گفتمان مردم افغانستان پیرامون صلح شمس
گفتمان مردم افغانستان پیرامون صلح، عنوانی گزارشی است که ضمن کنفرانس مطبوعاتی در 13 ماه قوس سالجاری در دفتر شبکهی جامعهی مدنی و حقوق بشر توسط تعدادی از نمایندگان جامعهی مدنی به خبرنگاران ارائه شد. این گزارش توسط 13 نهاد جامعهی مدنی تهیه و قبل از برگزاری جلسهی بن دوم تکمیل شده و حاوی پشنهادهایی برای تأمین صلح دایمی در کشور بود. این گزارش بازتابدهندهی دیدگاهها و نظرات بیش از1500 نفر از شهروندان کشور است که در 31 ولایت کشور از اقشار مختلف، در رابطه به برنامهی صلح و ادغام مجدد ارائه شده است.
مبانی کلیدی رسیدن به صلح گزارش، باورهای مردم را در رابطه به این موضوع جمعآوری کرده، نتیجه میگیرد که برای رسیدن به صلح لازم است تا دولت افغانستان و جامعهی جهانی دو چیز بسیار مهم را در نظر داشته باشد. 1- شریک ساختن عامهی مردم در روند صلح یا راهاندازی یک پروسهی فراگیر؛ 2- راهاندازی یک روند تحت رهبری افغانها با در نظر داشت وحدت ملی. از دید این گزارش تنها وقتی به صلح پایدار دست میبایم که بتوانیم دیدگاهها و نظرات مردم را در رابطه به صلح با خود داشته باشند. در بخشی از این گزارش آمده است: «حکومت باید روش خود را تغییر داده و مجامع مدنی را در برنامههای مشورتی دعوت نموده و دیدگاه آنان را نیز در نظر بگیرد. آنها باید تلاشهای صلح را مطابق خواست مردم ملکی برنامه ریزی کنند. در مجموع هرافغان به نوبهی خود میتواند یک نقش حیاتی را بازی نماید تا صلح و ثبات را به افغانستان بیاورد. اما هیچ کس به ما و دیدگاههای ما توجه نمیکند. برخی از مردم از بیرون روشهای را تحمیل میکنند تا صلح بیاورند در حالیکه آنها از شرایط زندگی مردم در نقاط دور دست آگاهی ندارند.» افغانی بودن پروسهی صلح چیز دیگری است که مورد تأکید افغانها بوده و توصیه شده است که در افغانی بودن پروسهی صلح تمام افغانها حتا طالبان نیز این فرصت را بهدست میآورند تا دیدگاهها و نظراتشان را در رابطه به موضوع صلح آزادانه ابراز کرده و به نحوی احساس مسؤولیت کنند. در حقیقت این موضوع از اهیمت خاصی برخوردار است زیرا در یک پروسهی صلح افغانی، تمام افغانها با جرئت مشکلاتشان را که باعث شده اختلافات جدی بهوحود آید و جنگهای خونین و دوامداری شکل گیرد، بازگو کرده و سخنان همدیگر را بفهمند. این کار باعث میشود تا مردم کشور اعتماد به نفس بیشتری بدست آورده و حتا نسبت به موضوعاتی که در جلسات صلح مطرح میشود، با تعهد و مسؤولیتپذیری بیشتری، برخورد کنند.
مؤلفههای صلح در این گزارش از چهار چیز به عنوان مؤلفههای ثابت صلح دوامدار یادآوری شده است که در نتیجهی تحلیل و بررسی دیدگاهها و باورهای مردم بدست آمدهاند. تأمین امنیت، ضرورت مهار فساد، بیعدالی و عدم حاکمیت قانون، تحقق رونق اقتصادی و عدالت اجتماعی و حمایت و ترویج حقوق بشر مجموع پیشنهادهایی است که مردم کشور برای رسیدن به صلح دایمی به دولت و جامعهی جهانی کرده است. مردم باورد دارند که تحقق این چهار اصل میتواند زمینه یا پیششرطهای اساسی برای دستبابی به صلح بوده و بدون این پیششرطها ممکن نیست به امنیت و صلح دایمی دست یابیم.
الف: تأمین امنیت اولین مؤلفهی صلح تأمین امنیت در کشور عنوان شده و در گزارش آمده است: «تقریبا تمام افغانها اعم از زن و مرد در تمام حصص مملکت که نظریاتشان را در گفتمان مردم شریک ساختهاند، اظهار داشتند که از سال 2005 وضعیت امنیتی به تدریج رو به وخامت گذاشته است. وضعیت موجود وخیم بوده و هرروز رو به وخامت بیشتر مینهد. تعدادی از زنان در قندهار گفتند که وقتی مردم بیرون از خانه میروند مطمئن نیستند که زنده بازمیگردند یا نه. در بسیاری از زونها مردم گفتند که شرایط امنیتی رو به وخامت نهاده و دولت تنها کنترل محدودی به مراکز ولسوالیها را در اختیار دارند.» مبتنی بر گزارش گفتمان مردم افغانستان پیرامون صلح، تقریبا تمام مردم که در پروسهی نظردهی شرکت کرده بودند، تأکید کردند که تقویت ظرفیتهای ساختاری و عملی ارگانهای امنیتی در کشور یکی از ضروریات اساسی بوده و دولت افغانستان و جامعهی جهانی باید به این موضوع به صورت جدی فکر کنند. مردم باور داشتند که نبود یک ساختار قوی و عاری از فساد امنیتی میتواند زمینه را برای گسترش برنامههای تخریبی و ویرانگر، مساعد کرده و به میزان مشکلات بیفزاید.
ب: ضرورت به مهار فساد، بیعدالی و عدم حاکمیت قانون فساد اداری، بیعدالتی و عدم حاکمیت قانون در کشور از مواردی است که تمام مردم افغانستان نسبت به آن اذعان داشته و باور دارند که اگر مبارزهی جدی علیه این سه پدیدهی رو به گسترش، صورت نگیرد، دستیابی به صلح ناممکن خواهد بود. گزارش نشان میدهد که تمام کسانی که در بحث گفتمان برای صلح و ادغام مجدد شرکت کرده بودند باورداشتند که بخش اعظم از مساعدتهای مالی جامعهی جهانی که به هدف توسعهی اقتصادی و اجتماعی در کشور صورت گرفته، توسط برخی از افراد، حیف و میل شده است و دولت افغانستان و جامعهی جهانی به هدفی که در این زمینه تعیین شده بود، دست نیافتهاند. آنها باور داشتند که عدالت یکی از شرایط اساسی رسیدن به صلح پایدار میباشد. بدون تأمین عدالت ممکن نیست بتوانیم به صلح دست یابیم. گزارش موضوعی را از زبان یکی از باشندگان ولسوالی آبکمری ولایت بادغیس نقل کرده مینویسد: «ما از وضعیت جاری در این کشور واقعا خسته شدهایم. همه فاسداند و برای مردم هیچ عدالتی وجود ندارد. یک قاتل ممکن است در بازار آزادانه قدم بزند و یک قربانی بیپناه بماند. ما هیچ کاری را کرده نمیتوانیم. زنان براساس فیصلههای محکمهی صحرایی قبایل و مردم محل، کشته میشوند و دولت هیچ توجه به این مسایل ندارد.» گزارش از وضعیت بد حاکمیت در بسیاری از ولایتها، مستنداتی را آورده و نشان داده است که در بسیاری از ولسوالیها بهخصوص ولسوالیهای دور دست و ناامن کشور، سیستم عدلی و قضایی قانونی وجود نداشته و مشکلات حقوقی و حتا جنایی مردم توسط فیصلههای جرگههای عنعنوی و محلی، حل و فصل میشود. در بخشی از این گزارش از زبان یکی از خانمها که در ولایت بغلان مصروف ارائهی خدمات حقوقی است مینویسد: «نهادهای تنفیذ قانون (پولیس، سارنوالی و محاکم) فاسدترین نهادهای دولتی میباشند. یکی از دلایل این که مردم هنوز به روشهای سنتی حل منازعه چسپیدهاند فساد گسترده در درون نهادهای عدلی و قضایی افغانستان میباشد.» گزارش مشکلاتی را در مورد روش استخدام کارمندان ادارات دولتی و نهادهای غیر دولتی عنوان کرده است که مبتنی بر آن در بسیاری از موراد، کارمندان ادارات بر اساس روابط شخصی با یکی از مسؤولان بلند پایه و صلاحیتدار آن اداره، فرصت انتخاب شدن را دارد و این کار باعث شده است تا کسانی که واسطهای در اداراتی که کارمند استخدام میکنند، نداشته باشد فرصت انتخاب را از دست بدهند؛ اگرچه از لحاظ تواناییهای کاری و مسلکی در موقعیتی بهتری قرار داشته باشند.
ج: تحقق رونق اقتصادی و عدالت اجتماعی ارتباط بین صلح و انکشاف اقتصادی و اجتماعی یک امر انکار ناپذیر است. در برنامهی گفتمان پیرامون صلح در افغانستان نیز به این موارد اشاره شده و تأکید شده است که بسیاری از مردم کشور باور دارند که بین این دو پدیده ارتباط نزدیکی و تنگاتنگی وجود دارد. تقویت برنامههای توسعهای و ایجاد زیربناهای توسعه مثل مکتب، شفاخانه، سرک و شرکتهای تولیدی به نحوی مردم را به صلح دایمی و کمک به امینت، تشویق کرده و متقاعد میسازد تا با دولت و مردمش را در تقویت برنامههای توسعهای همکاری نمایند. گزارش از زبان یک معلم زن در ولایت فاریاب مینویسد: «سهدهه جنگ تمام زیر ساختهای افغانستان را ویران کرده است، اما خوشبختانه که بعد از سقوط رژیم طالبان، افغانها، دولتی را تأسیس کردند که سازمان ملل متحد آن را حمایت کرد تا تمام نظامهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را از نو بسازد. تا حال ما شاهد انکشاف در تمام عرصهها بودیم. بطور مثال تأسیس دولت مرکزی، تصویب قانون اساسی جدید و مدرن، ساختن پولیس ملی و اردوی ملی با تجهیزات و امکانات روز و کامل و آموزشدیده که بخشی از پیشرفتهای مهم است. علاوه بر این هزاران پل، مکتب و کلینک صحی در سراسر کشور ساخته شده است. در عرصهی ارتباطات امروز ما شرکتهای مهمی تلفونی و مخابراتی را در کشور داریم. مردم بیشتر ولایتها به انترنت دسترسی دارند. آزادی بیان به عنوان یک دستآورد بزرگ دیگر وجود دارد. ولی با تمام اینها بسیاری از مردم کشور باور دارد که تمام این پیشرفتها متناسب به میلیاردها دالری که مصرف شده است، چیزی نیست که مردم انتظارش را داشت.» گفته میشود افغانستان در جریان ده سال گذشته نزدیک به 60 میلیارد دالر آمریکایی را از کمکهای جامعهی جهانی به مصرف رسانده است ولی هنوز نتوانسته به تناسب این مبلغ دستآورد داشته و کاری مهمی را انجام داده باشد. یعنی مقایسهی کارهایی که انجام یافته با مبلغی که مصرف شده، نشان میدهد که تناسبی بین این دو وجود نداشته و کار خیلی کمتری نسبت به پول که مصرف شده انجام یافته است. هنوز مشکلاتی زیادی وجود داشته و نیازمندیهای جدی در سراسر کشور وجود دارد. دولت مکلف است تا برنامهی توسعهای خود را با جدیت بیشتر و نظارت دقیقتری به پیش ببرد. مبتنی بر برداشتهای این گزارش، بیشتر مردم باور دارند که بخش اعظم از کمکهای مالی جهان برای بازسازی توسط گروههای مافیایی به تاراج رفته و حیف و میل شده است. در گزارش آمده است، تا زمانی که زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی در کشور به صورت شفاف و اساسی مورد حمایت و کنترل دولت افغانستان قرار نگرفته و گامهای عملی در این زمینه برداشته نشود ما همچنان چالشهای جدی را در برابر صلح سراسری و دایمی در کشور خواهیم داشت. توسعهی متوازن، بحث دیگری است که در این گزارش به طور مفصل مورد بحث قرار گرفته است. مردم در تمام جلسات این برنامه در سراسر کشور تأکید کردهاند که اجرای برنامههای انکشافی به صورت عادلانه و مساویانه در تمام ولایتها و ولسوالیهای کشور، یکی از مهمترین پیششرطهای رسیدن به صلح دایمی میباشد. به باور مردم نباید این احساس در میان شهروندان کشور ایجاد شود که دولت مورد حمایت آنها بیشتر از آنکه به آنان توجه داشته باشد، به بخش دیگری از کشور توجه کرده است. تخصیص بودجهی انکشافی ولایتها به صورت عادلانه و اجرای برنامهها و پروژههای انکشافی به صورت عادلانه در تمام ولایتهای کشور یک ضرورت و پیششرط اساسی برای تأمین صلح دایمی است. در گزارش از زبان یکی از عالمان دینی در ولایت نورستان نقل شده است که گفته: «در ولایت نورستان هیچ پیشرفتی صورت نگرفته است. نه جاده ، نه برق، نه امکانات صحی و نه تحصیل، هیچ کدام وجود ندارد. حاکمیت قانون وجودندار. هیچ آموزشی وجود ندارد و 99% مردم بیسواداند.» بدون تردید برداشت مردم از نحوهی عملکرد و برخورد دولت با شهروندانش، معیار مهم و اساسی تعیین روابط بین دولت و مردمش است. مردمی که نسبت به برخورد صادقانه و حمایتگرانهی دولتش مطمئن نباشد، نمیتواند حمایت صادقانهی خودش از با دولت داشته باشد. تنها مردمی میتوانند از دولت حمایت جدی کنند که باور داشته باشند دولت از آنها حمایت کرده و آنها را بیاد دارد.
حمایت و ترویج حقوق بشر گزارش تأکید کرده است که حمایت از حقوق بشر و توسعهی آن در جامعه بهخصوص حمایت و توسعهی برنامههایی که به هدف توسعه و انکشاف حقوق بشری زنان و کودکان اجرا میشود، یکی از مهمترین راهکاری توسعهی ظرفیتصلح و امینت در کشور است. گزارش میافزاید که تقریبا تمام مردم افغانستان به این باور رسیدهاند که در جریان ده سال گذشته وضعیت حقوق بشر در کشور بهبود یافته ولی هنوز هم مشکلاتی وجود دارد و باید تلاش بیشتری صورت گیرد تا حقوق بشر و حمایت از آن در جامعه به عنوان پدیدهی نهادینهشده، تعریف شود. در بخشی از گزارش میخوانیم: تقریبا تمام مردمی که در گفتگو شرکت داشتند، به نوعی به عدالت یا پاسخگویی برای خاتمهدادن به بیش از سهدهه جنگ و درگیری علاقه نشان دادند. با این همه هنوز هم اقلیت کوچکی از مشارکتکنندکان ترس خود را اظهار داشتند که تحقق تحقیق و مجازات جرایم و جنایتهای ضد بشری گذشته، به بیثباتی و طولانیتر شدن درگیری منجر خواهد شد.» گزارش میافزاید که تقریبا در تمام جلسات یک اجماع کلی وجود داشت که نباید در برقراری عدالت در مورد کسانی که جرایم علیه بشریت را مرتکب شدهاند، شک کرد. |






