زندگی بهتر

معصومه حسینی

گلماه حیدری

 

راهنمای کلی تربیت کودک

تربیت کودک کار سختی است و برای آن روش‌های مختلفی وجود دارد. تنوع این روش‌ها با توجه به تفاوت کودکان معنی می‌یابد. بهطور کلی نمی‌توان برای تربیت یک راه مشخص پشنهاد کرد. بهتر است والدین با مسایل تربیتی آشنا باشند اما برای تربیت فرزند خود به دنبال روش‌ها و راهحل‌های جدیدی باشند که متناسب با شخصیت فرزند شان باشد و در شرایط زندگی آن‌ها بتواند کودک را در مسیر بهتری قرار بدهد. به طور کلی توجه به روش‌های زیر می‌تواند برای والدین مفید باشد:

1. مراقب باشید: اگر فرزندتان متوجه نمی‌شود که شما بزرگترید تا باور رعایت شما را داشته باشد، ممکن است همیشه با مشکل مواجه شوید. در این وضعیت باید مراقب باشید و کم کم این مسأله را به کودک بفهمانید و بعد از او توقع داشته باشید تا این مسایل را بفهمد. مراقبت و تلاش برای آگاه کردن فرزندان موجب تقویت روابط والدین با کودکان می‌شود.

2. بگویید، نپرسید: یکی از اشتباهات رایج والدین این است که به جای گفتن، می‌پرسند. شکل بیان کلمات شما به فرزندانتان می‌فهماند که در خواست شما انتخابی است یا اجباری. پس از حالا تمام عبارات سست را از خودتان دور کنید. وقتی از فرزندان تان می‌خواهید کاری را انجام بدهند یا ندهند از جمله ای واضح و مشخص استفاده کنید که هیچگونه ابهامی نداشته باشد.

3. وقتی چیزی می‌گویید منظورتان دقیقاً همان باشد: بعضی از والدین عادت دارند که بدون توجه به رفتار کودک چیزی را مرتب در بیخ گوش او تکرار کنند، این مسأله به کودک نشان می‌دهد که مسأله مورد نظر برای والدین خیلی اهمیت ندارد که در مرحله اول انجام شود. روش تربیتی صحیح حکم می‌کند که آنچه به کودک گفته می‌شود باید از همان اول برای والدین مهم باشد. مثلاً اگر به کودک می‌گویید به داخل اتاق بیاید، اما او نمی‌آید، باید بروید دست او را بگیرید و به داخل بیاورید تا او درک کند که حرف شما همیشه جدی است. به این صورت با تکرار این روش کودک با آن شرطی می‌شود و در مرور زمان به آن عادت کرده و بر همان اساس رفتار می‌کند. این نوع کودکان حتی وقتی بزرگ می‌شوند، در مقابل والدین خود مطیعانه عمل می‌کنند زیرا می‌دانند که خواسته والدین دقیقا همان چیزی است که به آن‌ها گفته شده است.

4. مختصر و مفید بگویید: در میان بیشتر والدین نوعی بیماری رایج است که بارز ترین نشانه آن جملات زیادی است که مدام به صورت تک گویی و تکراری خطاب به کودکان گفته می‌شوند بدون اینکه توجه شود که کسی به آن‌ها گوش می‌کند یا نمی‌کند. برای درمان این بیماری در دستورات خود به اصل مسأله توجه کنید، کمتر حرف بزنید و بیشتر عمل کنید. در واقع توجه کنید که کودک حرف کمتری بشنود و بیشتر عمل کند. سخنرانی‌های طولانی و حرف‌های تکراری موجب می‌شود که کودک آن‌ها را بشنود و از گوش دیگرش خارج کند. او کم کم به این وضعیت عادت می‌کند بدون این که تغییری در رفتار خود بدهد.

5. در برابر مقاومت کودک تسلیم نشوید: بسیاری از والدین در برابر فرزند خود از روش‌های درستی استفاده می‌کنند اما با مقاومت کودک، کم کم کنار رفته و روش‌های خود را فراموش می‌کنند. تجربه نشان داده است که کودکان از توانایی زیادی برای ایستادگی در برابر خواسته‌های والدین برخوردارند و می‌توانند در این زمینه انگیزه زیادی داشته باشند اما عکس العمل ضعیف والدین در مقابل آن‌ها می‌تواند فاجعه آمیز باشد.

اوقات زیادی فرا می‌رسد که که تصمیم شما مورد علاقه فرزندتان نیست. وقتی او  لج می‌کند و می‌خواهد مقاومت کند، بدانید که شما تصمیم درستی گرفتهاید. در این وضعیت از او دور شوید تا بفهمد که با مقاومت او از خواسته خود عقب نشینی نخواهید کرد. هدف اصلی شما این نیست که برای فرزندتان شادی کوتاهمدتی به ارمغان آورید، بلکه باید هدف شما تربیت انسان توانا و مسئول باشد و این با برنامه ریزی، آگاهی، خواندن، داشتن اعتماد به نفس، مطالعه و خواندن کتاب‌های مفید و مقاومت در برابر لجبازی‌های کودک ممکن می‌باشد.

6. امکان انتخاب بدهید: استقلالخواهی یکی از خواسته‌های مهم کودکان در مقابل پدر و مادر به شمار می‌رود که والدین در برابر آن یا مقاومت می‌کنند یا تسلیم می‌شوند یا از آن برای تربیت بهتر کودک استفاده می‌کنند. اگر به کودک امکان انتخاب راه درست را بدهیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که روش‌های بهتری را انتخاب کردهایم. این روش زمانی امکان دارد که والدین برای انجام امور مربوط به کودک راه‌های مختلف را پیش پای او قرار بدهند و از اصرار و لجاجت بر انتخاب یک روش دوری کنند. زیرا هدف اصلی در این موارد انجام درست کار و رفتارگرایی کودک است که به هرصورت انجام شود، والدین به هدف خود دست یافتهاند. این روش را با سوال کردن یا انتخاب چند روش برای انجام کار می‌توانیم به کودک پشنهاد کنیم.

7. از قوانین و برنامه‌های منظم استفاده کنید: انجام کارهای خانه، ساعت خواب، مرتب بودن، مکتب رفتن و موارد دیگری که در زندگی وجود دارد اگر دارای قواعد منظمی باشد بهدرستی انجام می‌شود و گرنه والدین مجبورند هرروز گرفتار مشکلات و مسایل کودکان بینظم خود باشند که به دلیل بینظمی والدین دچار مشکل شدهاند. اولین قسمت فقط به چند دقیقه فکر کردن نیاز دارد. باید بتوانید مسایل مهم زندگی را مشخص کنید و کارهایی را که کودک باید مرتب انجام بدهد یادداشت کنید. می‌توانید برنامه‌های کودک را در جدولی بنویسید و در یک جای مناسب در دید او قرار بدهید.

در دومین قسمت این بخش می‌توانید قواعد زندگی، توقعات خود و مسایل دیگر را مشخص کنید و در همان جدول یادداشت کنید. قوانین باید شامل رفتارهای قابل قبول باشد و دو نکته در آن مشخص شده باشد، اولاً چه چیزی مجاز نیست و ممنوع است و دوم چه چیزی خوب و قابل قبول است، یعنی اگر در قوانین خانوادگی ما «فحش دادن» ممنوع باشد بهتر است در کنار آن به بخش دومی هم اشاره شود که «رفتار محبتآمیز و حرف زدن با کلمات مودبانه» خواسته والدین از کودکان است. البته  باید توجه داشت که در اصل باید اول والدین خود نمونه و الگویی کامل این نوع رفتارها باشند تا بتوانند فرزندان خود را بر اساس این نوع روش‌ها و اصول درست تربیتی آموزش بدهند.

8. پایه‌های عشق، اعتماد و احترام را استوار کنید: بسیاری از والدین به گونه ای با فرزندان خود رفتار می‌کنند که حتی با دشمنان خود آنگونه مواجه نمی‌شوند. درست است که هدف نهایی والدین رسیدن بچه‌ها به تربیت عالی و کمال انسانی است اما تمرکز زیاد بر این هدف موجب می‌شود که راه‌های درست رسیدن به آن فراموش شود و والدین با انجام رفتارهای نادرست از هدف نهایی خود منحرف شوند. نگاهی دقیق به رفتارهای خود داشته باشید و آن‌ها را بررسی کرده ببینید آیا پیام اصلی منتقل شده از شما به کودک تان می‌تواند چنین جملهای باشد: «من دوستت دارم، به تو اعتماد دارم و به تو احترام می‌گذارم.» بچه‌هایی که باور دارند بزرگ ترهای شان آن‌ها را دوست دارند، به آن‌ها اعتماد دارند و احترام می‌گذارند، با مسایل زندگی شان به با روش‌های بسیار مناسب تری برخورد می‌کنند. برای رسیدن به این هدف اول از همه بهتر است هر روز کمی از وقت خود را به آن‌ها اختصاص دهید. دوم گوش خود را به آن‌ها بسپارید. نصیحت و حل کردن مشکلات به اندازه گوش کردن ساده به حرف‌های بچه‌ها اهمیت ندارد. سوم هر روز فرزندان خود را تحسین و تشویق کنید و همیشه به دنبال یافتن دلایلی باشید تا نسبت به فرزندتان واکنش مثبت نشان دهید. چهارم، به او بگویید که دوستش دارید. با استفاده از کلام و رفتار به کودک تان بفهمانید که: «دوستت دارم، به تو اعتماد دارم و به تو احترام می‌گذارم.»

9. اول اندیشه، سپس عمل: زمانی که ابتدا کاری را انجام می‌دهید و بعد در بارهاش فکر می‌کنید، بدترین لحظات تربیتی را ایجاد کردهاید. این اوقات هنگامی است که آرامش خود را از دست می‌دهید، همان لحظات وحشتناکی که فریاد می‌زنید، می‌نالید، تهدید می‌کنید و پرخاش می‌کنید. این لحظات برای والدینی که از آمادگی لازم برای تربیت برخوردار نیستند، همیشه ممکن است اتفاق بیفتد. ما به طور مادر زادی نمی‌توانیم بچه تربیت کنیم، باید برای تربیت کردن تلاش کنیم و یاد بگیریم و هرروز به دنبال یافتن راه‌های بهتر و مناسبتری برای تعلیم و تربیت فرزندانمان باشیم. باید بدانیم که هرگاه گرفتار مشکل تربیتی شدیم اگر به ایده‌ها و راهحل‌های مختلفی دسترسی داشته باشیم، پدر یا مادر موفقتری خواهیم بود.

 

نشانه خانواده سالم

سادهترین و طبیعیترین شكل خانواده سالم و خوشبخت این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی مرد و زن را نابود کرده و میان زن و شوهر جدایی بیفكند. در طول تاریخ یکی از اهداف بزرگ عالمان و دانشمندان علوم تربیتی تلاش برای رسیدن به اصول منظمی بوده است که منجر به سلامت خانواده شود. این افراد برای رسیدن به هدف خود اصول و روش‌های زیادی را امتحان کرده و کتاب‌های زیادی تحت عنوان اصول خانواده به رشته تحریر در آوردهاند. این اصول در دنیای علمی نهایت ندارد اما در میان مباحث علمی روش‌ها و نکته‌های سادهای وجود دارد که توجه به آن‌ها باعث می‌شود تا کام زن و شوهر شیرین شده و بتوانند زندگی خوبی را در کنار یگدیگر تجربه کنند. بخش دیگری از بررسی‌های دانشمندان دستیابی به نشانه‌های یک زندگی موفق است تا بتوانند از آن به عنوان یک الگوی کامل در زندگی زوج‌های جوان استفاده کنند. در زیر به نکته‌هایی اشاره می‌شود که وجود آن‌ها در زندگی مشترک نشاندهنده تشکیل پیوند سالم و موفقیتآمیز از سوی زن و مرد است:

1. زن و مرد سعی میکنند هرروز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیكتر شوند.

2. زن و شوهر سعی می‌کنند كاری به مسائل خصوصی و زندگی دیگران نداشته باشند.

3. زن و شوهر سعی می‌کنند در كنار یکدیگر احساس امنیت و آرامش كنند.

4. زن و شوهر در زمان دوری از یگدیگر احساس اضطراب و نگرانی می‌کنند.

5. زن و شوهر در مسایل مختلف با هم اتحاد دارند.

6. زن و شوهر سعی می‌کنند با گفتگو و مشورت به تفاهم برسند.

7. زن و شوهر تلاش می‌کنند اگر سوءتفاهمی در بین آن‌ها به وجود آمد، بدون این كه كسی متوجه شود، آن را در درون خود حل كنند.

8. زن و شوهر سعی می‌کنند با سلیقه‌ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام بگذارند.

9. زن و شوهر به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمیروند.

10. زن و شوهر همیشه نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از یگدیگر شدیداً مراقبت می‌كنند.

11. اگر چنانچه مشكلی  در بین زن و شوهر به وجود آید، سعی می‌کنند آن را با تفاهم با یگدیگر بر طرف کنند.

12. زن و شوهر در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه با یكدیگر بودهاند مرور می‌كنند؛ آن‌ها به دنبال خاطرات تلخ نیستند بلکه دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی كنند.

13. زن و شوهر از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی‌كنند.

14. صرفهجویی و پساندازكردن جزء برنامه‌های اقتصادی خانواده‌های سالم است.

15. افراد خانواده سالم برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می‌كنند.

16. در خانواده سالم هیچكس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی‌بیند. دیكتاتوری، زور و قدرتطلبی در این نوع خانواده‌ها حاكم نیست. دوستی، محبت، صداقت و یکرنگی در این نوع زندگی حرف اول را می‌زند.

17. همه اعضای خانواده سالم در زندگی احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن دارند و خودشان را در زندگی کاملاً خوشبخت می‌دانند.

18. خانواده‌های سالم در طول زندگی در رفتار و گفتار همیشه علاقه، عشق و محبت خود را به یكدیگر ابراز می‌كنند.

19. خانواده‌های خوشبخت تلاش دارند كه بچه‌های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

20. در خانواده‌های سالم هریك از افراد درون خانواده پیوسته به فكر خوشحال كردن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند .

21. در خانواده‌های سالم زن و مرد همیشه در كنار یكدیگر هستند و نه رو در رو و رقیب یكدیگر، بلكه رفیق یگدیگرند و در مقابل همدیگر واكنش منفی از خود نشان نمی‌دهند.

22. در خانواده‌های سالم زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می‌كنند: اول خود بعد دیگران. در این نوع زندگی بر خلاف برخی از خانواده‌های مختل، ادامه زندگی آنها به خاطر بچه‌ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست و بلکه زندگی آن‌ها به خاطر وجود خودشان است.

23. در خانواده سالم زن و شوهر با درخواست‌های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

24. در خانواده‌های سالم زن و شوهر برای فامیل‌ها و همسایه‌های خود اهمیت قائلاند و پذیرای فامیل یكدیگرند. آن‌ها می‌توانند دارای روابط خوب و سالم با دیگران باشند و زمینه ارتباطات صحیح را فراهم کنند.

25. در بین اعضای خانواده سالم جمله‌های همانند «به من چه»،  «به تو چه»، «به من ربطی ندارد»، «به تو ربطی ندارد»، «مشکل توست»، «مشکل من نیست»، «خودت حل کن» و موارد دیگری از این قبیل رد و بدل نمی‌شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و در مقابل یگدیگر احساس مسئولیت می‌كنند.

26. در خانواده‌های سالم تا جایی كه امكان دارد زن و مرد با هماند و در مهمانی‌ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی‌روند. آن‌ها همدلی، همكاری، همفكری و هماهنگی را از جمله عوامل بقای خانواده خوشبخت می‌دانند.

27. در خانواده‌های سالم اگر مشكلی پیش بیاید زن و مرد به راه حل فكر می‌كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی‌گردند. آن‌ها دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشكل می‌زنند و برای عبور از مشکل راه حل منطقی ارائه می‌دهند.

28. در خانواده سالم افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوءاستفاده نمی‌كنند. آن‌ها اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده سالم می‌دانند.

29. در خانواده سالم زن و مرد نسبت به یگدیگر شرم مسموم ندارند، یعنی خواسته‌های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می‌كنند.

30. در خانواده سالم افراد به حقوق یگدیگر احترام گذاشته و برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنند.

31. نگاه افراد خانواده سالم به یگدیگر برخلاف جوامع امروزی که افراد در آن یگدیگر را وسیله و ابزاری برای رسیدن به خواسته‌های مادی خود تلقی می‌کنند، نگاه انسانی است که هدف آن رسیدن به کمال و سعادت در دنیا و آخرت به شمار می‌رود.

 

منابع:

- راهنمای تربیت کودک، الیزابت پنتلی، ترجمه اکرم قیطاسی.

- آموزش رفتار با کودک و نوجوان، ابوالفضل بیرقی ، صدیقه دیلان داغی.

- دانستنیهای زناشویی، محمد مهدی موحدی.آیا تو آن گمشدهام هستی، ترجمه هادی ابراهیمی.1100

- روش کاربردی برای تربیت کودک من، آن باکوس، رفاه دباغ.

- جوان و تشکیل خانواده، استادان طرح جامع آموزش خانواده.


بازنشر این مطلب