت په توگه د نيکمرغه او هوسا سبا په هيله جشن کوو. په بياوړى هوډ دا ژمنه بيا تازه کوو چې د هيواد دانساني فرهنگ او هويت د ازرښتونو رښتني امانت دارواوسو او د همدې معرفت او پوهى په رڼا کې د مينې، ازادى او احساس د بډاې فرهنگ په ساتلو سره د تاريخ په پوړيو کې په نړيواله کچه ځان څرگند او تثبيت کړو.

هماغه ډول چې د پسرلي په لومړۍ ورځ، د طبيعت شنه جامه زرغونيږي، غوټۍ راغوړيږي، نوى ساه چليږي او د مينې او محبت هنگامه بياتوديږي، د تاريخ دراويانو په وينا لمر بيا د نوى ورځي زيرى ورکوي او اسلام چې د قوميت هر راز بڼې او سنتونه سره واړول، نوروز ته يې ځانگړې ځلا وبښله او پرتم، او په همدې ټينگ بنسټ سره يې د بشر رښيتنوالې او پايښت ته دزوال له گواښ څخه خونديتوب وکړ.

 

 

به بهانه‌ي روز جهاني كتاب

"كتاب، روشنايي آفرين و دانايي، فرح بخش است"

Books enlighten, Knowledge delights

 ع. قلندري

مقدمه

دوم اپريل، روز جهاني كتاب كودك، امسال با اين پيام تجليل و قدر داني مي شود.

بايد تذکر داد كه اپريل ماه كتاب و كتابخواني خوانده شده و دو روز را در خود، به نام روز جهاني كتاب دارد. از هردو روز جهاني كتاب كودك ( دوم اپريل) و روز جهاني كتاب (بيست و سوم اپريل) در سطح جهان تجليل به عمل آمده، هر كدام برنامه هاي خودش را دارد.

دوم اپريل روز جهاني کتاب کودک، که با سالگرد تولد بزرگترين نويسنده‌ي کودکان جهان هانس کریستین آندرسن همزمان شده است، در سراسر جهان با مراسم ويژه‌يي گرامي داشته مي شود. دفتر بين المللي كتاب براي نسل جوان (IBBY) در سال 1953 ميلادي در سوئيس آغاز به كار كرد. اين دفتر همه ساله مراسم باشكوهي را به مناسبت تجليل از روز جهاني كتاب كودك در جهان بر گزار مي كند كه اين مراسم هر سال در يك كشور داير مي‌شود. اين مراسم سال گذشته در هندوستان برگزار شده و امسال با پيام مذكور تجليل خواهد شد. اين روز براي كودكان، توصيه هاي خاصي را در مورد كتاب و كتابخواني با خود دارد كه از دفتر بين المللي كتاب براي نسل جوان پيشنهاد شده است:

1- همكارى مؤثر همه‌ي كودكستان‏ها، مكاتب ابتدايي، كتابخانه ‏ها، ناشران، فروشندگان كتاب و همه‌ي سازمان‏هاى مربوط به كودكان در امر تشويق کودکان به خواندن كتاب و استفاده‌ي درست از آن.

2- ايراد سخنرانى، طرح پرسش‏ها و گفت‏گو درباره‌ي كتاب با كودكان و نوجوانان.

3- تشكيل نمايشگاه از كتاب‏هاى كودكان و نوجوانان و نقاشى‏هاى آن‌ها.

4- برگزارى جشن، نمايش فيلم، اجراى نمايشنامه و برنامه ‏هاى ويژه‌ي اين روز در مکاتب، كتابخانه ‏هاى كودكان و نوجوانان و انعكاس اخبار آن در رسانه ‏ها از سال 1967 تا اكنون.

همان گونه كه اشاره شد شعبه‌ی ملى IBBY هر سال در یكى از كشورهاى جهان با دعوت از یك نویسنده و تصویرگر برجسته‌ی ادبیات كودكان پیام، شعار و پوستر این روز را تهیه مى‏كند.

طوری كه گفته شد این روز برابر است با تولد هانس کریستین آندرسن مشهور به پدر قصه های كودكان، او در كشور كوچك دانمارك، در شهر كوچك اودنژه و در یك خانواده‌ی كوچك به دنیا آمد، با مادرى بیسواد و پدرى كفاش در خانه‌یى كه فقط یك اتاق داشت كه میز كفاشى پدر هم در همانجا بود و آشپزخانه‌یى پر از بشقاب‏ها و تاوه ‏هاى براق و پاکیزه و باغچه‌یى كوچك روى پشت بام، فقیر، غالباً گرسنه و با لباس‏هاى پینه دار اما غرق در مهر و محبت.

او می‌گفت: "پدرم تمام آرزوهایم را برآورده مى‏كرد، تمام قلبش مال من بود و به خاطر من زنده بود". مادر هم دست كمى از پدر نداشت، مادر براى پسرش قصه مى‏گفت و پدر، آثار نمایشنامه ‏نویسان بزرگ دانمارك و افسانه ‏هاى هزار و یكشب مى‏خواند، این پسر پس از مبارزه‏‌یى سخت و طولانى، شخصیتى جهانى شد: پدر كتاب كودك، نویسنده‌یى كه منادى والاترین ارزش‏هاى بشرى است؛ در تمامى داستان‏هایش گل‏ها از بین علف‌های هرز قد مى‏كشند و پیروزى از دل شكست بیرون مى‏آید.

بدون تردید مردم ما پس از یك دوران سخت و توانفرسا هنوز نتوانسته است آن گونه كه باید از این روز سود جسته و یا به آن بیاندیشد. باید گفت ما همانیم كه بیشتر از سه دهه را در بد ترین یعنی جنگ داخلی بسر برده و فرصت یا وقت كمتری از میان آن همه درد و بیچارگی برای پرداختن به مقولاتی از این قبیل داشته‌ایم. باور بر این است كه تعدادی زیادی از دوستان ما كه سال هاست می نویسند، كمتر به این روز و اهمیت آن برای نسل امروز كودك و جوان ما اندیشده‌اند، عمدتا آن را از یاد می برند؛ چیزی كه می تواند باعث از دست دادن فرصت های مهمی در زمنیه‌ی رشد و توسعه‌ی اذهان كودكان ما گردیده و فرایند منفی بسیار جدی را با خود داشته باشد. بنا براین ما امید واریم امسال با گرامی داشت این روز، هر چه بیشتر سود جسته و با استفاده از پیام خاص آن، در سال جاری با نادانى و جهل مبارزه کنیم، صلح و عشق و دوستى را تبلیغ كنیم و براى همه‌ی كودكان کشورجنگ زده‌ی خویش دریچه‌‌يى به دنيايى بهتر بگشاييم. و بايد بدانيم كه ما عضوى از جامعه‌ي جهانى هستيم و بى‏گمان دوستدار دانايى، صلح و مهر. و نيز اين كه کتاب، بهترين و مؤثرترين عنصر در تربيت کودک و نوجوان بوده و مي توان با استفاده از آن در بهبود وضعيت جامعه و توسعه‌ي فرهنگ عمومي بهره جست. در جهان امروز وسايل الکترونيکي و تصويري براي رساندن مفاهيم فرهنگي به ذهن و دل کودک فراوان مي باشد اما در ميان همه‌ي اين عوامل، کتاب از موقعيت و ويژگي خاصي برخوردار است و هنوز برتري خود را نسبت به اين ابزارهاي پيشرفته حفظ کرده است. به عقيده‌ي من اين از مهم ترين وظايف والدين و مربيان و در مجموع حاكميت است كه کودکان و نوجوانان ما را با کتاب‌هاي مناسب آشنا ساخته و تشويق به مطالعه نمايند.

 و اما بيست و سوم اپريل، روز جهاني كتاب با پيشنهاد يونسكو

همان گونه كه گفته شد، بيست و سوم اپريل روز جهاني كتاب بوده و مصادف است با سالروز مرگ نويسنده‌ي اسپانيايي سروانتس و داستانسراي انگليسي، شكسپير. اما اين روز به جز از اين مناسبت‌ها، سالروز مرگ يا تولد نويسندگان ماندگار ديگري نظير موريس درون، لاكسنس، ولاديمير نابوكف و يا خوزه پلا نيز مي باشد، به همين خاطر براي دوست داران ادبيات، روز مهمي به شمار مي‌رود.

در 15 نوامبر سال 1995 در شهر پاريس بود كه سازمان جهاني يونسكو تصميم گرفت اين روز سمبليك را روز جهاني كتاب و حقوق مؤلف اعلام كند كه طي آن تمامي جهانيان به كتاب‌ها و نويسندگانشان اداي احترام كنند، نويسندگان جوان تشويق شوند و همگان از لذت ناب كتابخواني بهر‌مند شوند.

ايده‌ي جشن گرفتن اين روز از كاتالونياي اسپانيا مي‌آيد. رسم است كه مردم كاتالونيا، 23 اپريل كه روز سن خوردي (سن جرج)، حامي و پشتيبان كتابخانه‌هاست، به يكديگر يك كتاب و يك گل سرخ هديه مي‌دهند.چيزي كه براي مردم خيلي مهم بوده و اميد واريم ما نيز بتوانيم اين ايده را در سرزمين جنگ زده‌ي خود افغانستان كه هميشه تير وشمشير هديه شده است، عموميت داده و عملي نماييم. رسم گل سرخ و كتاب در منطقه‌ي كاتالونيا از قرون وسطي تا اكنون انجام مي‌شود. از آن زمان تاكنون مردان در اين روز به همسران خود گل سرخ مي‌دهند و از سال 1925 نيز تاكنون زنان در عوض آن گل سرخ يك كتاب به مردان هديه مي‌دهند.

طرح ديگر از جانب سازمان يونسكو است كه در اين روز به اهداي جايزه‌ي ادبي كتاب كودك و نوجوان مي‌پردازد. بيش از صد كشور از اقصا نقاط جهان اين روز را با برگزاري مراسم‌هاي مختلف ادبي جشن مي‌گيرند. کاري که مشابه آن را دفتر بين المللي كتاب براي نسل جوان در زور دوم اپريل انجام مي‌دهد.

 ما هم با تبعيت از اين ايده و با هدف گسترش فرهنگ كتابداري و كتابخواني به عنوان مهم ترين محرك خردگرايي و راهكار عملي مبارزه با جهل و ناداني، تلاش نموده‌ايم تا مرور كوتاهي به اين مهم به عنوان يك ضرورت اساسي حيات اجتماعي مردم خود نموده و بدانيم كه فرهنگ كتابداري و كتابخواني تا چه حد مورد قبول مردم ما بوده و پذيرفته شده مي‌باشد. ما دوست داريم بدانيم مردم و بخصوص جوانان ما، چه قدر به كتاب علاقه داشته و به آن اهميت مي‌دهند و نيز مي‌خواهيم بفهميم كه انگيزه هاي آنان براي كتاب خواندن چه مي‌تواند باشد. و چه خوب خواهد بود كه بدانيم موانع و چالش هاي موجود بر سر راه كتابخواني و مطالعه در كشور ما چه ها بوده و راه هاي عملي از بين بردن اين موانع چه مي‌تواند باشد. تمام اين ها در مصاحبه‌هايي كه با تعدادي از هموطنان ما، بخصوص كساني كه كتابدار و يا كتابخوان هستند.

 محمد شريف بشارت، دنشجوي صنف سوم دانشكده‌ي حقوق و علوم سياسي دانشگاه كابل:

 مجله: به نظر شما در ميان مردم ما چه قدر علاقه مندي به كتاب و كتابخواني وجود دارد؟

بشارت: متأسفانه سال هاي جنگ و بيچارگي مردم ما را با مصيبت هاي بزرگي، بخصوص در عرصه‌ي كتابداري و كتابخواني مواجه نموده است. شرايط لازم براي مطالعه كاملا از بين رفته و عمدتا مردم ما به چيز هاي مهم ترديگري در اين دوره كه زنده ماندن و نجات يافتن از گرسنگي و جنگ بود فكر مي‌نمودند. ما مي‌دانيم كه كتاب خواني و استفاده از كتاب شرايط خاص خودش را دارد و مهم ترين اين شرايط آرامش روحي است كه يك مطالعه كننده بايد داشته باشد. چيزي كه در جريان سال هاي جنگ در افغانستان از مردم ما كاملا گرفته شده و هيچ كسي نمي‌توانست وضعيت روحي ثابت و سالمي را داشته باشد. من خانواده ها و كساني را به ياد دارم كه با تمام علاقه و احترامي كه به كتاب داشتند، روزي مجبور شده بود تا براي سير نمودن شكم بچه‌هايش كتابخانه‌يي را كه سال هاي دراز و با پولي هنگفتي كه براي تهيه‌ي آن صرف نموده بودند، بفروشند و لقمه ناني نموده به خورد فرزندان گرسنه‌ي خود بدهند. و باز كساني هم وجود دارد كه بررغم داشتن كتاب هاي خوب و خواندني ولي شرايط لازم براي مطالعه را نداشته و تنها با گرد روبي از روي كتاب ها دل به داشتن آن خوش بوده اند.

سوختن و يا سوختاندن كتاب‌ها و كتابخانه‌ها چيزي بود كه به كررات در جريان جنگ اتفاق افتاده و ما در اين جريان كتاب ها و كتابخانه هاي خوبي را مثل كتابخانه‌ي دانشگاه كابل در اوان جنگ قدرت احزاب مسلح در دهه‌ي هفتاد خورشيدي و كتابخانه هم در مزار شريف در روز هاي اول حاكميت طالبان به اين شهر از دست داده‌ايم كه واقعا جاي تأسف است.

ما و شما خوب به ياد داريم كه تعداد زيادي از كتاب ها از كتابخانه هاي ملي و شخصي مردم ما در بخاري ها سوختانده شده و از آن به جاي هيزم بخاري استفاده شده است.

البته وقتي اين ها را مي‌گويم معني اش اين نيست كه مردم ما از فرهنگ كتابداري و كتابخواني دورند بلكه مي‌خواهم به مجبوريت و مشكلاتي كه در اين زمينه دامن گير مردم ما بوده و كم و بيش هنوز هم وجود دارد اشاره كنم كه بر اساس آن مردم ما از داشتن شرايط لازم مطالعه و كتابخواني محروم بوده اند. البته در اين ميان تعدادي هم بوده اند كه متأسفانه ناخود آگاه دست به كارهايي زده اند كه حوادث مثل نابود نمودن كتابخانه‌ي دانشگاه كابل و ... را به وجود آورده اند.

دركل مي‌خواهم بگويم علاقه مندي به كتاب و كتابخواني در ميان مردم به خوبي قابل مشاهده است و ما با باور كامل گفته مي‌توانيم كه مردم ما بشدت به كتاب و خواندن آن علاقه دارند ولي شرايط پيش آمده در سال هاي جنگ چالش هاي مهمي را در برابر اين علاقه مندي ايجاد نموده بود كه خوشبختانه امروزه تا حدودي اين چالش ها كمرنگ شده و اميد وارم كه كاملا از بين برود و مردم ما شرايطي را داشته باشند كه با كمال آرامش مطالعه نموده و از كتاب سود ببرند.

 

مينا بهاري، دختر جوان و دانشجوي دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه كابل.

مجله: مي‌خواهم بدانم تا امروز چند بار به كتابخانه رفته و كتاب مطالعه نموده ايد؟

خانم بهاری: والله چه بگم! ظاهرا چیز عجیبی را از من پرسیده اید، نمی‌فهمم چه طور شروع كنم. به هر حال درست این است كه من كمتر به كتابخانه می‌روم و اگر گاهی هم اتفاق افتاده كه در كتابخانه بروم مربوط به سال های اخیر یعنی بعد از سقوط حكومت طالبان است. شاید بهتر بود كه می‌گفتم مربوط به دوران تحصیل من است. یعنی از وقتی كه به دانشگاه آمده ام گاهی به خاطر مجبوریتی كه برایم پیش می‌آید و باید از كتابخانه استفاده كنم به آنجا رفته و مطالعه می‌كنم.

مجله: چرا كمتر و باز هم چرا فقط بعد از این كه در دانشگاه آمدید؟

خانم بهاری: راستش كمتر به این خاطر كه اولا، هنوز عادت ننموده ام تا به كتابخانه بروم و مطالعه كنم، زیرا سال های زیادی بود كه این فرصت، از مردم ما گرفته شده بود و بدون شك كم كم علاقه‌مندی به مطالعه نیز تحت تأثیر شرایط بد جنگ و مشكلات دیگر كه تقریبا سه دهه مردم ما با آن مواجه بوده‌اند از بین رفته بود. و من هم یكی دیگر از این آنان.

این كه چرا فقط بعد از شمولیت به دانشگاه به كتابخانه می‌روم . بدون شك ما و شما می‌دانیم كه پیش از این وضعیت مردم ما خیلی بد بود و ما امنیت لازم را برای رفتن در جاهای مثل كتابخانه و ... نداشتیم. برای همین فقط بعد از استقرار حكومت آقای كرزی كه تا حدودی مسایل امنیتی حل شده است می‌توانم به كتابخانه بروم. یك چیز دیگر هم بوده است كه شاید مانع آن شده باشد كه من زیاد به كتابخانه نرفته و مطالعه نكنم آن این است كه كتابخانه های ما نیز شرایط لازم را برای مطالعه تاكنون نداشته و كتاب های خوب و مورد نیاز را عمدتا ندارند. برای همین هم زیاد اتفاق نیفتاده است كه به كتابخانه بروم. مشكلی كه هنوز هم وجود داشته و به عنوان یك چالش در برابر استفاده كنندگان از كتاب وجود دارد.

 

راحله حمیدزی، آمر عمومی كتابخانه‌ی دانشگاه كابل و استاد در دانشكده‌ی ادبیات این دانشگاه

مجله: دوست دارم در اولین سوالم از شما این را بفهمم كه در شرایط فعلی از نظر شما به عنوان یكی از مسؤولان كتابخانه‌ی مركزی دانشگاه كابل كه بدون تردید یكی از بهترین و غنی ترین كتابخانه ها در سطح كشور ماست، وضعیت كتابخانه‌ها را در كشور، چگونه ارزیابی می‌كنید؟
حمیدزی: من زیاد بد بین نیستم و بخصوص بعد از سقوط طالبان و شكل گیری حكومت موقت در این زمینه قسما توجه شده و تا حدودی امید وار كننده است.به عنوان نمونه این كتابخانه (كتابخانه مركزی دانشگاه كابل) در جریان جنگ چند ساله تقریبا از بین رفته بود

 و قسمت عمده‌یی از كتاب‌ها بخصوص كتاب های بسیار مهم و نفیس از كتابخانه بیرون شده و به فروش رسیده بود ولی امروز باز هم می‌بینیم كه بار دیگر این كتابخانه تا حدودی توانسته است اعتبار خود را بازیابد. امروزه ما بیشتر از سیصد هزار جلد كتاب در این كتابخانه داریم و امید واریم با كمك نهاد ها و كشور‌هایی كه در این زمینه توان معاونت داشته باشند از این هم بیشتر و بهتر شود. شكل گیری كتابخانه های دیگری در شهر ها بخصوص شهر كابل كه خوشبختانه تعدادش هم كم نیست، خود یكی از چیز های است كه می‌تواند امید را در اذهان عمومی به وجود آورده و خوشبینی ایجاد نماید.
 

مجله: فرهنگ استفاده از كتاب را شما در بین مردم ما و بخصوص كسانی كه به این كتابخانه مراجعه می‌نمایند، چگونه ارز یابی می نمایید؟

حمیدزی: متأسفانه مشكلاتی در این زمینه وجود دارد. بخصوص ما به عنوان كسانی كه مسوولیت داریم تا در مواردی با مشكلاتی موجود در این زمینه مقابله نموده و آن را حل نماییم، واقعا گاهی به مشكلاتی بزرگی در این زمینه بر می‌خوریم. هنوز مردم ما بخصوص جوانان ما عادت ننموده اند تا جو ساكت و آرامی را كه در یك كتابخانه ضروری است مراعات كند و اكثراً با زنگ های موبایل و یا هم صدای بلند و گاهی حتا خنده مزاحمت برای دیگران ایجاد می‌نمایند. علاوه براین گاهی دیده شده كه یكی از مراجعه كنندگان این كتابخانه به بهترین كتاب های این كتابخانه آسیب زده و از بین برده است. مثلا كسی كه در مورد یك موضوع به موادی خاصی ضرورت دارد به جای این كه از كتاب به شكل درست و اساسی استفاده نمایند اوراق همان بخش از كتاب را كنده نموده، با خود می برند به این ترتیب كتاب ناقص شده و از بین می‌رود. این كار با توجه به این كه هنوز ما در زمینه‌ی مواد مورد نیاز، بشدت مشكل داشته و نیاز مند كتاب های زیادی هستیم، واقعا یك كار بسیار غیر اخلاقی و ناشایست است كه گاهی در كتابخانه‌ها اتفاق می‌افتد.

مجله: بیشترین مراجعه كنندگان شما از كدام صنف بوده، آیا تفاوتی در میزان و یا تعداد مراجعه كننداكان مرد و زن در این كتابخانه وجود دارد؟

حمیدزی: خوب با توجه به این كه این كتابخانه در ساحه‌ی دانشگاه قرار دارد مسلم است كه بیشترین مراجعه كنندگان ما از صنف دانشجو و استادان دانشگاهند و خوشبختانه باید بگویم كه هنوز ما متوجه نشده‌ایم كه تفاوت خاصی بین تعداد مراجعه كننده‌‌ی مرد و زن در این كتابخانه وجود داشته باشد. من باور دارم با توجه به میزان یا تعداد پسر و دختر در دانشگاه، میزان مراجعه &