حقوق بین‌المللی بشردوستانه و مسئولیت طرف‌های درگیر جنگ در برابر شهروندان

دکتر جمال‌الدین سینا دلیری

 

بشریت از آوان پیدایش خویش برای اینکه از گزند حوادث طبیعی و اجتماعی خویشتن را مصئون نگهدارد، در فکر و تکاپوی آن گردید تا زمینه‌هایی را فراهم سازد که در چهارچوب آن بتواند از آسیب‌پذیری بیشتر در امان باقی مانده و به حداقل بایسته‌های زندگی دسترسی پیدا کند. از اینجا بود که انسان به حکم طبیعت ذاتی اجتماع‌پذیری در صدد ایجاد و تشکل اجتماعی برآمده و برای سروسامان بخشیدن آن وارد مرحله زندگی نظام‌مند گردیده و بر مبنای اصل پذیرش قرارداد اجتماعی، نهاد یا ساختاری را ایجاد کرد که نخستین سنگ بنای ساختار سیاسی یا نظام سیاسی بود.

اما این نهاد سیاسی مادامی مؤثر و کارا می‌توانست باشد که از قواعد و مقررات ویژه ای که در آن حد و مرز همه از بالا تا پایین مشخص باشد، برخوردار می‌بود. بر بنیاد این ضرورت اجتماعی و زیست باهمی بهتر بود که در یک روند معیین تاریخی، اندیشه حقوقی به مثابه اصول اساسی تأمین نظم، انسجام، امنیت و مآلا گذار به سوی تحقق عدالت اجتماعی در انسان‌ها شکل گرفته و با گذشت زمان بارورتر گردیده و سرانجام دستورگرایی و وضع قاعده‌های حقوقی به یک ضرورت عینی در زندگی انسان‌ها مبدل گردیده و در دنیای امروز نه‌تنها به یک اصل پذیرفته‌شده اجتماعی در همه ساحات زندگی داخلی و بین‌المللی می‌باشد، بلکه از منظر بشردوستی به قاعده‌های حقوقی نگریسته و پیوسته تلاش صورت می‌گیرد که محتوای حقوق بشردوستانه را در همه بخش‌های زندگی اعم از داخلی و خارجی به گونه جامع و عادلانه تسری بخشیده و بشریت را به قواعد آن ملزم گردانند.

لذا، در نگاه نخست ایجاب می‌کند که بدانیم حقوق بین‌الملل بشردوستانه چیست؟ منشأ تاریخی آن از کجا می‌آغازد؟ ساحه عملکرد آن کدام است؟ و چه نیازی به گسترش بیشتر از پیش آن در دنیای کنونی احساس می‌شود؟

تعریف حقوق بشردوستانه بین‌المللی

حقوق بشردوستانه بین‌المللی یا حقوق بین‌الملل بشردوستانه که به حقوق جنگ یا حقوق مخاصمات مسلحانه بین‌المللی نیز معروف است، برای نخستین‌بار در کنفرانس بین‌المللی حقوق بشر تهران در سال ۱۹۶۸ پایه‌گذاری شد و آنچه که در این کنفرانس. مطرح گردید، در حقیقت رسیدگی به مسئولیت‌ها و حقوق طرفین درگیر جنگ و کشورهای بی‌طرف به‌ویژه در ارتباط با افراد غیرنظامی بود. به سخن دیگر محتوای کنفرانس حقوق بین المللی بشردوستانه تهران را رسیدگی به مسئولیت‌ها، حقوق طرفین درگیر جنگ، کشورهای بی طرف و به‌گونه خاص توجه ویژه به افراد و مردمان ملکی و غیرنظامی می‌دهد. رعایت این قواعد و مقررات و توجه به آن‌ها از آن روی ضروری و قابل دقت به نظر می‌رسید که پیدایش وضعیت جنگی خود یکی از عوامل برهم زننده بسیاری از قوانین و مقررات است. روی این ضرورت مبرم و حیاتی و پیامدهای ناگوار ناشی از جنگ‌های ویرانگر بود که انسان‌های بشردوست، متعهد و صلح خواه را بدان واداشت تا در پی چاره‌جویی و راهکارهایی برایند که نه‌تنها قواعد و مقررات بشردوستانه در شرایط جنگی برطرف‌های جنگ مرعی و الزام‌آور گردد، بلکه مفاد این قواعد بازدارنده تبعات ناگوار جنگ در همه ساحات زندگی تسری پیداکند.

حقوق بشر و حقوق بشردوستانه به‌‌مثابه دوشاخه ارزشمندی از حقوق بین‌الملل که در ذات خود مکمل یکدیگر هستند و به دلیل مبانی انسانی، فلسفی، تاریخی و هدف مشترک آنها که در حقیقت حمایت از حقوق انسان‌هاست در عمل بیشتر از پیش به سمت نزدیک‌ترشدن حرکت کرده‌اند. تعامل و تأثیر متقابل حقوق بشردوستانه و حقوق بشر، حمایت از انسان و حقوق انسان‌ها را نسبت به گذشته‌ها به‌مراتب گسترش بخشیده است.

بنابراین، حقوق بین‌الملل بشردوستانه که درون مایه خویش را مدیون حقوق بشر و آرمان‌های انسان‌باوری است، می‌کوشد که با وضع مقررات و قواعد بازدارنده از خشونت بی اندازه در جنگ‌ها جلوگیری کند. از این روی، برای رسیدن به این منظور حقوق بشردوستانه حق دولت‌ها را در استفاده از سلاح‌ها و روش‌های محدود، محدودتر ساخته و از قربانیان درگیری‌های مسلحانه حمایت می‌کند.

 

منشأ تاریخی حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بین‌المللی در جهان معاصر

  1.  تاریخچه حقوق بشر

حقوق جنگ و نگاه بشردوستانه به پیامدهای ناگوار آن یکی از قدیمی ترین رشته علم حقوق بوده که ریشه در بُن تاریخ دارد. از روزگاری که حس زیاده خواهی و تملک جویی در ذهن انسان‌ها بارور گردیده، بشریت همواره در یک تنازع و درگیری مستمر قرار داشته است. اگر صلحی در میان بوده آنهم به قول نیچه «راحت باش میان دو جنگ» بوده است. اما، پا به پای جنگ طبقاتی و در گیری‌های خونین ناشی از حس تملک جویی و اراده برتری‌خواهی، بودند انسان‌هایی که پیوسته تلاش ورزیده‌اند تا با شیوه‌های ممکن یا جلو جنگ‌های خونین را بگیرند و یا راهکارهایی را جستجو کنند که از تبعات ناگوارآن مردمی که هیچ‌گونه منفعتی در این جنگ‌ها ندارند به‌گونه‌ای مصون باقی بمانند یا حد اقل کمتر آسیب ببینند.

یکی از پیشگامانی که در این عرصه با اندیشه انسان‌باورانه و بشردوستانه خویش از جایگاه و منظر بلند فلسفی وارد کارزار مبارزه شد و با گفتار حکیمانه خویش درس اخلاق و همزیستی پیشکش کرده و در برابر پلشتی‌ها ایستادگی کرد، اشوزرتشت، حکیم و فیلسوف بزرگ ایران باستان بود. زرتشت به مثابه یکی از فیلسوفان بزرگ همواره بر دو نیروی خیر و شر تمرکز کرده با ترویج و تبلیغ راستی و نیکی، دروغ و کژی را مظهر ظلمت و ویرانی می‌دانست. چنان که با صراحت می‌گوید که: «راه در جهان یکی است و آن هم راستی».

انسان دیگری از همین سلاله و تبار یعنی کوروش کبیر برای نخستین‌بار بعد از فتح بابل در سال 539 قبل از میلاد منشوری را اعلام کرد که اولین سنگ بنای قانون حقوق بشر از گونه علمی و محتوایی آن می‌باشد. همین‌گونه و بر باور حقوق انسان‌محورانه، فلاسفه ایرانی‌تبار دیگری چون مانی و مزدک نیز بر صفات نیک و جوهرانسانی تأکید ورزیده و نفرت و انزجار خویش را از جنگ و خونریزی و ویرانگری ابراز داشته‌اند که هرکدام در ذات خود مبنای مستحکمی بر شکل‌گیری تاریخی اندیشه حقوق بشر می‌باشند.

هم‌چنین حقوق جنگ بحیث قدیمی‌ترین شاخه حقوق ریشه در اعماق تاریخ و حتی در اندیشه‌های سیاسی و نظامی قبایل بدوی داشته است. به همین‌گونه در میان قبایل سومریان یک نهاد سازمان یافته وجود داشته که در آن قواعد و مقرراتی مانند اعلام جنگ، حکمیت،‌ مصئونیت سفرا و نمایندگان سیاسی و احترام به قراردادهای صلح وجود داشته است. در این دوره رسم آزادی اسرا در مقابل گرفتن پول (فدیه) نیز رایج بوده است. حمورابی پادشاه ششم سامی در بابل (2123-2080ق.م) در مجموعه قوانین و مقررات خود به نام الواح حمورابی که در 282 ماده و در یک لوح فلزی که 3 متر و 25 سانتی طول داشته و اکنون در موزیم «لوفر» فرانسه محفوظ است به بخشی از قوانین و مقررات جنگ اشاره می‌کند(1). سون تزو(2) در کتاب خود به عنوان هنر جنگ که 500 سال پیش از میلاد مسیح بعنوان اولین اثر ادبی کلاسیک در استراتژی نظامی نگاشته شده رعایت اصول انسانی همانند احترام به اسیران جنگی، ‌دلاوری، شرافت، پرهیز از خشونت بی‌دلیل و آزار رساندن به غیر نظامیان را برای فرماندهان گوشزد کرده است (3).

همین‌سان به قول «فون سکالا» مؤرخ معروف حدود شانزده پیمان نامه و معاهدات میان بابل و مصر در سال 1450 قبل از میلاد به منظور قطع جنگ و برقراری صلح و احترام‌گذاشتن به منافع ملی طرفین و عدم آزار و اذیت اتباع هردو طرف درگیر صورت گرفته است که از جمله مهم‌ترین آن توافقنامه میان رامسیس دوم پادشاه مصر و خاتیسار پادشاه حیثانیان در نیمه قرن 14 و 13 ق.م صورت گرفته است(4).

اندیشه حقوق بشردوستانه در چین که بنیان‌گذار آن کنفسیوس حکیم بزرگ چینی است، به گونه گسترده از طرف او و پیروانش ترویج یافته است که سال‌ها بعد از مرگ کنفسیوس حقوق دان معروف چین به‌ نام «هان فای» در قرن سوم ق.م بر حقوق بشردوستانه تأکید ورزیده و معیار تنظیم حیات عامه را مبتنی بر قانون و قانون‌مداری می‌دانست(5).

از پژوهش‌های به عمل آمده چنین استنباط می‌گردد که دو پدیده جنگ و صلح به مثابه دو نیروی متضادی که بنیاد یکی بر شر گذاشته شده و دیگری برخیر همواره در برابر هم قرار داشته اند. تاریخ گواه آن است که نیروهای خشونت طلب و جنگ افروز از هیچ‌گونه بی‌رحمی در برابر اسرای جنگی (سوزاندن آن‌ها) و ویران کردن خانه‌های مردم بی‌گناه در زمان پادشاهان آشوری دریغ نمی‌کردند. هم‌چنین در تورات نیز از کشتار و غارت مردم بیگناه غیر نظامی تذکراتی رفته است. بر مبنای همین بی‌رحمی‌های تاریخی بوده که برخی از انسان‌های حکیم و صلح دوست قد بر افراشته و در برابر بی‌رحمی‌های بیدادگران ایستاده و از حقوق بشر و انسان‌محوری جانبداری کرده‌اند که به‌گونه فشرده از آن‌ها یادآوری کردیم.

اما، بار دیگر در نتیجه تسلط روحانیت کلیسا و حاکمیت‌های استبدادی ای که مشروعیت خود را مرهون روحانیت ارتجاعی کلیسایی بودند، در تبانی با همدیگر چنان خشونت و استبداد و بی‌رحمی را گسترش بخشیدند که در تاریخ بشر به نام دوره سیاه قرون وسطی معروف است. در این دوره از استبداد مضاعف کلیسایی- سلطنتی پدیده‌ای به نام حقوق بشر به طاق نسیان گذاشته شده و تا توانستند جنگ و خشونت طلبی و استبداد و تجاوزگری را در داخل و خارج از قلمرو حاکمیت‌شان گسترش بخشیده و هرگونه مقاومت و ایستادگی در برابر استبداد را با چوب بغاوت و تکفیر درهم می‌شکستند. اما، باردیگر از اواخر قرون وسطی خطی شکل می‌گیرد که تا سده نزدهم به بار نشسته و همراه با خود صورت بندی‌های محسوس حقوق اساسی را که یکی از مبانی نسج حقوق بشر است، تدارک می‌بیند.

مشخصات عمده و برجسته این فضای فکری و تجربی که موجب رشد این نهال بارور گردیده و پیامد نیک این بالندگی که همانا فراهم‌گردیدن زمینه ظهور حقوق بشردوستانه هم در سطوح ملی و هم در عرصه بین‌المللی است، به‌گونه مختصر از آن نام برده و در بحث شکل‌گیری حقوق بین‌المللی بشردوستانه به‌طور مفصل تر به بررسی خواهیم پرداخت. لذا، مهم‌ترین ویژگی‌های شکل‌گیری حقوق اساسی و پیوست آن فراهم‌شدن اندیشه‌های حقوق بشردوستانه ملی و بین‌المللی عبارتند از: 1- ظهور پروتستانیزم یا اصلاح دینی به مثابه عنصر سنت شکن در برابر خرافات کلیسایی؛ 2- قرار گرفتن محوریت انسان به حیث یک موجود قابل اعتماد؛ 3- گفت‌و‌شنود بحیث اصل محوری برای دست یابی به حقیقت؛ 4- تنظیم منطقی رابطه فرد و جامعه؛ 5- ظهور رنسانس و عقلانیت برای ارزیابی نقش انسان در تحول و تکامل اجتماعی؛ 6- انقلاب صنعتی بحیث یک عامل اساسی تجربی در شناخت بهتر انسان؛ 7- تحول ابزار تولید و پیروزی انقلاب بورژوا- دمکراتیک به حیث پیام‌آور آزادی و ایجاد مکاتب علمی و آزادی‌خواهانه؛ 8- شکل‌گیری اندیشه‌های جانبدار حقوق فطری و فردمحور؛ 9- پیروزی انقلاب ایالات متحده امریکا در سال 1776 که بر مبنای اندیشه‌های جان لاک در پیش‌نویس نخستین اعلامیه استقلال خویش حقوق فردی (مالکیت، آزادی، امنیت و مقاومت) را جز حقوق لایزال انسان اعلام کرد؛ 10- و سرانجام پیروزی انقلاب کبیر فرانسه در 1789و اعلام اولین اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه در 17 ماده.

  1. تاریخچه حقوق بشردوستانه بین‌المللی

ضرورت پیدایش حقوق بین‌الملل هرچند ریشه در ژرفای تاریخ داشته و از نخستین روزگار پیدایش دولت‌ها در بین‌النهرین، مصر، ایران، چین از چهارهزار سال قبل از میلاد بدین سوی به‌گونه‌ای حقوق بین‌الملل وجود داشته و برای رعایت حقوق بشردوستانه راه‌کارهایی را نیز در نظر گرفته‌اند. به‌گونه مثال از اقدامات انسانی و رعایت حقوق بشردوستانه حماسه «ماها بهاراتا» که هندیان در هنگام جنگ در برابر دشمنان خود به کار بردند، می‌توان نام برد.

امروز اسناد و مدارک مؤثق بدست آمده وجود چنین نیازی را در روابط دولت‌ها به اثبات می‌رساند؛ اما حقوق بین‌الملل بشردوستانه بحیث اصول پذیرفته‌شده علمی و تأمین‌کننده روابط کشورها زاده سده هفدهم بوده و به مرور زمان به صلابت و پختگی بیشتر رسیده و در سال 1968سده بیستم در کنفرانس بین‌المللی حقوق بشردوستانه تهران رسماً پایه‌گذاری شد.

«اصطلاح حقوق بین‌الملل» برگرفته از از اصطلاح لاتینی “Jusgentium” است، اما معنایی متفاوت دارد. اصطلاح “Jusgentium” که در روم باستان در مقابل اصطلاح “Juscivile” قرار داشت، به قواعدی اطلاق می‌شد که در عین آنکه به روابط میان کشورها، از هرنوع، اعم از خصوصی یا عمومی مربوط می‌شد، غیرشهروندان یا بیگانگان را نیز شامل می‌گردید».(6) نخستین و قدیمی‌ترین کتابی که در آن فهرستی از اساسی‌ترین قواعد و مقررات مربوط به حقوق جنگ به کار رفته است مربوط به «هوگوگروسیوس» هالندی می‌باشد. در سده هفدهم «گروسیوس» که اورا «بنیان‌گذار حقوق بین‌الملل» می‌نامند، برای اولین‌بار در کتاب خود تحت عنوان «حقوق جنگ و صلح» که در سال 1620 چاپ گردیده است، نه تنها مقررات و حقوق بین‌الملل را به‌طور مفصل به رشته تحریر در آورده و این اصطلاح را بجای اصطلاح حقوق بین‌الملل به کار برد، بلکه حقوق جنگ را نیز به‌طور واضح توضیح کرد. با نشر این کتاب حقوق بشردوستانه بین‌الملل وارد مرحله نوینی شد. البته وی در متن کتاب مذکور از اصطلاح «حقوق بین خلق‌ها» نیز استفاده کرده است.(7) گروسیوس بدین باور بود که حقوق صورت الهی ندارد، بلکه حاصل و فرآورده عقل بشر است و از این روی، یافتن اصول مناسب حاکم بر روابط بین‌المللی ضروری است.

اما مؤثرترین دیدگاه‌ها و اندیشه‌هایی که حقوق بشردوستانه را به اصول پذیرفته شده جهانی مبدل کرد، دیدگاه‌ها و باورهای جان لاک و ژان ژاک روسو بود. جان لاک با ارائه نظرات حقوق طبیعی به این امر اعتقاد داشت که انسان به جهت خلقت و خوی انسانی خود قدرت حاکمیت بر خود را داشته و لذا از این طریق دارای یک حقوق فطری بوده و محدوده این حقوق تا جائی است که موجب تضییع حقوق دیگران نشود.

ژان ژاک روسو نیز با کتاب قرارداد اجتماعی خود تحولی بنیادین در زمینه حقوق بشر دوستانه ایجاد کرد، او می‌گوید: «‌ایجاد جنگ در نتیجه روابط انسان‌ها نبوده بلکه تضاد منافع یک دولت با دولت دیگر آن را به وجود می‌آورد و در این جنگ‌ها تمام سربازان بطور اتفاقی با هم دشمن شده‌اند».(9) روسو در ادامه به برخی از قواعد لازم‌الاجرا در جنگ مانند حفاظت از جان اسرای جنگی و غیرنظامیان، لزوم حفظ جان افراد بعد از ترک مخاصمه و سایر قوانین و مقررات اشاره می‌کند. این افکار در به وجود آمدن انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 تأثیر به‌سزایی داشته و در تدوین قانون اساسی فرانسه به عنوان آزاد ترین و مردم‌سالارانه‌ترین قانون اساسی، نقش مهم و اساسی را ایفا کرد.(10)

هم‌چنان کتب و اعلامیه‌های مهم دیگری که پیرامون قواعد و مقررات جنگی و حقوق بشردوستانه جنگ تمرکز کرده‌اند، از مجموعه قواعد و مقررات مربوط به جنگ اثر فرانسیس لیبر در سال 1863 در امریکا که در زمینه جنگ زمینی نوشته شده و هم‌چنین مجموعه اسناد حقوق بین‌المللی مانند اعلامیه 1856 پاریس در زمینه قواعد جنگ دریایی، عهدنامه سال 1864 ژنو در مورد حمایت از مجروحان، بیماران جنگی و کارمندان بهداری و اعلامیه سن‌پیترزبورگ در مورد ممنوعیت استفاده از گلوله‌های انفجاری کالیبر کوچه نشینان و غیره قواعد و مقررات بشردوستانه، می‌توان نام برد.(11)

جنگ جهانی اول طی سال‌های 1914- 1918 و پیامدهای ناگوار آن و همین‌گونه جنگ جهانی دوم و تبعات تلخ آن از مهم‌ترین عواملی‌اند که حقوق بشردوستانه بین‌المللی را در حیات عمومی انسان‌ها در روی زمین به یک امر حیاتی، و الزامی مبدل کرد. حال با توجه به آنچه که در بالا توضیح داده شد، حقوق بشردوستانه بین‌المللی را چنین می‌توان تعریف کرد: «حقوق بین‌الملل بشردوستانه به آن بخش از حقوق بین‌الملل عمومی اطلاق می‌گردد که به کار برد نیروهای مسلح و رفتار با افراد در جریان جنگ مسلحانه حاکم است».(12)

پس حقوق بشردوستانه بین‌المللی علاوه بر این‌که قواعد حقوق جنگی را در زمان صلح رعایت می‌کند، بیشتر توجه برسر رعایت قوانین جنگی در زمان جنگ دارد تا قواعد و مقررات زمان جنگ از طرف نیروهای درگیر جنگ به طور جدی رعایت گردد.

بنابراین، با درنظرداشت توضیحات بالا بدین نتیجه می‌رسیم که اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 1949و میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی مصوب سال 1966 سازمان ملل متحد از منابع اصلی حقوق بشر بوده و کنوانسیون‌های لاهه 1907 در زمینه حقوق جنگ و کنوانسیون‌های ژنو مصوب 1949 و پروتکل‌های الحاقی به کنوانسیون ژنو ( 1977 ) از منابع اصلی حقوق مخاصمات مسلحانه و حقوق بشر دوستانه می‌باشد.

 

مسئولیت طرف‌های درگیر جنگ در برابر شهروندان:

در دنیای امروز که دانش فن‌آوری بیش از هرزمان دیگری انکشاف یافته و هیچ‌چیزی از چشم تیز‌بین علم و فن‌آوری پنهان نمی‌ماند، مسئولیت کشورهای درگیر جنگ بیش از هرزمان دیگری سنگین‌تر گردیده و ایجاب می‌کند تا طرف‌های درگیر جنگ نه‌تنها به اصول شش‌گانه (1- اصل رفتار انسانی بدون تبعیض؛ 2- اصل ضرورت توجیه هرگونه عمل نظامی؛ 3- اصل محدودیت درباره استفاده سلاح‌های که آسیب زیاد به بار می‌آورند؛ 4- اصل تفکیک اموال و بناهای نظامی و غیرنظامی؛ 5- اصل تناسب بین حمله و ضد حمله؛ 6- و اصل حسن نیت در حل و فصل اختلافات به گونه مسالمت‌آمیز) پذیرفته شده در باره حقوق بشردوستانه بین المللی توجه بیشتر مبذول بدارند، بلکه به حقوق حقه شهروندان در همه ابعاد آن- که بیش از هرزمان دیگر در محور توجه جامعه جهانی است- توجه ویژه کنند. زیرا، در جهان کنونی که مسئولیت کشورها سخت به هم گره خورده و هرگونه تشنج و درگیری منطقه‌ای تبعات ناگوار جهانی را به بار می‌آورد، صلح و امنیت جهانی نیز در گرو رعایت دقیق اصول و قوانین پذیرفته‌شده شرایط جنگی و احترام به کنوانسیون‌های پذیرفته شده حقوق بشردوستانه بین‌المللی می‌باشد.

لذا، موارد ذیل از مهم‌ترین عرصه‌هایی‌اند که طرفین درگیر جنگ بطور قطع به رعایت آن در شرایط صلح و جنگ ملزم بوده و در صورت تخطی از آن محکوم به جرایم بین‌المللی دانسته شده و نقض‌کنندگان آن نه‌تنها از جانب شورای امنیت سازمان ملل متحد سزاوار مجازات‌اند، بلکه دیوان لاهه و دیوان دادگستری بین‌المللی نیز در مجازات آنها دست باز خواهند داشت.

گروه‌ها و مکان‌های مورد حمایت حقوق بشر دوستانه:

حقوق بشردوستانه بین‌المللی هرچند در جهان مدرن ساحات گسترده‌ای از حیات سیاسی- اجتماعی را دربر می‌گیرد، اما موارد ذیل اهم حقوق بشردوستانه بین‌المللی را دربر می‌گیرد.

1. غیرنظامیان (افرادی که هیچ دخالتی در درگیری‌های مسلحانه ندارند)؛

2. مجروحان، بیماران؛

3. اسرای جنگی؛

4. نمادها (صلیب سرخ، هلال احمر)؛

5. اطفال، زنان، معلولان و اشخاص ناتوان و بازنشسته؛

6. اموال فرهنگی، مساجد، اماکن مقدس و کلیساها؛

7. تأسیسات و بنیادهای اقتصادی ملکی؛

8. مکاتب، دانشگاه‌ها و سایر مراکز و کانون‌های آموزشی و فرهنگی؛

9. پل‌ها، جاده‌ها و سایر مراکزی که جز اموال عمومی پنداشته می‌شوند؛

10. و هم‌چنین مناطق مسکونی که هیچ‌گونه پیوندی به امور نظامی و جنگی ندارند.

از توضیحات فوق به این نتیجه می‌رسیم که در جهان کنونی، حقوق بشردوستانه بین‌المللی یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارنده در برابر طرف‌های درگیر جنگ و خشونت و ناقضین حقوق جنگ بوده و از طریق گسترش فرهنگ جهانی صلح خواهی و عدالت‌محوری مبتنی بر حقوق بشردوستانه بین‌المللی است که می‌توان از جرایم جنگی، خشونت‌های بین‌المللی و نقض حقوق شهروندی جلوگیری کنیم.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. دکتر مصطفی محقق داماد ، تدوین حقوق بشر دوستانه و مفهوم اسلامی آن، ‌مجله تحقیقات حقوقی دانشگاه شهید بهشتی، شماره 18 ،‌ ص-149.

2. Suntezo

3. مصطفی محقق داماد ،‌مبانی و توسعه مترقیانه حقوق بین‌الملل بشردوستانه – پایان‌نامه دوره فوق لیسانس دانشگاه شهید بهشتی، ‌تهران.

4. دکتر عنایت‌الله خلیل هدف، تاریخ افکار سیاسی، انتشارات مطبعه احمد کابل، ص- 62.

5. همان منبع، ص- 80.

6. دکتر رضا ضیایی بیگدلی، حقوق بین‌الملل عمومی، انتشارات گنج دانش، چاپ سی‌و‌ششم، تهران، سال 1388، ص-10.

7. همان منبع، ص- 11.

8. International Humanitarian Law

9. Law of War- Law of Armed Conflict.

10. حمید محلاتی ، انسانیت در ادب پارسی، ‌مجله الانسانی ، بخش فارسی، ‌کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، بهار 2004 میلادی.       

11.  ژان ژاک روسو، قرارداد اجتماعی، ترجمه عنایت‌الله شکیبا پور، ص 16 و 17.

12. Henry Dunant

13. Hague Law.


بازنشر این مطلب