اعلامیه های مطبوعاتی

گالری تصاویر

نشرات ویدیویی

زنان افغاتستان، قربانی تبعیض و خشونت

س. نوابی

 

درآمد

2433 مورد، رقمی است که از خشونت علیه زنان در شش ماه اول سال جاری توسط بخش حمایت از حقوق زنان در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به ثبت رسیده است.

در گزارشی که در این زمینه از سوی دفتر هماهنگی بخش حمایت از حقوق زنان به نشر رسیده است گفته شده این رقم عملا تمام موارد خشونت علیه زنان نیست که در جریان شش ماه اول سال جاری اتفاق افتاده است. این گزارش تأکید کرده است که تعداد زیادی از موارد خشونت به دلایل مختلف از جمله وضعیت بد امنیتی و تداوم جنگ در بسیاری از ولایت‏های کشور، عدم داشتن کنترل دولت در برخی از ولسوالی‏ها و حاکمیت سنت خفقان و سکوت در زندگی خانوادگی افغانی که مبتنی بر آن زنان نمی‏توانند در برابر خشونت‏های که علیه آنان از طرف شوهر یا یکی دیگر از اعضای خانواده‏ی آنان تحمیل می‏گردد، اعتراض کنند. بنابراین، مواردی زیادی از خشونت در سراسر کشور اتفاق می‏افتد که هیچ‌وقت افشا نشده و توسط نهادهای مدافع حقوق بشری زنان، نیز ثبت نمی‏گردد.

گزارش می‏افزاید مبتنی بر چنین واقعیتی می‏توانیم بگوییم که خشونت علیه زنان همچنان به قوت خود در خانواده‏ها و اجتماع وجود داشته و با گذشت هر روز به تعداد قربانیان آن افزوده شده و رقم خشونت بالا و بالاتر می‌رود.

 

روند رو‌به‏ افزایش خشونت علیه زنان

تحقیقات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در مورد آمار خشونت علیه زنان نشان می‏دهد که رقم خشونت نسبت به سال گذشته در کشور دو برابر افزایش یافته و وضعیت جدی و خطرناکی را نشان می‏دهد:

در بخشی از این گزارش آمده است:

«در سال گذشته مجموع موارد خشونت علیه زنان که توسط کمیسیون در شش ماه اول سال به ثبت رسیده بود به 1176 مورد می‏رسید. بنابراین، در سال جاری آمار خشونت علیه زنان افزایش تقریبا 108 درصد افزایش را نشان می‏دهد که بیشتر از دو برابر است.»

گزارش وضعیت حقوق بشر زنان در شش ماه اول سال جاری وضعیت موجود را نگران‌کننده توصیف کرده و از دولت و جامعه‏ی جهانی می‏خواهد تا تدابیر عملی جدی‏تری را جهت جلوگیری از خشونت علیه زنان روی دست گرفته و کسانی را که مرتکب خشونت علیه زنان می‏گردد مطابق به قوانین ملی به سزای اعمال‌شان برساند.

مبتنی بر این گزارش هنوز برخی از مردان جامعه‏ی ما به خود اجازه می‏دهند تا زنان را که هرگز فرصت نافرمانی در برابرآنان را به‌دست نیاورده‌اند، به جرمی که مرتکت نشده‌اند لت‏وکوب کرده و عقده‏های عمدتا گرفته شده از محیط بیرون و روابط شخصی‏شان را بر کسانی که شریک و همدم زندگی او محسوب می‏گردد، خالی کنند. به باور این گزارش هنوز زنانی زیادی مجبور به خودکشی، خودسوزی، فرار از منزل و تحمل رنج‏ها و دردهای طاقت‌فرسا می‏باشند که در اثر خشونت‏های متداوم و همه‌روزه‏ی مردان خانواده و اجتماع بر آن‏ها تحمیل می‏گردد.

هنوزهم زنان و دختران زیادی قربانی هوس‏های غیر انسانی مردانی می‏شوند که با بی‏رحمی و شقاوت بر آنان تجاوز می‏کنند.

هنوز هم به مقیاس بلندی از قضایای حقوقی و جنایی در دوایر عدلی و قضایی کشور وجود دارند که در آن‏ها حقوق زنان نادیده گرفته شده و با برخورد تبعیض‌آمیزی علیه آنان ظلم و بی‏عدالتی صورت می‏گیرد.

تبعیض همچنان در تمام زمینه‏های زندگی زنان کشور وجود داشته و متأسفانه با گذشت تقریبا ده سال از حاکمیت جدید هنوز هم نتوانسته‌ایم شاهد وضعیتی باشیم که زنان از جایگاه و موقعیت برابر با مردان جامعه برخوردار بوده و بدون اعتراض بتوانند به موقعیت‏هایی دست یابند که فرصت دسترسی بسیار آسان در آن زمینه برای مردان وجود دارد.

جایگاه پایین و حقیر زنان نسبت به مردان در روابط خانوادگی، یک واقعیت تعریف شده، قابل قبول و انکار ناپذیر بوده و هیچ اعتراضی در برابر آن نمی‏تواند شنونده داشته و یا جدید تلقی گردد.

هنوز هیچ اقدام مهم و مشخص عملی در راستای تثبیت جایگاه زنان در ساختارهای اجتماعی و سیاسی کشور صورت نگرفته و تمام واحدهای اداری کشور به خصوص در ولایت‏ها همچنان مردانه و بدون حضور زنان وجود دارند.

ناگفته نباید گذاشت که در جریان ده سال گذشته دست‌آوردهای هم در رابطه به وضعیت حقوق بشری زنان در کشور وجود داشته ولی با توجه به توقعی که برده می‏شد و امکانات و فرصت‏های که صرف گردیده است، باید اقرار کنیم که کافی نبوده است. اگرچه که در مواردی واقعا مهم و اساسی نیز بوده است.

کارهایی که در عرصه‌ی قانون‌گذاری انجام یافته یا در حال تکمیل شدن است، بدون تردید یکی از مهم‏ترین و اساسی‏ترین گام‏های دولت افغانستان در زمینه تأمین برابری جنسیتی در این بخش به حساب می‏آید.

تصویب قانون قانون اساسی جدید با ماده‌هایی که در رابطه به حقوق و وجایب افراد در فصل دوم آن آمده است و تصویب قانون منع خشونت علیه زن از مهم‌ترین دست‌آوردهای ده سال آخیر دولت جمهوری و اسلامی افغانستان است.

ایجاد فرصت‏های نسبتاً مناسب و برابر برای دختران و پسران در عرصه‏ی تعلیم و تربیت و تحصیلات عالی، ایجاد فرصت‏های برابر قانونی برای زنان و مردان در زمینه‏ی کار و اشتغال از مواردی دیگری است که می‏توانند به عنوان دست‌آوردهای سال‏های اخیر عنوان گردند.

ناگفته نباید گذاشت که کمبود معلمان زن در مکاتب و حاکمیت عرف وعنعنات ناپسند در برخی از خانواده‏ها نسبت به برنامه‏های تعلیمی زنان و دختران یکی از چالش‏های مهم سر راه تعلیم و تحصیل زنان کشور است که متأسفانه هنوزهم در مقیاس بالایی جامعه‏ی زنان افغان را متضرر می‏سازد

این در حالی است که مبتنی بر قوانین ملی و بین‌المللی دولت افغانستان مکلف به ایجاد شرایطی است تا تدابیر عملی مناسب را در جهت مبارزه با خشونت روی دست بگیرد.

گزارش کمیسیون تأکید مشخصی روی مبانی قانونی منع خشونت علیه زنان کرده می‏نویسد:

«قانون اساسی و قانون منع خشونت علیه زن، قانون مدنی، قانون احوال شخصیه‌ی اهل تشیع، قانون مبارزه با قاچاق انسان و سایر قوانین عادی کشور، دولت افغانستان را مکلف به اتخاذ و حمایت تدابیر مؤثر جهت مبارزه با تبعیض و خشونت علیه تمام شهروندان به‌خصوص زنان کشور نموده است.»

همان‌گونه که در گزارش وضعیت حقوق بشر زنان نیز اشاره شده است ما برخی از ماده‏های قانونی را داریم که مبتنی بر آن‏ها خشونت و تبعیض علیه زنان منع شده و مکلفیت‏های دولت در راستای جلوگیری از توسعه‏ی خشونت مشخص گردیده است.

ماده‏ی 22 قانون اساسی هر نوع تبعیض بین اتباع کشور را ممنوع قرار داده و برابری زن و مرد را در برابر قانون تسجیل نموده است1.

ماده‎ی 44 قانون اساسی، دولت را مکلف به اتخاذ تدابیر و انجام برنامه‏های انکشافی به‏نفع سواد‌آموزی و انکشاف آموزش زنان نموده است2.

بررسی دقیق ماده‏ی 44 قانون اساسی جدید کشور، نشان می‏دهد که قانون‏گذاران به‌نحوی در این ماده به تبعیض مثبت به نفع زنان تأکید داشته و دولت را در برابر حق آموزش و پروش زنان به صورت خاص هدایت داده و مکلف به ایجاد راهکارهای روشن و مؤثر کرده است.

ماده‏ی 54 قانون اساسی جدید افغانستان، مکلفیت دولت را در حمایت از خانواده تذکر داده است. در این ماده سلامتی روحی و بدنی مادر و کودک به عنوان یکی از مکلفیت‏های مهم دولت تعریف گردیده و به دولت وظیفه داده شده است تا شرایط لازم و مبتنی بر نیاز را در این زمینه، بوجود آورد3.

ماده‏ی 83 قانون اساسی به تناسب نفوس از هر ولايت طور اوسط حداقل دو وکيل زن در ولسی‌جرگه را به عنوان عضو پیش‏بینی کرده است. همچنین ماده‏ی 84 در مورد یک سوم از اعضای انتصابی مجلس سنا که توسط رئیس جمهور معرفی می‏گردد، از رئیس جمهور می‏خواهد تا نصف این افراد را از میان زنان معرفی کند.

ماده‌ی 7 قانون اساسی جدید کشور، دولت را به رعایت تمام اسناد حقوق بین‌المللی که افغانستان به آن‏ها ملحق شده و تصویب کرده، مکلف نموده است4.

قانون منع خشونت علیه زن سند مهم و معتبر دیگری است در سطح ملی که دولت افغانستان را مبارزه علیه تبعیض و خشونت علیه زنان مسؤولیت می‏دهد. تصویب این قانون یکی از اساسی‏ترین کارهایی است که دولت افغانستان در جریان ده سال گذشته، در جهت رفع تبعیض و خشونت علیه زن انجام داده است.

مبتنی بر ماده‏ی دوم این قانون، هدف از تصویب آن، تأمین حقوق قانونی و حفظ کرامت انسانی زن، حفظ سلامت خانواده و مبارزه علیه رسوم، عرف و عادات ناپسند که سبب خشونت علیه زن می‏گردد، حمایت قربانیان خشونت، جلوگیری از خشونت علیه زن، بلند بردن سطح آگاهی عامه در مورد خشونت علیه زن و تعقیب عدلی مرتکبان جرم خشونت علیه زن، می‏باشد.

ماده‏ی 15 قانون منع خشونت علیه زن، کمیسیون عالی منع خشونت علیه زن را ایجاد کرده که از صلاحیت‏های تخقیق، اجرای برنامه‏های آگاهی‌دهی، تأمین هماهنگی بین نهادهای مبارزه با خشونت، پیشنهاد تعدیل یا وضع مقررات که در تطبیق این قانون مؤثر باشد و... برخوردار است5.

ماده‏ی 8 تا 15 این قانون نهادهای حمایتی را معرفی نموده و مسؤولیت‏های هریکی از آن‏ها را در رابطه به رفع خشونت علیه زن، تذکر داده است. فصل سوم این قانون به مسایل جزایی حراییم خشونت علیه زن پرداخته است.

یکی از مهم‏ترین ماده‏های این قانون ماده‏ی 43 آن است که تصریح می‏کند در صورت که احکام این قانون با سایر قوانین عادی کشور، در مغایرت باشد، به احکام این قانون رجحان داده می‏شود.

به همین ترتیب ما می‏توانیم مبانی منع خشونت و تبعیض علیه زنان را در اسناد و قوانین بین‌المللی نیز دریافته و مکلفیت دولت را به عنوان عضو این اسناد و قوانین بین المللی متوجه شویم. 

اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، کنوانسیون بین‌المللی رفع کلیه‌ی تبعیضات علیه زن، میاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، قطعنامه‌ی 1325 که در نشست 4213‌- مورخ  31  اکتوبر سال 2000  شورای امنيت صادر گرديده است، عهدنامه‏ی بین‌المللی حقوق سیاسی زنان و برخی دیگر از اسناد بین‌المللی حقوق بشر در مجموع به مبارزه علیه تبعیض و خشونت علیه زنان تأکید داشته و دولت‏ها‏ی عضو را مکلف به طرح و عملی کردن برنامه‏هایی کرده است که بتوانند به عنوان راهکارهای مبارزه علیه تبعیض و خشونت علیه زنان مؤثر واقع گردد.

خوشبختانه دولت افغانستان تا کنون تعدادی زیادی از این اسناد بین‌المللی حقوق بشر تصویب یا امضاء نموده و عملا مکلف به اجرای آن‏هاست6.

 

برشماری برخی از عوامل خشونت علیه زن در کشور

بیسوادی، پایین بودن میزان آگاهی مردم از حقوق و وجایب شهروندی، عدم آگاهی زنان از موقعیت و حقوق مربوط به خودشان، فقر و عدم استقلال مالی زنان، محرومیت از حقوق سیاسی و اجتماعی، حاکمیت عرف و عنعنات خرافی بر زندگی اجتماعی و خانوادگی زنان، عدم دسترسی به عدالت و وجود فرهنگ معافیت از مجازات از مهمترین عوامل خشونت علیه زن در افغانستان است که در گزارش کمیسیون به آن اشاره شده است.

 

بی‏سوادی

تحقیقات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در این زمینه نشان می‏دهد که بخش اعظمی از قضایایی خشونت علیه زن در خانواده‏های اتفاق می‏افتند که از لحاظ سطح سواد و آگاهی به خصوص آگاهی حقوقی در ردیف پایین‏تری قرار دارند. به همین دلیل خشونت در میان خانواده‏های روستایی به مراتب جدی‏تر و بیشتر از خانواده‏های شهری و تحصیل کرده بوده و حتا نوع خشونت نیز در خانواده‏های روستایی شدیدتر و جدی‏تر است تا خانواده‏های شهری و تحصیل‌کرده.

بد دادن، بدل، ازدواج اجباری، ازدواج خردسن و لت‏وکوب از مواردی است که بیشتر در خانواده‏های که از سواد و آگاهی کافی در زندگی اجتماعی برخوردار نیستند، اتفاق می‏افتند.

 

عدم آگاهی از قوانین و جایگاه زنان در اجتماع و خانواده

بخشی از خشونت علیه زنان ارتباط زیاد به عدم آگاهی زنان از جایگاه و حقوق اجتماعی و فردی آنان دارد. بدون تردید خانمی که می‏داند در نظام خانودگی و اجتماعی از چه جایگاه و موقعیتی برخوردار بوده و از چه حق و حقوقی برخوردار است، اجازه نمی‏دهد تا کسی به حقوق او دست درازی کرده و جایگاهش را نادیده بگیرد. مراجعه به قانون و دستگاه‏های عدلی و قضایی و نهادهای مدافع حقوق زنان، راه‌هایی است که می‏تواند تمام زنان را از خشونت علیه او به‌نحوی محافظت کرده و فرصت زندگی مناسب به شأن و شایسته‏ای را برای آنان فراهم کند.

 

 فقر و عدم استقلال مالی زنان

در بیشتر خانواده‏های ما به‌خصوص خانواده‏های روستایی زنان از لحاظ اقتصادی به مردان و شوهران‌شان وابسته بوده و به دلیل نداشتن منبع عایداتی، هیچ صلاحیتی در این امور ندارند. این وابستگی به میزان زیاد فرصت و زمینه‏ی آن را برای مردان در زندگی خانوادگی فراهم می‏کند تا با جرأت بیشتر زنان خانواده‏اش را مورد خشونت قرار دهند. در حالی‏که زنانی با این موقعیت نیز هیچ جرئتی برای دفاع از خود و واکنش در برابر خشونت علیه خودش را نداشته و مجبور به تحمل تمام مشکلات و خشونت‏ها می‏باشند.

 

محرومیت از حقوق سیاسی و اجتماعی

عدم حضور واقعی و مناسب زنان در موقعیت‏های مهم دولتی و اداری و بالاخره عدم حضور زنان در سیاست‌گذاری‏ها و تصمیم‏گیری‏های کلان ملی، نیز این فرصت را که ظرفیت‏های اساسی حمایت از حقوق بشر زنان را در جامعه تقویت می‏کنند، از بین برده و در چنین شرایطی بخش اعظم از فعالیت‏های حمایوی برای زنان در برابر خشونت به شعار و برنامه‏های غیر مؤثر ناکارا تبدیل شده و عملا از بازدهی باز خواهد ماند.

 

حاکمیت عرف و عنعنات ناپسند و خرافی

در رابطه به حاکمیت عرف و عنعنات ناپسند مطمئناً همه می‏دانیم که بخش زیادی از مشکلات زنان ارتباط به حاکمیت باورهایی دارند که به عنوان عرف یا رسم و رواج در جامعه‏ ما وجود دارد. تعدادی زیادی از خانواده مبتنی بر باورهای خرافی از زندگی و اجتماع دختران‌شان را از تعلیم تحصیل محروم و در مواردی زیادی وادار به زندگی می‏کنند که هرگز مورد تأیید دختران‌شان نمی‏باشد. ازدواج‏های  اجباری، بد دادن و بدل از پیامدهای بارز حاکمبت عرف و عنعناب در زندگی اجتماعی و خانوادگی مردم کشور ماست.

 

حاکمیت فرهنگ معافیت و عدم دستری به عدالت

عدم دسترسی به عدالت و وجود فرهنگ معافیت در سیستم عدلی و قضایی کشور، یکی از مهم‏ترین عوامل خشونت علیه زن و افزایش این پدیده‌ی ناگوار ملی در جامعه‏ی ماست.

زنانی که مورد خشونت قرار می‏گیرند نیازمند حمایت‏های حقوقی و عدلی است. در حالی‏که مواردی زیادی دیده شده است که قضایی خشونت علیه زن جدی گرفته نشده و عملان خشونت آن‌گونه که قانون حکم می‏کند مجازات نگردیده‏اند. معافیت جزایی عاملان جرایم خشونت علیه زن این روحیه را در جامعه تقویت می‏کند که مردان بدون حراس از بازخواست هرگونه که خواسته باشند با زنان برخورد کنند.

 

موارد عینی و شناخته‌شده‏ی خشونت

گزارش دفتر هماهنگی بخش حمایت از حقوق زنان در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، قتل، لت‏وکوب، بد دادن، بدل کردن، تحمیل ازدواج اجباری، به ازدواج دادن خردسالان، سقط جنین، عذم پرداخت نفقه، قرار دادن در وضعیت بی‏سرنوشتی، اخراج از منزل، ممانعت از فعالیت‏های اجتماعی، غصب ملکیت، طلاق دادن، تجاوز جنسی، اختطاف، توقیف بدون موجب، کشاندن اجباری به اعتیاد به مواد مخدر، را از مهم‏ترین موارد خشونت علیه زن در خانواده و جامعه‏ی افغانی لیست کرده است. همچنین زنان را وادار می‏کند تا به هدف رهایی از خشونت دست به اعمالی چون خودسوزی، خودکشی، تریاک خوردن، اقدام به قتل، سقط جنین، فرار از منزل وکارهای شبیه این‏ها زده و خواسته یا نا خواسته خود را در معرض خطر قرار دهند.

گزارش وضعیت حقوق بشر زنان در شش ماه اول سال جاری دسته‌بندی تازه‏ای را مبتنی بر ارتباط انواع جرایم و خسونت‏ علیه زن که به هم دیگر دارند، دسته‌بندی تازه‏ای را از انواع خشونت علیه زنان انجام داده است که ما نیز در پیروی از این دسته‌بندی به آمار و موارد مهمی از انواع خشونت علیه زنان در این بخش اشاره‏ی خواهیم داشت:

خشونت فزیکی، خشونت جنسی، خشونت لفظی و روانی، خشونت اقتصادی و خشونت‏های ساختاری، پنج نوع عمده‌ی خشونت علیه زنان است که به‌نحوی تمام انواع خشونت علیه زنان را در برداشته و شامل می‏گردد.

 

الف: تیله کردن، سوختاندن، کشیدن موها، سیلی زدن، مسموم کردن، لگد زدن، پاشیدن تیزاب، لت‏وکوب با استفاده از سیم، لت‏وکوب با استفاده از چوب، لت‏وکوب با استفاده از کنداق، استفاده از کارد و چاقو، قطع اعضای بدن، استفاده از سنگ یا کلوخ، استفاده از سلاح و برخی از اشکال دیگری خشونت چیزهایی‏اند که در لیست خشونت فزیکی علیه زن در این گزارش  ثبت گردیده است. در گزارش آمده است:

«از 2433 مورد خشونت که در شش ماه اول سال جاری اتفاق افتاده است 814 مورد ان خشونت فزیکی بوده است که تقریبا 33 درصد کل موارد خشونت را تشکیل می‏دهد.

در حالی‏که آمار خشونت فزیکی در شش ماه اول سال گذشته (1389) به 261 مورد می‏رسید که میزان درصد آن نسبت به کل موارد خشونت علیه زن در شش ماه اول سال گذشته که 1167 مورد ثبت شده بود، 22 درصد را نشان می‏دهد.

اگر ما موارد خشونت فزیکی را که در شش ماه اول سال جاری اتفاق افتاده است (814) با تعداد موارد خشونت که در شش ماه اول سال گذشته (261)  به ثبت رسیده است مقایسه کنیم تقریبا 211 درصد افزایش یعنی بیشتر از سه برابرافزایش  را در این بخش شاهد خواهیم بود.

 

ب: مقاربت جنسی اجباری، روسپیگری اجباری، بارداری اجباری، سقط جنین اجباری، درخواست عمل نامشروع، ارتباط نامشروع شوهر با دیگران، اعمال دارای خصوصیات جنسی مثل دشنام و تحقیر، اجبار کردن به تماشای فلم‏های زشت درلیست خشونت‏های جنسی آمده است. آمار گزارش نشان می‏دهد:

«از مجموع 2433 مورد خشونت علیه زن 216 مورد آن به خشونت‏های جنسی ارتباط دارد. که تقریبا 9 درصد را تشکیل می‏دهد.

این در حالی است که آمار خشونت جنسی در شش ما اول سال گذشته (1389) به 87 مورد رسیده و 7 درصد کل آمار خشونت در عین زمان را که 1167 مورد بود، تشکیل می‏داد.

مقایسه‌ی آمار خشونت جنسی سال جاری (216) با سال گذشته (87) 27/148 درصد یعنی نزدیگ به دو و نیم برابر افزایش را نشان می‏دهد.»

 

ج: تهدید به ازدواج مجدد، توهین به خاطر نداشتن کودک (اولاد)، تمسخر، تهدید و طلاق و گرفتن اولاد، متهم کردن به بد رفتاری، تحقیر و دشنام دادن، تهدید به بی‏سرنوشتی، توهین به خاطر نداشتن فرزند پسر، تهدید به قتل، تهدید تجاوز به اقارب، تهدید به اخراج از منزل از موارد خشونت لفظی می‏باشند که در گزارش لیست گردیده است.

مطابق به گزارش وضعیت حقوق بشری زنان در شش ماه اول سال جاری از مجموع 2433 مورد خشونت علیه زن در شش ماه اول سال جاری 595 مورد آن مربوط به خشونت‏های لفظی و روانی می‏گردد که تقریبا 24 درصد از کل موارد خشونت علیه زن را در این زمان مشخص تشکیل می‏دهد که در بانک اطلاعات کمیسیون ثبت گردیده است.

در سال گذشته در عین زمان 142مورد خشونت لفظی و روانی ثبت گردیده بود که تقریبا 12 درصد کل خشونت علیه زن را در همان زمان که به 1167 مورد می‏رسید تشکیل می‏داد.

مقایسه‌ی ‌آمار خشونت‏های لفظی و روانی در شش ماه اول سال جاری با شش ماه اول سال گذشته (1389) افزایش در حدود 319 درصد یعنی بیشتر از چهار برابر را نشان می‏دهد.

 

د:عدم تأمین نفقه‏ی زن و فرزند، جلوگیری از اشتغال، فروش اشیای مربوط به زنان، اخذ اجباری معاش و دست‌مزد زنان، ندادن حق میراث، عدم داشتن صلاحیت لازم در خانه و موارد دیگری که به‌نحوی به حقوق اقتصادی زنان ازتباط دارند، از مهم‏ترین موارد خشونت اقتصادی علیه زنان در کشور است که توسط کمیسیون لیست گردیده است. تحقیقات کمیسیون نشان می‏دهد که از 2433 مورد خشونت علیه زنان 375 مورد آن به خشونت‏های اقتصادی علیه زنان ارتباط دارد که تقریبا 15 درصد را شکل می‏دهد.

در شش ماه اول سال گذشته موارد خشونت‏های اقتصادی به 42 مورد می‏رسید که تنها 4 درصد از 1167 مورد کل خشونت علیه زنان را در همان زمان تشکیل می‏داد. بنا بر این اگر بین موارد خشونت‏های اقتصادی در سال جاری و سال گذشته مقایسه گردد در سال جاری تقریبا 792 درصد یعنی بالاتر از 8 برابر افزایش را در عین زمان نشان می‏دهد.

 

هـ: ممانعت از تعلیم و تحصیل، بدل کردن، بد دادن، ممانعت از بیرون رفتن از خانه، ممانعت از حق انتخاب همسر، ازدواج اجباری، طلاق اجباری، ازدواج قبل از وقت، گرفتن (گله، طویانه، قلین و ولور)، اخراج از منزل و مواردی دیگری از این نوع خشونت شامل لیست خشونت‏های سختاری می‏گردد. گزارش کمیسیون می‏نویسد:

«از مجموع 2433 مورد خشونت علیه زن 433 مورد که تقریبا 18 درصد را تشکیل می‏دهد شامل خشونت‏های ساختاری می‏باشد که در شش ماه اول سال جاری در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ثبت شده است.

در سال گذشته در عین زمان موارد خشونت‏های ساختاری به 287 مورد می‏رسید که تقریبا 25 درصد کل موارد خشونت علیه زن را که به 1167 مورد در شش ماه اول سال می‏رسید، تشکیل می‏داد.

مقایسه بین این دو رقم خشونت در دو سال اخیر نشان می‏دهد که در سال جاری خشونت‏های ساختاری با رقم 433 مورد در شش ما اول سال تقریبا 50 درصد افزایش را نسبت به سال قبل (287 مورد) نشان می‏دهد.»

 

پیامدهای تبعیض و خشونت علیه زن

موجودیت تبعیض و خشونت علیه زنان در سطح جامعه و خانواده پیامدهای خطرناکی را به‌دنبال دارد. خودکشی، خودسوزی، قتل، اقدام به قتل، تریاک خوردن، فرار از منزل و اعتیاد به مواد مخدر از مهم‏ترین مواردی است که در گزارش کمیسیون به آن‏ها به عنوان پیامدهای خشونت علیه زن، اشاره گردیده است. آمار به نشر رسیده در این مورد توسط کمیسیون نشان می‏دهد که از مجموع 348 مورد از قضایای که به‏عنوان پیامدهای ناگوار اعمال تبعیض و خشونت علیه زن توسط کمیسیون به ثبت رسیده است، 20 مورد که تقریبا 6 درصد را تشکیل می‏دهد مربوط به خودکشی، 30 مورد که تقریبا 9 درصد را تشکیل می‏دهد مربوط به خودسوزی، 26 مورد که تقریبا 7 درصد را تشکیل می‏دهد مربوط به قتل، 53 مورد که تقریبا 15 درصد را تشکیل می‏دهد مربوط به اقدام به قتل، 47 مورد که تقریبا 14 درصد را تشکیل می‏دهد مربوط به تریاک خوردن، 77 مورد که تقریبا 22 درصد را تشکیل می‏دهد مربوط به فرار از منزل و 95 مورد که تقریبا 27 درصد را تشکیل می‏دهد مربوط به اعتیاد به مواد مخدر می‏باشد که متأسفانه در شش ماه اول ساری اتفاق افتاده است.

می‌توان گفت، میزان پدیده‏هایی که به عنوان پیامدهای تبعیض و خشونت علیه زنان شناسایی گردیده است مبتنی بر میزان موارد تبعیض و خشونت علیه زن، افزایش یا کاهش یابد.

 

پی‌نوشت‌ها

[1] هر نوع تبعيض و امتياز بين اتباع افغانستان ممنوع است. اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق و وجايب مساوی می‌باشند. (ماده‌ی 22 قانون اساسی افغانستان)

[1]  دولت مکلف است به منظور ايجاد توازن و انکشاف تعليم برای زنان، بهبود تعليم کوچيان و امحای بی‌سوادی در کشور، پروگرام‌های مؤثر طرح و تطبيق نمايد. (ماده‌ی 44 قانون اساسی افغانستان)

[1]  خانواده رکن اساسی جامعه را تشکيل می‌دهد و مورد حمايت دولت قرار دارد.

دولت به منظور تأمين سلامت جسمی و روحی خانواده، بالاخص طفل و مادر، تر بيت اطفال و برای از بين بردن رسوم مغاير با احکام دين مقدس اسلام تدابير لازم اتخاذ می کند. (ماده‌ی 54 قانون اساسی افغانستان)

[1] دولت منشور ملل متحد، معاهدات بين‌الدول، ميثاق‌های بين‌المللی که افغانستان به آن ملحق شده است و اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر را رعايت می‌کند. (بند اول ماده‌ی 7 قانون اساسی جدید افغانستان)

[1] کمیسیون عالی منع خشونت علیه زن دارای وظایف و صلاحیت‌های ذیل می‌باشد:

  • مطالعه و ارزیابی عوامل ارتکاب خشونت در کشور و اتخاذ تدابیر وقایوی جهت رفع آن.
  • طرح پروگرام‌های تبلیغاتی و آگاهی عامه به‌منظور جلوگیری از ارتکاب خشونت‌.
  • تأمین هماهنگی فعالیت‌های ادارات دولتی و غیر‌دولتی ذی‌ربط در امر مبارزه علیه خشونت‌.
  • جمع‌آوری احصائیه و ارقام جرایم خشونت.
  • ارائه‌ی پیشنهاد مبنی بر تعدیل احکام این قانون.
  • پیشنهاد مقرره و وضع لوایح و طرز‌العمل‌های مربوط به‌منظور تطبیق بهتر احکام این قانون.
  • مطالبه‌ی معلومات در مورد قضایای خشونت از پولیس، سارنوال و محکمه.
  • ترتیب گزارش سالانه‌ی اجراآت در مورد خشونت و ارائه آن به شورای وزیران.
  • سایر وظایفی که از طرف حکومت محول می‌شود.
  • طرز فعالیت کمیسیون توسط لایحه‌ای که از طرف کمیسیون تصویب می‌شود، تنظیم می‌گردد. (ماده‏ی 16 قانون منع خشونت علیه زن)

[1]  اسناد بین‌المللی حقوق بشر که دولت افغانستان آن‏ها را تصویب کرده است:

  • معاهده‏ی بین‌المللی محو تمامی اشکال تبعیض نژادی، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 6 جولای 1983
  • میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 24 جنوری 1983
  • میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 24 جنوری 1983
  • کنوانسیون رفع کلیه‌ی اشکال تبعیض علیه زن، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 5 مارچ 2003
  • کنوانسیون عدم تطبیق محدودیت‏های قانونی بر جرایم جنگی و جرایم علیه بشریت، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 22جولای 1983
  • کنوانسیون منع شکنجه، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 1 اپریل 1987
  • کنواسیون حقوق کودک، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 28 مارچ 1994
  • پروتکول اختیاری حقوق کودک در ارتباط به حقوق کودکان در منازعات جنگی، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 24 سپتمبر 2003
  • پروتکول اختیاری حقوق کودکان در ارتباط به فروش، سوء‌استفاده و قاچاق کودکان، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 19 سپتمبر 2002
  • کنوانسیون پیش‏گیری و مجازات جرم جنوساید یا نسل‏کشی، تاریخ تصویب توسط دولت افغانستان 22 مارچ 1956