پیامدهای بلوغ در زندگی نوجوانان

مریم میرحسینی

بلوغ یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی انسان است که می‌توان از آن به عنوان تولد مجدد یاد کرد. هربچه بعد از گذشتن از مرحله کودکی وارد دوره نوجوانی می‌شود که این دوره از جهات مختلف بسیار حساس است. در مورد این دوره تعریف‌های زیادی صورت گرفته شده است. گفته‌اند که: «بلوغ، پایان مرحله‌ای است که در آن، کودک هنوز قادر نیست در روابط خود با افراد و اشیا یا موقعیت‌های گوناگون از آستانه زمان حال تجاوز كند»، « بلوغ یک نوع تولد مجدد است چرا که در هرحال این مرحله با یک سری تغییرات در جسم و روان ظهور می‌کند و فرد را نه می‌توان کودک دانست و نه در طبقه بزرگسال جای داد. بنابراین، مرحله بلوغ، خود سرآغازی است برای یک زندگی نوین»، «بلوغ، دوره‌ای است در زندگی هرفرد که بین خاتمه دوران کودکی و شروع دوران جوانی قرار گرفته است»، « بلوغ دوران تحول ناگهانی رشد و تکامل بیولوژیکی موجود است و همزمان با آن در رفتارهای گوناگون وی نیز تغییراتی پدید می‌آید»

بلوغ آغاز یک مرحله عجیب ولی واقعی است و عوامل و دلایل آن هنوز به‌خوبی کشف نشده است و به‌همین دلیل شناخت والدین از آن بسیار کم و محدود است. از طرفی هم به همین دلیل زمانی که بچه‌ها به یک‌باره با چنین مسأله‌ای روبه‌رو می‌شوند، از نگاه روحی و روانی و حتی اخلاقی گرفتار مشکلات، ترس و وحشت، تخیل و توهم می‌شوند.

در آغاز بلوغ مسایل بسیاری دخالت دارند، نژاد، منطقه جغرافیایی، گرمی یا سردی منطقه، وراثت، تغذیه و.... از عوامل مهم در شروع بلوغ (دیر یا زود) است. در حبشه (منطقه گرم‌سیر آفریقا) بلوغ معمولاً در 9 یا 10 سالگی بروز می‌کند، در حالی که در شمالی‌ترین منطقه اروپا ، بلوغ در حدود 18 سالگی به‌وقوع می‌پیوندد. مسایل دیگری همچون نگاه‌کردن بیش از حد تلویزیون، دیدن فیلم و خصوصاً فیلم‌های مستهجن و... می‌تواند در این قضیه مؤثر باشد.

بلوغ در واقع یک تحول بزرگ و مهم مغزی و غددی است که با آغاز آن تحولات مغزی و غددی، تغییر و تحول عظیم روحی، جسمی، جنسی، اخلاقی، رفتاری و... در فرد رخ می‌دهد و این تحولات موجب تغییرات بزرگ و شگرف در کودک شده و او را وارد دوره نوجوانی می‌کند که خود دروازه ورود به جوانی و بزرگسالی است.

 

سن رسیدن به بلوغ

در مورد سن بلوغ، آغاز و پایان آن تنوع زیادی در ملل مختلف دیده می‌شود. در میان برخی از ملت‌ها بلوغ بسیار زود به وجود می‌آید و در میان برخی دیگر، دیرتر به وقوع می‌پیوندد. یکی از مسایل مهم مسأله مناطق خاص جغرافیای گرم یا سرد است که در مناطق گرم به صورت معمول این قضیه زودتر و در مناطق سرد به طور معمول دیرتر اتفاق می‌افتد.

مسأله دیگر علایم مختلف بلوغ است که احتمال دارد در برخی زود آغاز شده و مدتی ادامه یابد و در برخی بسیار سریع شروع و خود را نشان دهد.

از طرفی سن بلوغ نسبت به گذشته تفاوت زیادی کرده است و به صورت طبیعی در گذشته سن بلوغ نسبت به امروز دیرتر بوده است ولی امروزه به دلایل بسیاری از جمله زندگی شهری، محیط‌های خفقان‌آور زندگی، آلودگی‌های محیطی، آموزش، تعلیم و تربیت و... زمان وقوع این واقعه بیولوژیکی به  کودکی نزدیک شده است.

عوامل مؤثر دیگر در سرعت بلوغ عبارتند از: سینما، رسانه‌های گروهی، رادیو و تلویزیون، مطبوعات، کتاب‌های ویژه کودکان، بهبود وضع تعلیم و تربیت، وضع تغذیه، بهداشت فردی و روانی مناسب و....

بنابر این و بر اساس یافته پژوهشگران متوسط سن بلوغ دختران در آمریکا 5/12 تا 13 سالگی و در اروپا 13 سالگی برآورد شده است. متوسط سن بلوغ پسران در آمریکا 5/13 تا 14 سالگی و در اروپا 14 سالگی بر آورد شده است. جان استانلی هال اعتقاد دارد که مرحله بلوغ از 12 سالگی آغاز و تا 22 و حتی 25 سالگی ادامه دارد. و آلفرد آدلر مرحله بلوغ را بین 14 تا 20 سالگی می‌داند.

گرچه در شروع زودتر بلوغ در دختران نسبت به پسران در میان تمام پژوهشگران اتفاق نظر وجود دارد ولی در بقیه موارد، اتفاق نظری در ارتباط با زمان شروع و اتمام دوره  بلوغ در پسران و دختران وجود ندارد و دلیل آن عوامل مختلفی است که در وقوع آن تأثیر داشته و در مناطق گوناگون جهان متفاوت است. ولی به‌طور کلی می‌توان گفت که سن بلوغ در دخترها به طور متوسط چیزی بین 9 تا 16 سالگی و در پسرها چیزی بین 10 تا 17 سالگی است. در مجموع سن بلوغ بدون توجه به مسأله جنسیت به دوره بین 12 تا 18 سالگی اطلاق شده و شروع آن نیز بدون توجه به مسأله جنسیت حدود 11 سالگی تعیین شده است.

 

تغييرات و عوارض دوره بلوغ

شروع دوران بلوغ در کودکان به دوبخش مهم تقسیم می‌شود:

1- تغییرات فیزیکی و جسمی: شروع دوره بلوغ در کودکان با یک مرحله «پیش از بلوغ» همراه است که حدود یک یا دو سال قبل از آغاز بلوغ با برخی تغییرات بیولوژیک در رشد عمومی بدن و... زنگ تحول به صدا در می‌آید.

در ادامه این وضعیت تغییرات اصلی و ناگهانی شروع شده و تا رسیدن به مرحله کمال ادامه می‌یابد. این تغییرات در پسران بین سنین 11 تا 15 سالگی و در دختران بین سنین 9 تا 12 سالگی بروز می‌کند. در این دوره و در پسران شانه‌ها پهن‌تر مي‌شود. نیروی ماهیچه‌ها افزایش می‌یابد. رویش مو در پشت لب‌ها آغاز شده و به تدریج چانه و گونه‌ها را در بر می‌گیرد. معمولاً در سن 18 سالگی صورت نوجوان پسر کامل شده و به یک مرد جوان شبیه می‌شود. روییدن مو در سینه و... شروع می‌شود. صدا نیز تغییر کرده و مردانه مي‌شود. رشد استخوان‌های دست‌ها و پاها بسیار سریع شده و به نوجوان حالتی نامتعادل و ناموزون می‌بخشد. رشد بدنی در پسرها از سن 12 سالگی آغاز و در 18-19 سالگی به اتمام می‌رسد.

در دخترها مرحله بلوغ زودتر از پسرها آغاز می‌شود. بزرگ‌شدن باسن، شکل گرفتن و کامل شدن پستان‌ها، رویش مو در اعضای مختلف بدن، دورگه‌شدن صدا و... باعث ظهور شکل و حالت زنانه در دخترها می‌شود. رشد بدنی در دخترها از سن 9 سالگی آغاز و در حدود 16 – 17 سالگی به پایان می‌رسد.

فعالیت غدد داخلی در مرحله رشد، بیش از سنین دیگر جریان یافته و موجب ظهور نخستین علایم عادت ماهیانه (پریود) در دخترها و احتلام شبانه در پسرها می‌شود.

2- تغییرات روحی و روانی: تغییرات روحی و روانی دوره بلوغ که بسیار گسترده و متنوع بوده و می‌تواند نوجوان و خانواده‌اش را گرفتار مشکلات بسیار جدی و اساسی كند. پژوهشگران این تغییرات را به سه‌مرحله تقسیم کرده و برای هریک خصوصیاتی را ذکر کرده اند:

مرحله اول: ظهور روح اجتماعی، استقلال طلبی، گرایش به زندگی گروهی و....

مرحله دوم: گرایش به جنس مخالف و....

مرحله سوم: تمایل به ایده‌آل پرستی، احساس عشق کامل نسبت به جنس مخالف و....

هم‌چنین در این مرحله نوجوان گرایش‌های زیر را بروز خواهد داد:

1- برداشتن گام‌های بلند به سوی استقلال و خودکفایی.

2- علاقه‌مندی به خلوت گزینی.

3- توجه به تفاوت‌های مختلف میان اشخاص، والدین، پسران، دختران و....

4- سؤال‌هاي متعدد در ارتباط با موضوع‌هاي مورد علاقه.

5- مقایسه میان خانه و مدرسه و....

6- جروبحث با والدین، استدلال و اما و اگرهای فراوان.

7- تقویت قدرت حافظه و گاهی فراموشی مسایل پیش پا افتاده.

8- توجه شخصی به موضوع‌هاي مختلف و واکنش در قبال آن‌ها.

9- دست زدن به تجربه‌های مختلف.

10- بداخلاقی، خشم، پرخاشگری، عدم توجه به حرف‌های دیگران و....

11- داوری در باره افراد و به نمایش گذاشتن آن.

12- علاقه به جمع‌های خاص و گروه‌های همجنسی.

13- ایجاد تغییر در روابط و نگاه نواندیشانه به آن.

14- و....

3- تفاوت‌های دختران و پسران

1- سرعت رشد دختران از اوايل زندگي جنيني تا زمان بلوغ بيشتر از مردان است. پسران از نظر پختگي اعضا و عملكرد آن‌ها از دختران عقب مانده‌ترند و اين تا رسيدن به حس كمال ادامه دارد.

در پايان دوره نوجواني پسر در جهت شكل‌دهي هويت بزرگسالي خود مي‌كوشد، دختر در حالت تحير و بلاتكليفي به سر مي‌برد.

2- بلوغ جنسي در پسران با رشد كمي و كيفي بسيار و افزايش قدرت جسمي مي‌باشد و رشد پسر بيشتر از كمر به بالا و دختر از كمر به پايين است. در نوجواني دختران در تفكر و انديشه حدود دو سال از پسران هم‌سال خود پيش‌ترند.

3- كانون آرزوها در دختران بر محور خانواده و اجتماع مي‌چرخد و در پسران بر محور شرورت و قدرت، آرزوي دخترها بيشتر از پسرهاست. دختران نيازهاي جنسي و عاطفي خود را به صورت تخيلي ارضا مي‌كنند و پسران در عالم واقع به دنبال ارضاي خوداند.

4- رغبت‌ها و علايق دختران و پسران با يكديگر كاملاً متفاوت است.

5- مشكلات پسران بيشتر از دختران است. پسران 10 بار بيشتر از دختران به مديران، مشاوران و... ارجاع داده مي‌شوند.

6- خودآرايي در نوجواني جلوه خاصي دارد، دختران بيشتر از پسران به ظاهر خود توجه دارند و به خود مي‌رسند. حتي ممكن است اين عمل تبديل به خودشيفتگي و خودمحوري شود كه يك اختلال رواني است.

7- در دوستي با همجنس پسران به دوستي گروهي و دختران به دوستي انفرادي توجه دارند. در دوستي با جنس مخالف، دختران بيشتر به خيال پردازي روي مي‌آورند و پسران بيشتر به دنياي واقعيت روي مي‌آورند. دختران استعداد، توانايي‌هاي ذاتي، هوش و پيشرفت را ملاك قرار مي‌دهند و پسران به اندام، ظاهر، جذابيت جسمي و... توجه دارند.

8- رفتار اجتماعي پسر داراي سه مرحله است. 1- تقليد از 12 سالگي شروع شده و در 15 سالگي پايان مي‌پذيرد. 2- افتخار از 15 سالگي آغاز و با پايان نوجواني به پايان مي‌رسد، ويژگي آن چيرگي بر ديگران و... مي‌باشد. 3 – تعادل اجتماعي: از جواني آغاز مي‌شود و كم‌كم پخته و متعادل مي‌شود. رفتار اجتماعي دختر نيز چند مرحله دارد. 1- اطاعت كه پيش از نوجواني آغاز مي‌شود و تا اوايل نوجواني ادامه پيدا مي‌كند و در آن دختر از معيارهاي خانواده پيروي مي‌كند و به خجالتي‌بودن و كم‌رويي تظاهر مي‌كند.2- اضطراب در تعادل دختر به اندك چيزي آشفته يا هيجان‌زده مي‌شود و تا 15 سالگي ادامه دارد. 3- تقليد از پسران كه از برخي رفتارهاي آن‌ها تقليد مي‌كند. 4- تعادل اجتماعي كه از حدود 17 سالگي و همزمان با پايان نوجواني آغاز مي‌شود.

عزت نفس در يك آمار در دختران دبستاني 60% و در پسران 69% بوده است و در دختران دبيرستان به 29% رسيد. اين مي‌تواند زمينه انحراف، فريب و اغفال دختران را فراهم كند.

با توجه به مسایل ذکر شده به نظر می‌رسد که این دوران همانگونه که یک تولد مجدد برای کودکان است، یک دوره پر خطر و مشکل‌زا نیز خواهد بود. در این دوره تقلید از والدین جای خود را به تقلید از دوستان می‌دهد و طبیعی است که در این حالت وظیفه خانواده از جهات مختلف سخت و دشوار خواهد بود.

 

بهترین روش برخورد با بلوغ

با توجه به مطالب قبلی، والدین در چنین شرایطی وظایف سخت و دشواری در پیش دارند و مجبورند برای دوری از بدتر شدن اوضاع مقداری صبر و قدرت تحمل خودتان را افزایش داده و با آرامی و خونسردی کامل مواظب و مراقب فرزندشان باشند. جداً توصیه می‌شود در این وضعیت به نکات زیر توجه زیادی داشته و به آن‌ها عمل شود و حد اقل در این زمینه نهایت سعی و تلاش بهره گرفته شود تا این مرحله خطرناک به راحتی پشت سر گذاشته شود:

1- مهر و محبت به فرزند و توجه به او مهم‌ترین نیاز این زمان یک کودک است. به فرزندمان مهر بورزیم.

2- بوسیدن و نوازش او نقش مهمی در سرنوشت او دارد. او را ببوسیم.

3- به خانواده و اطرافیان محبت کنیم.

4- سعی کنیم با فرزندمان صحبت کرده و با مسایل و مشکلات، نگرانی‌ها و... او آشنا شویم.

5- از تجربه‌های خود با او صحبت کنیم.

6- به رقابت‌های سالم در ورزش و... در حد اعتدال توجه کنیم.

7-  بدون توجه به علايق و شخصیت فرزندمان به او کمک کنیم تا او زمینه‌های دستیابی به خوشبختی را درک کرده و به آن‌ها گرایش پیدا كند.

8- از انتقاد، تعریف، تحسین و تمجید در جای خودش و در موقعیت‌های مناسب استفاده كنيم.

9- از تحسین و تمجید بیهوده دوری کنیم. در کل افراط و تفریط نکنیم.

10- به او بیاموزیم که در زمان و مکان مناسب از احساسات و عواطف خودش استفاده كند.

11- به او روش کنترل احساسات را بیاموزیم.

12- به او انگیزه و روحیه بدهیم.

13- برای رسیدن به زندگی سالم باید الگو سازی کنیم. ساختن الگوی خوب و مفید نقش زیادی در سلامت روحی و روانی او خواهد داشت.

14- احساسات و عواطف او را واقعی پنداشته و آن‌ها را تعدیل کنیم.

15- به صحبت‌های او گوش فرا دهیم. به او زمینه حرف زدن، نظردادن و... بدهیم.

16- سعی کنیم به جای نصیحت‌های بی‌مورد، او را به‌صورت غیرمستقیم راهنمایی كنيم.

17- با او دوست و رفیق باشیم و دوستانه برخورد کنیم.

18- در حد امکان او را با مسایل بلوغ، عوارض جسمی و در صورت لزوم جنسی بلوغ آشنا سازیم.

 

علایم خطرناک

اگر با علایم زیر در ارتباط با فرزندمان برخورد کردیم، بدانیم که او دارای مشکلات و نگرانی‌های خاصی بوده و توجه به مراقبت بیشتری دارد:

1- افت تحصیلی، انجام ندادن تکالیف مدرسه، نداشتن انگیزه و....

2- افت ناگهانی عملکردهای قبلی.

3- بی‌علاقه‌شدن به زندگی.

4- آسیب‌رساندن به خود.

5- تمایل به خودکشی.

6- دوری از دیگران و دوری از روابط اجتماعی.

7- فکر فرار از منزل یا ارتباط با افراد فراری و دارای خانواده‌های مشکل‌دار.

8- عدم معرفی دوستان به خانواده.

9- داشتن رفتار خشونت‌آمیز، عصبانیت بی‌سابقه و....

10- غرق شدن به کامپیوتر یا بازی‌های کامپیوتری و....

11- لاغرشدن یا چاق‌شدن سریع.

12- پرخوری یا کم‌خوری مشخص.

13- اختلال در خواب.

14- قطع ارتباط با والدین.

15- کم‌حرفی بی‌سابقه.

16- علاقه به عادات ناسالم.

این علایم نشانه بروز مشکلات اساسی در زندگی فرزندمان است و البته در صورتی چندین مورد از آن‌ها در او دیده شود و گرنه با بروز برخی از تغییرات کوچک نمی‌توان فورا حکم صادر کرد. بلکه اگر آن علایم شدید بوده و رو به افزایش بگذارد، نشانه خطر خواهد بود. در این صورت با استفاده از نکته‌های قبلی، ایجاد روابط نزدیک و دوستانه و مشاوره و... می‌توان مشکلات را به حد اقل رساند.

 

بلوغ و اعتماد به نفس

اعتماد به نفس، باور به توانایی، اداره و قدرت تغییر شرایط است. پرورش اعتماد به نفس و ايجاد باور به افکاری چون «ما مي‌توانیم‌» در عمق وجود انسان باعث می‌شود تا افراد با اراده محکم در مقابل مشکلات ایستاده و برای دستیابی به زندگی بهتر مبارزه کنند. زيرا ارزش و اهميت اعتماد به نفس از آن جهت است كه انسان اگر به خود مطمئن باشد و به توان خود ايمان و باور داشته باشد، مي‌تواند به هدف و دستيابي به آن نيز ايمان داشته باشد وگر نه كسي كه به خودش اعتماد ندارد، عنصري است سست‌انديش‌، تنبل و بيكاره كه حتي اگر هدفي داشته باشد و در مسير آن قرار گيرد، زانوانش مي‌لرزد و در گرداب روزمرگي افتاده و عمر را تباه مي‌كند. گفته‌اند:

«اگر اعتماد به نفس را مي‌خواهيد اما به‌طور معمول از داشتن آن بي‌بهره‌ايد، همين امروز فقط براي يكبار كاري كنيد كه در اين جهان مادي خود را داراي اعتماد به نفس حس كنيد.» بلوغ اولین قدم مهم برای رسیدن به اعتماد به نفس است. به همین دلیل اگر مراقب فرزندمان نباشیم ممکن است دو وضعیت پیش بیاید، اول این که فرزند ما گرفتار بی‌اعتمادی به خود شود که در این صورت مشکلات بسیاری متوحه او خواهد شد. دوم ممکن است به دلایلی فرزندما گرفتار شدت اعتماد به نفس شده و دست به قهرمان بازی‌های بزرگ بزند که این مساله هم خطرات خاص خودش را دارد.

 

بلوغ عقلی

بلوغ عقلی و جسمی با هم کم و بیش ارتباط دارند اما لازم و ملزوم نمی‌باشند. به صورت طبیعی کسی که به بلوغ عقلی می‌رسد، توانایی تصمیم‌گیری صحیح و بدون وابستگی، مشورت با افراد آگاه و با تجربه را دارد. می‌تواند در زندگی برنامه‌ریزی مشخصی داشته باشد. داشتن انتظارات منطقی و معقول، عدم پافشاری بر افکار نادرست، تجزیه و تحلیل مسائل، انتخاب درست، مسؤولیت‌پذیری در قبال رفتار و کردار، کنترل زبان این‌ها هم از علایم بلوغ عقلی‌اند. یک فرد عاقل و بالغ سنجیده رفتار می‌کند، حد اعتدال را در بروز احساسات رعایت می‌کند، از تندروی می‌پرهیزد و با اطرافیانش سازگار است ولی در عین حال استقلال فکری‌اش را حفظ می‌کند.

این نکته مهم را همیشه به یاد داشته باشیم که سازگاری با سازش کاری یکسان نیست، سازگاری کنار آمدن با اطرافیان است و سازش‌کاری کنار گذاشتن ارزش‌هاست. فرق یک فرد بالغ و نابالغ دقیقا در همین است.

گاهی ممکن است فردی به بلوغ جسمی نرسیده باشد اما دارای بلوغ عقلی باشد اما این حالت کمتر اتفاق می‌افتد، به صورت طبیعی هرفرد بعد از بلوغ جسمی وارد دنیای دیگری می‌شود که به همان بلوغ عقلی تعبیر می‌کنند. البته مواردی هم وجود دارد که شخصی با وجود طی مراحل بلوغ و رسیدن به سنین بالا هم‌چنان کودک است و نیاز به مراقبت و توجه دارد، چنین فردی ممکن است هیچ‌گاه به بلوغ فکری دست نیابد.

 

بلوغ و ازدواج

متأسفانه در کشورما بلوغ جسمی ملاک ازدواج است و تصور می‌شود که بلوغ همان سن 9 سالگی برای دختر و 15 سالگی برای پسر است. این تصور یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات ماست. زیرا اولاً کشور ما یکی از مناطق سرد جهان است و سن بلوغ بسیار بالاتر از آن چیزی است که در بین جامعه رواج دارد. دوم اولین شرط ازدواج این است که فرد به بلوغ عقلی رسیده باشد؛ نه فقط بلوغ جسمی، بلکه بلوغ عقلی، عاطفی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. همه این‌ها شاید از نگاه ما یکی به نظر برسند اما تفاوت‌های ظریفی میان آن‌ها وجود دارد که آن‌ها را از هم جدا می‌کند. مسلماً همسر ما هم باید دارای این بلوغ‌ها باشد.

 

نشانه‌های بلوغ عقلی

1- اولین و مهم‌ترین مسأله در بلوغ عقلی قدرت درک و فهم درست مسایل است.

2- مورد بعدی تشخیص مصالح، نیازها و ضرورت‌های زندگی است.

3- قدرت انتخاب صحیح بخش اصلی بلوغ عقلی به شمار می‌رود.

4- قدرت تصمیم‌گیری یکی از مهم‌ترین مسایل زندگی است که با بلوغ عقلی پدید می‌آید.

5- توان ایجاد تفاهم و داشتن ارتباط سالم با همسر و اقوام و نزدیکان ارتباط زیادی با بلوغ عقلی دارد.

6- توان اداره و مدیریت زندگی و تأمین معاش از اولویت‌های اصلی بلوغ عقلی است.

7- توان برنامه‌ریزی، داشتن استقلال فکری و تربیت فرزندان سالم و پدید‌آوردن فضای سالم و با نشاط برای آن‌ها به عقل و بلوغ آن بستگی دارد.

با توجه به نکته‌های ذکر شده، رسیدن فرزندان به بلوغ جسمی اولین گام برای ازدواج به شمار می‌رود اما بدون تحقق شرایط دیگر تحقق عقلی آن امکان ندارد و باید دولت برنامه‌های درستی را برای مقابله با این مسأله طراحی و به اجرا در بیاورد و به‌صورت جدی مانع این نوع ازدواج‌های غیرطبیعی شود.

 

منابع

1- صبور اردو بادی، احمد. بلوغ. دوم. تهران. انتشارات رسالت قلم . 1378 .

2- دبس، موریس. بلوغ. ترجمه اسحاق لاله زاری.

3- دبس، موریس. مراحل تربیت. ترجمه علی محمد کاردان.

4- بالایان، مسروب. روانشناسی بلوغ.

5- محمدیان، محمود، بلوغ... تولدی دیگر، انتشارات انجمن اولیا و مربیان.

6- شاملو، سعید، بهداشت روانی، انتشارات چهر.

7- جینوت، حییم، روابط والدین با فرزندان، ترجمه مشفق همدانی، انتشارات امیر کبیر.

8- هادفیلد، چ، ا، روان‌شناسی کودک، ترجمه مشفق همدانی، انتشارات صفی علیشاه.

9- مایرزبلر و جونز، روان شناسی نوجوانی، ترجمه رضا شاپوریان، انتشارات امیر کبیر.


بازنشر این مطلب