زنان و کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان

قسمت اول

حسین رهیاب (بلخی)

 

کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، یکی از مهم‎ترین سندهای بین‎المللی است که تا امروز در ارتباط با مسایل زنان به تصویب رسیده است و کشورهای مختلف جهان آن را تصویب کرده‎اند تا در قوانین خود بر اساس آن عمل کنند. گرچه اعضای سازمان ملل این کنوانسیون را امضاء کرده و متعهد شده‎اند که در کشورهای خود آن را عملی کنند اما در عمل اگر شرایط رفتاری و قوانین کشورهای عضو این کنوانسیون بررسی شود، تضادهای عملی زیادی بین آنچه که تصویب شده و انچه که در کشورهای مختلف عمل می‌شود، وجود دارد. این مسأله عوامل مختلفی دارد. در کشورهای عضو موارد و دلایل گوناگونی برای عدم تطبیق این کنوانسیون دیده می‌شود، اما به نظر می‌رسد به‎طور کلی آنچه که موجب تعارض مسایل کشورها با این کنوانسیون شده، چند عامل خیلی مهم می‌باشد که به ترتیب عبارت است از:

 

1. تضاد قوانین کشورها با کنوانسیون

قوانین بسیاری از کشورهای جهان و خصوصاً کشورهای شرقی و اسلامی، تضاد زیادی با کنوانسیون رفع تبعیض دارد. در قوانین سامی نشان داده شد که ادیان سامی دارای فرهنگ مردانه‎ای است که ناشی از جامعه مردسالار دوران‌های گذشته می‌باشد. این ادیان امروزه در بسیاری از جوامع نقش دارد و جوامع را به شدت کنترل می‌کند. در کشورهای شرقی فرهنگ بودایی، ادیان چینی و هندی نیز مخالف نقش وسیع زنان در جامعه است که مورد تأكيد کنوانسیون رفع تبعیض قرار گرفته است.1

 

2. وجود سنن و آداب ضد زن در جوامع

همانطور که اشاره شد قوانین متضاد با کنوانسیون رفع زنان، یکی از مسایل مهمی است که در کشورهای مختلف مشکل ایجاد کرده است و عامل دیگر وجود آداب و سنن ضد زن در این جوامع است که در پیوند با ادیان موجب شده است تا تطبیق کنوانسیون در بسیاری از کشورها با مشکل مواجه شود.2

 

3. وجود حکومت‌های مردسالار

وجود حکومت‌های مردسالار در برخی از کشورها  از دیگر عوامل مهم عدم امکان تطبیق کنوانسیون در برخی از مناطق جهان است. در مواردی مبانی این نوع حکومت‌ها برگرفته از ادیان سامی یا بودایی است و یا برخاسته از پیوندهای قومی یا قبیله‎ای که به‎طور کلی با پیشرفت تعارض دارد. طبیعی است که انواع حکومت‌ها در جهان امروز نمی‌خواهند با اجرای کنوانسیون دست زنان را در مسایل مختلف باز کنند، اما از طرفی نمی‌توانند خود را از کنوانسیون کنار بکشند و برای ظاهرسازی به کنوانسیون پیوسته‎اند تا مورد سرزنش جهانیان قرار نگیرند.3

 

4. جهل، بی‎سوادی و عقب‎ماندگی

جهل و بی‎سوادی که از جمله عوامل عقب‎ماندگی به حساب می‌آید، موجب شده است تا اجرای کنوانسیون در برخی از کشورها بی‎معنی شود. این نوع کشورها شاید علاقه‎مند به اجرای کنوانسیون باشند اما عقب‎ماندگی موجب شده است که در عمل نتوانند به خواسته‌های خود دست یابند. نمونه روشن این نوع کشورها افغانستان است که علی‎رغم علاقه‎مندی به اجرای برخی از قوانین بین‎المللی، نتواند آن را پیاده کند و همین جهل و نادانی باعث شده است که تلاش حاکمیت برای اجرای کنوانسیون موجب شود که قوانین داخلی کشور خود به مانع بزرگی برای اجرای چنین قوانینی تبدیل شود. این نوع دولت‌ها بهتر است قبل از تلاش برای اجرای کنوانسیون یا قانون حقوق بشر و موارد مشابه، بکوشند تا کشور خود را از جهل و نابسامانی رهایی بخشند.4

 

5. عدم وجود نهادهای مدنی

نهادهای مدنی و خصوصاً نهادهای مربوط به زنان و حقوق بشر می‌توانند نقش زیادی در آگاهی و روشن بخشی زنان و در نهایت دفاع از حقوق زنان داشته باشند. این مراکز با فعالیت‌های آگاهی بخش خود در پیشرفت جوامع سهم زیادی دارند و می‌توانند در میان زنان فعالیت موفقی داشته باشند. عدم وجود این نوع مراکز در برخی از کشورها، خود به عقب‎ماندن زنان و دور ماندن آن‌ها از حقوق طبیعی خود کمک می‌کند. طبیعی است که اجرای کنوانسیون در این نوع کشورها به‎راحتی ممکن نخواهد بود.5

 

کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان

کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان یا کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، یک معاهده بین‌المللی است که در ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و در ۳ سپتامبر ۱۹۸۱ (سی روز پس از تودیع بیستمین سند تصویب یا الحاق) به اجرا درآمد.

از بین اعضای سازمان ملل، تاکنون تنها پنج کشور ایران، سومالی، سودان، سودان جنوبی و تونگا به این کنوانسیون ملحق نشده‌اند. دو کشورایالات متحده آمریکا و پالائو هم کنوانسیون را امضاء کرده ولی هنوز به آن نپیوسته‌اند. از بین کشورهای غیرعضو سازمان ملل هم (واتیکان) به کنوانسیون نپیوسته ولی جمهوری چین (تایوان) به آن پیوسته است. هرچند این کنوانسیون مختص اعضای ملل متحد است و عضویت تایوان غیررسمی است. نائورو و قطر به ترتیب در ۲۳ ژوئن ۲۰۱۱ و ۲۹ آوریل ۲۰۰۹ به این کنوانسیون پیوسته‌اند. دولت فلسطین به عنوان ناظر غیرعضو سازمان ملل آخرین موردی است که در تاریخ ۲ آوریل ۲۰۱۴ به این کنوانسیون پیوست.

این کنوانسیون مهمترین معاهده ملل متحد در مورد تبعیض جنسیتی است و تبعیض جنسیتی را اینگونه تعریف می‌کند:

«قائل شدن به هرگونه تمایز، استثناء یا محدودیت بر مبنای جنسیت... در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و یا هر زمینه دیگر.»

 

کمیته رفع تبعیض علیه زنان

کمیته رفع تبعیض علیه زنان نهادی برای نظارت بر حسن اجرای این معاهده ‌است که به موجب ماده ۱۷ کنوانسیون تأسیس شده و دارای ۲۳ عضو است. وظیفه اصلی این کمیته بررسی گزارش‌های رسیده از کشورهای عضو کنوانسیون و در ارائه پیشنهادها یا توصیه‌های کلی بر اساس بررسی گزارش‌هاست. گزارش به کمیته باید یک سال پس از تصویب یا الحاق و پس از آن هر چهار سال یک‌بار و یا هرگاه که کمیته بخواهد صورت پذیرد.

 

پروتکل اختیاری

پروتکل اختیاری کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان یک قرارداد جنبی کنوانسیون است که دولت‌های عضو آن صلاحیت را در رسیدگی به شکایات اشخاص می‌پذیرند. این پروتکل در اکتبر ۱۹۹۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و از دسامبر ۲۰۰۰ به اجرا درآمد و تاکنون ۱۰۵ کشور به آن پیوسته یا آن را امضاء کرده‌اند.6

 

نگاه کلی به مواد کنوانسیون رفع تبعیض

کنوانسیون رفع تبعیض دارای یک مقدمه، چهار بخش و 16 ماده است و هر ماده دارای تبصره‌های متعددی است که به تشریح مسایل درونی ماده می‌پردازد. مقدمه کنوانسیون به گونه ای بیانگر مواد اصلی است که در توجیه و تبیین آن نوشته شده است. اولین بخش کنوانسیون آغازگر برنامه‌های پیشنهادی در جهت روندی است که می‌توان آن را «انسانسازی» محیط اجتماع تلقی کرد. در این بخش و 6 ماده آن به صورت مبسوط به مسایلی اشاره شده است که اگر مورد توجه قرار گیرد می‌تواند زندگی زنان را تغییر داده و جامعه را «انسانی» کند. مادههای 7، 8 و 9 در بخش دوم به حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زنان اشاره کرده و از اعضاء خواسته است با تمام توان خود برای برخوردار شدن آنان از این مزایا تلاش کنند.

ماده 10 این کنوانسیون تحصیلات زنان را پی گرفته و به دولت‌ها برای ایجاد تسهیلات مناسب برای ادامه تحصیل زنان تأكيد می‌کند. اشتغال زنان یکی از مسایل مهم این کنوانسیون است که در ماده‌های 11، 12 و 13 به آن اشاره شده و در تبصره‌های گوناگون آن راهکارهای عملی برای آن پشنهاد شده است. ماده 14 این کنوانسیون زنان روستایی را مورد توجه قرار داده و به دولت‌های امضاکننده کنوانسیون تأكيد شده است تا به هر وسیله ممکن برای تغییر وضعیت آنان چارهجویی کنند. ماده 15 این کنوانسیون به برابری زن و مرد به عنوان دو انسان که مکمل یگدیگر به حساب می‌آیند، تأكيد می‌کند و خواهان رعایت این برابری توسط دولت‌ها در تمام امور سیاسی، فرهنگی و اجتماعی می‌شود. ماده (16) یا آخرین ماده این کنوانسیون به ازدواج به عنوان یکی از مهم ترین مسایل زندگی پرداخته است و در آن مقررات و شرایطی را برای بهبود وضعیت زندگی زناشویی زنان و از جمله جلوگیری از ازدواج اجباری و ازدواج اطفال پیشبینی کرده است.7

 

مقدمه پيمان‎نامه رفع هرگونه تبعيض عليه زنان

با اعلام اينكه «منشور ملل متحد» تأييد مجددي است بر اعتقاد به حقوق اساسي انسان، به شأن و ارزش آدمي، و به حقوق مساوي مردان و زنان، با اعلام اينكه «اعلاميه جهاني حقوق بشر» مويد اصل ناپذيرفتني بودن تبعيض و منادي اين نكته است كه همه آدميان از حيث شأن و حقوق آزاد به دنيا مي‌آيندو هركس مجاز است كه ، بيهيچگونه تبعيض و تمايزي، از جمله تمايزهاي مبتني بر جنسيت، از همه حقوق و آزاديهاي مندرج در «اعلاميه» برخوردار شود.

با اعلام اينكه دولت‌هاي طرف قراردادهاي بينالمللي مربوط به حقوق بشر متعهدند كه حق مساوي مردان و زنان براي برخورداري از همه حقوق اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني و سياسي را تأمين كنند.

با درنظرداشتن اين كه پيمان نامه‌هاي بينالمللي زير نظارت سازمان ملل متحد و سازمان‌هاي تخصصي مدافع برابري حقوق مردان و زنان منعقد شدهاند. نيز با توجه به قطعنامه‌ها، اعلاميه‌ها و پيشنهادهايي كه از جانب ملل متحد و سازمان‌هاي تخصصي مدافع برابري حقوق مردان و زنان پذيرفته شدهاند. ليكن، با نگراني از كه بهرغم اين ابزارهاي گوناگون هنوز تبعيض گسترده عليه زنان هم‌چنان ادامه دارد.

با يادآوري اين كه تبعيض عليه زنان موجب مي‌گردد كه اصول برابري حقوق و احترام به شأن آدمي زير پا نهاده شود، در راه مشاركت زنان- با شرايط مساوي با مردان- در زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كشورهاي شأن سدي به وجود آيد، پيشرفت رونق و رفاه جامعه و خانواده به مانع برخورد كند، و شكوفايي كامل نيروهاي بالقوه زنان در خدمت به انسانيت دشوارتر شود، با نگراني از اين كه زنان، در شرايط فقر، كمترين ميزان دسترسي به خوراك، بهداشت، تعليم و تربيت، كارورزي و فرصت‌هاي مربوط به اشتغال به كار و نيازمندي‌هاي ديگر را دارند، با اعتقاد به اينكه برقراري نظام اقتصادي جديد بينالمللي- مبتني بر انصاف و عدالت- نقش مهمي در جهت تحقق هرچه بيشتر برابري ميان مردان و زنان ايفا خواهد كرد.

با تأكيد بر اينكه ريشهكن شدن جدايي نژادي و از بين رفتن همه شكل‌هاي نژادپرستي، تبعيض نژادي، استعمار، استعمار نو، تجاوزگري، اشغال خاك از طرف قدرت‌هاي خارجي و سلطه و مداخله در امور داخلي كشورها لازمه برخورداري از حقوق مردان و زنان است.

با تأييد اينكه تقويت صلح و امنيت بينالمللي، آرامشدن تنش‌هاي بينالمللي، همكاري متقابل ميان همه دولت‌ها صرف نظر از نظام‌هاي اجتماعي و اقتصادي آن‌ها، خلع سلاح هستهاي زير نظارت دقيق و مؤثر بينالمللي، تأييد اصول عدالت، برابري،‌ و رعايت نفع متقابل در روابط ميان كشورها، واقعيت يافتن حق ملت‌هاي زير سلطه استعماري و بيگانه براي خودمختاري و استقلال، و نيز احترام به حاكميت ملي و تماميت ارضي، موجب پيشرفت و توسعه ملي خواهد شد و در نتيجه به تحقق برابري كامل ميان مردان و زنان كمك خواهد كرد.

با اعتقاد به اينكه پيشرفت كامل و همه جانبه هر كشور، بهزيستي جهان، و آرمان صلح مستلزم بيشترين حد مشاركت زنان در شرايط مساوي با مردان در همه عرصه‌هاست.

با درنظرداشتن اينكه خدمت عظيم زنان به بهزيستي خانواده و پيشرفت جامعه، كه تاكنون به نحو كامل به رسميت شناخته نشده است، اهميت اجتماعي مادر شدن و نقش والدين در خانواده و در پرورش كودكان و آگاهي به اينكه نقش زنان در توليد مثل نبايد پايه اي براي تبعيض باشد بلكه پرورش كودكان مستلزم تقسيم مسئوليت ميان مردان و زنان و جامعه بهطور كلي است.

با آگاهي از اينكه هر تغييري در نقش سنتي مردان  و نيز نقش زنان در جامعه و در خانواده لازمه تحقق مساوات كامل ميان مردان و زنان است. و مصمم به اجراي اصولي كه در « اعلاميه رفع تبعيض عليه زنان» مطرح گرديده است و به همين منظور ، اتخاذ ضوابط مورد نياز براي محو چنين تبعيضي در همه شكل‌ها و جلوه‌هاي آن.8

 

بررسی مقدمه پیماننامه کنوانسیون

بررسی این مقدمه که بهگونهای بیانگر اهداف کنوانسیون رفع تبعیض است، نشان می‌دهد که متن کنوانسیون در کلیت با قوانین کشورهای مختلف و خصوصاً ادیان آسمانی و زمینی تفاوت زیادی دارد. ادیان آسمانی در ارتباط با مسایل مختلف، قوانین مشخص و مدونی دارند و مسایل مرتبط با زنان نیز به عنوان یک مورد مهم از چشم این ادیان دور نمانده است. چگونگی خلقت زنان یکی از مسایل بسیار مهمی است که ریشه بسیاری از اختلافات به شمار می‌رود و نگاه ادیان به این قضیه اهمیت زیادی در قوانین دینی دارد. خلقت زنان در کتاب‌های دینی از بحث‌های مهم اجتماعی، فرهنگی به شمار می‌رود و همیشه سوال‌های زیادی در ارتباط با چگونگی خلقت زنان مطرح بوده است. خلقت مستقل زنان و یا وابستگی خلقت آن‌ها به مردانکی از سوال‌های اساسی و بسیار مهم است که در کتاب‌های دینی به صورت‌های مختلفی مطرح شده است. جواب این سوال در کتاب‌های دینی نقش زیادی در شکل‎گیری قضاوت و نگاه جوامع و خصوصا دیدگاه مردان به زنان دارد. برای نمونه::

1. آفرینش بخش مهمی از «تورات» را تشکیل می‌دهد که در آن زن به عنوان انسان دست دوم مطرح شده است. بر اساس آیات این کتاب خداوند زن را آفرید تا مرد تنها نباشد:

«و خداوند خدا گفت خوب نیست که آدم تنها باشد پس برایش معاونی موافق وی بسازم. و خداوند خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دنده‎هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد. و خداوند خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بنا کرد و ویرا بنزد آدم آورد. و آدم گفت همانا این است استخوانی از استخوان‎هایم و گوشتی از گوشتم از این سبب نساء نامیده می‎شود زیرا که از انسان گرفته شد. از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود. و آدم و زنش هردو برهنه بودند و خجالت نداشتند.»9

2. بر اساس روایات تورات که در تمام کتاب‌های سامی مشترک است، این زن بوده که فریب خورده و مرد را به خوردن میوه ممنوعه تشویق کرده است:

«و مار از همه حیوانات صحرا که خداوند خدا ساخته بود هوشیارتر بود و به زن گفت آیا خدا حقیقتاً گفته است که از همه درختان باغ نخورید. زن به مار گفت از میوه درختان باغ می‌خوریم. لیکن از میوه درختی‌که در وسط باغ است خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس نکنید مبادا بمیرید. مار به زن گفت هرآینه نخواهید مرد. بلکه خدا می‌داند در روزی که از آن بخورید چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید شد. و چون زن دید آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر خوش‎نما و درختی دلپذیر دانش افزا پس از میوه‎اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد.»10

3. وابستگی زنان به مردان بر اساس کتاب‌های دینی ریشه در خلقت آن‌ها دارد که در تمام آن‌ها مرد اساس است و زن یک موجود طفیلی و کاملاً وابسته:

«اما می‌خواهم شما بدانید که سر هرمرد مسیح است و سر زن مرد و سر مسیح خدا. هرمردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سرخود را رسوا می‌نماید. اما هرزنی که سر برهنه دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می‌سازد زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی‌پوشد موی را نیز ببرد و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است باید بپوشد. زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خدا است اما زن جلال مرد است. زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است. و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده بلکه زن برای مرد. از این جهت زن می‌باید عزتی بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان. لیکن زن از مرد جدا نیست و مرد هم جدا از زن نیست در خداوند. زیرا چنان که زن از مرد است هم‎چنین مرد نیز بوسیله زن لیکن همه‎چیز از خدا. در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند. آیا خود طبیعت شما را نمی‌آموزد که اگر مرد موی دراز دارد او را عار می‌باشد. و اگر زن موی دراز دارد او را فخر است زیرا که موی به جهت پرده بدو داده شد.»11

4. قرآن کتاب مقدس مسلمانان نیز در این زمینه اشاره‌های دارد، برای نمونه  اولین آیه سوره نساء تقریباً به این سوال جواب می‌دهد. بر اساس این آیه خداوند تمام آدم‌ها را از «نفس واحده» آفریده است و زن را نیز از همان «نفس». مفهومش این است که زن خلقت مستقل ندارد و خداوند حوا را از آدم آفریده است. در سوره اعراف نیز همین مطلب تصریح شده است:

يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقيباً. اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از «نفس واحدى» آفريد و جفتش را [نيز ] از او آفريد، و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد؛ و از خدايى كه به [نامِ‏] او از همديگر درخواست مى‏كنيد پروا نماييد؛ و زنهار از خويشاوندان مَبُريد، كه خدا همواره بر شما نگهبان است12.

هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلاً خَفيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرينَ. اوست آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد، و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد. پس چون [آدم‏] با او [حوا] درآميخت باردار شد، بارى سبك. و [چندى‏] با آن [بار سبك‏] گذرانيد، و چون سنگين‏بار شد، خدا، پروردگار خود را خواندند كه اگر به ما [فرزندى‏] شايسته عطا كنى قطعاً از سپاسگزاران خواهيم بود.13

5. در آیین بودایی چون تمام ادیان و مذاهب انسانی، نگاه بدبینانه‎ای به زنان وجود دارد. بر این اساس اگرچه زن موجودي است با ظاهر فرشتگان، اما در اعماق عميق قلبش روح شيطاني و دام خطرناك شیطان نهفته و گسترده است. این نگاه بد بینانه موجب شده تا بودا از زنان دوری کرده و تا مدت‌های مدید، دین او یک دین مردانه باشد. او البته این حقیقت را منکر نبوده و خود به آن اعتراف داشته است. بودا البته فریب کار و ریاکار نبوده و در این زمینه همان چیزی را که قلبا اعتقاد داشته است، بر زبان آورده است. زماني كه آناندا يكي از گرامي‌ترين پيروان بودا سؤال مي‌كند كه چرا زنان از آیین بودایی محروم باشند؟ بودا اين طور جواب مي‌دهد: «از زن به‎كلي بر حذر باش اي آناندا! زنان شرورند، زنان حسودند، زنان بخيل و پستند، زنان از خرد و انديشه به دورند.» وقتي آناندا مي‌پرسد كه اگر به حكم ضرورت با زني مواجه شدم چگونه رفتار کنم؟ بودا پاسخ مي‌دهد: «كاملاً بيدار باش، اگر پيرند با آنان چون مادرت سلوك كن و اگر جوانند آن‌ها را خواهرت بدان!» او در ادامه درک خود را از زنان بر زبان می آورد و خطاب به آناندا می گوید:«زنان چون تمساح و نهنگ سهم‌گين و خون‌آشام اند كه در رود زندگي مي‌نشينند تا شناوري را صيد و طمعه‌ي خويش سازند.» 14

همانطور که در نمونه‌های بالا دیدیم، ادیان بهطور کلی آفرینش زنان را وابسته به مردان می‌داند و از همین موارد به دست می‌آید که تضاد زیادی بین کنوانسیون منع تبعیض و نظرات ادیان مختلف وجود دارد که این تضادها موجب بروز دو مشکل اساسی در جوامع مختلف شده است:

1. دریافت پیروان ادیان الهی، از تصورات و باورهای کتابهای دینی آن‌ها باعث شده است که نوعی بدبینی شدیدی در این جوامع مختلف نسبت به زنان ایجاد شود. طبیعی است که ایجاد این بدبینی همانگونه که در مرور زمان پیدا شده است، بهراحتی رفع نشده و از بین نخواهد رفت.

2. دریافت‌های مختلف از ادیان باعث شده است که امکان اجرای کنوانسیون رفع تبعیض در بسیاری از جوامع وجود نداشته باشد و حتی برخی از کشورها از امضاء آن دوری کنند و امضاء بسیاری نیز صوری باشد. به همین دلایل تلاش‌های مشترک سازمان‌های بینالمللی و برخی از دولت‌ها هم در طول سالیان گذشته نتوانسته است زمینه اجرایی شدن کنوانسیون رفع تبعیض را فراهم کند.

 

منابع:

1. رید، ایولین – آزادی زنان – افشنگ محمودی – اول – تهران – گل آذین – 1380 – ص82 .رضی، هاشم – دانشنامه ایران باستان ج اول.

2. میشل، اندره – جنبش اجتماعی زنان – ترجمه هما زنجانی زاده – مشهد – نیکا – 1372 – ص 29.

3. سازمان بهداشت جهانی – خشونت علیه زنان – ترجمه رفیعی فر و پارسی نیا – اول – تهران – تندیس – 1380. همچنین ن. ک: 4. اسلون فیدر، شرلی – بار سنگین زنان شاغل، ترجمه مینا اعظامی، اول، تهران، البرز، 1377.

5. کریمی، فرشته – زن در طول تاریخ – اول – شیراز – نوید – 1385.

6. عبادزاده کرمانی، محمد – سیمای زنان در آیینه زمان – بی نا – بی تا.

7. کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان، مصوب ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد.

8. همان.

9. سفر پیدایش باب دوم آیه 25 – 18

10. سفر پیدیش باب سوم آیه 17 – 1

11. رساله اول پولس بقرنتیان11/ 15 – 3.

12. نساء 1

13. اعراف189

14. اديان و مذاهب جهان، محمدصادق نبي‌حسيني، ص ۱۱۸۶و۱۱۸۷


بازنشر این مطلب