اسلام و قواعد حقوق بشردوستانه بين‌المللي

داکتر علیرضا روحانی

 مشاور ارشد کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

 

چکیده:

قواعد و مقررات حقوق بشر دوستانه بین‌المللی مجموعه قواعد عرفي و قراردادي است كه بر مخاصمات مسلحانه بین‌المللی و داخلی حاکم است و رفتار اطراف درگیری در جنگ‌ها را تنظیم می‌کند. هدف این قواعد و مقررات، محدود‌سازی حق اطراف درگیری در بكارگيري روش‌ها و ادوات جنگي و حمايت از اشخاص و اموال در زمان جنگ مي‌باشد تا بدین ‌وسیله مصیبت‌ها و آلام جنگ‌ها را کاهش داده و از کرامت انسانی افراد در زمان جنگ صیانت کند.

بخش اعظمی از قواعد و مقررات حقوق بين‌الملل بشردوستانه جایگاه برجسته‌ای در نظام حقوق بين‌الملل دارند و نقض فاحش آن‌ها جنايت جنگي محسوب شده و موجب مسؤولیت افراد و دولت‌ها می‌شود.

اصول و قواعد كلي حقوق بشردوستانه قواعد آمره‌اي‌اند كه رعايت‌شان در هرشرايطي الزامي بوده و تخطي از آن‌ها به هيچ‌بهانه‌اي مجاز نمی‌باشد. ريشه، علت و انگيزه جنگ در رعايت مقررات مزبور اثري ندارند و در هرحال و بدون تبعيض نسبت به افراد تحت حمايت بايد رعايت گردد.

بسیاری از اصول و قواعد حقوق بشردوستانه بین‌المللی که در اسناد بین‌المللی حقوق بشردوستانه انعکاس یافته‌اند، از جمله، اصل تفکیک بین نظامیان و غیرنظامیان، تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی و محدودیت در انتخاب وسایل، روش‌ها و شیوه‌های جنگ، حمایت از زنان، کودکان، سال‌خوردگان، بیماران، مجروحان و اسیران جنگی را می‌توان از متون اصیل اسلام نیز به دست آورد.

در این نوشتار تلاش می‌شود با تبیین مفهومی حقوق بشردوستانه، قواعد اساسی و الزامات ناشی از آن را در نظام بین‌المللی حقوق بشردوستانه و آموزه‌های دین اسلام به بررسی گرفته شود.

 

واژگان کلیدی: قواعد حقوق بین‌المللی بشردوستانه، اسلام، مخاصمه مسلحانه، تفکیک، تمایز، محدودیت، ضرورت و کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو.

 

مقدمه:

اعمالي كه امروزه درجنگ‌های وحشيانه، نابهنجار و خلاف قانون شمرده مي‌شوند روزگاري مجاز و پسنديده محسوب مي‌شدند. اعدام اسيران جنگي، به بردگي گرفتن آنان كوچ اجباري مردم غيرنظامي و به غنيمت گرفتن زنان و كودكان و تقسيم آنان میان فاتحان جنگ، تنها برخي از پيامدهاي جنگ‌ها درگذشته‌ها بود به موازات این رنج دوامدار بشری، تلاش‌های نیز براي به نظم كشيدن جنگ و جلوگيري يا كاهش آثار و آلام جنگ از ديرزمان بدین‌سوی صورت گرفته است. امروزه بسياري از اين تلاش‌ها با بوجود آمدن قواعد حقوق بين‌الملل بشردوستانه به ثمر نشسته‌اند.

اصطلاحات حقوق بشر دوستانه، حقوق مخاصمات و حقوق جنگ اغلب بدون تفكيك مورد استفاده قرار مي‌گيرند، با آنکه این اصطلاحات ممكن است در مواردي مترادف به كار روند اما معناي واحدي ندارند. اصطلاحات حقوق مخاصمات مسلحانه و حقوق جنگ بطور عمده اشاره به قواعد عرفي دارند كه هدف‌شان محدودكردن استفاده از وسايل جنگي و شيوه‌هاي جنگي براي آسيب‌رساندن به دشمن است. اين قواعد به‌طور عمده توسط حقوق لاهه تدوين شده است.

در مقابل اصطلاح حقوق بين‌الملل بشر دوستانه ريشه نسبتاً جديد دارد و به‌طور ويژه مجموعه قواعدي را دربر می‌گیرد كه در كنوانسيون‌هاي چهارگانه ژنو 1949 و پروتكل‌هاي 1977 الحاقي به آن، پيش‌بيني شده‌اند، و هدف آن حمايت از قربانيان مخاصمات مسلحانه است.

با نگاهی به محتوای بسیاری ازقواعد و مقررات بین‌المللی حقوق بشردوستانه و آموزه‌های دین مقدس اسلام می‌توان دریافت که قواعد مزبور هم درآموزه‌های دینی مورد توجه قراردارند و هم در حقوق بین‌الملل بشردوستانه مورد تأکید می‌باشند.

 در این نوشتار تلاش می‌شود برخی از مهمترین اصول، قواعد و مقررات مربوط به حمایت از افراد و اشخاص و اموال در زمان جنگ در نظام بین‌المللی حقوق بشردوستانه و اسلام طی گفتارهای ذیل به بررسی گرفته شوند.

1. گفتار اول: كلياتي درباره حقوق بشر دوستانه بین‌المللی

1/1  تعريف و ويژگي‌ها

1/1/2 تعريف: حقوق بين‌الملل بشر دوستانه یا حقوق بشردوستانه بین‌المللی يكي از شاخه‌هاي اصلي حقوق بين‌الملل عمومي، و مجموعه قواعد قرار دادي و عرفي است كه به طور خاص به مشكلات انساني ناشي از مخاصمات مسلحانه مي‌پردازد و هدف آن محدود ساختن طرفين مخاصمات مسلحانه در به‌كارگيري روش‌ها و ادوات جنگي و در عين حال حمايت از اشخاص و اموال در زمان جنگ مي‌باشد.1

به عبارت ديگر حقوق بين‌الملل بشر دوستانه حقوق خاصي است كه پاسخگوي يك وضعيّت خاص يعني مخاصمه مسلحانه مي‌باشد. البته اين پارادوكسي است كه حقوق بين‌الملل در اين قسمت با آن مواجه است؛ يعني حقوق حق ورود به حريمي را دارد كه علي الاصول اين حريم غيرمشروع است. امّا ضرورت پايان بخشيدن به مشكلات و آلام انساني است كه حقوق بين‌الملل را وارد اين حريم مي‌سازد. بنابراين مشروع بودن و يا مشروع نبودن جنگ نافي حقوق بشر دوستانه نيست. افزون برآن براي اجرا و اعمال قواعد و مقررات آن تنها وقوع جنگ و مخاصمه مسلحانه كافي است و لزومي به قبول و یا اعتراف به وقوع و یا مشروعیت جنگ وجود ندارد؛ زيرا كه هدف حقوق بين‌الملل بشردوستانه كاهش آلام ناشي از جنگ با محدود سازي روش‌ها و ابزار جنگ و حمايت و ياري قربانيان آن است و صرفاً آن دسته از جنبه‌هاي جنگ را كه مربوط به اين اهداف است تنظيم مي‌كند، .يعني اعمال و اجراي این حقوق در وضعیت جنگ، ملازمه ای با مشروعيت جنگ ندارد و از آن به عنوان حقوق در جنگ (jus in bello) تعبیر می‌شود. اين همان تفكيكي است كه بين حقوق در جنگ (jus in bello) و حقوق بر جنگ  (jus ad bellum)وجود دارد.

1/2. ويژگي‌ها:

حقوق بين الملل بشر دوستانه ويژگي‌هاي خاص خود را دارد. همين ويژگي‌هاست كه از يك‌سو آن را با حقوق بشر متفاوت مي‌سازد و از سوي ديگر قواعد حاكم بر آن از قواعد حاكم بر ديگر معاهدات بين‌المللي متمايز می‌شود2. مهمترين ويژگي‌هاي حقوق بشر دوستانه عبارتند از:

1/2/1 ویژگی موضوعی:

قواعد حقوق بشردوستانه قواعد حاکم در جنگ است نه قواعد حاکم بر جنگ. قواعد مربوط به چگونگی شروع به جنگ و ختم آن یا مشروعیت و عدم مشروعیت جنگ‌ها یا شرایط دفاع مشروع و موضوعات نظیر آن مربوط به قواعد بر جنگ است که در حوزه مطالعات حقوق بین‌الملل عمومی مطالعه و بررسی می‌شود در حالی‌که مقررات مربوط به چگونگی هدایت عملیات‌های جنگی و استفاده از ابزار و روش‌های جنگ و چگونگی حمایت از رزمندگان مجروح و بیمار وغریقان و اسیران جنگی و افراد و اشخاص و اموال غیرنظامی به‌ویژه زنان و کودکان و امثال آن در حقوق بین‌الملل بشردوستانه مورد بحث قرار می‌گیرند.

1/2/2. ویژگی قلمروی:

 دومين ويژگي حقوق بين‌الملل بشردوستانه را بايد در قلمرو زمانی و مکانی و یا به عبارت دیگر دامنه شمول قواعد آن جستجو كرد؛ قواعد و مقررات حقوق بشردوستانه در موقعيّت درگيري‌هاي مسلحانه اعمال مي‌شوند. از همين جا مي‌توان به رابطه آن با حقوق بشر پي برد؛ حقوق بين‌الملل بشردوستانه و حقوق بشر مكمّل يكديگر اند و هر دو در صدد حمايت از حقوق انسان‌ها اند ولي شرايط اعمال و دامنه شمول اين قواعد با هم متفاوت اند. در حالي كه حقوق بشر يا حد اقل برخي از حق‌های آن در همه موقعيت‌ها اعم از جنگ و صلح از فرد حمايت مي‌كند؛ حقوق بشردوستانه تنها در وضعیت‌های جنگي اعمال مي‌شود و هدف از آن حمايت از قربانيان جنگ (گروه‌هاي خاص) از طريق محدودسازي روش‌ها و ابزار جنگ و حمايت از كساني است كه در جنگ شركت نداشته و يا نمي‌خواهد و يا نمي‌توانند شركت کنند.3

1/2/3. ویژگی ارزشی

قواعد اساسي حقوق بين‌الملل بشردوستانه جايگاه خاص و بسیار مهمی در نظام حقوق بين‌الملل دارد. زيرا اين قواعد در حقيقت تدوين عرف‌هاي جنگي است و معاهدات حقوق بشردوستانه جنبه اعلامي دارند و نقش آن‌ها تبيين و شفاف سازي اين عرف‌هاست.

اولين سندي كه صريحاً به ويژگي عرفي اين قواعد اشاره مي‌كند، اساس‌نامه ديوان كيفري نورنبرگ است. اين سند در سال 1945 بيان داشته كه مقررات بشردوستانه ضميمه معاهده چهارم 1907 لاهه، از سوي تمام ملل متمدن شناسايي شده و اعلام كننده قواعد و مقررات عرفي حاكم بر جنگ است. پس از آن ديوان بين‌الملل دادگستري در آوريل 1949 يعني چند ماه پيش از تصويب معاهدات چهارگانه ژنو در قضيه «تنگه كورفو» بر وجود «برخي اصول كلي عام و شناخته شده بشردوستانه» تصريح مي‌كند. دبيركل اسبق سازمان ملل متحد نیز در گزارشي كه بر اساس بند 2 قطعنامه 808 شوراي امنيّت تهيه كرد (طرح اساس‌نامه ديوان بين‌المللي كيفري براي يوگسلاوي سابق) به اين موضوع اشاره مي‌كند.4

بررسي قواعد بين‌الملل بشردوستانه نشان مي‌دهد كه اين قواعد از زمره قواعد آمره حقوق بين‌الملل محسوب مي‌شوند، كه از سوي جامعه بين الملل مورد پذيرش و شناسايي قرار گرفته و هيچ گونه تخلّفي نسبت به آن‌ها مجاز نيست و تنها با ايجاد قاعده ديگري در حقوق بين‌الملل كه داراي ماهيت آمره باشد تغييرپذير است.

قواعد و مقررات حقوق بين‌الملل بشردوستانه امروزه از چنان جايگاهي در نظام حقوق بين‌الملل بر خوردار است كه نقض فاحش آن جنايات جنگي محسوب شده است. اين نكته از جمله در اساس‌نامه ديوان بين‌المللي كيفري يوگسلاوي سابق مشروحاً ذكر شده است.

در پايان اين قسمت از بحث بايد به اين نكته نيز اشاره شود كه قواعد حاكم بر معاهدات بشردوستانه با قواعد عمومی حاکم بر معاهدات بین‌المللی تفاوت‌های دارد و در حقیقت می‌توان آن‌ها را استثنايي بر قواعد عمومي حاكم بر معاهدات بين‌المللي به  حساب آورد، به گونه مثال:

نقض اساسي معاهدات بشردوستانه توسط یک طرف معاهده، موجد حق براي تعليق يا خاتمه بخشيدن به اجراي آن براي طرف مقابل نمي‌باشد؛ هم‌چنین با وجود رضايت افراد قابل حمايت، اين حقوق قابل تعليق نبوده و برخورداري از چنين حقوقي به انتخاب و اختيار افراد بستگي نداشته و مطلق می‌باشد. و همين‌طور اختيار دولت‌ها براي فسخ معاهدات بشردوستانه با محدوديت‌هاي مواجه می‌باشند، چنين عملي شش ماه تا يك‌سال پس از اطلاع به «دولت امين» مؤثر خواهد شد در صورتي كه يكي از متعاهدين در حال جنگ باشد شرط تحقق امكان فسخ اين معاهدات، پايان يافتن جنگ و حل و فصل كامل مسايل بشردوستانه ناشي از آن مي‌باشد.5

1/3. مكانيزم‌هاي حمايتي و قلمرو اجراي حقوق بشردوستانه

مکانیزم‌های حمایتی قواعد بین‌المللی حقوق بشردوستانه و قلمرو اجرای آن‌ها نیز موضوعات مهم و اساسی‌اند که فهم دقیق‌تر از قواعد حقوق بشردوستانه کمک خواهد کرد.

 

1/3/1. مكانيزم‌هاي حمايتي حقوق بشردوستانه:

كنوانسيون‌هاي چهارگانه 1949 ژنو و پروتكل‌هاي 1977 بر سه پايه حمايت، احترام و كمك استوار است.

الف‌ـ حمايت: حمايت ايجاب مي‌كند كه امنيّت افراد و اشخاص در منطقه جنگ تأمين شود و آن‌ها در مقابل آثار مخاصمات مسلحانه و هم‌چنين اموال متعلق به آن‌ها حفاظت شوند.

ب‌ـ احترام: قربانيان مخاصمات مسلحانه در مقابل اعمالي كه ممكن است به حيثيّت و كرامت آن‌ها لطمه وارد سازد، مانند شكنجه، تجاوز به عنف و اعمال خشونت بار مصئون نگه داشته شوند.

ج‌ـ كمك: كمك هم به اين معناست كه كليه مجروحان، بيماران بدون تبعيض مورد درمان واقع قرار گیرند و هم‌چنين كليه قربانياني كه نياز به هرگونه كمكي دارند بتوانند از كمك‌هاي لازم بهره‌مند گردند.

براساس حقوق بين‌الملل بشردوستانه، مجروحان، بيماران، غريقان، اسیران جنگي و مردم غيرنظامي مي‌توانند از اين حمايت، احترام و كمك بر خوردار گردند.6

حقوق بين‌الملل بشردوستانه با مكانيزم‌هاي احترام، كمك و حمايت از قربانيان مخاصمات مسلحانه، آنان را در مقابل آثار ناشي از جنگ، صيانت مي‌كند. بنابراين قلمرو اجراي حقوق بشردوستانه وجود مخاصمات مسلحانه است. نكته قابل ذكر در اين زمينه اين است كه كنوانسيون‌هاي ژنو 1949 مخاصمات مسلحانه را به طور دقيق تعريف نمي‌كند، مسئله زماني بغرنج مي‌شود كه به علت فروپاشي يك دولت و از بين رفتن نهادهاي دولتي مخاصمه ميان نيروهاي مسلح به وجود آيد. بنابراين اگر با دقت بيشتري به اين مسايل توجه شود ملاحظه مي‌شود كه مخاصمه مسلحانه مي‌تواند ناشي از وضعيت‌هاي بسيار متفاوتي باشد كه مخاصمه فيمابين دولت‌ها فقط يكي از آن حالات است.

حقوق بين‌الملل بشردوستانه، با توجه به اين واقعيات، دو نظام حقوقي قابل اجرا را در اين زمينه از يكديگر تفكيك مي‌سازد، يكي مخاصمه بين‌المللي است و ديگري مخاصمات مسلحانه داخلي؛ هر نوع درگيري ديگري كه اين وصف را نداشته باشد به عنوان شورش و يا تنش داخلي قلمداد مي‌گردد. بنا براین تعیین دقیق قلمرو اجرای مقررات حقوق بشردوستانه از اهمیت خاصی برخوردار است.

1/3/2. قلمرو اجرا حقوق بين الملل بشردوستانه:

الف: مخاصمه مسلحانه بين‌المللي

كنوانسيون‌هاي چهارگانه ژنو و پروتكل شماره يك آن اعلام مي‌دارند كه مقررات شان در صورت بروز مخاصمه ميان دو يا چند دولت لازم‌الاجرا مي‌شود حتّي اگر وجود مخاصمه از سوي اطراف مخاصمه مورد پذيرش قرار نگيرد. به عبارت دیگر در اين فرض به واقعيّت عيني توجه مي‌شود و وجود مخاصمه مسلحانه نياز به اطلاع، اعلان يا پذيرش جنگ از سوي متخاصمين ندارد.

بنابراين قلمرو اجراي كنوانسيون‌هاي ژنو شامل مخاصمات مسلحانه بين‌المللي يعني جنگ بين دو يا چند دولت مي‌باشد. اما پروتكل شماره 1 الحاقی به كنوانسيون‌های ژنو، مخاصمات مسلحانه  كه در آن خلق‌ها بر ضدسلطه استعمار و اشغال خارجي و رژيم‌هاي نژادپرست در راستاي اعمال حق تعيين سرنوشت خود مبارزه مي‌كنند را نیز به مخاصمات بين‌الملل ملحق مي‌سازد.

بدين ترتيب پروتكل شماره 1 مفهوم موسّعي از مخاصمات مسلحانه بين‌المللي را مطرح مي‌كند. در چنين حالتي حركت‌هاي آزادي بخش ملي به عنوان کننده خلق‌هاي كه در مبارزه با سلطه و استعمار خارجي است نیز از اين حقوق و حمايت‌ها بهره‌مند مي‌گردد. يعني رزمندگان اين جنبش‌ها از حمايت‌هاي پيش بيني شده در كنوانسيون‌هاي اول، دوم و سوم ژنو در مورد مجروحين، بيماران و غريقان و اسیران استفاده خواهند كرد. همان‌طور كه كنوانسيون چهارم نيز در اين مورد در باره افراد غيرنظامي دقيقاً اعمال مي‌شود.7

ب: مخاصمه مسلحانه داخلي

مخاصمه مسلحانه داخلي عبارت است از درگيري ميان نيروهاي مسلح منظم يك دولت و نيروهاي مسلح شورشي.

امروزه مخاصمات مسلحانه اغلب داخلي بوده و غالب قربانيان آن‌ها هم غيرنظامي مي‌باشند. مسايل حقوقي ناشي از حقوق مخاصمات داخلي مي‌تواند بسيار پيچيده تر از حقوق مخاصمات مسلحانه بين‌المللي باشد، زيرا كه نه تنها فقط اصل عدم مداخله در امور داخلي كشورها مطرح مي‌گردد بلكه حمايت از اشخاص و اموال نيز مطرح مي‌باشد، اين مسئله سبب شده است كه در كنوانسيون چهارگانه ژنو مخاصمات مسلحانه داخلي با عنوان يك پديده حاشيه اي لحاظ گردد و فقط ماده 3 مشترك چهار كنوانسيون به اين امر توجه نمايد اين خلاءها سرانجام تا حدودي با انعقاد پروتكل شماره 2 سال 1977 از بين رفت. پروتكل شماره 2 از اين امتياز بر خوردار است كه مخاصمه داخلي را تعريف مي‌كند طبق ماده 1 بند 1 آن مخاصمه داخلي به هر نوع مخاصمه  اطلاق مي‌شود كه در سرزمين يك دولت و فيمابين نيروهاي مسلح آن دولت و نيروهاي مسلح مخالف و يا گروه‌هاي نظامي سازمان يافته تحت رهبري يك فرمانده كه كنترل بخشي از سر زمين آن دولت را در اختيار داشته باشد(به طور كه به آنان امكان اجراي عمليات نظامي دايمي هماهنگ شده را بدهد) رخ مي‌دهد.

2. گفتار دوم: بررسي قواعد اساسي حقوق بشردوستانه در نظام حقوق بين‌الملل و اسلام

2/1 قواعد اساسي بشردوستانه در نظام حقوق بين الملل:

نخستین‌بار كنوانسيون‌هاي چهارگانه ژنو در سال 1949 در ماده 3 مشترك خود، قواعد بنياديني را مطرح ساخت كه از آن به عنوان الگوي كوچك يك معاهده نيز تعبير مي‌شود، اين ماده مقرر مي‌دارد كه در مورد مخاصمه مسلحانه كه بدون داشتن يك ماهيّت بين‌المللي در سرزمين يكي از طرفين متعاهد رخ مي‌دهد هريك از متخاصمين مكلف اند كه لااقل با تمام كساني كه به عللي دست از جنگ كشيده و يا قادر به جنگ نيستند بدون هيج گونه تبعيضي، با اصول انسانيت رفتار كنند و لطمه زدن به حيات يا تماميّت جسمي و رفتار بي‌رحمانه گروگانگيري، محكوميت و اعدام‌هاي بدون محاكمه ممنوع مي‌باشد. در اين ماده جمع آوري مجروحان و بيماران چنين جنگ‌ها و پرستاري و مداواي آنان و امكان ارائه خدمات توسط دستگاه نوع پرور بي‌طرف، مانند كميته بين‌المللي صليب سرخ، پيش بيني شده است.

قواعد بنيادين مندرج در ماده 3 مشترك كنوانسيون‌هاي چهارگانه داراي اعتبار عرفي بوده و بيانگر حداقل حقوقي است كه طرفين مخاصمه به رعايت آن مكلّف اند. معهذا اين ماده فاقد قاعده  در مورد هدايت مخاصمات داخلي و به‌خصوص تعريف آن مي‌باشد، به همين دليل بود كه پروتكل شماره 2 مطرح شد.8

پروتكل شماره 2 از اين امتياز بر خوردار است كه مخاصمه داخلي را تعريف مي‌كند طبق ماده 1 بند 1 آن: مخاصمه داخلي به هرنوع مخاصمه اطلاق مي‌شود كه در سرزمين يك دولت و فيمابين نيروهاي مسلح آن دولت و نيروهاي مسلح مخالف و يا گروه‌هاي نظامي سازمان يافته تحت رهبري يك فرمانده كه كنترل بخشي از سر زمين آن دولت را در اختيار داشته باشد به طور كه به آنان امكان اجراي عمليات نظامي دايمي هماهنگ شده را بدهد، رخ مي‌دهد.

پروتكل شماره2 حاوي مجموعه مقرراتي دقيق‌تري از ماده 3 مشترك مي‌باشد. اين پروتكل نه‌تنها مقررات در مورد نظاميان مجروح غريق و بيمار و... را پيش بيني مي‌كند بلكه توسل به خشونت برضد غيرنظاميان را نيز ممنوع اعلام مي‌كند.

براساس اين پروتكل حمله به غيرنظاميان، گرسنگي دادن آنان، تخريب اموال ضروري براي زندگي آنان وایراد هرگونه درد و رنج به آنان ممنوع مي‌باشد، هم‌چنين جابجايي اجباري مردم در صورتي كه ضرورت نظامي وجود نداشته باشد ممنوع مي‌باشد.

مقررات بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه داخلي از دقّت كمتري نسبت به مقررات حاكم بر حقوق‌بشردوستانه حاكم بر مخاصمات بين‌المللي برخوردار است. به همين دليل مؤسسه بين‌المللي حقوق بشردوستانه پيش نهاد كرده است كه 5 اصل براي تكميل حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه مورد توجه قرار گيرد كه اين اصول عباتند از:

- اصل الزام بر تفكيك بين نظاميان و غيرنظاميان كه باعث مي‌شد حمله بدون تفكيك ممنوع شود.

- مصئونيت مردم غيرنظامي، تا غيرنظاميان مورد حمله قرار نگيرند.

- ممنوعيت درد و رنج بيش از حد كه موجب مي‌شود طرفين نتوانند از هروسيله جنگي استفاده كنند.

- ممنوعيت استفاده از نيرنگ و تدليس كه سبب مي‌شود طرفين نتوانند با بكار بردن نيرنگ و سوء‌استفاده از حسن نيّت به طرف ديگر درد و رنج تحميل کنند.

 -  الزام به رعايت و حمايت پرسنل بهداري و مذهبي  هم‌چنين وسايل و تجهيزات بهداري.

در عين حال پيشنهاد شده است كه ممنوعيت‌هاي عرفي در مورد بكارگيري سلاح‌هاي ميكروبي و شيميايي گلوله‌هاي منبسط شونده در بدن و سمّي، در مخاصمات مسلحانه داخلي نيز اجراء شود. اولين تحول در اين جهت، بازنگري پروتكل شماره2 در سال 1995 مي‌باشد كه بر اساس آن امكان استفاده از ماين، تله‌هاي انفجاري و ساير موارد مشابه در مخاصمات مسلحانه داخلي ممنوع شد، ضمن آنكه تلاش‌ها براي ممنوعيت استفاده از سلاح‌هاي آتش‌زا و سلاح‌هاي ليزري كور كننده ادامه دارد.9

 در نتیجه می‌توان گفت قواعد اساسي و بنیادین حقوق بشردوستانه در نظام حقوق بين‌الملل عبارتند از:

الف) رفتار انساني و بدون تبعيض با كساني كه مشاركت مستقيم در جنگ ندارند

بر اين اساس اشخاصي كه درگيري را ترك كرده و كساني كه مشاركت مستقيم در درگيري ندارند حق دارند كه حيات و تماميّت جسمي و روحي شان مورد احترام قرار گيرد. آن‌ها در هرشرايطي بايد مورد احترام واقع شده و با آن‌ها بدون هيچ‌گونه تبعيضي بصورت انساني رفتار شود.

ب) ممنوعيت كشتن يا زخمي كردن دستگيرشدگان در جنگ

بر اين اساس كشتن يا زخمي‌كردن دشمني كه در جنگ اسير شده يا به مشاركت خود در جنگ پايان داده است ممنوع مي‌باشد.

ج) احترام، كمك و حفاظت نظاميان و غيرنظاميان دستگير شده:

بنابراين رزمندگان و غيرنظاميان دستگير شده كه در اختيار يك طرف مخاصمه هستند حق دارند كه حيات، حيثيّت، حقوق شخصي و اعتقادات شان مورد احترام واقع شود. از آن‌ها بايد در برابر كليه اعمال خشونت بار و انتقام جويانه حفاظت شوند و آن‌ها حق دارند با خانوادهاي‌شان ارتباط بر قرار كنند و كمك‌هاي امدادي دريافت كنند.

د) جمع‌آوري مجروحان و بيماران و حمايت از آنان و تأسيسات و پرسنل حمل و نقل صحی وطبی و...

براساس اين قاعده مجروحان و بيماران بايد توسط آن  طرف مخاصمه كه آن‌ها را در اختيار دارد جمع‌آوري شده و مورد مراقبت قرار گيرند اين حمايت هم‌چنين شامل پرسنل، تأسيسات، حمل و نقل (ترانسپورت) و تجهيزات طبی هم مي‌شود. نشان صليب سرخ يا هلال احمر ]ياكريستال سرخ که جدیداً به نشان‌های دارای احترام اضافه شده است[ علامت چنين حمايتي است و بايد مورد احترام واقع شوند.

ه) حق برخورداري از تضمينات قضايي و محاکمه عادلانه

بر اين اساس هرفرد حق بر خورداري از تضمينات قضايي اساسي را دارد، هيچ كس نبايد بخاطر عملي كه مرتكب نشده مسئول تلقي شود. هيچ‌كس نبايد مورد شكنجه جسمي و روحي، مجازات‌هاي بدني يا رفتارهاي ظالمانه و خفت‌بار قرار گيرد.

و) محدوديت اطراف جنگ در استفاده از شيوه‌ها و ابزارهاي جنگي

بنابراين، اصل، طرف‌هاي درگيري و اعضاي نیروهاي مسلح آن‌ها، حق نامحدودي در انتخاب شيوه‌ها و روش‌هاي جنگي ندارند. استفاده از سلاح‌ها يا روش‌هاي جنگي كه باعث ورود درد غيرضروري يا رنج زايد مي‌شود، ممنوع می‌باشد.

ز) تفكيك بين نظاميان و غيرنظاميان و اموال غيرنظامي

بنابر اين اصل، طرف‌هاي درگيري بايد ميان جمعيت غيرنظامي و رزمندگان تفكيك قايل شوند، جمعيّت غيرنظامي و افراد غيرنظامي و مناطق غيرنظامي و بناهاي فرهنگي و.. نبايد مورد حمله واقع شود.10

با يك نگاه كلي به قواعد اساسي حقوق بشردوستانه در نظام حقوق بين‌الملل مي‌توان اهداف اين قواعد را در امور ذيل خلاصه كرد:

الف- تا حد امكان بايد از آلام و مصيبت‌هاي جنگ كاسته شود و هدف در جنگ صرفاً تضعيف نيروي نظامي در حال جنگ دشمن باشد.

ب‌- در همه حال از جمله در حالت بروز مخاصمات مسلحانه حيثيّت و حقوق انساني انسان‌ها حفظ شود. بنابراين، در صورت بروز مخاصمات مسلحانه اطراف جنگ بايد با محدوديت‌هاي مواجه باشند؛ اين محدوديت را مي‌توان در محدوديت در روش‌هاي جنگ، محدوديت در كاربرد ابزار جنگ، محدوديت در سلوك با دشمن و محدوديت در رفتار با كساني كه به هرنحوي در جنگ شركت ندارند يا نمي‌خواهند يا نمي‌توانند در جنگ شركت كنند خلاصه كرد.

در اين مورد تذكر چند نكته ضروري به نظر مي‌رسد:

نخست آن‌كه اصول و قواعد كلي حقوق بشردوستانه بین‌المللی قواعد آمره‌اي‌اند كه رعايت‌شان در هرشرايطي الزامي بوده و تخطي از آن‌هابه هيچ بهانه‌اي مجاز نمی‌باشد. دوم آن‌كه، ريشه، علت و انگيزه جنگ در رعايت مقررات مزبور اثري ندارد و این قواعد و مقررات در هرحال و بدون تبعيض نسبت به افراد تحت حمايت بايد رعايت گردد. سوم آن‌كه اصول و قواعد عرفي و معاهدات بين‌المللي اين حقوق جنبه‌هاي اعلامي دارند نه انشايي.11

2/2. انواع جنگ در اسلام و قواعد اساسي حاکم برآن‌ها

نظام حقوقي اسلام قواعدي را جهت اداره و تنظيم رفتار فردي و اجتماعي وضع کرده است. عدالت، مساوات، وفاي به عهد و هم‌چنين مقابله به مثل (با شرايط خاص آن) اصولي‌اند كه شالوده نظام حقوقي اسلام را پي‌ريزي مي‌كند.

در فقه اسلامي فصل مخصوصي به عنوان آداب و احكام جنگ و يا جهاد وجود دارد. فقيهان هرعصري با توجه به وضعيت خاص آن زمان و نيازهاي مسلمين و با تكيه بر اصول بنيادين حقوقي اسلام، با نيروي محكم اجتهاد از كتاب و سنت و عقل مسايلي مختلفي را درباره احكام و مقررات جنگ و بر خورد با دشمن و اسيران دشمن مطرح كرده‌اند.12

 

2/2/2.  انواع جنگ در اسلام

با بررسی و مطالعه جنگ‌های که در صدراسلام اتفاق افتاد و احکام و قواعد مربوط به آن‌ها، می‌توان انواع جنگ در اسلام را این گونه تقسم‌بندی کرد:

اول‌- جنگ عليه سارقان مسلح و راه‌زنان

اين نوع جنگ از نظر مصداقی در حقيقت اجراي قاهرانه قوانين كيفري عليه كساني است كه امنيت و آسايش مردم را به خطر انداخته و قوانين كشور را نقض مي‌كند طبيعتاً چنين جنگي نمي‌تواند به عنوان مخاصمه مسلحانه تلقي شود كه مقررات حقوق بشردوستانه بر آن حاكم باشد، بلكه اين امر در صلاحيت قوانين داخلي است و در هرحال بايد معیارهای حقوق بشری نسبت به آنان نیز مراعات شوند.

دوم‌- جنگ عليه شورشيان (باغيان، خوارج)

نوع دیگر از جنگ  که در اسلام مطرح شده است جنگی است که می‌توان آن‌را جنگ عليه باغيان و خوارج (شورشيان) نامید؛ در اصطلاح فقهی باغيان و شورشگران، مسلماناني هستند كه عليه امام و و حکومت اسلامي قيام مي‌كنند، موضعي كه در قبال آن‌ها اتخاذ مي‌شود آنست كه تا زماني كه مخالفت آنان با خشونت و قوه قهريه توأم نباشد در اظهار عقايد خود آزاد اند و زماني كه به قيام عليه حاكميت اسلامي دست بزند حكومت حق دارد آنان را سركوب و مجازات نمايد.

چنين جنگي از ديدگاه حقوق بين‌الملل، مخاصمه مسلحانه داخلي به حساب آمده و طبيعتا از نظر مقررات حقوق بشردوستانه بين‌المللي ماده 3 مشترك كنوانسيون‌هاي چهارگانه ژنو و پروتكل دوم 1977 ژنو بر آن حاكم است.

سوم: جنگ بين‌المللي يا جنگ عليه كفار و مشركين

جنگ عليه كفار و مشركين مهم‌ترين و بيش‌ترين جنگ‌هاي زمان پيامبراسلام را تشكيل مي‌دهد و چنين جنگي نيز در حقوق اسلامي آييني دارد. این نوع جنگ‌ها را شاید بتوان از مصادیق مخاصمات مسلحانه بین‌المللی به حساب آورد.

به هرصورت بر دو نوع اخیر جنگ قواعد و مقررات حقوق بشردوستانه حاکم است و باید دید مقرراتی که در دین اسلام بر مخاصمات مسلحانه وجود دارد و فرمان‌های که به جنگجویان مسلمان داده شده است حاوی کدام مقررات می‌باشند.

 

براساس آموزه‌های اسلامی بدون توجه به نوعیت جنگ قواعد و مقررات حاکم برجنگ باید رعایت شوند. رزمندگان با محدودیت‌های مواجه می‌باشند.

2/2/3. مقررات حاكم بر جنگ‌ها در نظام حقوقي اسلام

رویکرد اسلام نسبت به جنگ نه به مثابه یک هدف، بلکه به مثابه یک راهکار ناگزیری است و به همین دلیل اسلام به پیروانش دستور می‌دهد که آنان آغاز‌گر جنگ نباشند‌؛ امّا در صورت بروز جنگ، آنان را به رعایت عدالت و عدم تجاوز از حدود متعارف و انسانى در برابر دشمنان توصیه می‌کند. متفکران مسلمان نیز پیش از ظهور اندیشه حقوق بشردوستانه در غرب، به این موضوع پرداخته و توصیه‌هایی در این خصوص ابراز کرده‌اند؛ از جمله، محمّد‌بن حسن شیبانی(متوفّای سال 180 هجری)  در کتاب «السیرالکبیر» در نیمه دوم قرن دوم هجری. در بخشی از این کتاب، شیبانی نظراتی را مطرح کرده که به حقوق بشر‌دوستانه امروزی بسیار نزدیک است: «‌من الثابت للذین لا یقاتلون لایزعجون لافی انفسهم و لا فی اموالهم و المتاجر تسیر فی طریقها فلا تجویع و لا منع للقوت عن الشعوب التی لا رای لها فی القتال و لیس لهم فیها ناقه و لا جمل». این عبارت، بیانگر مصئونیت اشخاص و اماکن غیر‌نظامی در جنگ است و شرایطی را برای حفاظت از اماکن و اشخاص غیر‌نظامی در جنگ‌ها، تعیین می‌کند.

در یک بررسی اجمالی و نگاه كلي به منابع اصیل آموزه‌های اسلامی مي‌توان در يافت که اسلام نیز نسبت به رعایت بسیاری ازقواعد و مقرراتی که امروزه درچارچوب قواعد بشردوستانه از آن‌ها نام برده می‌شود اهمیت داده و در این زمینه حاوی پیام‌ها و دستورهای مشخصی می‌باشد. برخی از مهم‌ترین این قواعد و مقررات عبارتند از:

2/2/3/1. اصل محدودیت:

اصل اوليه در نظام حقوقي اسلام در جنگ با دشمن همان قاعده‌اي كلي است كه صدها سال بعد در معاهدات و مقررات حقوق بين‌الملل بشردوستانه اعلام شد كه تنها هدف مشروع طرف‌هاي جنگ بايد تضعيف قوّه و اقتدار ارتش دشمن باشد. قرآن كريم در اين باره فرموده است با آنان بجنگيد كه با شما سر جنگ دارند اما از حدود و موازين معيّنه تجاوز نكنيد. (سوره بقره آيه190).

اين فرمان الهي در حقيقت معيار روشن و مهمي است که بر اساس آن رفتار و آزادي افراد و یا دولت‌ها در جنگ و استفاده از شيوه‌هاي جنگي نامحدود نبوده و با محدود یت مواجه می‌باشد.

مقررات ناظر بر جنگ و در راستای محدود سازی جنگ به اهداف و ضرورت‌های نظامی را مي‌توان از فرمان امام علي ابن ابی‌طالب، خلیفه چهارم اسلام، به لشكريانش در جنگ، نیز بدست آورد:

چنانچه آن‌ها (دشمنان) را به خواست خدا شكست داديد، هيچ فردی در حال فرار را نكشيد، جان هيچ مجروحي را نستانيد، هيچ اسيري را به قتل نرسانيد، شرمگاه هيچكس را عريان و عيان نسازيد، مردگان را مثله نكنيد به داخل هيچ سراپرده يا خانه‌اي بدون اجازه صاحب آن داخل نشويد، مال آنان را به يغما مبريد، مگر اموالي كه در اردوی آنان به دست شما مي‌افتد، هيچ زني را شكنجه و آزار ندهيد حتي اگر او به مقدسات شما اهانت كرده باشد...13

بنابراین اصل و قاعد اولی حاکم بر اطراف جنگ محدودیت است و اطراف درگیری در جنگ‌ها هم درکاربرد سلاح‌های جنگی، هم در استفاده از روش‌های جنگی و هم در نحوه برخورد با نیروهای دشمن و غیرنظامیان با محدودیت‌های مواجه می‌باشند.

الف: محدوديت در كار برد سلاح

فقهاي اسلامي به فراخور اقتضاي زمان و عصر خود، به ممنوعيت كار برد برخي سلاح‌ها در جنگ فتوا داده‌اند اين نظرات در حقيقت مبتني بر اصول و معيارهاي مشخص و كلي است كه در اسلام وجود دارد در اسلام اسراف در قتل نهي شده است و هركسي در حقيقت مسئوليت اعمال خود را بدوش دارد و هدف نیز وسيله را توجيه نمي‌كند. به‌طور مثال برخي از فقها كار برد تيرهاي سمّي در جنگ را ممنوع دانسته‌اند.14

ب:محدوديت در رفتار با اشخاص در زمان جنگ

تفكيك بين نظاميان و غيرنظاميان در جنگ و حمايت از كساني كه از جنگ دست مي‌كشد امروزه از زمره قواعد اساسي حقوق بين‌الملل بشردوستانه است. در حالي‌كه اين اصول از دير زمان در نظام حقوقي اسلام نیز وجود داشته است.

قرآن كريم در اين باره مي‌فرمايد:

 تا زماني كه آنان (دشمنان) با شما عادلانه رفتار مي‌كنند شما نيز عادلانه رفتار كنيد و اگر چنانچه آن‌ها از جنگ اعراض كردند و پيشنهاد صلح دادند در اين صورت خداوند به شما اجازه جنگ را نمي‌دهد.15

حمایت ویژه از کودکان در جنگ

اسناد بین‌المللی کودکان را آسیب‌پذیرترین اقشار از افراد بیگناهی دانسته که در مخاصمات مسلّحانه، مورد آسیب‌های جدّی قرار می‌گیرند. نخستین‌بار در اعلامیّه ژنو در سپتامبر  1924، حمایت جسمی و روحی کودکان مورد توجّه قرار گرفت. در نوامبر 1959، اعلامیه حقوق کودک بر اعلامیه ژنو تأکید ورزید. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر 1974، اعلامیه حمایت از زنان و کودکان در مواقع بحرانی و مخاصمات مسلّحانه را به تصویب رساند؛ و طبق ماده 77 پروتکل نخست الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو 1977، کودکان باید مورد احترام خاص قرار گیرند و در برابر هر شکل از حمله «غیرمحترمانه» حفاظت شوند و چنانچه به هر علّتی نیاز به مراقبت و کمک داشته باشند، طرف‌های مخاصمه باید برای آن‌ها امکانات مراقبت را فراهم آورند.

در آموزه‌های حقوق بشردوستانه اسلامی نیز، از کودکان در مقابل اثار زیانبار جنگ حمایت ویژه صورت گرفته و به‌شدّت از کشتن کودکان نهی شده است. این نهی در سفارش‌های پیامبراکرم‌(ص) و خلفای ایشان به فرماندهان سپاه اسلام، به وضوح دیده می‌شود؛ برای نمونه، امام صادق( ع) از پدرش نقل می‌کند که پیامبر اکرم( ص) فرمودند: با مشرکان بجنگید؛ امّا پیرها و کودکان آن‌ها را مورد تعرّض قرار ندهید. هم‌چنین، پیامبر اکرم (ص) هنگام اعزام نیرو به خیبر برای جنگ با یهودیان، وقتی خبر یافت که در جنگ تعدادی از کودکان کشته شده اند، پرسید:

چه چیزی شما را به کشتن کودکان وا می‌دارد؟ پاسخ دادند: مگر کودکان مشرک زاده نیستند؟ پیامبر فرمود: مگر پدران شما نیز مشرک زاده نبودند؟ هم‌چنین، توجه به سن شرکت کنندگان در جنگ مورد توجه اسلام بوده است و پیامبر اکرم (ص) در جنگ احد به سمره بن جندب و رافع بن خدیج که هر دو پانزده سال سن داشتند، اجازه شرکت در جنگ دادند.

حمایت از زنان در مقابل آثار جنگ

زنان و کودکان در هنگام جنگ بیشترین مصسبت و آلام جنگ را تحمل می‌کنند بیاد داشته باشیم که بسیاری از زنان هم در هنگام شکست و هم در هنگامه پیروزی عزادار عزیزان خویش اند. و از سوی دیگر در معرض بیشترین آسیب‌ها و تجاوزها در هنگام جنگ قرار دارند و به همین دلیل نیازمند حمایت‌های ویژه می‌باشند.

پيامبر اسلام بر انسانی شدن رفتار رزمندگان در جنگ تأکید ورزیده و اعلام می‌دارد:

«محبت مردمان را بخود جلب كنيد و با آن‌ها رفتار خوش داشته باشيد قبل از آن كه به آنان حمله كنيد آن‌ها را به اسلام دعوت كنيد من ترجيح مي‌دهم شهروند يا كوچ نشيني نزد من آريد كه به اسلام گرويده باشد نه آن‌كه زنان را پس از كشته‌شدن مردان‌شان نزد من بياوريد.16

پيامبر اسلام در پايان يكي از غزوات ملاحظه كرد كه عده اي تجمع كرده اند ايشان وقتي فهميد علت آن كشته‌شدن يك زن است فرمودند: چرا او را كشته‌اند در حالي كه قطعاً او نمي‌توانسته در حال جنگ باشد.17

در واقعه ديگر تعدادی از مسلمانان با تأسي به دشمنان خود تعداد كودك را به قتل رساندند ، پيامبر (ص) به خشم آمد و فرمودند: «چرا عده اي امروز آن قدر ستيزه جو هستند كه به قتل کودکان دست مي زنند.»18

پيامبر اسلام به نيروهايش در جنگ دستور مي‌داد: (درجنگ) مكر و نيرنگ بكار نبريد و جسد دشمن رامثله نكنيد و درختي را قطع نكنيد مگر در مورد ضرورت و پيران و زنان و كودكان را به قتل نرسانيد.

دیگر رفتارهاي ممنوع در جنگ از نظر اسلام

محدوديت در انتخاب شيوه‌هاي جنگ و رفتار با دشمنان در نظام حقوقي اسلام كاملاً رعايت شده است به همين دليل برخي رفتارها در جنگ به عنوان رفتار ممنوع شناخته شده‌اند اين‌ها عبارتند از:

ـ انهدام دست جمعي دشمن و سلب حق تسليم آنان19

ـ اعمال و رفتار انتقام جويانه20

ـ بي احترامي به زخمي‌ها و مثله كردن آنان21

ـ محروم ساختن از آب آشاميدني و غذا22

ـ انهدام ساختمان‌ها و درخت‌ها23

-کاربرد سلاح‌های سمی

از نظر حقوق اسلامي، شهروندان يعني غير رزمندگان مطلقاً از حمايت برخوردار اند و طبقات خاصي از جمله كودكان، زنان، سالخوردگان، تجار و زارعان، پيام رسانان عابران غيرنظامي و روحانيان و رهبران ديني كه اعتزال اختيار كرده‌اند به‌نحو ويژه‌اي از تعرّض مصئون مي‌باشند.24

2-4 جايگاه ويژه کرامت انسانی و حق حيات در اسلام

بسیاری از آثار و مصائب جنگ مستقیماً کرامت انسانی افراد و حق آنان را نشانه می‌رود. آموزه‌های اسلامی با معرفی انسان به عنوان موجود کریم و شریف برصیانت او و دیگران از کرامت انسانی تأکید ورزیده و بر اهمیت ویژه حق زندگی انسان پافشاری می‌کند. اصلي‌ترين حق هرانسان كه پايه حقوق ديگر به شمار مي‌رود حق حيات است. در اسلام به اين حق احترام ويژه‌اي گذاشته شده است. جواز قتل انسان صرفاً در موارد بسيار استثنايي صادر شده است. بر اساس آموزه‌هاي قرآن همه انسان‌ها از كشتن انسان‌هاي ديگر و حتي خود باز داشته شده است قرآن‌كريم در اين باره مي‌گويد: و لا تقتلوا النفس التي حرّم الله الاّ بالحق25. «انسان‌هاي را كه جان آنان مورد احترام خداوند است نكشيد مگر آنكه به حق باشد.»

جهاد في‌‌سبيل‌الله به معناي كشتن انسان براي ايمان آوردن نيست، بلكه به معناي نهايت تلاش در راه خدا براي تبليغ و تفهيم دين و رهایی و آزادی او از اسارت‌های درونی و بیرونی است و در اين راه فقط كشتن كساني مجاز است كه مانع دسترسي انسان‌ها به اين حق مسلم شان مي‌شوند. قرآن‌كريم به معيار مهمي در اين زمنيه اشاره مي‌كند: «و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم و لا تعتدوا» در راه خداوند با آنان كه با شما مي‌جنگند، نبرد كنيد و از حد تجاوز نكنيد.26

در اين آيه چند نكته قابل توجه وجود دارد: نخست آن‌كه واژه قاتلوا از مصدر «قتال» بكار رفته است كه از باب مفاعله است و در آن مفهوم مقابله حكايت دارد كه با دفاع سازگارتر است.

دوم آن‌كه واژه «قاتلوا» با قيد «الذين يقاتلونكم» محدود و مقيد شده و خروج از اين حدود تجاوز به شمار رفته و از طرف خداوند ممنوع قرار داده شده است.

خلیفه چهارم كار برد شمشير را در جايی مجاز مي‌داند كه منجر به قتل بي‌گناهي نشود به همين سبب در فرمان معروف خود به مالك اشتر مي‌گويد: و بپرهيز از خون‌ها و ريختن آن‌ها ناروا، كه چيزي جز ریختن خون به ناحق (آدمي) را به كيفر نرساند و گناه را بزرگ نگرداند و رشته عُمر را نبُرد.

 

نتیجه‌گیری

با جمع‌بندي آنچه كه گذشت مي‌توان گفت در همه حال از جمله در حالت بروز مخاصمات مسلحانه حيثيّت و حقوق انساني انسان‌ها باید حفظ شود. بنابراين در صورت بروز مخاصمات مسلحانه اطراف جنگ بايد با محدوديت‌هاي مواجه باشند؛ اين محدوديت را مي‌توان در محدوديت در روش‌هاي جنگ محدوديت، در كاربرد ابزار جنگ، محدوديت در سلوك با دشمن و محدوديت در رفتار با كساني كه به هرنحوي در جنگ شركت ندارند يا نمي‌خواهد يا نمي‌توانند در جنگ شركت كنند خلاصه كرد.

نظام حقوق بين‌الملل بشردوستانه با محوريت اصل تفكيك و اصل محدوديت تلاش مي‌ورزد حتي‌الامكان آثار و آلام جنگ را كاهش داده و قربانيان جنگ را مورد حمايت قرار دهد. اصول و قواعد اساسی حقوق بشردوستانه را می‌توان از آموزه‌های اسلامی نیز به دست آورد. تا آنجا كه مي‌توان با قاطعيت ادعا كرد بسیاری از اين اصول در اسلام هم از قدمت بيشتر برخوردار است و هم از ضمانت اجرایي قوي‌تر.

با توجه به اصل كرامت انساني و محوريت عدالت و انصاف در احكام اسلامي و با دقت در آموزه‌هاي اسلامي به‌خصوص قرآن كريم و سنت و سيره نظري و عملي پيامبر اسلام مي‌توان دريافت كه مقررات نظام حقوقي اسلام در مورد جنگ و قربانیان آن عادلانه منصفانه بوده و با معیارهای بین‌المللی حقوق بشردوستانه سازگار می‌باشد.

يادآوري این نکته ضروری است كه بايد بين عملكرد حكومت‌هاي كه در تاريخ اسلام وجود داشته است، با اصل منطق و ديدگاه‌هاي اسلام فرق گذاشته شود؛ عملكرد نادرست چنين دستگاه‌هايی را كه به نام اسلام و در سرزمين‌هاي اسلامي حكومت داشته اند را نمي‌توان به اسلام و آموزه‌های حقیقی آن نسبت داد.

دين اسلام با تكيه بر اصل عدالت و انصاف در اعتقاد و گفتار و رفتار نسبت به هركس از جمله اسيران جنگ، سال‌ها قبل از تدوين مقررات حقوق بشردوستانه بين‌المللي، بر حقوق اسيران جنگ تأكيد کرده است.

قواعد اساسی حقوق بشردوستانه که مبتنی بر اصول محوری، ضرورت، محدودیت و تفکیک بنا شده است هم ریشه در آموزه‌های اسلامی دارد و هم در قواعد عرفی بین‌المللی.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. رضائیان، مهرداد، حقوق بین‌الملل ناظر بر نحوه هدایت مخاصمات مسلحانه، تهران نشر سرسم، چ اول، ،1383، ص16.

2. رک: سیا رستمی، هاجر، حقوق بین‌الملل بشردوستانه، تهران امیرکبیر، چ اول 1381 ص8.

3. براي توضيح بيشتر رك: مهرپور، حسين، نظام بين‌الملل حقوق بشر، مؤسسه اطلاعات، چاپ اول، 77، تهران، ص245.

4- به نقل از: صابري، هنگامه، ضمانت اجرا در حقوق بشر دوستانه، انتشارات وزارت امور خارجه ایران، چاپ اول، تهران، 1378 ، ص194.

5.  همان، ص217.

6. سياه رستمي، هاجر، همان، ص11.

7. مهرپور، پیشین، ص260 .

8. ماده 1 پروتكل شماره 2  دراين باره مي‌گويد اين پروتكل كه ماده 3مشترك كنوانسيون‌هاي12 اوت1949را توسعه داده و تكميل مي‌کند نسبت به هرنوع مخاصمات مسلحانه كه تحت پوشش ماده 1پروتكل الحاقي اول قرار نمي‌گيرد، اجرا مي‌شود.

9. بيگ‌زاده، ابراهيم، پيشين، ص20.

10. براي تفصيل بيشتر رك: سياه رستمي، هاجر، پيشين، ص5.

11. محقق داماد، سيد مصطفي، حقوق بشر دوستانه بين‌المللي، رهيافت اسلامي، ص27،تهران، مركز نشر علوم اسلامي، چاپ اول، 1383.‍

12. در اين زمينه به عنوان نمونه مي‌توان به كتاب‌هاي شرح لمعه، جواهر الكلام، كتاب الجهاد آية‌الله سيد محمد شيرازي، شرايع الاسلام، و وسايل الشيعه مراجعه كرد.

13. سيد رضي، نهج البلاغه، (مجموعه خطبه‌ها، نامه‌ها و حكمت‌هاي امام علي(ع)) نامه 14.

14. محقق داماد، سيد مصطفي، پيشين، ص85 .

15. قرآن كريم / سوره توبه آيه 7، فماستقموا لكم فاستقيموا لهم ان‌الله يحب المتقين.

16. كنزالعمال، باب جهاد، حديث1130 به نقل از محقق داماد، پيشين، ص93.

17. همان، ص90.

18. همان.

19. حميدالله، محمد، سلوك بين‌الملل دولت اسلامي، ترجمه محقق داماد، تهران نشر علوم اسلامی، ص234.

20. همان.

21. در اين باره مي‌توان به سيره پيامبر اكرم(ص) و خلفای راشدین در جنگ‌های صدر اسلام اشاره كرد. به عنوان نمونه پيامبر اسلام مسلمانان را از مثله كردن دشمنان بر حذر داشته براي ملاحظه احاديث متعدد در نهي مثله رجوع كنيد به الشافعي، معرفة السنن و الآثار، ج6، ص553.

22. محقق داماد، پيشين، ص106.

23. حميدالله، محمد، پيشين، ص233.

24. همان.

25. قرآن کریم ،سوره انعام/ آيه 151.

26. قرآن کریم، سوره بقره/ 190.


بازنشر این مطلب