حقوق کودکان در افغانستان، موانع و چالش‌ها

داوود ناظری

 

چکیده

حقوق کودکان در افغانستان به شکل گسترده نقض شده است. حقوق اطفال بیشتر در بخش‎های تربیتی، آموزشی، اقتصادی و پرورشی نقض شده است. بجای که امروز سه‌میلیون کودک با بهترین امکانات و در بهترین مکتاب مشغول درس باشد، در روی سرک‎ها مشغول کارهای شاقه‌اند. دولت مردان و نهادهای مربوطه با وجود تأکیدهای قانون اساسی و پیوستن به کنوانسیون‎های حقوق کودکان، بازهم در طول چهارده سال گذشته، در تأمین حقوق کودکان ناکام بوده است. امروزه نزدیک به سه‌میلیون طفل از درس و تعلیم بازمانده و در روی سرک‎ها به کارهای شاقه مشغول‌اند. افزایش کودکان خیابانی از یکسو اعتبار دولت را در سطح ملی و بین‌المللی پایین آورده و از سوی دیگر در افزایش هنجارها و نابسامانی‎ها نقش دارد. دولت افغانستان باید با در نظر گرفتن تمامی راهکارها و برنامه‌ها، باید حقوق اطفال را در افغانستان تأمین کند، زمینه تعلیم و تربیت آنان را فراهم و برای خانواده‌ها شغل ایجاد کند.

واژگان کلیدی: طفل، حقوق بشر، پیامدها و راهکارها

مقدمه

اطفال و کودکان از آن جهت که انسان است، از حقوق مساوی فردی، اجتماعی، اقتصادی و آموزشی با بزرگسالان برخورداراند، اما از آن‎جایی که در دوران پراهمیت کودکی و نهایت آسیب‌پذیری قرار دارد، از حقوق بیشتری نسبت به بزرگسالان برخورداراند. از نظر حقوق بشری، والدین و دیگر افراد جامعه در قبال بقا، رشد، تربیت و مشارکت کودک، مسؤول و مکلف شناخته شده است. در افغانستان موانع و چالش‎های حقوق اطفال چیست، چرا حقوق اطفال در طول چندسال گذشته با وجود همه کمک‌ها و تعهدات کلان برآورده نشده است، بر آورده نشدن حقوق اطفال دارای چه پیامدها و تبعاتی است، برای تأمین حقوق اطفال، چه راهکارهای وجود دارد، در این مقاله با استناد به مصاحبه‌ها با مسؤولان حقوق بشر و با استناد به قانون اساسی، به این سؤالات پاسخ داده شده است.

تعریف دوران کودکی

 آگاهان، دوران کودکی را به بخش‎های مختلف تقسیم کرده است؛ از زمان انعقاد تا لحظه تولد، جنین گفته می‎شود[1]. لحظهای که کودک به دنیا می‌آید، نوزاد گفته می‎شود، تا زمانی که هفت‌سالگی را تمام نکرده غیرممیز نامیده می‎شود، تا وقتیکه 12سالگی را تمام نکرده باشد، ممیز و تا زمانی که 18سالگی را تمام نکرده باشد، نوجوان گفته می‎شود[2]. در قانون اساسی کشور- قانون رسیدگی به تخلفات اطفال در ماده چهارم، در فقره اول ذکر شده است که طفل شخصی است که هجده‌سالگی را تکمیل نکرده باشد. از نظر ماده ۱ کنوانسیون حقوق کودک نیز، کودک به کلیه افراد انسانی اطلاق می‌شود که زیر 18 سال باشد.

حقوق اطفال

از نظر قوانین حقوق بشری و جامعه شناسان، تأمین خوراک و تغذیه مناسب، تحصیل و تعلیم، فراهم‌شدن زمینه تفریح و بازی، پرهیز از خشونت و اذیت و آزار کودکان، احترام به مقام کودک، استراحت کودک، هویت‌بخشی مناسب برای کودک، نطفه مشروع، حفظ هویت فرهنگی، زبانی و ارزشی کودک، رسیدگی به مشکلات و بیماری‌های کودک، پیوستن به خانواده و نسب درست برای کودک، از مهمترین حقوق آنان میباشد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان در چندین ماده، در مورد حقوق کودکان پرداخته شده است. در ماده بیست و سوم قانون اساسی، ذکر شده است که زندگی موهبت الهی و از حقوق طبیعی هرانسان می‌باشد. کودک بخاطری که انسان است، از این حق برخوردار است و هیچ‎کس حق ضایع کردن آن را ندارد.  در ماده 29 قانون اساسی کشور آمده است که تعذیب انسان ممنوع می‎باشد و هیچ‌کس حق ندارد انسان دیگر را شکنجه و عذاب کند. بنابراین، هیچ‌کسی حق ندارد بالای کودکان ظلم نماید و آنان را تنبیه کند. در ماده 43 قانون اساسی آمده است که تعلیم حق هر فرد است و کودکان نیز از این حق برخوردار می‎باشد. اما در افغانستان حقوق بسیاری از کودکان در قسمت تعلیم و تربیه زیر پا می‌شود و بسیاری از کودکان مصروف کارهای شاقه هستند. متاسفانه به‌تازگی دولت وحدت ملی زمینه تعلیم کودکان را در کودکستان‌های دولتی با بالا بردن فیس ماهوار محدود ساخته است. در ماده 49 قانون اساسی کشور ذکر شده است که تحمیل کارهای اجباری ممنوع است اما متأسفانه در افغانستان بسیار از اطفال زیر امر والدین و متولیان خود به کارهای تحمیلی و اجباری مشغول‌اند. در حالی که از نظر قانون، تحمیل کار اجباری جواز ندارد و مرتکبین آن متخلفان قانون به شمار می‎رود. در ماده 54 قانون اساسی، در مورد حمایت از خانواده‌ها به‌منظور پرورش درست اطفال زیاد تأکید صورت گرفته است که اطفال از مفاد این ماده قانونی نیز بهره مند می‎باشد. هم‌چنین در بیشتر مادههای قانون تشکیل وظایف و صلاحیت های کمیسیون مستقل حقوق بشر، این نهاد برای حمایت از اطفال مؤظف شناخته شده است. هم‌چنان طبق ماده سوم قانو منع خشونت علیه زن، تجاوز، ازدواج اجباری، تخویف و ترس دادن، انزوای اجباری، در ماده 5 نکاح قبل از اتمام سن قانونی، در حق کودکان دختر ممنوع می‎باشد. قانون رسیدگی به تخلفات اطفال، در هشت فصل و 66 ماده به منظور بهبودی وضعیت کودکان، محترم شمردن نقش کودکان در اعمار جامعه نوین، مشخص کردن وظایف و صلاحیت‌های والدین در قبال کودکان و بررسی نیازمندی‌های کودکان، تدوین و تصویب شده است. از جانب دیگر در کنوانسیون جهانی حقوق کودک، نام و ملیت، آزادی عقیده، آزادی بیان و خواسته‌های کودک، حفظ حریم کودک، دسترسی آنان به اطلاعات مورد نیاز، تعلیم و تحصیل، توجه به کودکان معلول، درک موقعیت و شناسایی استعداد کودک، جلوگیری از سوء استفاده جنسی از کودک، مجازات کردن عاملان خرید و فروش کودک، توان بخشی به کودکان، از مهم ترین حقوق کودکان به شمار می‎رود[6].

در ماده دوم، بند دوم پیمان حقوقی کودکان در یونیسف آمده است که کودکان مانند والدین خود دارای حقوقی هستند و کشورهای هم‎پیمان با کنوانسیون‎ها، باید حقوق کودکان خودرا در همه زمینه ها رعایت کنند. در ماده 31 بند 1 آمده است که استراحت، تفریح، بازی و فعالیت‌های خلاق، حق هر کودک است و نباید کسی مانع ان شود. در ماده دوم بند دوم این پیمان آمده است که والدین باید بعد از تولد کودک، برایش تذکره بگیرد و نام، ملیت و تاریخ تولدش ثبت شود. در ماده هژدهم، بند اول آمده است که پدر و مادر اولین کسانی هستند که مسؤول رشد و کامل کودک می‌باشد و باید وظایف خویش را ادا سازند. کودکان حق دارند که در کنار والدین خود زندگی کنند و از تمامی نعمت‌ها و امکانات زندگی برخوردار باشند. هیچ‌کس حق  آزار و اذیت کودکان را ندارد و نمی‎توانند کاری را بالای آنان تحمیل کنند. اما با این وجود، در افغانستان با وجودی دولت به کنوانسیون‎های حقوق طفل ملحق می‎باشند؛ ولی بازهم حقوق کودک به شکل گسترده نقض شده است[7].

نشانه‌ها و موارد نقض حقوق کودکان

نقض حقوق اطفال در افغانستان، یک پدیده انکارناپذیر است؛ کودکان در جامعه سنتی افغانستان، از جمله آسیب‌پذیر ترین گروه‌های جامعه به شمار می‎رود. نام افغانستان با فقر و بدبختی گره خورده است و تا هنوز در تاریخ این کشور، روزی به ثبت نرسیده که رفاه اجتماعی و حقوق همگانی به صورت متوازن تأمین شده باشد. فقر، در همه بخشها و بالای هرفردِ جامعه، به خصوص بالای اطفال این  کشور تاثیرات منفی زیادی را به جا گذاشته است[8]. امروز یک بخش بزرگ از اطفال که به دو میلیون می‌رسند، مشغول کارهای شاقه و اجباری در روی سرک‌هایند و از تعلیم و تربیه محروم مانده‌اند. بخش دوم از اطفال، با تلخکامی‌های ازدواج اجباری و تحمیلی و بخش سوم با فراز و فرودهای مهاجرت دست و پنجه نرم میکنند. امروزه صدها هزار کودک افغانستان در روی سرک‎ها، دکان ها، نانوایی‌ها، هوتل‌ها و ... مشغول کارهای شاقه هستند و نان‌آور خانواده خودند. یکی از مهم‌ترین موارد نقش حقوق اطفال از نظر دین اسلام و قانون، کارهای شاقه و اجباری می‎باشد. قرار دادن کودک در مکان‌های ترسناک، محروم ساختن کودک از تعلیم و تربیه، وادار ساختن کودک را به کارهای شاقه و اجباری، محروم شدن کودک از تفریح و بازی سالم، اخراج از منزل و طرد کودک، ممانعت از حضور کودک در مجالس، مسخره کردن کودک، تحقیر کردن کودک، ملامت کردن کودک در نزد دیگران، بی‌توجهی والدین به نظافت، تغذیه، تعلیم و تربیه و پوشاک کودک، بی توجهی در مورد نیازمندی‌های کودک، بهره‌کشی نامعقول، توقعات بی‌جا و بالاتر از توان کودک، استفاده جنسی از کودک، ازدواج‎های اجباری و زیر سن، خرید و فروش کودک به بهانه ازدواج، محروم‌کردن کودک از آغوش گرم مادر، استفاده نادرست از داروهای خواب‌آور، خشونت و جنگ والدین در حضور کودک، کتک‌زدن و تنبیه‌کردن کودک، از مهم‌ترین نشانه‌ها و موارد نقض حقوق کودکان در افغانستان است. امروزه هزاران کودک از صبح تا شب بدون سرنوشت در شهرها و دکاکین و هوتل‌ها مصروف کارهای شاقه‌اند و با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم می‎کنند.

کارکردن طفل از نظر قانون، جرم بوده و جواز ندارد. در ماده چهل و نهم قانون اساسی افغانستان، آمده است که تحمیل کار بر اطفال جواز ندارد و کار آنان غیر قانونی میباشد. در ماده بیست و ششم قانون وظایف و صلاحیتهای کمیسیون مستقل حقوق بشر آمده که این کمیسیون باید از حقوق اطفال حمایت کرده و به منظور بهبود وضعیت آنان، راهکارهای مؤثری را طرح کنند. در ماده بیست و یکم قانون وظایف و صلاحیت‎های کمیسیون مستقل حقوق بشر، آمده است که این کمیسیون باید موارد نقض حقوق طفل را به‌شدت مورد بررسی قرار دهد. از جانب دیگر دولت افغانستان متعهد به تأمین حقوق طفل می‌باشد. با وجود این‌همه، بازهم حقوق طفل در افغانستان به شدت نقض شده و نزدیک به دو میلیون طفل کارگر با شانه‌های کوچک خود، مسؤولیت‌های بزرگ را حمل میکنند. (مصاحبه با علی افتخاری، سخنگوی پیشین وزارت کار و امور اجتماعی، روز سه‌شنبه، 1/11/94 ساعت 3 بعد از ظهر) افزایش اطفال کارگر در سرک‌ها، به نگرانی شدید فعالان مدنی و حقوقی تبدیل شده است. آگاهان میگویند، افزایش اطفال کارگر، بحران‌های خفته است که به‌شدت آینده کشور، خانواه‌ها و دولت را تهدید میکند.

عوامل و پیامدها و نقض حقوق اطفال

در نقض حقوق کودک عوامل متعدد نقش دارد که از آن جمله: بی‌سرپرستی، بلاهای طبیعی، تبعیض جنسی و قومی، بی‌سوادی والدین، فقر و مشکلات اقتصادی، تغذیه نامناسب، آلودگی‌های محیطی، والدین معتاد، مشکلات ناشی از طلاق، بی‌توجهی مسؤولان دولتی در خصوص حمایت از کودکان، از مهمترین عواملی‌اند که باعث افزایش نقض حقوق کودک در کشور شده است. نقض و نادیده‌گرفتن حقوق اطفال، به هراندازه و توسط هرابزاری که باشد، از پیامدهای بسیار سنگین در جامعه برخوردار است. به خاطری که اطفال و کودکان امروز، رهبران و بزرگان فردای جامعه‌اند. امروز نباید آینده آنان را مانند روزگار شان سیاه سازیم. بررسی جایگاه اطفال از منظر قوانین نافذه در کشور، بخاطر اهمیت دوران کودکی، آسیب پذیری کودکان، تفاوت دنیای کودکان با بزرگ سالان، بسیار مهم و ضروری می‎باشد. نقض حقوق اطفال در افغانستان و کارکردن آنان به صورت غیر قانون، پیامدهای بزرگی را برای دولت و خانواده‌ها در قبال دارد. بخاطری که افغانستان به کنوانسیون جهانی حقوق طفل ملحق شده و تعهدات بزرگی را در این خصوص به جامعه جهانی سپرده است. اما دولت در طول 14 سال گذشته، ناکامی بزرگی را در قسمت تأمین حقوق اطفال تجریه کرده و نتوانسته است گزارش‌های ادواری را به جامعه بین الملل تقدیم کند. این مسأله به‌شدت اعتبار دولت را در پیش جامعه جهانی پایین آورده و از جانب دیگر، خانواده‌ها را از زندگی با کرامت انسانی محروم ساخته است[10]. افزایش آسیب پذیری اطفال، محروم شدن آنان از تعلیم و تربیه، سوء‌استفاده‌های گوناگون از اطفال کارگر، افزایش فساد اخلاقی و اجتماعی، بالا رفتن گراف فقر و خودکشی و وارد شدن آسیب‌های جدی فیزیکی و روانی بالای اطفال کارگر، از دیگر پیامدهای کارکردن طفل میباشد.

راهکارها

آموزش مهارت‌های فرزند‌پروری برای والدین، آسیب‌شناسی کودکان، فراهم شدن زمینه درس و تعلیم برای آنان، مبارزه با مواد مخدر و پدیده اعتیاد، کاهش آمار تلاق در خانواده‌ها، تأمین نیازهای کودک، بالا رفتن سطح سواد و درامدِ اقتصادی خانواده‌ها، تأمین امنیت اجتماعی، تطبیق درست قوانین در کشور، بازگرداندن کودکان فراری به خانواده‌های‌شان، مراقبت جدی از رفتار و اعمال کودکان، شناسایی خانواده‌های اطفال خیابانی و ارایه معلومات برای آنان در مورد حقوق اطفال، پای‌بندی رهبران دولت در قبال تعهدات شان در قبال خانواده‌ها و حمایت جدی از سازمان‌های فعال مدافع حقوق کودک در کشور، تعریف شدن نیازمندیهای اطفال کارگر در بودجه سالانه ملی، همکاری‌های مستقیم و غیرمستقیم دولت با نهادهای حمایت از اطفال کارگر، ایجاد مراکز حمایتی از اطفال در سراسر کشور، ایجاد شغل برای خانوادهها، همت و تلاش والدین و دیگر نهادها، آموزش مهارت‌های فرزند پروری برای والدین، آسیب‌شناسی اطفال کارگر، کاهش آمار تلاق در خانواده‌ها، بالا رفتن سطح سواد و درآمدِ اقتصادی خانواده‌ها، مراقبت جدی از رفتار و اعمال کودکان، شناسایی خانواده‌های اطفال کارگر و ارائه معلومات برای آنان در مورد حقوق اطفال‌شان و حمایت جدی دولت از سازمان‌های فعال مدافع حقوق کودک در کشور، از مهمترین راهکارها برای بهبود وضعیت کودکان در کشور  به شمار میرود.

نتیجه

1- کودکان در افغانستان یکی از بزگترین گروه آسیب‌پذیر بوده و در بسیاری موارد حقوق آنان نقض می‌شود. بقا، رشد، حمایت و مشارکت کودکان، از مهمترین حقوقی نقض شده کودکان می‎باشد.

2- کودکان از منظر قانون اساسی و کنوانسیون حقوق کودک، از حقوق لازم برخوردار می‌باشد.

3- بی‌توجهی نسبت به ارزش‎های دینی، ناآگاهی والدین از حقوق کودک، فقر و اعتیاد، بی‌توجهی دولت در قسمت تأمین حقوق کودکان، از مهمترین علل و عوامل نقض حقوق کودکان در افغانستان به شمار می‎رود.

........................................................................................................

منابع

1- (عبادی، 1375/10)

2- فقره سوم، ماده چهارم قانون رسیدگی به تخلفات اطفال

3- قانون اساسی، ماده چهل و نهم

4- قانون اساسی، ماده سی و چهارم

5- قانون اساسی، ماده چهل و نهم

6- ثابت‌قدم، خسرو؛ ملكي، محمدعلي. آموزش مصور حقوق بشر. تهران: نشر عابد،1379

7- پيمان جهاني حقوق كودك. تهران: سروش (انتشارات صداو سيما)؛ يونيسف(صندوق كودكان سازمان ملل متحد)،1385.

8- کنوانسیون حقوق کودک، ماده 18

9- ماده 21 قانون وظایف و صلاحیت‌های کمیسیون مستقل حقوق بشر

10- مصاحبه با نعیم نظری، رییس اجرایی شبکه جامعه مدنی، به تاریخ: 26/10/94 ساعت 2 بعد از ظهر


بازنشر این مطلب