چالشهای دسترسی به نیازهای اولیهی زندگی
م. ع. بشارت
ورود مواد غذایی کامل، آب آشامیدنی سالم، هوای پاک و محیط پاکیزه، سیستم گرمایی قابل دسترس در فصل سرما، بخشی از نیازهای اولیهی زندگی است که در ده سال گذشته بهررغم تمام تلاشیهایی که از طرف دولت صورت گرفته است، هنوز در شرایط مطلوب و قابل قبول در سطح کشور قرار نداشته و مردم همچنان در محرومیت از آنها به سر میبرند. هنوز تعدادی زیادی از مردم از فقر رنج برده و گرسنگی همچنان یک نگرانی جدی در اذهان عامه است. مشکل آب آشامیدنی در بسیاری از مناطق کشور بهخصوص شهرها، روزبهروز جدیتر شده و رو به افزایش، گزارش میگردد. هوای آلوده و کوچههای مملو از کثافات شهرها بهخصوص شهر کابل به تهدید آشکار علیه صحت باشندگان این شهر تبدیل گردیده و تعدادی زیادی از خانوادهها توان تهیهی مواد سوخت برای گرم کردن خانههایشان را در زمستان ندارند. تعلیم و تربیت با وصف پیشرفتهای که تا امروز داشته هنوز در مواردی با چالشهای جدی مثل وضعیت بد امنیتی، کمبود مواد درسی و آموزگاران با تجربه و توانا، مواجه بوده و هنوزهم تعدادی زیادی از کودکان کشور فرصت آن را ندارد تا به مکتب بروند. دسترسی به خدمات اولیهی صحی، هنوز با مشکلاتی فراوانی روبهرو بوده و حکومت علاوه بر این که کارهای مهمی را دراین زمینه انجام داده و هزینههای هنگفتی را صرف کرده است تاکنون نتواسته به تمام نیازمندیهای موجود در این زمینه رسیدگی کند. هنوز در بسیاری از ولسوالیها به خصوص ولسوالیهای دور دست و ناامن فرصت تداوی وجود نداشته و مردم مجبوراند برای درمان بیماریهایشان دها کیلومتر راه را پیاده یا به وسیلهی الاغ، طی کرده و در مواردی به دلیل دوری و دشواری راه خانه تا مرکز صحی، جانشان را از دست بدهند. بیکاری یا نبود فرصتهای درآمد برای خانوادهها به یکی از معضلات جدی در سطح کشور تبدیل شده و با گذشت بیش از ده سال حکومت جدید افغانستان نتواسته کاری مهمی در این زمینه انجام دهد. این درحالی است که دولت مبتنی بر تعهدات ملی و بینالمللی، نسبت به فراهم آوری شرایط و امکانات به هدف رفع نیازمندیهای اولیهی زندگی در سراسر کشور، مکلفیت قانونی داشته و مأمور به ایجاد فرصت و زمینهی مناسب زندگی برای تمام شهروندان است. یکی از مهمترین اسناد که دولت نسبت به اجرای آن تعهد داشته و مکلف به رعایت آن میباشد قانون اساسی کشور است. در این قانون موادی متعددی وجود دارد که دولت را به تأمین شرایط زندگی مناسب برای شهروندان مکلف کرده است. مادهی 6 قانون اساسی مکلفیت دولت را نسبت به ایجاد جامعهی مرفه و مترقی بر مبنای عدالت اجتماعی عنوان کرده است. مادهی 13 در ارتباط به مکلفیت دولت در زمینهی ارتقای پیشهوری و سطح زندگی مردم اشاره دارد. مادهی 14 در ارتباط به مکلفیت دولت در امر توسعهی زراعت، مالداری و رشد اقتصادی مردم توضح داده است. مادههای 17، 43 و 44 در ارتباط به مکلفیت دولت در عرصهی تعلیم و تربیهی همگانی و برنامهریزی به هدف رشد وتوسعهی آن در سطح جامعه، مطالبی را در بر دارند. مادهی 48 در رابطه به مکلفیت دولت به ایجاد فرصت کار و اشتغال مناسب برای شهروندان کشور، توضیح داده است مادههای 52 و 53 در رابطه به مکلفیت دولت به ایجاد فرصت تداوی و ارایهی خدمات صحی به هموطنان، به صورت مساوی اشاره دارد. مادهی 54 مکلفیت دولت را در رابطه به حمایت از خانواده عنوان کرده است. و بالاخره مادهی 58 این قانون که حمایت از حقوق بشر را به عنوان یکی از مکلفیتهای دولت عنوان کرده است. تعهدات دولت نسبت به اجرای قوانین و اسناد بینالمللی حقوق بشر که عملاً آنها را امضا و تصویب کرده است، مورد دیگری است که دولت را مکلف به تأمین شرایط و سهولتهای اولیهی زندگی برای شهروندان میکند. میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، اعلامیهی جهانی حقوق بشر، کنوانسیون و اعلامیهی جهانی حقوق کودک، کنوانسیون رفع کلیهی تبعیضات علیه زنان، برخی از اسنادی است که تا کنون دولت به آنها پیوسته و با تصویب آنها عملا مکلف به اجرای آنان است. تحقیقات کمیسیون نشان میدهد که دولت علاوه بر مکلفیت قانونی که دارد هنوز نتوانسته به تعهداتش در این زمینه عمل کرده و شرایط که توقع میرفت را بهوجود بیاورد.
فقر گسترده گزارش کمیسیون با عنوان وضعیت حقوق اقتصادی و اجتماعی در کشور نشان میدهد که در حدود 36 درصد نفوس کشور زير خط فقر زندگي ميكنند. مبتنی بر این گزارش 9 میليون نفر از مجموع نفوس کشور به مشكلات جدي اقتصادي روبهرو هستند. در بخشی از این گزارش آمده است: «یافتههای نظارت ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در سال 1388 نشان میدهد که از مجموع مصاحبهشوندگان، 32.1 درصد از آنها اظهار داشتهاند که روزانه کمتر از 50 افغانی درامد دارند و 21.8 درصد گفتهاند، روزانه بیشتر از 50 افغانی عاید دارند.»
مشکلات مسکن مسکن همچنان یه عنوان یک مشکل اساسی در زندگی شهروندان کشور وجود داشته و عدم توازن بین میزان درآمد و کرایهی خانه، یکی از دشواریهای زندگی مردم کمدرآمد کشور است. تحقیقات کمیسیون نشان میدهد که نزدیک به 8 درصد مردم که در خانههای کرایی زندگی میکنند با تهدید اخراج از خانه و بیسرپناهی مواجهاند.
عدم دسترسی به آب صحی دسترسی به آب صحی و سالم بهخصوص در میان شهرنشینان کشور یکی از معضلات اساسی زندگی است. تحقیقات کمیسیون در این زمینه نشان میدهد که نزدیک به 60 درصد از مردم به به آب صحی و سالم دسترسی ندارد. چنانچه در بخشی از گزارش حقوق اقتصادی و اجتماعی میخوانیم: « یافتههای نظارت ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان ميدهد که در سال 1388 خورشیدی، 59.1 درصد از مصاحبهشوندگان گفتهاند که در رابطه با آب مشکل دارند در حالی که این رقم در سال 1389 افزایش یافته و 62.6 درصد از مصاحبهشوندگان گفتهاند در رابطه با آب مشکل دارند. مشکلات مربوط به آب متعدد است. مثلا ً درسال 1387 خورشیدی، 33.7 درصد، درسال 1388 خورشیدی، 39.2 درصد و در سال 1389 خورشیدی، 55.6 درصد از مصاحبهشدگان درسطح كشور گفتهاند آب مورد استفادهیشان صحی و پاک نیست. در سال 1388 خورشیدی، 67.3 درصد از مصاحبهشوندگان گفتهاند که منبع آب قابل استفادهی کمتر از 15 دقیقه (راه یکطرفه)، فاصله دارند و 25 درصد دیگر گفتهاند منبع آب بیشتر از 15 دقیقه فاصله دارند همچنین 7.7 درصد آنها گفتهاند منبع آب بیشتر از یک ساعت فاصله دارد. در سال 1389 معیار فاصله از منبع آب، بر اساس کیلومتر سنجش شده است. در سال 1389 خورشیدی، 82.1 درصد از مصاحبهشوندگان گفتهاند کمتر از یک کیلومتر و 16 درصد آنها 1 تا 3 کیلومتر و 2 درصد آنها بیشتر از 3 کیلومتر از منبع آب فاصله دارند.»
مشکلات در زمینهی دسترسی به خدمات صحی مشکلات در زمینهی دسترسی شهروندان به خدمات اولیهی صحی، یکی از مهمترین مشکلات مردم کشور است. تحقیقات و بررسیهای کمیسیون در این زمینه نشان میدهد که هنوز مردم کشور مشکلات زیادی را در این زمینه دارند. چنانچه در بخشی زا گزراش حقوق اقتصادی و اجتماعی کمیسوین میخوانیم: «از میان 9333 نفری که در سال 1388 مصاحبه دادهاند، 2815 نفر (33.6 درصد) گفتهاند از خدمات صحی دولتی/مؤسسه استفاده نمیکنند. از میان این افراد (33.6 درصد)، 42.7 درصد آنها گفتهاند کیفیت ادویه و وسایل خدمات صحی دولتی پایین است، 40.1 درصد آنها گفتهاند به خدمات صحی دولتی بهسختی دسترسی دارند، 6.1 درصد آنها گفتهاند که داکتران و کارمندان زن موجود نیست، 5.6 درصد آنها گفتهاند که کیفیت کارمندان پایین است و 1.2 درصد آنها گفتهاند باید در مقابل درمان، پول پرداخت کنند.»
چالشهای دامنهدار تعلیم و تربیت در کشور اینکه تعلیم و تربیت - در سالهای اخیر روند نسبتاً خوبی را در کشور پشت سر گذاشته است، تقریبا مورد تأیید همه قرار داشته و بهنحوی رضایتبخش به نظر میرسد. ولی با تمام کارهای که در این زمینه انجام یافته هنوز تعداد زیادی از کودکان کشور به دلایل مختلف نمیتوانند به مکتب رفته و از حق که در این زمینه دارند سود ببرند. تحقیقات کمیسیون نشان میدهد: « دسترسی مردم به حق آموزش در طول چند سال گذشته سیر صعودی داشته و هرسال تعداد دانشآموزان شامل مکاتب، افزایش یافته و یکی از دستآوردهای مهم حکومت افغانستان شمرده میشود. مثلا در سال 2000م تعداد دانشآموزان مکاتب کمتر از یک میلیون کودک (حدود 900.000 دانشآموز) بود، اما امروز کودکانی که شامل مکاتب در سطح کشور شدهاند، نزدیک به هفت میلیون رسیده است که هفت برابر افزایش را نشان میدهد. در سالهای 2001 تا 2010 تعداد معلمان نیز هشت برابر افزایش یافته است که از آن میان 30 درصد آنها را معلمان زن تشکیل میدهد. علیرغم این دستاوردها متأسفانه هنوزهم تقریبا نیمی از کودکان واجد شرایط مکتب، از شمولیت به مکتب محروماند. مهمتر از همه اینکه تاکنون در 200 ولسوالی، هیچ دانشآموز دختری در دورهی ثانویه وجود ندارد. در 250 ولسوالی کشور، حتی یک نفر معلم زن وجود ندارد. این بدین معنی است که در این ولسوالیها، دختران در مورد دسترسی به حق آموزش با چالشها و دشواریهای جدی روبهرویند که سبب محرومیت گستردهی آنها در دسترسی به حق آموزش میشود.»
بیکاری به عنوان یک چالش جدی براساس آمار تقریبی که از سوی وزارت کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولان به نشر رسیده است تقریبا 7 میليون نفر از مجموع نفوس کشور، واجد شرايط كاراند كه از آن جمله نزدیک به 34.5 درصد آنان بيكاراند. این به این معنی است که از 7 میلیون نفر واجد شرایط کار تنها 66.5 درصد آنان، دارای کار میباشند. بررسی امار دو ساله این وزارت نشان میدهد که تغییر چندانی در نرخ بیکاری در کشور در جریان دو سال اخیر بهوجود نیامده است. تحقیقات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در این زمینه نشان میدهد که از میان 9333 نفر که در سال 1388 مورد مصاحبه قرار گرفته است 56.9 درصد آنان کار داشته و 43.1 درصد آنها بیکار بودهاند. در بخشی از این گزارش آمده است: «از جملهی آنانی که کار میکنند، 32.1 درصد شان روزانه کمتر از 50 افغانی درامد دارند. بین آمار رسمی دولت و یافتههای نظارت ساحوی حقوق بشر 8.6 درصد تفاوت وجود دارد و نشان میدهد که تعداد بیکاران بیشتر از آنچیزی است که در گزارشهای رسمی دولتی انعکاس یافته است.»
نتیجه بدون تردید آنچه که در این گزارش کوتاه به عنوان چالشهای فراروی دسترسی به نیازهای اولیهی زندگی تذکر یافت، تمام مشکلاتی نیست که در این زمینه وجود داشته و اگر با فرصت بیشتر به این موضوع بپردازیم، قطعا مشکلات زیادی را دریافت کرده و خواهیم دید که عمق این معضل خیلی بیشتر از آن خواهد بود که در گزارشهای رسمی نهادهای دولتی و غیر دولتی انعکاس مییابد. بنابراین وضعیت موجود ایجاب میکند تا دولت و نهادهای مسؤول در این زمینه بر برنامهریزیهای دقیق و سنجیده شده این موضع را جدی گرفته و تلاش در جهت رفع این مشکلات را به عنوان یکی از اولویتهای اجراییشان در نظر گیرند. به نظر میرسد تأکید بر اجرای مکلفیتهای قانونی و بینالمللی دولت یکی از پیششرطهای اساسی دستیابی به موفقیت در این زمینه بوده و ایجاب میکند تا دولت نیز این مسأله را جدی گرفته و مطابق با قانون اساسی و تعهدات ملی و بینالمللی خود وظایف و مکلفیتهای خود را درک و انجام دهد. تأمین امنیت سراسری و از بین بردن جنگ در کشور، مبارزه جدی علیه فساد اداری و ایجاد یک دولت سالم و متعهد از دیگر چیزهای است که میتواند دولت را در مبارزه با چالشهای دسترسی به نیازمندیهای اولیهی زندگی کمک کنند. |






