|
معضله کو چی ها با اهالی حصه دوم بهسود ولايت ميدان- وردک
برای
تصاوریر اینجا را فشار دهید
[تصاویر]
پيشينه مسايل کو چی ها
از ساليان زياد به اين طرف، اقوام کوچی که بيشتر متعلق به
اقوام مختلف پشتون بوده و دارای زمين و خانه ای نبوده، در
ايام تابستان ، برای استفاده از چراگاه های مناطق کو
هستانی افغانستان طور مؤقت به مناطق مرتفع کوچ مينمايند.
يک تعداد از زميندار ها و سرمايه دار ها در کندز، لوگر و
بعضی جاهای ديگر افغانستان نيز خود را کوچی ميخوانند در
حاليکه متوطن شده اند.
درگذشته ها اين کوچی ها صرف به امور مالداری اشتغال داشتند
و از يک منطقه به منطقه ديگر طور پياده، از طريق شهرا ه ها
و يا از طريق دشت ها و کوه ها، خود را به مناطق مرتفع سرد
سير ميرساندند و در نيمه تيرماه دو باره به طرف جنوب کشور
با عبور از خط ديورند به مناطق شمال و شمال غرب پاکستان
ميکو چيدند. ولی در سال های اخير، تعداد بيشتر شان توسط
لاری های کرائی و شخصی شان، غژدی ها و مواشی شانرا از يک
منطقه به منطقه ديگر انتقال ميدهند و در دشت و دمن، نظر به
ميسر بودن علفچر، تو قف های کوتاه مينمايند.
کوچی ها در بسا نقاط کشور با مردم محل در گير ميشوند زيرا
مواشی شان بنا بر غفلت چوپانان، بذر های آبی و للمی مردم
را می چرند و گاهی هم چنين واقع شده که هين عبور از يک
منطقه، مواشی شانرا عمدأ بالای زمين های بذر شده مردم در
هنگام شب چرانده اند، که باعث بروز برخورد های خشونت بار و
دشمنی ها شده است.
در گذشته ها، کوچی ها بدون سلاح بودند ولی امروزيک تعداد
شان، نه همه شان، با سلاح خفيفه و ثقيله مسلح اند که
نگرانی اهالی مناطق را زياد ساخته اند که هميشه با کو چی
ها مشکل داشته اند.
در سالهای اخير، گزارشهای را مبنی بر برخورد های مسلحانه
بين کوچی های که در طول تابستان به مناطق مرتفع مرکزی کشور
می کوچند، و مردم محل که عمدتأ اقوام هزاره هستند، دريافت
نموده ايم. چنانچه طی پنج سال اخير شاهد برخورد اهالی با
کوچی ها در بهسود ولايت ميدان وردک و همچنان منطقه ناهور
ولايت غزنی بوده ايم که تلفات جانی ومالی را هم بدنبال
داشته است. مردم محل ادعا دارند که حق استفاده از علفچر ها
متعلق به باشندگان دايمی همان محلات است زيرا يگانه وسيله
معيشت مناسب در مناطق مرکزی پرورش مواشی هست که آنهم متکی
به همين علفچر های موجوده مناطق مرکزی است. آما کوچی ها
ادعا دارند که مناطق مرتفع مرکزی افغانستلن ساحه علفچر های
تابستانی شان بوده و ايشان در اين زمينه دارای اسناد
مالکيت نيز هستند. اين اسناد ملکيت عمدتأ در اواخر قرن
هژده و اوايل قرن نزده ميلادی از طرف شاهان همان وقت صادر
شده است. احتمالأ صدور همچو اسنادی نشان دهنده دعوا های
مردم محل با کوچی ها بالای استفاده از علفچر های مناطق
مرکزی بوده است، که با صدور اين اسناد، شاهان قبلی خواسته
اند به ادعا ها خاتمه بدهند، و استفاده از علفچر های مناطق
مرکزی را توسط کوچی ها، جلوه قانونی بدهند. کوچی ها همچنان
ادعای بدست داشتن فرمان های ملکيت اراضی قسمت از حومه
ولسوالی های کابل، مانند بگرامی، ارغندی، دهسبز و ... را
به مثابه ساحه علفچر و ميله جای شان دارند، که امروز ادعاء
حق خريد و فروش آنرا نيز، به اساس همچو فرمان ها، دارند.
طی پنج سال اخير بين اقوام کوچی ها و اهالی حصه دوم بهسود
ميدان وردک برخورد های خشونت بار صورت گرفته که تلفات
جانی و مالی را نيز به همراه داشته است. در همين زمينه
هئيت های دولتی نيز مؤظف شده اند تا معضله را حل نمايند و
لی کدام دستآورد مثبت عملی تا کنون ديده نشده است. در سال
1384 به خاطر حل مسئلهَُ بر خورد اهالی با کو چی ها، يک
هئيت با صلاحيت دولتی که شامل پنج وزير مشاور بود، از طرف
رئيس جمهور مؤظف گرديدند
و آنها نتیجه گیری و پیشنهادات ایشان را به ریاست دولت
ارایه نمودند اما به پیشنهادات آنها جامه عمل پوشانده نشد
.
سطح نفوس مردم مناطق کو هستانی افغانستان مانند هزاره جات
به مقايسه ئی صد يا دو صد سال پيش چندين برابر بلند رفته،
خصوصأ با گسترش عرضه خدمات صحی و طبی طی سه دهه اخير به
سرعت رشد نموده.
و از طرف ديگر، بنابر کمبود زمين زراعتی مردم محل صرف
متکی به علفچرهستند که يگانه منبع طبيعی قابل در آمد در
مناطق کو هستانی است، ولی اين علفچر ها به اثر خشکسالی های
متواتر، استفاده مفرط و سوء استفاده از علفچر ها و جنگلات
با استفاده از فرصت بی بند و باری های بار آمده ای جنگ و
اغتشاش بيست و پنج ساله و از بين رفتن فرش نباتی در حا ل
نابودی و تخريب هست. بناءَ علفچرهای موجوده به هيچوجه
نميتواند جوابگوی تأمين حد اقل معيشت مردم محل باشد
واستفاده نفوس غير از باشندگان منطقه از علفچر های آن،
مردم محل را به فقر بيشتر مواجه ميسازد.
معضله فعلی کو چی ها با اهالی بهسود ولايت ميدان وردک
به تاريخ 15 جوزا سال روان برخورد بين اهالی حصه دوم
بهسود و کو چی ها رخ ميدهد که باعث وارد آوردن خسارات
انسانی و مالی نيز شده و فضای مغشوش و خشونت بار را بار
آورده است و اکنون هم اوضاع متشنج است و اگر اين وضع برای
مدت ادامه يابد، اهالی منطقه حاصلات شان را از دست خواهند
داد.
هم کوچی ها و هم مردم محل، يکديگررا متهم به آغاز تجاوز
مسلحانه بالای يکديگر نموده و ادعا نموده اند که مجبور
بوده اند تا از خود دفاع نمايند. اما آنچه برای کارمندان
کميسيون مستقل حقوق بشر که از منظقه بازديد و شاهد بخش از
اعمال خشونت آميز کوچی ها عليه مردم محل بوده است، اين است
که:
حدود چند صد خانواده قريه های شانرا ترک گفته و به جا های
امن پنا برده اند؛ ( کارمندان کميسيون تجمع بيجا شدهگان
داخلی اعم از زنان، اطفال و مردان را مشاهده کرده و با
ايشان ملاقات نموده اند)
برخی
خانه های مسکونی و ملکیت مردم محل در سه قریه (سلطالی،
سرقول پنجی و خارقول) توسط کوچی ها به آتش کشیده شده ؛ (کارمندان کميسيون شاهد سوختن قريه های
سرقول پنجی، خارقول، و سلطالی از فاصله دور بوده و از
صحنه آتش سوزی عکسبرداری نموده اند)
کوچی ها چندين نفر اهالی را مورد لت و کوب قرار داده است؛
( کارمندان کميسيون با يکی از ايشان ملاقات و از علايم لت
و کوب بالای بدنش عکسبردرای نموده است؛
کوچی ها اکنون در تپه های مشرف بر هشت قريه مو ضع گرفته و
آنها را تهديد مينمايند،
کارمندان کميسيون مستقل حقوق بشر به
تاريخ 28 جوزا شاهد بودند که حدود سه ساعت بين کوچی ها و
مردم محل در منطقه سموچک و گيروی باد آسياب در گيری
مسلحانه ادامه داشته است و اوضاع خيلی وخيم بوده،
پنج مکتب شامل مکتب های خارقل، ابتدائيه داه مرده کجاب،
ليسه مر هزار، متو سطه محمديه، و ابتدائيه خاتم الا نبياء
تعطيل شده اند که حدود 1000 نفر شاگرد از مکتب رفتن محروم
شده اند.مکتب تره بولاغ کجاب مورد حمله کوچي ها قرار
کرفته، شيشه ها شکسته و قرطاسيه و مواد درسی به اتش کشيده
شده است؛
و به اساس ادعا مردم حدود 100 خروار تخمريز زمين للمی و60
خروار تخمريز زمين آبی را مواشی کوچی ها چريده اند،
به اساس ادعا مردم
يک نفر از مردم
محل به قتل رسيده که قوماندان امنيه
ولسوالی نيز آنرا تأئيد نموده است؛
در ملاقات با هیئت کمیسیون کوچی ها مدعی شدند که
يک نفر از آنها به قتل رسيده
و جنازه اش را نزد فامیلش به خروار لو
گر انتقال داده اند.
اما هیچ گونه دلایل و مدارک نظیر محل وقوع قتل و جنازه
مقتول برای اثبات ادعای شان ارایه نگیرید. کوچی ها به کارمندان کميسيون گفته اند
که آنها ميل ندارند که دولت قاتل را مورد پيگرد عدلی و
قضائی قرار دهند، بلکه خود شان ميخواهند از قاتل انتقام
بگيرد.
اقدام دولت پيرامون رفع معضله
مقامات امنيتی دولتی خود اظهار داشته اند که آنها توان جلو
گيری از زدو خورد مسلحانه بين طرفين را نداشته اند و هم
موضوع را به والی ميدان وردک و قوماندان امنيه آن ولايت
اطلاع داده اند ولی هدايت صريح را در اين زمينه دريافت
نداشته اند.
اخيراء هيت مشترک وزيران مشاور رياست جمهوری و پارلمان
توسط هلیکوپتر صرف برای يک و نيم ساعت به منطقه سفر نموده
و با مردم آسيب ديده ملاقات ننموده و هم از قريه جات آسيب
ديده بازديد ننموده اند که مردم از اين ناحيه شکايت دارند
و مأيوس هستند.
نتيجه گيری
مردم محل از ناحيه برخورد با کوچی ها متحمل خسارات مالی و
ناراحتی روانی از قبيل پامال شدن بذر آبی و للمی شان توسط
مواشی کوچی ها، سوختاندن منازل شخصی شان، آواره شدن حدود
چند صد فاميل، تخليه شدن 25 قريه، محروم شدن حدود 1000 طفل
از رفتن به مکتب و ايجاد شدن رعب و ترس بين مردم شده اند؛
مقامات محلی دولتی هيچگونه اقدامی برای جلو گيری از برخورد
مسلحانه بين طرفين در اين قضيه نتوانسته است و اظهار داشته
اند که در همچو موارد ناتوان اند؛
در صورت عدم اقدام فوری دولت، احتمال درگیری های بیشتر
بسیار زیاد است.
نتيجه گيری هيات های با صلاحيت دولتی چه در سال روان و چه
در سال های قبل به آگاهی عامه رسانده نشده و هم فيصله شان
پيگيری نشده است و اگرنه قضيه حاضر رخ نميداد؛ هر گاه
فيصله های عادلانه هيئت اعزامی دولت بزودی عملی نگردد، هم
کوچی ها به وقت معينه به مناطق اصلی چراگاه های شان رسيده
نميتوانند و هم مردم منطقه از اثر مناقشه و بی امنيتی به
کشتزار های شان رسيده گی نتوانسته و متحمل خسارات زياد
ميشوند؛
پيشنهادات برای حل درازمدت معضله
دولت بايد پيرامون مو ضوع تحقيق و بررسی دقيق و غير
جانبدارانه نموده و اطمينان دهد که ناقضين قانون مورد
بازپرس قانونی قرار ميگيرند و خساره وارده به همديگر را
جبران مينمايند؛
دولت بايد مکلفیت قانونی خود را مبنی بر اتخاذ تدابیر جهت
بهبود زندگی و اسکان کوچی ها، آنگونه که در ماده چهارده
قانون اساسی پیشبینی شده است عملی نماید تا از یک طرف از
ایجاد دشمنی بیشتر بین اقوام جلوگیری به عمل آمده و از
جانب دیگر کوچی ها به حقوق شهر وندی خویش دسترسی حاصل
نمایند.
بیجا شده گان این حادثه در وضعیت رقت باری
به سر میبرند و تا کنون نه دولت و نه هیچ مرجعی دیگر
کمترین کمک به آنها نه رسانیده است. دولت باید کمک های
اضطراری نظیر سرپناه، غذا و ادویه جات مورد ضرورت آنها را
تهیه نموده و زمینه بازگشت فوری آنها به خانه های ایشان را
مساعد سازد.
دولت بايد به مردم، از طريق اجرای برنامه خلع سلاح گروه
های غير قانونی و ساير ميکانيزم های بازرسی حاملين غير
قانونی اسلحه و حتی کنترول استفادهَ نا جايز آن توسط
مأمورين امنيتی، به مردم اطمينان دهد تا از وقوع همچو
حوادث در آينده جلو گيری بعمل آيد، و در خصوص همچو برخورد
کوچی ها با مردم محل، قوای امنيتی دولتی بايد همه ساله
جهت پيشگيری از وقوع همچو حوادث در تمام نقاط ورودی و
دخولی کوچی ها ، کاروان های پياده و سواربرعراده جات آنها
را بازرسی نموده و در صورت دريا فت سلاح، آنرا مصادره
و مورد باز پرس قرار دهند.
به منظور جلو گيری از برخورد مسلحانه و متحمل شدن خسارات
بيشتر، مقامات امنيتی کشور، در صورتيکه اگرميدانند که
قوای امنيتی محلی توان جلو گيری از وقوع برخورد بين مردم
محل و کوچی ها را ندارد، هر چه زودتر قوای اضافی امنيتی را
به منطقه اعزام و هر يک از افراد ملکی منجمله کوچی ها
را که دارای سلاح اند، خلع سلاح نمايند؛
پيرامون قضيه فعلی، دولت بايد از هر دو طرف کساني را که
از سلاح ناريه استفاده کرده اند بازداشت و طبق قانون
مجازات نمايد ورنه استعمال سلاح در همچو قضيه ها در تمام
نقاط مورد منازعه با کو چی ها، معمول ميگردد ؛
دولت بايد تحقيق نمايد که آيا همچو کوچی ها واقعأ اسناد
دال بر استفاده از چراگاه های نزديک به محل اقامت مردم محل
را دارند يا نه، و هم تحقيق نمايند که آيا اين رمه های
مواشی ملکيت خود کوچی ها اند و يا ملکيت سرمايه داران
پولدار که در شهر ها زندگی مينمايند، و با استفاده از نام
و حق الامتياز چرا مواشی کوچی ها در هزاره جات و ساير
نقاط کشور، تو سط ايشان اجير ميشوند؛
. بناء دولت به منظور بر طرف شدن دايمی معضله برخورد های
غير ضروری بين اقوام افغانستان، بخصوص بين کوچی ها و مردم
محل، پروژه های جديد باير سازی زمين های خاره دولتی را رو
يدست گرفته و کوچی ها و دهقانان بی زمين را در آن پروژه ها
اسکان بدهد تا از زندگی رقت بار رهائی يافته و اطفال و
نوجوانان شان از خدمات آموزشی و تحصيلی منظم و همسان با
ساير شهروندان، برخوردار گردند؛
دولت بايد مطابق به ماده نهم قانون اساسی، تصويب قوانين
استفاده از منابع طبيعی و ساير املاک عامه را، با در نظر
داشت فکتور های چون نفوس، ساختارطبيعی؛ موقعيت استراتيژيک
جغرافيائی، منابع در آمد محلی، دورنمای توسعه و ساير عناصر
اجتماعی و اقتصادی، اولويت بدهد تا از همچو معضلات در
آينده جلو گيری گردد؛
دولت بايد از طريق مردم محل برنامه تقويه علفچر ها ی
موجوده ( اجرای قرانطين های دوره ئی در ساحات علفچر ها) و
جلو گيری از شکستاندن
خود سر علفچرها ی موجوده و تبديل آن به زمين های بذری توسط
افراد باقدرت، و گسترش ساحات جديد علفچر های مصنوعی را رو
يدست گيرد؛
همچنان به منظور تخفيف اتکاء صد در صد رو ستايان فعلی به
ساحه موجوده علفچر ها و جنگلات، دولت بايد، در برنامه های
آينده توسعه اقتصادی و اجتماعی، مطابق به اهداف هزاره
افغانستان و معيار های توافقنامه افغانستان مبنی بر از بين
بردن فقر و بيکاری، مسئله تو ليد اشتغال در ساير عر صه ها
را موازی با بخش زراعت و مالداری، در تمام نقاط افغانستان،
خصوصاء در مناطق کو هستانی صعب العبور که از فقر اقتصادی
و اجتماعی بيشتر ازهر جای ديگر افغانستان متأثر هستند، رو
يدست گيرد؛ |