رعایت قوانین بشردوستانه در هنگام جنگ برای حفظ محیط زیست

رحمان‌علی جاوید

 

چکیده

محیط زیست تهدابی‌ برای زندگی و فراهم‌ساز بستر برخورداری انسان از سایر حقوق ‌و ‌آزادی‌های بنیادین است. امروزه محیط زیست‌ سالم به‌عنوان یکی از حقوق ‌اساسی بشر به ‌رسمیت شناخته ‌شده‌ و حفاظت از آن التزام حقوقی دارد. اما با وصف نقش هستی‌بخش محیط زیست برای استقرار و دوام زندگی و الزامیت حقوقی برای حفاظت آن در روشنی قوانین حقوق‌بشر و بشردوستانه، این پدیده به شیوه‌های مختلف و به‌خصوص در شرایط جنگی مورد بی‌مهری ‌قرار گرفته‌ و به‌ندرت در زمینه سخن ‌رفته و به مردم اطلاع‌‌رسانی‌ شده‌است. در طول تاریخ، جنگ منیحث یکی از پدیده‌های هستی‌‌برانداز محیط زیست عمل کرده و زیبایی‌های آن ‌را به یغما برده ‌‌است. در یک حلقه‌ معیوب، عواملی چون نا‌آگاهی، جنگ و ارتباط ناشیانه‌ء انسان با طبیعت به شکل زنجیره‌ای یک‌دیگر را تقویت کرده و آسیب‌های پیدا و پنهان زیادی را بر آن تحمیل کرده ‌است. جوامعی مثل افغانستان که با منازعات درازمدت اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، به‌شدت از ناحیه محیط زیست صدمه دیده‌‌اند.

جنگ‌های نافرجام از یک‌سو، ناآگاهی و عدم التزام طرف‌های درگیر به قوانین بین‌المللی بشردوستانه از سوی‌ دیگر افغانستان را متحمل خسارت‌های بی‌شمار زیست‌محیطی ساخته‌ که پرداخت هزینه‌ آن چندین نسل را در برخواهد گرفت. تخریبات زیست‌محیطی به نوبت خود باعث ایجاد و استمرار چرخه‌ فقر و گرسنگی، بیماری‌های جسمی و روانی، سردرگمی‌ها و پریشان‌حالی‌های فراوانی در جامعه گردیده و امکان زندگی در صلح و سلامتی را از مردم ستانده ‌است. به میزانی که جنگ به مثابه یک پدیده انسانی اثرات ویران‌گر مستقیمی را بر محیط زیست و هستی انسان افغانی برجای گذاشته، به‌مراتب بیشتر از آن اثرات مخرب مخفیانه و غیرمستقیم را عارض گردیده ‌است که تبعات منفی آن به‌تدریج آشکار گردیده و جبران آن سال‌های طولانی رادر بر می‌گیرد.

این مقاله به روش تحلیلی-توصیفی انجام‌شده و برای جنبه‌ تجربی‌بخشیدن به آن، از مطالعات‌ موردی کار گرفته شده ‌است. نگارش آن تمهیدی ‌است در راستای توجه به محیط زیست و تلاشی برای ایجاد حساسیت اجتماعی-فرهنگی در زمینه. برای افغانستان که از یک‌سو یک کشور بیشتر وابسته به زراعت و مالداری‌ است، و از سوی ‌دیگر در شرایط جنگی به‌ سر می‌برد اهمیت پرداختن به مسأله محیط زیست را بیشتر مهم می‌سازد. در مقاله بر التزام طرف‌های درگیر منازعه به قوانین بشردوستانه، انسانی‌سازی جنگ‌ها و اتخاذ تدابیر جدی برای حفظ محیط زیست تأکید به عمل آمده‌ است.

 

مفاهیم اساسی

افغانستان، حقوق‌بشر، قانون بشردوستانه، آلودگی‌، پیامدهای جنگ، حمایت از محیط زیست، اسلام و محیط زیست

 

مقدمه

طبیعت‌ و ‌محیط زیست، منابع و بخشش‌های فراوانی چون خاک/زمین، آب، هوا، تنوع‌زیستی، کوه‌، جنگل، صحرا و انواع امکانات غنا‌بخش زندگی را برای رفع نیازهای اعضای خانواده بشری فراهم‌ساخته‌ و به‌سان مادر مهربانی بدون ریا و توقع، بشریت را در آغوش گرم خود جا داده و به وی احساس امنيت و آرامش بخشیده‌است. نخستین هدیه ‌آن آکسیجن است که انسان از زمان پا گذاشتن به جهان اجتماعی از آن تنفس مي‌كند. همین‌طور از سایر منابع و امکانات طبیعی و زیست‌محیطی‌ای پیرامون‌اش استفاده برده و به حیاتش استمرار می‌بخشد. شاید سخن گزافي نباشد اگر بگویيم در حقيقت انسان ريشه در طبیعت و محيط ‌زيست خويش دارد.

با وصف این‌همه محبت‌ها و نعمت‌های بي‌دريغ و غیرقابل جبرانی را که محیط زیست در اختیار انسان گذاشته؛ اما انسان نه‌تنها به آن‌ها طوری که باید احترام لازم نگذاشته بلکه به تکرار در حق آن تعرض کرده‌است. یکی از مصداق ناسپاسی انسان نسبت به محیط زیست، به راه انداختن جنگ‌های بی‌قاعده و کاربرد تسلیحات نامحدود و با تخریبات گسترده‌ است. تاریخ زندگی بشر گواه جنگ‌های بی‌شماری‌است که در دورترین نقاط جهان رخ داده‌ است. انسان با توسل به جنگ‌ برای دست‌یابی به اهدافش، ظلم مضاعفی را در حق خود روا داشته ‌است؛ طوری که از یک‌‌سوی با کشتن و زخمی‌ساختن هم‌نوعش و از سوی‌دیگر با تخریب محیط زیست که بازهم پیامدمنفی و مستقیم آن در درجه‌ نخست متوجه خود انسان‌است و زندگي حال و آينده او را تحت تأثير قرار مي‌دهد. جنگ‌ نه‌تنها سبب انحراف توجه به محیط زیست، بلکه داروندار آن را نیز می‌بلعد. جنگ‌های طولانی و نامیمون در افغانستان همان‌گونه که زیبایی‌های فزیکی و شکل‌ و ‌شمایل اصلی محیط زیست را دچار سوءشکل کرده است، سلامت معنوی جامعه را نیز در ابعاد مختلف آن به تاراج برده و نوعی فرهنگ بی‌توجهی را نسبت به محیط زیست به وجود آورده ‌است.

جنگ تأثیرات پنهان و ناخواسته زیادی را به دنبال دارد. جنگ علاوه بر اثرات مستقیمی که بر محیط زیست می‌گذارد اثرات غیرمستقیم زیادی نیز دارد که هرگز در زمان جنگ خود را نشان نمی‌دهد. می‌دانیم که بیش از نیمی از جمعیت جهان برای امرار معاش به منابع طبیعی وابسته هستند به همین دلیل امکان درگیری‌ها برای کسب منابع بیشتر در آینده اجتناب‌‌ناپذیر است. «معاهده بین‌المللی منع استفاده از مین‌های زمینی، در گزارشی اعلام کرده‌است که ده‌ها میلیون تن مواد منفجره باقی‌مانده از زمان جنگ در سراسر جهان در مناطق بحران‌زده مانند افغانستان، کامبوج، بوسنی و در قاره آفریقا هنوز پراکنده ‌است که زندگی مردم منطقه را سال‌ها بعد از جنگ و درگیری مختل کرده و هرساله تعداد زیادی از مردم بی‌گناه را به اشکال مختلف مانند نقص عضو قربانی می‌کند.1 »

توجه به مسأله محیط زیست در افغانستان بسیار مهم ‌است. زیرا این کشور با تجربه نزدیک به پنجاه سال جنگ (از 1357 تا 1395) بیشترین آسیب را بر محیط زیست وارد کرده ‌است. جنگ‌ها تأثیرات مخربی را بر وضعیت کشور به‌جا گذاشته است که مهاجرت، بی‌جاشدگی داخلی ناشی از جنگ و منازعات، افزایش انواع بیماری‌ها، فقر و خشک ‌سالی ناشی از قطع درخت‌ها و جنگلات، مدیریت ناصحیح آب از جمله پیامدهای آن‌ است.

در حال حاضر، علاوه‌ بر دوام و پیامدهای منفی بجا مانده‌ از جنگ‌ها، مسائلی چون افزایش جمعیت، نبود کانالیزاسیون شهری، عدم آشنایی مردم با فرهنگ شهرنشینی، انواع آلودگی‌های خاک، آب، هوا، صوت و امواج الکترومغناطیسی، بی‌خبری و بی‌تفاوتی نسبت به محیط زیست، همه و همه تهدیدهای جدی در برابر محیط زیست افغانستان عنوان می‌شوند. هم‌چنان در عصر حاضر و به ویژه برای بسیاری از کشورهای جهان سوم که به آزمون‌گاه جنگ و آزمایشگاه مهمات جنگی تبدیل شده و سلاح‌های مدرن با قدرت تخریب بالا و گسترده ‌برای جنگیدن در دسترس نیروهای متخاصم قرار می‌گیرند، لزوم توجه و اطلاع‌رسانی به جامعه را در راستای محیط زیست بیشتر از پیش ضروری می‌سازد.

با عنایت بر نکات فوق بررسی مسأله حق بر حفظ محیط زیست در قوانین بین‌المللی حقو‌ق‌بشر و بشردوستانه مهم به‌نظر می‌رسد. نگارنده سعی دارد تا با پرده‌‌برداری از روی اثرات ویران‌گر جنگ، حساسیت فرهنگی مردم را علیه جنگ و خشونت‌ ورزی در جامعه بالا برده و ذهنیت عمومی را نسبت به پیامدهای درازمدت جنگ بیدار سازد.

این مقاله در سه گفتار تقسیم‌بندی و ارائه می‌گردد. گفتارنخست سیر تعامل انسان با طبیعت، گفتاردوم نگاهی‌ است بر تبعات جنگ بر محیط زیست افغانستان و گفتارسوم جست‌وجویی‌است درباره محیط زیست در قانون حقوق‌بشر و بشردوستانه و تأکید بر رعایت تکلیف قانونی نیروهای متخاصم برای حفاظت محیط. جمع‌بندی و پیشنهادات در پایان مطلب آورده شده است.

 

گفتار1. سیر تعامل انسان با طبیعت و لزوم توجه به حفظ محیط زیست

در یک نگاه اجمالی، ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ و نوع تعامل تاریخی بشر ﺑﺎ ﻣﺤﻴﻂ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻧﺶ ﺳﻪ دوره ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻲﺷﻮﺩ؛ ﺍﻳﻦ ﺳﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ: 1. ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﺴﻠﻂ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺑﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ، 2. ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﺴﻠﻂ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺮ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻭ 3. ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻭ ﻫﻤﮕﺮﺍﻳﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﻃﺒﻴﻌﺖ.

ﺩﻭﺭه ﺍﻭﻝ ﺩﺭ ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﻋﺼﺮﻱﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺸﺮ به‌‌طور کامل در اسارت ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ از دخل ﻭ ﺗﺼﺮف ﺩﺭ آن عاجز بوده ‌است. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﻛﻪ ﺑﺎ ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻲﺷﻮﺩ، ﺍﮔﺮ ﺑﺸﺮ ﺗﺼﺮﻓﻲ ﺟﺰﺋﻲ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻭ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ‌ﺍﺳﺖ، ﺿﺮﺭﻱ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﻲ ﺍﻳﻦ ﺗﺼﺮﻓﺎﺕ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ، ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﻪ‌ﻃﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ، ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﻜﺮ ﻭ ﺩﺳﺖ‌ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪه است.

ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﻠﺒﻪ ﻭ ﺗﺴﻠﻂ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ ﺩﺍﻧﺴﺖ. ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ، ﻋﺼﺮ ﺍﻳﺠﺎﺩِ ﺗﻤﺪﻥﻫﺎﻱ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺍﺳﺖ. ﺑﺸﺮ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﺎﺷﻴﻨﻲ ﻭ ﺑﻪ‌ﻭﺟﻮﺩﺁﻭﺭﺩﻥ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﻛﻮﭼﻚ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ، ﺭﺍﺑﻄﻪﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻣﺘﺤﻮﻝ ﻛﺮﺩ؛ ﺑﺪﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺗﻮﻟﻴﺪ، ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭﻱ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺻﺪﻣﺎﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ، ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﺨﺮﻳﺐ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﮔﺬﺍﺷﺖ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ، ﺑﺸﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﺼﺮﻓﺎﺕ ﺑﻲ‌ﺭﻭﻳﻪ «ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺍﻛﻮﻟﻮﮊﻳﻚ» ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺗﺨﺮﻳﺐ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ، و ایجاد ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ، رفتار بشر در برابر طبیعت ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺑﻪ‌ﮔﻮﻧﻪﺍﻱ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﺮﺩ ﻣﺎﻟﻚ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﺳﺎﻛﻦ آن. ﻟﺬﺍ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖِ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ، ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺁﻭﺭﺩ، ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ، ﺗﺨﺮﻳﺐِ ﺑﺨﺶﻫﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ ﻭ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺭﻭﻧﺪ ﺍﻳﻦ ﺗﺨﺮﻳﺐ ﻭ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ﺯﻳﺴﺖمحیطی ﺑﺮﺍﻱ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻏﻴﺮﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻤﻞ، ﻏﻴﺮﻗﺎﺑﻞ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﻱ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲﻫﺎﻱ ﺁﺏ، ﺧﺎﻙ، ﻫﻮﺍ، ﺻﻮﺗﻲ، ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ، ﻫﺴﺘﻪﺍﻱ و ﺩﺭﻳﺎﻳﻲ، ﺁﺛﺎﺭ ﺯﻳﺎﻧﺒﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ در پی‌ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻪ‌ﻃﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﻃﻲ ﺳﺎﻝﻫﺎﻱ ﺍﺧﻴﺮ ﺑﻪ‌ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺤﺮﺍن ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺯﻧﮓ ﺧﻄﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ.

ﺣﻮﺍﺩﺙِ ﻳﻚ‌ﻗﺮﻥ ﺍﺧﻴﺮ، ﻋﻤﻖ ﺍﻳﻦ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﻤﺎﻳﺎﻥ کرده ‌است. ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊﻱ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ، ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ، ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩﻱ ﻧﺎﺑﺠﺎ ﻭ ﺑﻲﺭﻭﻳﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﻋﻮﺍﺭﺽ ﻣﺮگ‌باﺭﻱ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﭘﻲ‌ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻛﺸﻒ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱﻫﺎ ﻭ ﺁﻓﺎﺕ، ﺑﺎﻋﺚ ﻭﺭﻭﺩ ﺁن‌ها ﺑﻪ ﭼﺮﺧﻪﻱ ﻏﺬﺍﻳﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ‌شده ﻭ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱﻫﺎ ﻭ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ دیگر ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ؛ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﺛﺮ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ «حشره‌کش‌ها» مانند «ﺩ.ﺩ.تی»[1]، و «آلدرین»[2] ، تا 15 سال در محیط پایدار می‌ماند که این ﺍﻣﺮ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺑﻪ‌ﺗﺪﺭﻳﺞ ﺍﻳﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻭﺍﺭﺩ ﭼﺮﺧﻪ ﻏﺬﺍﻳﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ، ﻛﺸﻒ ﻭ ﺍﺳﺘﺨﺮﺍﺝ ﺑﻲ‌ﺭﻭﻳﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﻴﻌﻲ، ﻫﻤ‌ﭽﻮﻥ ﺍﻧﺮﮊﻱﻫﺎﻱ ﻓﺴﻴﻠﻲ، ﻋﻼﻭﻩ‌ﺑﺮ ﺍﻳﻦ‌ﻛﻪ ﺣﻘﻮﻕ ﻧﺴﻞﻫﺎﻱ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺮﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﺑﺎﻋﺚ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺁﺏ، ﺧﺎﻙ، ﻫﻮﺍ ﻭ ﺩﺭﻳﺎ ﺷﺪ؛ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲﻫﺎﻳﻲ چون ﻭﺭﻭﺩ کاربن منواکساید و کاربن ‌دای‌اکساید، بر ﺍﺛﺮ ﻭﺭﻭﺩ ﺳﻮﺧﺖﻫﺎﻱ ﻓﺴﻴﻠﻲ ﺑﻪ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ، ﺭﻳﺰﺵ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﻓﻀﻮﻻﺕ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪﻫﺎ ﻭ ﺳم‌های ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪﻫﺎ، ﻏﺮﻕ ﻧﻔﺖ ﻛﺶﻫﺎﻱ ﻏﻮﻝﭘﻴﻜﺮ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﻧﻔﺘﻲ ﻭ ﺁﻻﻳﻨﺪﻩﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﻧﺢ ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ، ﺟﻨﮓﻫﺎﻱ ﺍﺗﻤﻲ و ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﺤﻴﻂ‌ ﺯﻳﺴﺖ ﺑﻪ‌ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺑﺰﺍﺭ جنگی، ﺳﻼﺡﻫﺎﻱ ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﺟﻨﮓﻫﺎ، گرم‌شدن کره زمین، ﺑﺎﺭﺍﻥﻫﺎﻱ اسیدی، ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍﻳﻲ، ﭘﺪﻳﺪﻩ «ﺍﻝ‌ﻧﻴﻨﻮ»[3]  «ﺗﺨﺮﻳﺐ ﻻﻳﻪ ﺍﺯﻥ»[4]، ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺟﻤﻌﻴﺖ، ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺟﻨﮕﻞﻫﺎ ﻭ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﻱ ﻧﺎﺩﺭ ﮔﻴﺎﻫﻲ ﻭ ﺟﺎﻧﻮﺭﻱ ﻫﻤﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﻳﻚ «ﻓﺎﺟﻌﻪﻱ ﺯﻳﺴﺖﻣﺤﻴﻄﻲ» ﺑﺪﻝ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺮﻩ ﻣﺴﻜﻮﻧﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﺎﻟﻪ‌ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﺑﻬﺎﻡ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﻭﺭﻩ ﺳﻮﻡ، ﻋﺼﺮﺁﮔﺎﻫﻲ‌‌ است؛ برخلاف دوره‌های اول و دوم که محصول جهل و ناآگاهی انسان نسبت به طبیعت و چگونگی برقراری ارتباط با آن بود، این عصر محصول تجربه بشر از زندگی و آموخته‌هایی آن‌است؛ دوره ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻭ ﻫﻤﺰﻳﺴﺘﻲ ﺑﺎ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻭ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ. ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲﻫﺎﻱ ﺯﻳﺴﺖﻣﺤﻴﻄﻲ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺗﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ﻣﺤﻴﻂ‌ ﺯﻳﺴﺖ ﺻﻮﺭﺕ گیرد. ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺎﺱ ﺩﻫﻪﻫﺎﻱ ١٩٦٠ ﻭ ١٩٧٠ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻭﺭﻩ ﺑﻴﺪﺍﺭﻱ ﻭ ﺁﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ محیط زیست دانست. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺑﺸﺮ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺭ ﻛﺮﻩ ﺯﻣﻴﻦ، ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺣﺘﻴﺎﺟﻲ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﻫﺎﻱ ﻧﻈﺎﻣﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺳﻼﺡﻫﺎﻱ ﻣﺨﺮبِ ﻏﻴﺮﻣﺘﻌﺎﺭﻑ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ نفس برخورد‌های ناشیانه و دشمن‌انگارانه با طبیعت برای نابودی زندگی کافی‌است. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦﺟﻬﺖ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺖﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﺑﻪ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱﻫﺎﻱ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩﻱ ﺑﻴﻦﺍﻟﻤﻠﻠﻲ ﻧﻴﺰﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﻏﺮﺑﻲ روی ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ. ﻫﻤﻴﻦﻃﻮﺭ ﺟﻨﺒﺶﻫﺎﻱ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎﻱ ﻏﻴﺮﺩﻭﻟﺘﻲ فعاﻝ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺯﻧﮓ ﺧﻄﺮِ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻧﺪ. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺣﺪی ﺭﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ١٩٧٢ ﺣﺪﻭﺩ ٣٠٠ ﻛﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪ.

ﺑﺪﻳﻦﺗﺮﺗﻴﺐ، ﻓﻜﺮ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺎ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻭ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ ﺩﺭ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺖ. محور ﺍﻳﻦ ﻓﻜﺮ، ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻮﺍﻫﺐ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﺸﺮ، ﭘﺎﻳﺎﻥﭘﺬﻳﺮ است ﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ، ﺿﺎﻳﻌﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﻬﺮﻩ‌ﺑﺮﺩﺍﺭﻱ ﺑﻲ ﺭﻭﻳﻪ ﺍﺯ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻲﻛﻨﺪ، ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺣﻴﺎﺕِ ﻧﺴﻞ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﻧﺴﻞﻫﺎﻱ ﺑﻌﺪﻱ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺧﻄﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ، ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺑﻬﺮﻩﺑﺮﺩﺍﺭﻱ ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ، ﺍﻳﻦ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﻱ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ مزایا و مواهب طبیعت ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺴﻞﻫﺎﻱ ﺁﻳﻨﺪﻩ نیز حفظ گردد.2

 

گفتار2. تبعات منفی جنگ بر محیط زیست افغانستان

این قسمت را زیباست با این سخن معروف آغاز کنیم که «اگر آب نمی‌آوریم، کوزه را هم نشکنیم».بدین معنا که اگر به زیبایی طبیعت‌ و محیط زیست کمک نمی‌کنیم، لااقل به آن صدمه‌ای هم نباید وارد کنیم. خسارت‌های ناشی از جنگ‌ها بر افغانستان را می‌توان به دو دسته تقسیم و شناسایی کرد: 1. خسارت‌ها و پیامدهای مستقیم، 2. خسارت‌ها و پیامدهای غیرمستقیم.

خسارت‌ها و پیامدهای مستقیم ناظر بر تمام فعالیت‌ها و عملیات‌های جنگی و تخریب‌های قابل‌ دید ناشی از آن ‌است. مثلاً کشتن انسان، تخریب زمین، خانه، شهر، طبیعت، محیط زیست و موارد از این قبیل.

خسارت‌ها و پیامدهای غیرمسقیم ناظر بر تأثیرات منفی ناشی از جنگ بر فرهنگ، روح‌ و روان، زیر ساخت‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و سلامت جامعه است. این نوع پیامدها به مرور زمان و تدریجی در مدت‌های طولانی ظاهر می‌گردد.

افغانستان که جنگ‌های درازمدت را تجربه می‌کند، متحمل خسارت‌ها و پیامدهای سنگین بی‌شماری در هر دو زمینه شده‌ است. تأثیرات منفی جنگ بر محیط زیست و تبعات ناشی از آن بر تمام ابعاد زندگی اجتماعی پر واضح‌ است. در این‌جا برای مطالعه تبعات منفی جنگ به قضایای موردی بسنده می‌شود.

به این منظور چهار مطالعهء موردی پیشکش می‌گردد. مورد اول را با استناد به گفتهء امان‌الله امانیار، رییس انکشاف جنگل‌های وزارت زراعت‌ و آبیاری در زیر چنین می‌خوانیم:

«در مجموع ۱٫۹ میلیون هکتار زمین جنگل در کشور وجود دارد که تاکنون حدود هفت‌صدهزار هکتار آن از بین رفته ‌است. در جریان جنگ‌ها، بیشتر جنگل‌های پسته در کشور قطع شده‌اند. جنگل‌های پسته از ولایت بدخشان الی بادغیس تخریب شده است.» به گفته او نبود چوب سوخت، امنیت، عدم ‌حاکمیت قانون و تغییر اقلیم از دلیل‌های اساسی قطع جنگل‌ها در کشور بوده ‌است3.

مورد دوم، گفته یک شاهد ‌است. آقای عزیزی یکی از باشندگان متنفذ از قریه حسین‌خیل، ولسوالی چک‌ ولایت میدان ‌وردک در مورد جنگ و صدمات ناشی از آن بر درختان خود می‌گوید:

«ما یک باغ درخت سیب داشتیم. در ماه می سال 2009 بین نیروهای دولتی و مخالفین مسلح جنگ صورت گرفت. در اثر تبادله آتش میان نیروهای متخاصم،مرمی‌های سبک و ثقیل زیادی در باغ ما فرود آمدند. از جمله یک مرمی ثقلیه در باغ ما اصابت کرد که در اثر آن ساحه‌ء زیادی از باغ را آتش گرفت و چهل درخت باغ ما را نابود ساخت. پس از این رویداد بیش‌ از یک‌ سال طول نکشید که تآثیرات منفی سلاح‌های استفاده ‌شده بر درختان مثمر دیگر ما نیز آشکار گردید و دوصد درخت سیب ما خشک گردید. من نمی‌دانم ترکیب مهمات جنگی چیست و چه بود؛ ولی قدرت نابودی و وارد کردن ضرر آن‌ها را تا امروز با تمام وجودم احساس می‌کنم.»

آشکار است که در طی پنج دهه به شمول چهارده سال اخیر، جنگ‌های پی‌درپی زیادی در این کشور صورت گرفته و در نتیجه آن باغ‌ها، پوشش گیاهی، جنگلات و در کل طبیعت و تنوع حیاتی در افغانستان به شدت آسیب دیده‌اند. بنابراین در اثر جنگ‌های بی‌قاعدهء جناح‌های متخاصم، بی‌تفاوتی جامعه و ناامنی و عدم حاکمیت قانون، صدها و بلکه هزاران باغستان این کشور مانند مثال بالا در اثر جنگ از بین رفته‌‌اند. ساختارها و زیبایی‌های طبیعی و داشته‌های مادی و معنوی جامعه ما آسیب ‌دیده ‌اند. اگر با توجه به مثال صحبت کنیم، حداقل پیامدهای از بین رفتن یک باغ را چنین می‌توان برشمرد:

با از بین ‌رفتن یک باغ دارای درخت‌های مثمر، حاصلات کاهش یافته و میزان در آمد خانواده‌‌ای کم می‌شود. بازسازی باغ به هزینه و زحمت مضاعفی نیازمند است. شخصی که باغش آسیب دیده، به‌جای این‌که وقت، پول، انرژی و پتانسیل خود را برای پیشرفت و بهبود کیفیت زندگی اعضای خانواده در عرصه‌های دیگر به کار گیرد، ناچار آن ‌را با دل شکسته و ناراحتی مصرف چیزی کند که برای به ثمر رسیدن آن، سال‌ها زحمت کشیده ‌بود؛ ولی فقط در لحظه‌ جنگ و گلوله باری از بین رفته ‌است. سخن از پیامد جنگ تنها و محدود بر یک خانواده نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی بدنبال دارد. چنان‌که فردی که باغش در اثر جنگ از بین‌ رفته است، کمتر علاقه می‌گیرد تا فرزندانش را به مکتب بفرستد. با نفرستادن فرزندان به مکتب، اعضای خانواده به‌عنوان اعضای جامعه بی‌سواد باقی می‌ماند. بی‌سوادی پیامدهای کاملاً اجتماعی برجا می‌گذارد. روی هم‌رفته، مشکلاتی هم‌چون جنگ، تخریب محیط زیست، فقر، بی‌سوادی و ناامیدی در یک سیکل معیوب و به شکل علی و معلولی بر فضای زندگی فردی، خانوادگی و فضای اجتماعی سایه افگنده و صلح و ثبات جامعه را به گروگان می‌گیرند. پیامدهای منفی جنگ و بی‌توجهی نسبت به طبیعت‌ومحیط زیست از آن‌چه در بالا ذکر شد، فراتر رفته و موجب تغییر اقلیم و به خطر انداختن توسعه پایدار می‌شود.

شکل شماره (1) ترسیم کردار مکانیزم تأثیر جنگ و پیامدهایبی‌مهری نسبت به طبیعت‌ و محیط زیست بر تغییر اقلیم

مورد سوم اشاره به نوشتهء اس.آم.انزلر[5]است، که در مورد تأثیر جنگ بر محیط زیست و صحت در خصوص افغانستان نگاشته ‌است:

«افغانستان زمانی دارای جنگل‌هایی زیادی بود که توسط باران‌های موسمی آبیاری می‌گردید. در جریان جنگ، طالبان به ‌صورت غیرقانونی چوب‌های درخت‌ها و جنگل‌های افغانستان را تجارت کردند که پوشش درختی و جنگل‌ها را آسیب وارد کرد. بمب‌ افگن‌های آمریکا، طی 14 سال اخیر و نیز استفاده از درخت‌ها و جنگل‌ها به‌عنوان هیزم توسط مردم ضرری دیگری‌است بر محیط زیست این کشور. امروزه کمتر از دو درصد کشور دارای پوشش جنگل است. بمباردها حیات وحش کشور را تهدید می‌کند. زمانی افغانستان مسیر اصلی عبور پرندگان مهاجر بود، ولی حالا تعداد آن‌ها به هشتاد و پنج درصد کاهش یافته ‌است. پلنگ‌ها و بسیاری از حیوانات دیگر به مرزهای مصؤن مهاجر شده‌اند. آلودگی‌ها ناشی از انفجارات وارد هوا، خاک و آب گردیده‌اند. یک مثال آن سایکلونیت است، ماده‌ای زهری که منجر به سرطان می‌شود. دود و باروت راکت‌ها پرکلوریت‌ها را برجا گذاشته که سبب تخریب غده‌ای تایراید می‌شود. ماین‌های بی‌شماری در زمین این کشور کاشته شده که تاکنون از مردان، زنان و اطفال قربانی می‌گیرند.»[i]

مطالعه موردی سوم –آن‌چه در ذیل می‌آید- بیانی‌است از تأثیرات جنگ به میراث مانده از زمان قشون‌ سرخ ‌شوروی‌ بر محیط زیست افغانستان. این مورد، بیشتر با کمک گزارش داکتر عبدالحنان نیازی که از جریان سمینار دوم با عنوان «افغانستان درچهارراه حوادث»، که به تاریخ ۶ نومبر ۲۰۰۵ در جرمنی در ارتباط به افغانستان برگزار گردیده بود، به نگارش در آمده‌است. قشون سرخ اتحاد شوروی وقت، نوع خاص سیاست جنگی بنام «زمین سوخته» داشتند که در جریان جنگ‌ها در افغانستان آن ‌را اعمال می‌کردند. بر اساس این سیاست، شوروی در جریان عملیات‌های نظامی و آتش‌باری‌های شدید هرچه بود را نابود ساخته و زمینه رویش و پرورش نبات و حیوان باقی نمی‌ماند، لذا این سیاست جنگی را بنام سیاست جنگی «زمین سوخته» یاد می‌کردند. در ذیل بخشی از خساراتی را که در اثر سیاست «زمین‌سوخته» قشون سرخ بر محیط زیست از ‌جمله در خاک و آب، جنگل و زمین‌های زراعتی وارد گردیده‌است، به‌ صورت مختصربه عنوان مشت نمونه خروار یادآور می‌شویم:

 

الف. خاک

در عده‌ای از مناطق کشور خاک‌ها در اثر استفاده از مهمات متنوع از جمله ماین‌ها، مهمات منفجرناشده و زیرخاک‌ شده آلوده شده‌‌اند. قرار اظهارات بخش حفظ محیط زیست سازمان ملل[ii]  و مؤسسات بین‌المللی4 در افغانستان میلیون‌ها ماین ضد پرسونل تعبیه گردیده که همین اکنون قربانی می‌گیرد. ده‌ها سال زمان بکار است تا خاک کشور از لوث ماین ضد پرسونل پاک گردد.

مهمات منفجر ناشده و زیر خاک‌شده: این مواد با گذشت زمان تجزیه گردیده و به تحلیل می‌روند و در اثر تعاملات کیمیاوی مواد زهری خویش را به آرامی و به مدت طولانی به خاک می‌دهد.

 زمین‌های سوخته: اراضی وسیعی را احتوا می‌کند که خاصیت زراعتی خود را از دست داده و با مواد زهری آلوده گردیده‌اند.

روغنیات: موبلایل وسایل و وسایط نظامی اکثراً در ساحات جنگی طوری عوض می‌شد که موبلایل کهنه این وسایل و وسایط در اراضی زراعتی جریان می‌یافت و باعث آلودگی خاک آن با این مواد می‌گردید. هم‌چنان پایپ‌لاینی را که شوروی جهت رفع مشکلات مواد سوخت خود از حیرتان تا کیله‌گی تمدید کرده بودند بارها مورد حمله مجاهدین قرار می‌گرفت و مقدار زیاد تیل در خاک جریان می‌یافت. با حفظ این‌که مواد عضوی در خاک در زمان نسبتاً کوتاهی به اجزایش تجزیه می‌گردد، با آن‌هم در اثر هم‌چو تعاملات تجزیه‌ای مشتقاتی به وجود می‌آیند که خاصیت زهری داشته و مدت‌های طولانی در خاک باقی می‌مانند و به آب سرایت می‌کنند.

منابع متفرقه: این منابع که باعث آلودگی خاک گردیده عبارتند از مهمات منفجر ناشده‌ای که به‌صورت نقطه ای موجود اند مثل مرمی‌ها، بمب‌ها، مین‌ها و نارنجک‌هایی که زیر خاک شده‌اند. در جریان جنگ بعضی اوقات مهمات را در خاک پنهان می‌کردند تا بدست دشمن نیافتد. این نوع مهمات اکثراً سال‌های متمادی از نظر پنهان می‌مانند و خطراتی را از طریق خاک بر محیط زیست وارد می‌آورند.

خطراتی که از طریق آلودگی خاک متوجه محیط زیست می‌گردد قرار ذیل اند: در اثر تماس مستقیم با بسیاری از این مهمات گازها و گردهای خطرناک آزاد؛ و این گازها باعث آلودگی هوا گردیده و خطر آتش‌سوزی را زمینه‌سازی می‌کند؛ خاک با مواد مضر آلوده می‌گردد؛ آب‌های رو زمین و زیرزمین ملوث می‌شوند؛ و سرانجام هم‌چو مواد مضر از طریق آب داخل عضویت نباتی شده و سپس داخل سیستم غذائی انسان‌ها می‌گردد.

 

ب. آب

مواد مضر خاک‌های آلوده شده که خاصیت زهری دارند در اثر ریزش برف و باران از خاک به آب‌های زیرزمینی انتقال می‌یابد. در اثر آن آب‌های زیرزمینی آلوده گردیده و این آلودگی را به آب‌های روی زمین انتقال می‌دهند. در نتیجه کیفیت آب خساره‌مند گردیده، زمینه ادامه حیات حیوانات و نباتاتی که در آب زندگی می‌کنند به خطر مواجه شده و سرانجام باعث انقراض نسل هم‌چنین حیوانات و نباتاتی گردیده و مریضی انسان‌ها را موجب می‌گردد. مثال چنین آلودگی‌ها را می‌توان در کاریزهای لوگر مشاهده کرد که در آن‌جا شوروی از گازهای مسموم‌کننده کیمیاوی بر ضد مجاهدینی که در کاریزها پنهان شده بودند، استفاده کردند.

 

ت.جنگلات

با ادامه جنگ‌های قشون سرخ جنگلات کشور متحمل خسارات بزرگی گردیده‌اند. مثلاً، جنگلات کنر و پکتیا در دهه اشغال افغانستان بارها توسط شوروی به آتش کشیده شده‌اند، بخصوص جنگلات دره پیچ ولایت کنر در اواسط دهه 1980. درختان دو طرفه سرک کابل‌-‌چاریکار، سرک دارالامان‌-‌دهمزنگ و چهلستون‌-‌گذرگاه، به بهانه آن‌که مجاهدین خود را در پشت درختان پنهان می‌کنند، قطع کردند.

غارت جنگلات کشور: نمونه‌های زنده این تاراج منابع ملی را می‌توان در جنگل‌زار‌های شرق و جنوب کشور ملاحظه کرد. در اثر این غارت‌ها جنگلات کشور خسارات سنگین دیده‌اند. این روند هنوز هم ادامه دارد و جنگلات کشور که محلی برای پرورش حیوانات و ذخیره گاه برف و آب و محل‌ زیست صدها نوع حیوان و پرنده است و بالأخره مهم‌ترین رکن محیط زیست کشور می‌باشد به وحشیانه‌ترین شکل قطع شده و به بیگانگان قاچاق می‌گردد. صدها هزار چارتراش از جنگلات کشور به پاکستان انتقال داده می‌شود و تفنگداران منطقه به نام تکس راه و پاتک ملیون‌ها دالر را به‌طور غیرقانونی به جیب زده و در کمیشن‌کاری چارتراش شریک‌اند.

ث. زمین‌های زراعتی

در اثر جنگ بسیاری از زارعین کشور یا کشته یا از کشور مهاجر شدند. در نتیجه بسیاری از زمین‌های زراعتی و باغ‌های کشور تخریب شده و از بین رفتند. هم‌چنان سیستم‌های آبیاری تخریب گردیدند. در نتیجه زمین‌های خوب زراعتی نابود و امکانات مالداری محدود شده، به‌طور مثال در صفحات شمال، جنوب و غرب کشور.5

عدم رعایت قانون جنگ و بی‌توجهی نسبت به محیط زیست در تمام دوره‌های جنگ در افغانستان شامل: جنگ شوروی، جنگ‌های تنظیمی‌داخلی، طالبان و حتی طی چهارده‌سال اخیر، آشکار است. از باغستان‌ها، جنگل‌ها و درخت‌ها در بسیاری از جاها به‌عنوان اهداف سیاسی، سیاست‌جنگی، پایگاه‌های جنگی-نظامی و نیز قطع اشجار به‌شکل غیرقانونی به‌منظور گرم‌سازی و تسخین خانه‌ها و محلات بودوباش جنگ‌جویان استفاده شده ‌اند. در مطالعات موردی فوق شمه‌‌ای از دوره شوروی و ده سال اخیر را متذکر شدیم. و اینک در ذیل نمونه‌‌ای از عملکرد غیرقانونی و بی‌پروایی دوران جنگ تنظیمی داخلی و طالبان را نسبت به محیط زیست کشور را بازمی‌گوییم:

دوران جنگ‌های تنظمی داخلی:سیاست آمریکایی‌ها نیز با سیاست شوروی در تباهی افغانستان با یکدیگر در رقابت بوده وبه موازات هم پیش می‌رفت. سازمان سیا ایالات متحده امریکا که از طریق استخبارات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) به وسیله احزاب به اصطلاح اسلامی جنگ افغانستان را برنامه‌ریزی می‌کرد و زیر نظارت داشت به عین شیوه شوروی عمل می‌کردند. به عنوان مثال احزاب اسلامی مکاتب، فابریکات و عمارات کشور را می‌سوختاندند، معلمین، روشنفکران و کارمندان غیر نظامی را می‌کشتند و ثروت‌های ملی را غارت کرده و مردم را به مهاجرت به کشورهای همسایه وا می‌داشتند.6 باغ رئیس در چهل‌ستون، باغ بابر و باغ‌ها و درخت‌های زراعتی مناطق ریشخور و برخی مکان‌های دیگر در کابل و سایر ولایت‌های افغانستان به‌ویژه در ولسوالی چاه‌آب ولایت تخار، ولسوالی شهربزرگ ولایت بدخشان همه در جریان جنگ‌های تنظیمی نابود شدند.

دوران طالبان: طالبان ضمن رفتارهای ظالمانه[6]، بستن دروازه‌های مکاتب و در تاریکی نگهداشتن مردم‌ هنگامی که در تاریخ «دوم اگست سال ۱۹۹۹ شهر چاریکار، مرکز ولایت پروان در شمال کابل را تحت تصرف خود در آورند، سیاست زمین ‌سوخته را اجرا کردند و هزاران هکتار تاکستان‌های انگور در این ‌منطقه به آتش کشیده شد. حدود دوصد هزار تن از ساکنان مناطق شمال کابل، خانه‌های‌شان را ترک کرده و آواره شدند.»7

گفتار3. حق محیط زیست در قوانین بین‌المللی حقوق‌بشر و بشردوستانه

3.1. در قانون بین‌المللی حقوق‌بشر، حق محیط زیست سالم، یکی از مصادیق حقوق همبستگی‌است. "حقوق نسل سوم که از آن بنام حقوق برابری نیز یاد می‌شود، در دهه 60 به میان آمده است. در 1960 مجمع عمومی ملل متحد قطعنامه 1514 را علیه استعمار تصویب کرد و از این‌رو، حق تعیین سرنوشت ملت‌ها به حقوق بشر تبدیل شد. در 1966 این حق توسط سازمان ملل متحد به اعلامیه 1948 اضافه شد."8

پیش گفتیم که تثبیت حق برابری که از آن نسل سوم حقوق بشر نام گرفته می‌شود، محصول دوره سوم یعنی محصول دوره آگاهی انسان نسبت به محیط زیست‌ است.

از حق محیط زیست در نسل اول و دوم حقوق بشر به طور خاص و مشخص در کدام ماده‌ای اشاره نشده است، ولی به‌سادگی می‌توان مستنداتی را از اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق سیاسی، مدنی و حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ارائه کرد که به صورت ضمنی و تلویحی حق محیط زیست‌سالم را از حقوق اساسی بشر شناخته است. مثلاً در اعلامیه جهانی حقوق بشر از حق زندگی و آزادی در ماده 3 و حق زندگی، سلامتي و رفاه فرد و خانواده از حيث خوراك و مسكن و مراقبت‌هاي پزشكي و خدمات لازم اجتماعي و از شرايط آبرومندانه‌ زندگي در بند 1 ماده 25، تذکر رفته‌ است. در کنوانسیون‌های حقوق سیاسی، مدنی و کنوانسیون حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حق زندگی با کرامت عطف توجه قرار گرفته است که حق بر محیط زیست سالم جزو جداناپذیر آن بشمار می‌آید.

 

3.2. در قانون بین‌المللی بشردوستانه

حقوق‌بشردوستانه‌بین‌المللی، بنام‌های حقوق بین‌الملل‌ بشردوستانه، حقوق جنگ یا حقوق منازعات مسلحانه بین‌المللی نیز معروف‌است. حقوق بشردوستانه در دوران درگیري‌هاي مسلحانه با حق برمحیط زیست مرتبط است. کنوانسیون‌های ژنیو و پروتکول‌های الحاقی آن گرچه برای جلوگیری از جنگ نیست؛ ولی در آن سعی شده تا در صورت وقوع جنگ، آن را انسانی و قانونمند ساخته و طرف‌های درگیر را مکلف به پاسخگویی بسازد.

کنوانسیون‌های ژنو کدام‌اند؟ این کنوانسیون‌ها در 1949 در ژنیو به تصویب رسیده‌اند، و به شرح زیر می‌باشند:

کنوانسیون برای بهبود وضع مجروحین و بیماران نیروهای مسلح در جنگ زمینی

کنوانسیون برای بهبود وضع مجروحین و بیماران و غرق‌شدگان نیروهای مسلح در جنگ دریایی.

کنوانسیون مربوط به رفتار با اسیران جنگی.

کنوانسیون مربوط به حمایت از افراد غیر نظامی در دوران جنگ[7].

 

پروتکلهای الحاقی کنوانسیونهای ژنو1977

پروتکل الحاقی1: حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه بینالمللی.

پروتکل الحاقی2: حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه غیر بینالمللی/داخلی.

حقوق بشردوستانه منشا نسبتاً جدید دارد و شامل همه قواعد حقوق بین‌الملل است که به منظور رفتار با افرا اعم از غیرنظامی یا نظامی، مجروح یا سالم در منازعات بین‌المللی تدوین شده‌اند.

اساس شکل‌گیري حقوق بشر دوستانه، محدودکردن آزادي عمل دولت‌هاي حاکم و درگیر در جهت انسانی‌سازی مخاصمات است. در این راستا، دولت‌ها به‌طور کلی پذیرفته‌‌اند که سلاح‌ها و تاکتیک‌هاي مورد استفاده در جنگ می‌بایست تنها اهداف نظامی را نشانه روند، باید متناسب با اهداف نظامی و ضرورت‌هاي معقول و در جهت دست یابی به آن اهداف به کارگرفته شوند و نباید باعث رنج بیهوده قربانیان و یا موجب صدمه بیش از حد بشوند. کنوانسیون‌هاي چهارگانه ژنو سال1949 و دو پروتکل الحاقی 1977 دست مایه‌هاي اصلی حقوق بشر دوستانه  هستند. مقررات بشر ‌دوستانه که از محیط زیست در جنگ‌ها حمایت می‌کند در کنوانسیون‌هاي بین‌المللی به دو شیوه خاص و عام وجود دارد. اصول و قواعد خاصی که حفظ محیط زیست و مسائل مربوط به آن را در دوران جنگ و منازعات مسلحانه مورد ملاحظه قرار داده و کشورها را متعهد به رعایت آن دانسته، عبارتند از بند 3 ماده 35 پروتکل شماره 1 ضمیمه کنوانسیون‌هاي ژنو مصوب 1977 که به موجب آن استفاده از ابزار و وسایل جنگی که به غرض خسارت گسترده و شدید از سوي متخاصمان یا یکی از آن‌ها به کار گرفته می‌شود و به طور طبیعی محیط زیست را مواجه با خطر و آسیب‌ دیدگی می‌کند و یا احتمال بروز تخریب محیط زیست برود، ممنوع شده ‌است.

هم‌چنین به موجب بند 1 ماده 55 این پروتکل اول سال 1977 نیز استفاده از چنین ابزار و ادوات جنگی ‌ممنوع است. در این بند آمده ‌است: در هنگام جنگ می‌بایست مراقبت شود که از محیط زیست طبیعی در برابر آسیب‌هاي گسترده، درازمدت و شدید، حفاظت به عمل آید. این حفاظت شامل ممنوعیت استفاده از روش‌ها یا وسایل جنگی می‌‌شود که منظور از آن وارد کردن چنین آسیبی به محیط زیست طبیعی بوده یا احتمال وارد آمدن چنین آسیببی می‌رود و در نتیجه به سلامتی یا بقاي سکنه لطمه بزند. دربند 2 این ماده نیز آمده ‌است:حمله به محیط زیست طبیعی به عنوان اقدام تلافی‌جویانه ممنوع است.

علاوه بر قواعد خاص مندرج در کنوانسیون منع روش‌هاي تغییر محیط زیستی، رویه‌هاي قابل ملاحظه‌اي وجود دارد که حمله عمدي به محیط زیست به عنوان یک روش جنگی را منع می‌کند. قواعد عام، اصول و مقرراتی است که می‌توان از آن‌ها به نفع حمایت از محیط زیست چه در دوران صلح و چه در دوران جنگ استفاده کرد. اصول عام ناظر بر هدایت مخاصمات نسبت به محیط زیست عبارتند از:

1. هیچ بخشی از محیط زیست نباید مورد حمله قرارگیرد مگر آن‌که هدف نظامی باشد؛

2. انهدام هربخش از محیط زیست طبیعی ممنوع‌ است مگر آن‌که ضرورت مبرم نظامی ایجاب کند؛

3. حمله علیه یک هدف نظامی در صورت احتمال آسیب تصادفی به محیط زیست که نسبت به مزیت عینی و مستقیم نظامی پیش بینی‌شده بیشتر باشد، ممنوع است.

استفاده بهینه از طبیعت به حفظ طبیعت بستگی دارد، در صورتی که بشر بی‌رحمانه محیط زیست را نابود کند، موجب محرومیت نسل‌هاي بعد از این مواهب الهی می‌شود. استفاده و بهره ‌برداري بهینه از طبیعت و حق داشتن نسل‌هاي بعد به مواهب و نعمت گسترده الهی، بشر را ملزم به رعایت حفظ محیط زیست می‌کند .این نکته تنها اختصاص به دوران صلح ندارد، بلکه اصل استفاده همه انسان‌ها از طبیعت، بشر را ملزم می‌کند که در جنگ‌ها طوري عمل کند که موجب محرومیت نسل‌هاي بعدي از طبیعت نگردد؛ زیرا منابع طبیعی براي عموم انسان‌ها در همه زمانه‌ها است.9

قابل ذکر است که با الهام از اسناد بین‌المللی حقوق بشر و اهمیت محیط زیست، اسناد منقطه‌ای چون: منشور آفریقایی حقوق‌بشر در مورد حمایت از محیط زیست؛ سیستم ملل آمریکایی حقوق‌بشر، پروتکل الحاقی به کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر، پروتکل سان سلوادور در مورد حق محیط زیست و حمایت از آن؛ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر؛ و اصول مصوب کنفرانس وزرای اتحادیه اروپا در 1995 همه بر اهمیت و حمایت از حق محیط زیست سالم پرداخته و این حق را به‌رسمیت شناخته‌‌اند.

در دین مبین اسلام نیز بر حفظ محیط زیست تأکیدات فراوانی صورت گرفته است؛ به‌‌طور مثال قرآن کریم می‌فرماید: خداوند شما را جانشین گذشتگان در زمین قرار داد تا شما را در آن‌چه که بر روي زمین بر شماداده بیازمایید، به‌ درستی که پرودگار تو زود عقوبت‌ است و بسیار مهربان‌.10

براین اساس از آن‌جا که نعمت‌هاي خداوند، آب، باران، خاك، گیاه و امثال آن‌ است، اگر ابناء بشر، منابع طبیعی را حفظ کند، از زندگی بهتري برخوردار می‌شوند و اگر آن‌ها این منابع را تخریب کنند، بدون هیچ شک تنبیه به دنبال خواهد آمد.

از آن‌جا که خداوند انسان‌ها را از زمین آفرید، آن‌ها را مأمور آبادانی زمین نیز کرد و از او ‌خواست تا به آبادي امانتی که به وي سپرده شده است، بپردازد و آن را از هرگونه گزند و تباهی باز دارد.11

پیامبراکرمص نیز در این رابطه می‌فرماید: سه گروه‌‌اند که با کار خود، مورد لعنت خداوند قرار می‌گیرند: 1. کسانی که اماکن عمومی، سایه بان‌ها و محل پیاده ‌شدن مسافران را آلوده کنند؛ 2.‌ کسانی که آب عمومی (آب نوبتی) را غصب کنند؛ 3. کسانی که راه را ببندند و مانع عبور عابران شوند.12 از سوي‌ دیگر، در دین اسلام قانون «لاضرر و لاضرار فی‌الاسلام» وجود دارد که طبق آن ضرر و زیان ‌زدن به شخص یا اشخاص دیگر به هیچ وجه روا نیست و پیامبراسلامصبه شدت آن را نهی فرموده ‌است. باید دانست که امروزه آلوده کردن محیط زیست مصداق بارز ضرر وارد کردن به سلامت افراد جامعه به شمار می‌آید. نگاه قرآن کریم به طبیعت توصیفی از طبیعت و دستوري نسبت به رابطه انسان با طبیعت است که از مجموع آن‌ها می‌توان به قواعد اخلاقی و حقوقی مورد نظر قرآن در زمینه محیط زیست طبیعی و انسانی دست یافت که اگر این حقوق رعایت نشود نسل بشر با خطر مواجه می‌شود و در نتیجه نظام هستی به مخاطره می‌افتد.

 

نتیجه‌گیری

تردیدی نیست که از درختان و جنگل‌های افغانستان به مقاصد نظامی-سیاسی استفاده شده‌است. جنگ‌های حدود چهار دهه خسارت‌ها و پیامدهای زیادی را بر محیط زیست و روی‌هم رفته بر کیفیت زندگی مردم افغانستان بر جا گذاشته ‌است. مصداق‌های بارز آن، قطع جنگل‌ها، کاهش پوشش گیاهی، کاهش تنوع حیاتی و حاصلات زراعتی، آلودگی منابع آب، هوا و زمین؛ و در نتیجه افزایش کمبود آب، مریضی‌ها، مستولی‌شدن فقر و بیکاری، مهاجرت و بی‌جاشدگی داخلی‌ است که به‌عنوان نمونه‌هایی چند، ازآن‌ می‌توان نام برد. در دراز مدت خطرهای محیط زیستی بیشتر از خطرهای انتحار و انفجار جامعه را تهدید می‌کند، زیرا خرابی محیط زیست، ناامنی محیط زیستی بدنبال داشته و ناامنی محیط زیستی خود ناامنی‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را در قبال دارد. برای یک جامعه سنتی، وابسته و متکی به زراعت و مالداری مثل افغانستان، نابودی و حمله بر طبعیت و محیط زیست آن به مثابه حمله و نابودسازی هستی و حیات مردم است. توجه به محیط زیست در شرایط جنگی و آن‌هم در یک دنیای سرمایه‌داری که انسان و هستی به حیث ابزار استفاده می‌شوند، و کمپنی‌های تولید و توزیع مهمات، سلاح‌های متنوع، مدرن و دارای قدرت تخریب بالا را در اختیار طرف‌های متخاصم قرار می‌دهند، بیشتر از زمان دیگر ضروری احساس می‌شود.

 

از نظر نگارنده، برای انسان دارای عقل، وجدان و دارای قدرت گفتگو، اصلاً جنگیدن نامناسب‌است؛ باید به‌صراحت گفت که جنگ پدیده‌ای شنیع و تباه ‌کننده ‌است. با اندکی تعمق و سر درگریبان فرو بردن هر فرد عاقلی در می‌یابد که دنبال کردن هدف از طریق جنگ، غیر انسانی و غیرمنطقی ‌است. به‌هر حال آن‌چه تاریخ گواه ‌است، انسان حالا به هربهانه‌ای جنگ کرده و می‌کند. چون جنگ می‌کند، پس باید قانونی جنگ کند. از وارد کردن ضرر به هم نوعان غیردخیل در جنگ و محیط زیست جلوگیری کنند. باید دانست که تحقق آرزوهایی چون صلح، عدالت، توسعه و تقرب به خداوند، که بشر همواره آن‌ را در سر پرورانده، از طریق جنگ دست‌یافتنی نبوده و نخواهد بود.

«جنگ در ذات خود مخل و مخرب توسعه پایدار است. دولت‌ها مکلف به احترام به قوانین بین‌المللی برای حمایت و حفاظت از محیط زیست در زمان‌ منازعات مسلحانه بوده و ملزم به همکاری‌های لازم هرچه بیشتر برای توسعه هستند.»[iii]

صحت‌مندی و سلامتی فردی و اجتماعی با محیط زیست سالم پیوند ناگسستنی دارد؛ همین‌طور صلح و توسعه کشور. بر دولت، نهادهای مدنی، روحانیون و تمام اعضای جامعه لازم است تا برای حفظ محیط زیست تلاش کنند. به‌ویژه نیروهای متخاصم باید به تکلیف‌های قانونی‌شان در جنگ عمل کنند.

 

پیشنهادات

1. هرکدام ما بايد به طبيعت‌و محیط زیست احترام بگذاریم، دوستش داشته‌باشیم و هم‌چون جواهري گران‌قيمت از آن استفاده و نگهداري نماییم تا طبیعت بتواند قرن‌ها پذيراي ما باشد.

2. قوانین حقوق‌بشر و قوانین بشردوستانه بین‌الملل برای نیروهای متخاصم و کلیه نیروهای امنیتی، با تأکید خاص بر رعایت قانون جنگ و چگونگی حفاظت از محیط زیست آموزش داده شود.

3. تقویت آموزش محیط زیست در نصاب آموزش رسمی و آموزش حفاظت محیط زیست از طریق نظام آموزشی رسمی و غیررسمی.

4. ترویج فرهنگ درخت‌ شانی، حفاظت از جنگل‌ها و گسترش فضای سبز گیاهی. درختان و گیاهان در بهداشت و سلامت محیط زیست حایز اهمیت فراوانی هستند. درختان با کاستن از گرمای محیط زیست و افزایش رطوبت هوا باعث تعدیل آب و هوا می‌گردد. در نتیجه هرجا که رطوبت بیشتری باشد باران بیشتری در آن جاها می‌بارد.

5. اتخاذ تدابیر پیش‌گیرانه از تمام منابع آلوده ‌کننده فضای شهر، زیرا «آلودگی صوتی تنها تهدیدکننده ‌سلامتی انسان نیست، بلکه زیان‌ها و خسارات اقتصادی زیادی نیز همراه دارد. نخستین عارضه که آلودگی صوتی عاید حال انسان می‌سازد، از دست‌رفتن قدرت شنوایی و یا کم شدن آن است. هم چنین سبب بروز فشارهای روحی و فکری گردیده و به سلامت روانی ا فراد آسیب جدی وارد می‌سازد. حساسیت عصبی، گرفتگی عضلانی، شوک عصبی، تحریک‌‌پذیری شدید، خستگی روحی و جسمی، مالیخولیا، سرگیجی، ترس و اضطراب، آلرژی،از دست دادن تعادل بدن، ضعف قوه یبینایی و امراض قلبی از جمله آثار سوء آلودگی صوتی بر انسان است.».13

6. نهادهای مدنی، روحانیون، نخبگان و رسانه‌ها، دست به دست هم داده و در کارکرد شبکه‌ای در مورد حفظ محیط زیست تبلیغ کنند. بهره‌‌برداری سودجویانه از درختان، جنگل‌ها و منابع طبیعی را افشا و جلوگیری کنند.

 

منابع:

الف. فارسی

[1]. روزنامه جام‌جم، محیط زیست، اولین قربانی آغاز جنگ، 1390. (زمان دسترسی به مواد 26جوزای 1395). برای مطالعه بیشتر به صفحه انترنتی ذیل مراجعه گردد:

http://www.aftabir.com/articles/view/science_education/ecology/c3_1320566098p1.php/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AAD8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%86%DA%AF

 

2. فیروزی، مهدی، حق بر محیط زیست، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، 1384، ص. 19-23.

3. رستمی، اکبر، قطع جنگل‌ها و بحران محیط زیستی، روزنامه 8صبح، 23 دلو 1391، آدرس انترنتی: http://8am.af/1391/11/23/environment-forest/

 

 

4. ولدان، جوان، فجایع ومشکلات جهانی زیست‌محیطی، هامبورگ، 2004، ص 17.

5. روستایی، عبدالحنان، سلاح و مهمات استعمال شده در جنگ افغانستان، سیمینار دوم"افغانستان درچهار راه حوادث" 6نومبر ۲۰۰۵، جرمنی. گزارش از آدرس ذیل قابل دریافت است: http://www.goftaman.com/daten/fa/articles/part1/article126.htm

6. همان.

7. شفق، سلیم، دو دهه کشتار بنام امیر، با هزینهء بسیار برای هیچ، روزنامه جامعه‌باز، سال چهارم / شماره : 738 / سه شنبه / ۱، سرطان ۱۳۹۵.

8. پژوهش، ب. کیوان، http://www.negaresh.de/didgah/Keyvan_HoghoogheBashar_az_diruz.htm

9. مولایی، یوسف، نسل سوم حقوق بشر و حق محیط زیست: فصلنامه حقوق، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره 37، شماره 4، زمستان 1386.

10. سوره انعام، آیه 66.

11. سوره هود، آیه 6.

12. مرکزپژوهش‌هاي اسلامی صدا و سیما، محیط زیست در اسلام، :http://pajuhesh.irc.ir/Product/book/show/id/1639/book_keyword//indexId/169269

 

13. میرزاده، نادر، و سپهری‌فر، سیما، تعامل بر حق محیط زیست سالم و حق بهداشت، فصلنامه مطالعات حقوق بشر اسلامی، 1392، ص. 37-64.

 

ب. انگلیسی

16.UNEP (2003): Afghanistan: Post-Conflict Environment Assessment. United Nations   EnvironmentProgramme. First published in Switzerland in 2003 by the United Nations Environment Programme. ISBN 92-1-158617-8, Available at: https://www.google.com.af/?gws_rd=cr,ssl&ei=qhFmV6WcKYuTgAaW2I4w#q=UNEP+(2003):+Afghanistan:+PostConflict+Environment+Assessment.+United+Nations+++Environment+Programme.+First+published+in+Switzerland+in+2003+by+the+United+Nations+Environment+Programme.+ISBN+92-1-158617-8

16. Rio Declaration, (1992), Environmental effects of warfare, Page updated Sept 2006 Created by S.M. Enzler MSc, Read more:http://www.lenntech.com/environmental-effects war.htm#ixzz4C0lEZDzG.

16. S.M. Enzler, MSc(2006) Environmental effects of warfare, The impact of war on the environment and human health, Read more: http://www.lenntech.com/environmental-effects-war.htm#ixzz4C10bxtLv

 


[1]. DDT، نوعی حشره‌کش با سمیت بالا که برای مدت طولانی به صورت رسوب در ارگانیسم‌های جانوری باقی‌مانده و به‌تدریح از طریق تغذیهء جانواران بزرگ‌تر از جانواران کوچک‌تر، وارد زنجیره‌ءغذایی شده و در نتیجه باعث ایجاد مسمومیت و مرگ‌و‌میر می‌شود.

[2]. Aldrinزهری‌‌ است که برای از بین‌بردن حشرات استفاده می‌شود. آلدرین باعث تحریک و سرخی پوست می‌شود.

[3]. جریان گرم جنوبی که در طول سواحل اقیانوس آرام در جنوب آمریکا در ماه دسامبر اتفاق می‌افتد.

[4]. لایه اُزن، یک لایه‌ای گازی‌است که زمین را در مقابل تشعشعات مسموم‌کننده آفتاب محافظت می‌کند. لایه اُزن در اثر نایتریت‌اکساید ناشی از سوخت‌های فسیلی و ترکیبات کلردار از بین می‌رود. کاهش اُزن موجود در استراتوسفیر باعث می‌شود که ناحیه‌ای از این لایه، نازک یا سوراخ گردد.

[5]S.M. Enzler

[6]. مراجعه شود به گزارش ویژه سال 19 فبروری سال 2001 دیدبان حقوق‌بشر به آدرس ذیل مراجعه گردد:https://www.hrw.org/news/2001/02/19/afghanistan-taliban-massacres-detailed.

[7]http://www.blogylaw.com/forum/showthread.php?tid=533

 


 

 

 

 


بازنشر این مطلب