عنصرمادی جرم در حقوق جزای افغانستان

حسن‏یار قاضی‏زاده

 

چکیده:

هرجرم دارای سه‏عنصر است و وجود سه‏عنصر در هرجرم لازم و ضروری است. آن سه‏عنصری که در هرجرم ضروری است عبارت‏اند از: عنصر قانونی­، عنصر مادی و عنصر معنوی. در پایان‏نامه حاضر فقط بحث و بررسی روی عنصر مادی جرم با گرایش حقوق جزای افغانستان مورد بررسی و بحث قرار گرفته است.

عنصر مادی جرم یعنی تحقق عینی و خارجی جرم است که با انجام عنصر مادی جرم نظم اجتماعی مختل می­گردد. عنصر مادی جرم تحقق نمی­یابد مگر این که با شیوه­های گوناگون مانند فعل، ترک فعل، فعل ناشی از ترک فعل، داشتن و نگهداری، گفتار مجرمانه و شرایط و اوضاع و احوال. همچنان عنصر مادی جرم برای تحقق خود به مراحل نیاز دارد که آن مراحل عبارت است از نیت و فکر مجرمانه، تهیه وسایل و ابزار مقدماتی، شروع به جرم و انجام جرم به صورت تام و کامل. دخالت مجرمین در ارتکاب عنصر مادی جرم نیز گوناگون است، بعضی مجرمین با انجام عملیات اجرای جرم به حیث فاعل و مباشر نقش دارد و بعضی از مجرمین بدون این که دخالت در عملیات اجرای جرم کند، به حیث شریک و معاون در جرم نقش داشته باشند. در باره جرم می­توان گفت که جرم همان فعل یا ترک فعلِ که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است می­باشند.

واژگان کلیدی:جرم، عنصر مادی ­جرم، فعل و ترک فعل، رابطه سببیت.

 

مقدمه:

جرم یک پدیده زشتی است که در هر جامعه وجود دارد و نظم عمومی هر جامعه را مختل می کند وهر جرم متشکل از سه عنصر می باشند که عبارت است از عنصر قانونی جرم، عنصر مادی وعنصر روانی جرم که این هرسه عنصر باید در یک جرم به طور همزمان وجود داشته باشند تا جرم در جامعه،تحقق یابد. اما عنصر مادی جرم که همان تحقق بیرونی جرم است که در بیرون شکل ونمود خارجی پیدا­می­کند ودارای آثار می­گردد. عنصر مادی جرم نظر به ماده 27 قانون جزای افغانستان عبارت اند از (( ارتکاب یا امتناع از عمل که مخالف قانون است به نحویکه عمل منجربه نتیجهجرمی­گردیده و رابطه سببیت بین عمل ونتیجه وجود داشته باشند.))

عنصر مادی جرم که بخش مهم­هرجرم را تشکیل می­دهند، یعنی در حقیقت تجُسم خارجی، بیرونی ومادی جرم همان عنصر مادی جرم می باشند وپیکر اصلی وملموس جرم در رفتاری که در عالم خارج تحقق می یابد عنصر مادی جرم می­گویند.(1)

برای تحقق عنصر مادی جرم، مراحل وجود دارد که با تحقق آن مراحل عنصر مادی جرم وجود خارجی پیدا می­کند وآثار برآن مترتب می­شود که آن مراحل عبارت اند از نیت وفکر مجرمانه، تهیه مقدمات، شروع به عملِ جرمی وانجام جرم می­باشند.

 

تعریف جرم:

ابتدا لازم است که جرم را از نظر لغوی و بعداً از نظر اصطلاحیتعریف شود.

1- جرم در لغت

جرم در لغت از ماده جَرم-به فتح جیم-اخذ شده که به معنی قطع کردن وبریدن آمده است­وبه معنی هر کسب وکار زشت ومکروه وهمچنان به معنی باعث شدن و وادار کردن بر کار زشت وناپسند نیز اطلاق گردیده است.(2)

2- جرم در اصطلاح

در اصطلاح از جرم تعاریف گوناگون و متعدد صورت گرفته که از دیدگاه­های متعدد جرم را تعریف کرده است که ما در این جا فقط جرم را از دیدگاه حقوق دانان تعریف می کنیم.

تعریف مشخص که همه دانشمندان وعلمای حقوق در مورد جرم به آن اتفاق نظر داشته باشند وجود ندارد وهرکس یک تعریف از جرم ارایه کرده است. به اعتقاد گروهی از حقوقدانان، جرم فعل یا ترک فعل است که از نظر خارجی نظم، صلح وبه آرامش لطمه وارد می­کند وقانون بدین دلیل با مجازات، ضمانت اجرای برای آن فراهم می­سازد.(3)

لذا می­توان گفت که جرم هر آن فعل ویا ترک فعل که باعث هرج ومرج وبی­نظمی در اجتماع گردیده وامنیت داخلی یا خارجی یک کشور را به مخاطره اندازد.از این جهتقانون­گذار هر کشور در قانون جزای خودش برای هر جرم مجازات معین را تعیین کرده است وضمانت اجرای خاص برای آن در نظر گرفته تا اینکه جلو هر نوع بی­نظمی وهنجار شکنی در اجتماع گرفته شود.

 

شیوه­های گوناگون تحقق عنصر مادی جرم:

اصولاًو قاعدتاً هر جرم وقتی پدید می­آید و بوقوع می­پیوندد که عناصر سه گانه جرم در هر جرمی وجود داشته باشند. عنصر مادی تجسم خارجی و مادی جرم است و از این جهت پیکر اصلی وملموس جرم است، رفتاری است که در عالم خارج (عنصر مادی) یا حالت ذهنی خاص (عنصر روانی) ارتکاب می­یابد و چنانچه آن رفتار (فعل، ترک فعل و یا حالت) و آن حالت ذهنی با شرایط و خصوصیات مندرج در قانون منطبق باشد (عنصر قانونی) آن رفتار در ساحه حقوق جزا قرار می­گیرد.(4)

در این موضوعقرار است که شیوه­های گوناگون تحقق عنصر مادی جرم بررسی شود. یعنی اینکه برای تحقق عنصر مادی جرم چه رفتار­ها و حالت­های باید وجود داشته باشد تا اینکه عنصر مادی جرم تحقق یابد که در این فصل به بررسی آن مصادیق به طور مفصل خواهیم پرداخت. مصادیق عنصر مادی جرم عبارت است از فعل، ترک فعل، فعل ناشی از ترک فعل، داشتن و نگهداشتن، شرایط و اوضاع و احوال و گفتار مجرمانه که هر یک را به طور جداگانه بررسی می­کنم.

1-فعل:

فعل آن است که انسان با انجام یک عملی که قانون آنرا منع کرده است مرتکب جرم می­شود که قانون برای آن جرم مجازات تعیین کرده است. مانند اقدام به کُشتن دیگری یا فریب­کاری یا سرقت مال­غیر یا جعل و تزویر و...اعمال هستند که با رفتار ایجابی و تأثیر فعال عامل محقق می­شود. (6)یعنی فعل با رفتار و عمل مثبت شخص انجام می­شود. مثلاً اقدام به قتل شخص یک عملِجرمی است باید مرتکب باعملِ ایجابی ومثبت خود آنرا، انجام دهد و فرد را به قتل برساند تا اینکه جرم قتل تحقق پیدا کند. قانون جزای افغانستان از فعل به ارتکاب تعبیر کرده است در ماده 27 بیان می­کند که عنصر مادی جرم عبارت است از ارتکاب از عمل که مخالف قانون است. یعنی عمل را که قانون نهی کرده است، ومجرم با انجام آن عملِ خلاف قانون که نظم اجتماع را مختل می­کند، مرتکب تحقق جرم می­شود که این جرم، تنها با عمل ایجابی و مثبت انجام می­شود. یعنی فاعل جرم، کاری انجام دهند و از خود رفتار بروز دهد که تا آن عمل جرمی محقق شود. مثلاً فرد زمان سارق گفته می­شود که مال­غیر را برباید و عمل ربایش یک عمل مثبت است که با فعل مجرم که همان عمل مثبت باشد انجام شده باشد.

2-ترک فعل:

ترک فعل یعنی اینکه شخص، مأموربه انجام دادن عمل معین ازطرف قانون باشند. اگرازانجام آن عمل عمداً امتناع ورزد، مجازات درقِبال دارد.یعنی شخص ازعمل که قانون انجام آن عمل راازاوخواسته خودداری کندوبه محض خودداری ازعمل معین شده توسط قانون،مجازات می­شودکه این خودداری ازعمل راترک فعل می­گویند.قانون جزای افغانستان ازترک فعل به امتناع ازعمل مخالف قانون درماده 27تعبیرکرده است. این ماده درتعبییر امتناع ازعمل مخالف، دچاراشکال است، چون امتناع کردن یعنی انجام ندادن عملیکه مخالف قانون است و این کار جرم نیست بلکه کارخوبوپسندیده است. از این جهتتعبیرترک فعل به عبارت امتناع ازعمل مخالف قانون یک تعبیراشتباه است، بایداین طورمی­بودکه امتناع ازعملی­که قانون انجام آن عمل را خواسته است. به تعبیر دیگر امتناعی­که قانون مخالف آن عمل امتناع است،یعنی قانون انجام آن عمل رامی­خواهندنه امتناع آنراپس این ماده قانون بایداصلاح شودوتعبیردرست را بایداستفاده کند.امابه نظرمی­رسند هدف قانون­گذارهمان امتناعِ که قانون انجام آنراحتمی دانسته ودرصورت خودداری ازانجام آن عمل شخص مرتکب جرم می­شودبوده است.

 3-فعل ناشی ازترک فعل

نتیجه­ای که عموماً ازیک کُنش ایجابی(فعل) حاصل می­شود، ممکن است با ترک فعل نیز واقع گردد. برای مثال قتل یا جراحاتی که با شلیک گلوله و یا ضربات چاقو ارتکاب می­یابد، ممکن است نتیجه غفلت و یا بی­مبالاتی فاعل باشد.(7)

بدیهی است­ درصورت­که جامعه بخواهد همبستگی بیشتری میان افراد پدید آورد ومشوّق همکاری و تعاون جمعی باشند، می­تواند آن اعمال را در قالب مواد قوانین جزای، به صورت وظایف معین پیش­بینی کند، در این صورت جامعه به نتایج مثبت همکاری و جلوگیری از بی­قیدی وعدم توجه افراد نسبت به منافع و خواست­های سایر انسان­ها ناییل می­شود بدون آنکه زیان پذیرش قیاس در مسایل جزای را تحمل کرده باشند.(8)مثلاً مردی نابینای درحال رفتن بالای چاه است وفردباوجودیکه می­دانداگربامردنابیناکمک وهمکاری نکندبین چاه می­افتدوازبین می­رود در صورت که فرد قدرت وتوانای همکاری کردن رانیزدارد.اماازکمک کردن وراهنمای کردن آن مردنابینا،امتناع می­ورزد.بالآخره مردنابیناداخل چاه می­افتدو به قتل می­رسند دراینجافعل، که همان قتل مردنابیناباشدتوسط ترک فعلِ شخص دیگری که ازکمک کردن امتناع کرده صورت گرفته است.یااینکه مثلاً شخصی درحال غرق شدن است دیگری ازپهلوی حوض آب رد می­شود، باوجود اینکه توانای نجات آدمِ درحال غرق شدن را دارد، اماعمداً ازنجات دادن او امتناع می­کند. این ترک فعل شخص باعث قتل آدم دیگری قرارمی­گیرد که همان فعل باشند. در جرم فعل ناشی ازترک فعل، بحث دراین است که آیاکسی که مرتکب عمل ترک فعل شده وبه اثرهمین ترک فعل عمل جرمی واقع شده آیامی­توان شخصیکه مرتکب ترک فعل شده به حیث مجرم فعل اصلی شناخت یانه؟دراین صورت بین حقوقدانان نظریه­های متعدد وجود دارد.بعضی­هابراین باوراند کهشخصی­که مرتکب ترک فعل شده اگر قانوناً وتعهداً مسئول نگهداری ازدیگری نباشند. دراین صورتهیچ نوع مسؤلیتی درباره اقدام برای جلوگیری از وقوع حادثه مجرمانه نداشته است. مانند اینکه کسی در حوض آب شنا مشاهده می­کند که یک نفر درحال غرق شدن است وبا وجود توانای برای نجات او، هیچ گونه اقدامات انجام ندهند ودرنتیجه این خودداری از کمک یک نفرکُشته شود. دراین صورت اگرچه فرد اهمال کننده ازنظر اخلاقی ومذهبی قابل سرزنش است ولی مسؤلیت وقوع این حادثه متوجه اونیست،قانوناً نمی­توان اورا تحت تعقیب قرارداد. (9) اما اگر قانوناً و قرار­داداً مسئول نگهداری ازدیگری بوده ودراثرترک این وظیفه، واقعه مجرمانه به وقوع پیوسته باشند. مانند اینکه مربّی حوض آب شنا به دلیل مراقبت نکردن از افراد نوآموز،موجب غرق شدن یکی از آن­هاشود. یاکسی که وظیفه مراقبت از کودک به عهده او است، دراثر ترک وظیفه خود موجب فوت او گردد. دراین صورت شخصِ خودداری کننده به عنوان سبب قابل تعقیب است.(10) دراین صورت ترک فعل او که سبب بروز نتیجه جرمی به دیگری شده مسئول است و باید مجازات شود چون عمل خلاف قانون را انجام داده است. یاعمل که به انجام آن قرار­داداً متعهد بوده و از انجام آن خودداری کرده، لذا باید مجازات شود. اما بعضی­هاچنین استدلال می­کند،فردیکه مرتکب ترک فعل شده واز اثر ترک فعل او عمل جرمی، صورت گرفته چه قانوناً مسئول نگهداری ازآن شخص بوده یانبوده بایدمجازات شود. اگرمجازات نشود حس تعاون وهمکاری درجامعه ازبین می­رود وافراد ازکمک کردن به مستمندان وضعیفان شانه خالی می­کند و زیر بار کمک کردن به آنها نمی­رود.

4-داشتن ونگهداری:

چهارمین مورد ازمصادیق عنصرمادی جرم،داشتن ونگهداری است؛ منظور از داشتن این است که شخص شیئی ممنوعه رادراختیار خود داشته ویا عالماً در اختیار افراد تحت سرپرستی خود گذارده باشد.(11)قانون داشتن ونگهداری اشیای ممنوعه رانزداشخاص عادی ممنوع قرارداده است.مثلاً داشتن اسلحه که خودِ نفس داشتن اسلحه جرم است وهمچنان نگهداری اشیای ممنوعه مانندنگهداری موادمخدرازهرنوع که باشندیانگهداری شراب و...این موارد­های است که صرف داشتن ونگهداری آن جرم است چه ازآن اشیادرراه­های غیرقانونی کاربگیردیانگیردآن مهم نیست، فقط نفس داشتن اشیای ممنوعه درتحقق عنوان مجرمانه کافی است وفرددارنده اشیای ممنوعه به جرم داشتن ونگهداری اشیای ممنوعه قابل مجازات است.

5-قول و گفتار مجرمانه:

پنجمین مورد از مصادیق عنصرمادی جرم، قول وسخن مجرمانه است، توهین به افراد از قبیل فحاشی واستعمال الفاظ رکیک.(12)گفتار مجرمانه همان قول وسخن مجرمانه است. مثلاً توهین کردن به دیگری یا افترا و دروغ بستن به دیگری، فحاشی کردن ودشنام دادن به کسی،این­ها از موارد گفتار مجرمانه است که باقول وسخنِ شخص مرتکب تحقق پیدا می­کند.

قانون جزای افغانستان در ماده 441 دشنام که یکی از مصادیق، قول وگفتار مجرمانه است چنین بیان داشته: ((دشنام عبارت است از نسبت دادن چیزی به غیر که به اثر آن اعتبار یا حیثیت شخص جریحه دار گردد، گرچه متضمن استناد به یک واقعه معینه نباشند.)) در ماده 442 و 443 مجازات شخصی دشنام دهنده را بیان کرده است که دشنام دادن به وسایل علنی را مرتکبش را به حبس قصیر که از سه ماه کمتر نباشد محکوم کرده و دشنام به وسایل غیر علنی را مرتکبش را به حبس قصیر که از سه ماه کمتر و از شش ماه بیشتر نباشد محکوم کرده است.

 

 وجودرابطه سببیت:

در تمام جرایم عمدی که تحقق نتیجه شرط آن جرایم است ضرورت دارد که میان فعل یاترک فعل مرتکب و نتیجه­ای که در عالم واقع حادث شده است ملازمه ورابطه علت و معلولی برقرار باشد. بنابراین درجرایم مطلق که صرف نظر از حصول یا عدم حصول نتیجه مورد منع قانونی قرار گرفته اند احراز رابطه سببیت ضروری نیست. (13)

رابطه سببیت آن است که بین عمل جرمی ونتیجه مجرمانه یک رابطه وجودداشته باشند و نتیجه مجرمانه ازفعل خاص فاعل نشأت گرفته باشند. یعنی بین یک عمل ویک نتیجه مجرمانه رابطه موجودباشند. مثلاً اینکه ازاثرسُرفه کردن یک نفردیگری فوت کند،نمی­توان جرم رابه شخص سُرفه کننده نسبت داد؛ بخاطریکه رابطه سببیت بین عمل جرمی ونتیجه مجرمانه وجودندارد. مثلاً اگرشخصی بالای دیگری بامرمی فیرکندوآن شخص ازاثرفیرمرمی به قتل برسند. دراین صورت رابطه سببیت بین عمل جرمی ونتیجه مجرمانه که همان قتل شخص دیگری باشندوجودداردومی­شودعمل قتل رابه طورمستقیم به فاعل آن نسبت دادوفاعل رامجازات کرد.امااگربالای شخصی فیرکندوآن شخص زخمی شودوبعداً به اثرحادثه ترافیکی فوت کنددراین صورت رابطه سببیت بین عمل جرمی اول که همان فیرمرمی باشندونتیجه جرمی که همان فوت شخص باشندوجودندارد.لذانمی­توان عمل فوت رابه شخصی فیرکننده مرمی نسبت داد.قانون جزای افغانستان درماده 27درقسمت پایانی ماده رابطه سببیت رابین عمل جرمی ونتیجه مجرمانه بیان کرده است.((..........به نحوی­که عمل منجربه نتیجه جرمی گردیده ورابطه سببیت بین عمل ونتیجه موجودشده باشد.)) ازاین ماده به آسانی فهمیده می­شودعمل که ازفاعل سرمی­زند بایدمنجربه وقوع ونتیجه یک جرمِ معین گردد.همچنان رابطه سببیت نیزبین عمل فاعل ونتیجه حاصله ازعمل جرمی موجودباشندتااینکه بتوان فاعل جرم رابه ارتکاب آن جرم مجازات کردوعمل جرمی رابه فاعل نسبت داد.اگررابط سببیت بین عمل جرمی ونتیجه مجرمانه وجودنداشته باشندگویاجرم قابلیت انتساب به فاعل یامجرم راندارد. ماننداین است که جرم خودبه خودتحقق پیداکرده، بدون اینکه کدام شخص عامل تحقق جرم شده باشند.درماده 28قانون جزانیزازرابطه سببیت سخن به میان آمده است ((1-شخص ازجرمی که نتیجه عمل جرمی اونباشدمسئول شناخته نمی­شود.2-شخصیکه عمل جرمی اودراحداث نتیجه به اعتباریکی ازاسباب قبلی یاتوأم بافعل ویابعدی سهیم شده باشد،مسئول شناخته می­شودگرچه شخص به مؤثریت عمل جرمی خود دراحداث نتیجه علم نداشته باشند.3-اگرسبب به تنهائی دراحداث نتیجه جرم کافی شمرده شوددراین صورت تنهافاعل ازعمل جرمی خودمسئول شناخته می­شود.))

این مادهنیزبه صراحت ازرابطه سببیت بین عمل جرمی ونتیجه مجرمانه نام برده است. فقره اول این ماده می­گویندشخص ازجرمی که نتیجه عمل جرمی اوباشند،مسئول شناخته می­شودنه اینکه جرم نتیجه عمل جرمی دیگری باشندواین شخص مسئول شناخته شودکه دراین صورت خلاف اصل شخصی بودن مجازات می­شود.لذابایدبین عمل جرمی شخص ونتیجه مجرمانه عمل اورابطه سببیت وجودداشته باشندتااینکه عمل رامنتسب به فردمجرم وفاعل آن عمل کرد.درفقره دوم بیان می­داردکه شخصعمل جرمی اودراحداث وبوجودآوردن نتیجه جرمی مأثرباشند.یعنی شخصِ سبب شودکه عمل جرمی او باعث شده که یک نتیجه مجرمانه تحقق پیداکند،فردمسئول است گرچند آنفرد به مؤثریت عمل جرمی خوددراحداث وبوجودآوردن نتیجه علم نداشته باشد.یعنی اینکه عمل جرمی شخص باعث مؤثریت درعمل جرمی شده اماخودفردبه این مؤثریت وتأثیرعمل جرمی خودآگاه نیست. آگاهی وغیرآگاهی شخص نسبت به عمل خودش دراحداث نتیجه جرمی مهم نیست وشخص، مسئول عمل جرمی خویش است.درفقره سوم نیزبیان می­دارداینکه سبب به تنهای اگردراحداث نتیجه جرمی کافی شمرده شوددراین صورت تنهافاعل مسئول است؛ چون دراینجاتعدداسباب نیست وتنها برای تحقق جرم،عمل جرمی فاعل کافی بوده وجرم راتحقق بخشیده است.

عموماً احرازرابطه سببیت درمواردکه سبب عمل جرمی،یکی باشندکارآسان است.امااگرسبب وعوامل متعدددرارتکاب یک جرم دخالت داشته باشنداحرازرابطه سببیت کارمشکل است. مثلاً فرض کنیدرانندهمینی بوس راکه مسافرین متعددراسوارکرده امابه علت تیزرانییکی ازمسافرین ازدهن دروازه مینی بوس به زمین می­افتدورانندهدیگری باسرعت بالاازپُشت سرمینی بوس ازبالای پای این شخص تیرمی­شودوامبولانس باتأخیرِناشی ازقصور،مجروح رابه شفاخانه می­رساند ودرشفاخانه مریض به خاطربی­احتیاطی واهمال داکتران فوت می­کندکه دراینجااسباب وعوامل متعدد،درفوت شخص دخالت داردکه برای احرازرابطه سببیت چنین مواردمعمولاً نظریات متعددازسوی حقوقدانان ارائه شده است که هریک راجداگانه بررسی می­کنیم.


بازنشر این مطلب