امنیت و توسعه حقوق بشر

حق حیات و داشتن امنیت از زمره حقوق طبیعی و نخستین انسان است. در‌واقع برخورداری از حق حیات و داشتن امنیت؛ اساس برخورداری از سایر حقوق و آزادی‌های اساسی انسان دانسته می‌شود. هم‌چنین می‌توان گفت که بر ‌مفهوم امنیت‌ به‌مثابه شرط بنیادین ‌حیات انسانی‌ در همه‌ جوامع و نیز اسناد ملی، به‌خصوص قانون اساسی کشورها و اسناد بین‌المللی، به صورت بسیار مشخص ‌تأكيد شده است. چنانچه از مجموعه مفاد قانون اساسی هر کشوری،‌ نیز اسناد بین‌‌المللی می‌توان نتیجه گرفت که امنیت وضعیت مطلوبی است که در آن ضمن اطمینان خاطر از عدم تعرض به حقوق و آزادی‌های فردی، زمینه‌هایی بایست فراهم گردد که در شرایط منطقی و عینی، حقوق متعهد‌شده انسانی تأمین شوند و بهبود یابند.

هم‌چنین اندیشمندان ‌‌سیاسی و حقوقی، ‌امنیت‌ را از ستون‌های الزامی ‌پایداری و برقراری هر حکومتی ‌می‌دانند. بدون ‌امنیت‌ هیچ‌یک از ستون‌های دیگر قابلیت برپا شدن را نخواهند داشت. ‌نیز مشروعیت هر حکومتی منوط به انجام این تعهد و تکلیف (برقراری امنیت) است ‌چنانچه هر حکومتی از انجام آن ناتوان باشد، مشروعیت آن نیز فرو خواهد ریخت.

‌به گونه مشخص باید گفت، مفهوم امنیت در ارتباط با ‌انسان‌ و ‌حقوق شهروندی‌ عینیت می‌یابد، و بدین خاطر از دید آگاهان حقوق بشری، ‌امنیت انسانی‌ به امنیتی اطلاق می‌شود که افراد ‌انسانی‌ را در مرکز گفتگوها یا تدابیر امنیتی قرار دهد. احتمالاً به این خاطر سازمان ملل متحد نیز در برنامه‌های توسعه‌‌ حقوق بشری خویش با در‌نظرداشت تجارب و توسعه حقوق انسانی، تلاش ورزیده است ‌با ارائه معیارهایی مشخص، مفهومی شفاف و عینی از اصطلاح ‌امنیت انسانی‌ عرضه کند. برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد با ارزیابی ‌پیشینه توجه به مفهوم ‌امنیت انسانی‌، اینک به مؤلفه‌های گسترده‌ای از ‌امنیت‌ توجه و تأکید دارد: برنامه توسعه سازمان ملل متحد با ملاحظه کاربرد واژه و مفهوم ‌امنیت‌ در امور نظامی، مؤلفه‌‌های دیگری را نیز افزوده است که عبارتند از: امنیت اقتصادی، امنیت غذایی، امنیت بهداشتی، امنیت زیست محیطی، امنیت شخصی، امنیت اجتماعی و امنیت سیاسی. با در‌نظرداشت این برنامه کمیسیون سازمان ملل درباره ‌امنیت انسانی‌، این تعریف از آن ارائه شده است: ‌امنیت انسانی‌ به عنوان حمایت واقعی و محوری از تمام افراد بشر به گونه‌ای که منجر به دستیابی و بهره‌مندی کامل از آزادی‌های بشری شود. بر این اساس در یک تعریف کوتاه می‌توان گفت، ‌امنیت انسانی‌ در واقع همان اطمینان خاطر و احساس ایمنی است که افراد انسانی نسبت به حفظ جان، حیثیت، حقوق مادی و معنوی و بهره‌مندی از حقوق و آزادی‌های اساسی‌شان دارند. در مقابل نقض ‌امنیت انسانی‌ یا ‌نقض حقوق بشر‌ هنگامی اتفاق می‌افتد که دولت یا نهادهای غیردولتی یا برخی از افراد، از آن حقوق اساسی (مدنی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) سوءاستفاده کنند یا آن‌ها را نادیده انگاشته و خود را متعهد به رعایت آن‌ها ندانند.

نکته‌‌ دیگر که به منظور برقراری ‌امنیت‌ باید به آن توجه ‌داشت، وصفی است که حقوقدانان آن را مطرح کرده‌اند. آنان به این نظر‌ند که تحقق امنیت را بایستی در وجه سلبی و ایجابی آن مد نظر داشت. ذهن و افکارعمومی و کارگزاران جامعه معمولاً به صورت یک‌بعدی، به وجه سلبی امنیت یعنی ایجاد مصونیت از خطرها و تهدیدها معطوف و متمرکز است؛ حال آن‌که براساس واقعیت‌ها، افزون بر اعمال جنبه سلبی امنیت، بایستی جنبه ایجابی امنیت را نیز در نظر گرفت. زیرا بسیاری وقت‌ها، نبود تهدیـد بـرای برقراری امنیـت كـافی نیست، بلکه اعمال ایجابی هم باید انجام شود تا امنیت به طور مطمئن برقرار شده و توسط افراد احساس شود. برخورد قاطع با مجرمان، محاکمه و مجازات متجاوزان به حقوق مردم، اصلاح قوانین مجازات به‌خصوص در زمینه معافیت مجرمان و جنایتکاران و... از جمله اعمال ایجابی امنیت محسوب می‌شوند.

بنابراین با در‌نظرداشت شرایط حساس و شکننده کنونی کشور، به‌خصوص در زمینه نبود امنیت همه‌جانبه، که وقوع فاجعه و به سوگ نشستن عزیزان و افول امید به آینده با زندگی روزمره ما عجین شده است، دولت افغانستان و جامعه بین‌المللی بر اساس تعهدات حقوق بشری مسئولیت دارند با تنظیم طرح جامع و واقع‌بینانه، و به‌کار‌بستن اراده قاطع در این راستا بکوشند. تجارب به‌دست‌آمده ثابت کرده است که بدون باورمندی و التزام عملی و صادقانه به ارزش‌های حقوق بشری، مفهوم ‌امنیت‌ پایدار تحقق نخواهد یافت و دامنه بحران برچیده نخواهد شد.

مدیر مسؤول


بازنشر این مطلب