پیوند ناگسستنی صلح و دموکراسی

پیامدهای ناگوار و تکان‏دهنده جنگ از دوران‌های کهن تا جنگ دوم جهانی و نیز رویدادهای خونین پس از آن این انگیزه و اندیشه را تقویت کرد چگونه می‌توان از تکرار چنان رویدادهای ناگوار پیشگیری کرد. با تلاش‌های صورت‏گرفته در این راستا سبب شد که الگوی جدید و قابل تطبیق شود. بدین جهت می‌توان گفت که «دموکراسی» الگوی نوین و قابل پذیرشی بود که دولت‌ها و ملت‌های جهان‌ از آدرس سازمان ملل متحد، در دهه پایانی قرن بیستم و آغاز سده جدید برای پرهیز از جنگ، خونریزی و استقرار صلح و امنیت بین‌المللی، آن را برسر آن اجماع و توافق کردند تا جهت‌گیری‌های خود را بدان‏سوی متمرکز سازند. در این الگوی نوین، رویکرد غالب بر این بوده است که دموکراسی می‌تواند یکی از پایه‌های اساسی برای تأمین صلح و امنیت پایدار بین‏المللی باشد. به معنای دیگر در این رویکرد ریشه جنگ، ناامنی، استبداد و دیکتاتوری و بروز برخوردهای مختلف در جهان دقیقاً به معنای نبود دموکراسی تعریف گردیده است. به همین جهت نیز بعدها نقض دموکراسی از سوی برخی دولت‌ها در حقیقت نقض صلح دانسته شده و با استناد به مقررات فصل هفتم منشور ملل متحد نسبت به آن برخورد توصیه‏ای و اجرایی صورت گرفته است.

بنابراین با درنظرداشت واقعیت‌های عینی، دموکراسی ضرورت زمان و نیاز شدید جهان امروز دانسته می‌شود که بدون تحقق آن، رسیدن به صلح، رویایی دست‏نیافتنی خواهد بود.

از سوی دیگر، میان صلح و دموکراسی پیوند محکم دو جانبه وجود دارد. هرچند در زمینه تحقق صلح براساس دیدگاه‌های گوناگون و تجارب بسیار، مؤلفه‌های گوناگونی در آن دخیل می‌باشند؛ ولی تردیدی وجود ندارد که ارزش‌های دموکراتیک و نظام‌های دموکراتیک از اولویت‌های مهم در برقراری صلح و پایان بخشیدن به جنگ، خشونت و نابرابری‌های مختلف دانسته می‌شوند. در نتیجه این که میان صلح و دموکراسی رابطه‌ی بسیار تنگاتنگ و تعامل اساسی وجود دارد. زیرا، صلح تنها نبود جنگ نيست؛ بلکه حضور عدالت، قانون، نظم و در نهایت استقرار حکومت مشروع است، که جز از طرق و مجاری دموکراتیک قابل تحقق نیست. برای تحقق چنین امری یعنی برجسته ساختن پیوند میان صلح و دموکراسی، نخستین‏بار در گزارش پطروس غالی دبیرکل سابق سازمان ملل متحد تحت عنوان «دستورکاری برای صلح»  در سال 1992 و سند مکمل آن در سال 1995 مطرح شد. در این سند بین‏المللی، حکومت قانون و استقرار دولت‌های دموکراتیک در کشور‌ها لازمه تحقق صلح در جهان ارزیابی شده است. در ادامه سران دولت‌ها نیز در اعلامیه هزاره (مصوب سازمان ملل در سال 2000) ، اعلام کردند که از هیچ تلاشی برای ترویج دموکراسی و تقویت حکومت قانون فروگذار نخواهند کرد و مصمم‏اند که همه توانایی خود را برای اجرای اصول و شیوه‌های دموکراسی به‏ کار برند.

واقعیت‌های تاریخ معاصر نیز پیوند استوار و تنگاتنگ میان صلح و دموکراسی را تأیید می‌کنند؛ زیرا نظام‌های واقعا دموکراتیک هرگز ترویج‏کننده جنگ و خشونت نبوده‏اند، هم چنین جنگ‌های بین‏المللی و داخلی در دوران معاصر نشان می‌دهند که هیچگاه میان دو نظام و جریان واقعاً دموکراتیک جنگ بوقوع نپیوسته است. به تعبیر دیگر دموکراسی‌های واقعی هرگز در برابرهم صف‏آرایی نکرده و شمشیر از نیام برنکشیده‏اند. در طول تاریخ صلح جهانی و داخلی، معمولاً بخاطر بروز جنگ و خشونت توسط دولت‌ها و نظام‌های غیردموکراتیک به خطر افتاده و نقض گردیده است.

سخن آخر این‌که صلح جهانی و داخلی به عنوان یک آرمان والای انسانی و خواست مداوم جامعه بشری هنگامی تحقق خواهد یافت و ماندگار خواهد بود که نظام‌های سیاسی و دولت‌ها خود را متعهد به اصول و ارزش‌های دموکراتیک بدانند؛ به تعبیر دقیق تر جامعه و نظام‌های سیاسی دموکراتیزه شوند. نظام‌های سیاسی نیز هنگامی دموکراتیزه خواهند شد که معطوف به اراده مردم بوده و ناظر به سیاست‌ها ‌و روش‌های دموکراتیک و رعایت ارزش‌های حقوق بشری، با شهروندانش باشند.

مدیر مسئول


بازنشر این مطلب