اعلاميهء اسلامي حقوق بشر

مصوب ۱۲محرم ۱۴۱۱قمري

( مطابق با 5 اگست1990 ميلادي و 15 اسد 1369 هجری شمسي)

اجلاس وزراي امورخارجه سازمان كنفرانس اسلامي درقاهره

ا

(يا ايهاالناس اناخلقناكم من ذكر و انثي وجعلناكم شعوباًَو قبائل لتعارفوا وان اكرمكم عندالله اتقاكم) «قرآن کريم»

 دولتهاي عضوسازمان كنفرانس اسلامي با ايمان به الله، پروردگارجهانيان وآفريدگاركاينات وبخشندة نعمتها، خداوندي كه انسان را به بهترين وجه آفريده وبه اوحيثيت داده ووي را خليفهُ خود درزمين گردانيده، خــداوندي كه آباداني واصــلاح زمين را برعهــده بشر گـذارده وامانت (تكاليف الهي) را برگردن او نهاده وآنچه درآسمانها وزمين است همه گي را تحت تصرف وي قرارداده وبا تصديق رسالت محمد (ص) كه خداوند ايشان را براي هدايت با آيين راستين فرستاده و وي را رحمتي براي جهانيان ونجاتبخش برده گان و شکنندة طاغوت ها و مستکبران گردانيده است، پيامبری که برابری را ميان همه بشريت اعلام نموده وهيچ اولويتي براي كسي بر ديگري جز درتقوي قايل نشده و فاصله ها و اكراه را از ميان مردم برچيده، مردمي كه خداوند آنان را از روح واحد آفريده است.

 با درنظرگرفتن عقيده توحيد ناب كه ساختاراسلام برپاية آن استوار شده است، عقيده يي كه بشريت را فرا خواند تا جز خدا كسي را پرستش نكرده وشريكي براي او قايل نشوند و احدي را بعنوان خدا به جاي الله نگيرند، عقيده يي كه پايه راستين آزادي مسوؤلانه بشريت و حيثيت آنان را پي ريزي كرده و رهايي انسان از برده گي را اعلان نموده است.

 براي تحقق آن چيز هايي كه در شريعت جاودان اسلا مي آمده است از آن جمله پاسداري از دين, جان, خرد , ناموس, مال, نسل و ديگر امتيازات چون جامعيت و ميانه روي در كليه مواضع و احكام. اين شريعت معنويات و ماده را با هم در آميخت و عقل و قلب را هما هنگ ساخت و ميان حقوق و وظايف موازنه به وجود آورد و بين حرمت فرد و مصلحت عمومي تلفيقاتي به وجود آورد و معيار هاي قسط را ميان طرفهاي ذيربط برقرار كرد، تا اين كه نه طغياني باشد و نه زياني.

ضمن تأكيد بر نقش تاريخي امت اسلامي در پيشرفت تمدن« آن امتي كه خداوند آنرا بهترين امت برگزيد» تا يك تمدن جهاني همگون را به بشريت تقد يم نما يد. تمدني كه ميتواند دنيا را به آخرت ربط داده و علم و ايمان را بهم بپيوندد. لذا از چنين امتي امروزه انتظار ميرود كه به هدايت بشريت گمراه در امواج رقابت مسلكهاي متضاد قدم نهاده و راه حلهايي براي مشكلات مزمن تمدن مادي ارايه دهد.

به جهت ايفاي سهم خود در تلاشهاي بشري كه مربوط به حقوق بشر است،حقوقي كه هدفش حمايت بشر در مقابل بهره كشي و ظلم بوده وتأكيد بر آزادي و حقوق او درحيات شرافتمندانه‌يي كه با شريعت اسلامي همآهنگ است، با اعتقاد به اينكه بشريتي كه به بالاترين درجات علم مادي رسيده است، پيوسته ودرهرزمان نيازمند تكيه گاهي ايماني جهت پاسداري از تمدن خود و عامل حمايت كننده از حقوق خويش ميباشد، همنوا شود.

 با ايمان به اينكه حقوق اساسي و آزادي هاي عمومي دراسلام جزئی از دين مسلمين است، پس هيچ احدي بطور اصولي حق متوقف كردن كلي يا جزئي يا زيرپا نهادن يا چشم پوشي كردن از احكام الهي و تكليفي كه خداوند از راه كتابهاي خود نازل نموده و خاتم پيغمبرانش را فرستاده و بوسيلة او پايان و اختتامي براي رسالت آسماني به عمل آورده است را ندارد. بنابراين مراعات آنها عبادت است و كوتاهي از آنها يا تجاوز برآنها منكر است و هر انسان بطور منفرد، مسوؤل پاسداري و اجراي آن است وامت به گونة همآهنگ درتضمين (مشترك) درقبال آن مسووليت دارد. بدين جهت، دولت هاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي براين اساس مواد زير را اعلام مي نمايند:

 

ماده يكم:

الف: بشر بطوركلي يك خانواده مي باشد كه بنده گي نسبت به خداوند وفرزندي نسبت به آدم آنها را به هم گرد آورده و همة مردم دراصل شرافت انساني، تكليف و مسوؤليت بدون هرگونه تبعيض از لحاظ نژاد يا رنگ يا زبان يا جنس يا اعتقاد ديني يا وابسته گي سياسي يا وضع اجتماعي و.....برابر اند.

ضمناً عقيدة صحيح تنها تضميني براي رشد اين شرافت از راه تكامل انساني ميباشد.

ب: همه مخلوقات به منزله عايلة خداوند هستند ومحبوب ترين آنها نزد خداوند سودمندترين آنان به همنوع خود است و هيچ احدي برديگري برتري ندارد، مگر در تقوي وكارنيكو.

 

ماده دوم:

الف: زنده گي موهبتي است الهي و حقي است كه براي هرانساني تضمين شده است وبر همه افراد و جوامع و حكومت ها واجب است كه از اين حقوق حمايت نموده و درمقابل هرتجاوز عليه آن ايستاده گي كنند و جايز نيست كشتن هيچ كس بدون مجوز شرعي

ب: استفاده از وسيله يي كه منجربه از بين بردن سرچشمة بشريت بطور كلي يا جزئي گردد، ممنوع است.

ج: پاسداري از ادامه زنده گي بشريت تاهر جايي كه خداوند مشيت نمايد، وظيفهُ شرعی مي‌باشد.

د: حرمت جنازه انسان بايد حفظ شود وبي احترامي به آن جايزنيست کما اين كه جايز نيست لمس كردن آن، مگر با مجوز شرعي و بردولت است حمايت از اين امر.

 

 

ماده سوم:

الف: درصورت به كارگيري زور يا كشمكشهاي مسلحانه نبايد آناني را كه درآن مشاركتي نداشته اند، همچون پير مردان، زنان و كودكان را كشت وهرمجروح و بيماري حق مداوا و اسراء حق خوراك وپناهگاه ولباس دارند.ومثله كردن مقتولين ممنوع است وبايد اسراء را مبادله و فيمابين خانواده هايي كه اوضاع جنگ باعث جدايي آنان شده است، ديدارهايي بعمل آيد.

ب: قطع درختان يا از بين بردن زراعت ودامها يا تخريب ساختمانها وموُسسات كشوري دراثرخصومت به وسيله ُ بمباران يا موشك باران و غيره جايزنميباشد.

 

ماده چهارم:

هرانسان حرمتي دارد و ميتواند ازشهرت خود در زنده گي يا پس ازمرگ پاسداري نمايد، دولت و جامعه مؤظف اند كه از پيكر و مدفن او پاسداري كنند.

 

ماده پنجم:

الف: خانواده پايهُ ساختار جامعه است وزناشويي اساس ايجاد آن ميباشد، بنابراين مردان و زنان حق ازدواج دارندو هيچ قيد وبندي كه برپايهُ نژاد يا رنگ يا قوميت باشد، نميتواند از اين حق جلوگيري كند.

ب: جامعه و دولت موُظف اند موانع را از سر راه ازدواج برداشته و راههاي آن را آسان و از خانواده حمايت بعمل آورد.

 

ماده ششم:

الف: درحيثيت انساني، زن با مرد برابر است وبه همان اندازه كه زن وظايفي دارد،از حقوقی نيزبرخوردار است وداراي شخصيت مدني و ذمهُ مالي مستقل و حق حفظ نام ونسب خويش را دارد.

ب: بار نفقهُ خانواده و مسوُوليت نگهداري آن، از وظايف مرد ميباشد.

 

ماده هفتم:

الف: هركودكي از زمان تولد،حقي بر گردن والدين خويش و جامعه ودولت، درمحافظت دوران طفوليت وتربيت نمودن وتأمين مادي و بهداشتي و ادبي دارد. درضمن بايد از جنين و مادر نگهداري شود ومراقبتهاي ويژه نسبت به آنها مبذول شود.

ب: پدران وكساني كه از نظرقانون شرع به منزلة پدرانند، حق انتخاب نوع تربيتي را كه براي فرزندان خود ميخواهند، با مراعات منافع وآيندة آنان درپرتو ارزشهاي اخلاقي و احكام شرعي دارند.

ج: برطبق احكام شرع فرزندان نسبت به والدين خود و اقوام نسبت به اقوام خود حقوقي برگردن دارند.

 

ماده هشتم:

هرانسان ازلحاظ الزام و التزام ازيك شخصيت شرعي برخورداراست و اگراين شخصيت از بين رفت يا مخدوش گرديد، قيم جاي اورا ميگيرد.

 

ماده نهم:

الف: طلب علم يك فريضه است وآموزش يك امر واجب است برجامعه ودولت، و بردولت لازم است كه راه ها و وسايل آن را فراهم نموده و متنوع بودن آن را بگونه يي كه مصلحت جامعه را بر آورده سازد، تأمين نمايد و به انسان فرصت دهد كه نسبت به دين اسلام و حقايق هستي معرفت حاصل كند و آن را براي خيربشريت به كارگيرد.

ب: حق هرانساني است كه مؤسسات تربيتي وتوجيهي مختلف از خانواده ومدرسه و دانشگاه گرفته تا دستگاههاي تبليغاتي وغيره كه كوشش درجهت پرورش ديني و دنيوي انسان مي نمايد، براي تربيت كامل ومتوازن او تلاش كند وشخصيتش را پرورش دهد بگونه يي كه ايمانش به خدا واحترامش به حقوق و وظايف آن فراهم شود.

 

ماده دهم:

اسلام دين فطرت است وبه كارگرفتن هرگونه اكراه نسبت به انسان يا بهره برداري از فقريا جهل انسان جهت تغييراين دين به ديني ديگر يا به الحاد جايز نميباشد

 

ماده يازدهم:

الف: انسان آزاد متولد ميشود وهيچ احدي حق به برده گي كشيدن يا ذليل كردن يا مقهوركردن يا بهره كشيدن يا به بنده گي كشيدن او را ندارد,مگر خداي متعال.

ب: استعمار به انواع گوناگونش و به اعتبار اين كه بد ترين نوع برده گي است، شديداً تحريم ميشود و ملتهايي كه از آن رنج ميكشند، حق دارند از آن رهايي يافته و سر نوشت خويش را تعيين كنند. همة دول و ملل نيز مؤظف اند از اين گروه در مبارزه عليه نابودي هر نوع استعمار واشغال ياري نمايند. همة ملتها نيز حق حفظ شخصيت مستقل و سلطة خود بر منابع و ثروتهاي طبيعي را دارند.

 

ماده دوازدهم:

هر انساني بر طبق شريعت حق انتقال و انتخاب مكان براي اقامت در داخل يا خارج كشورش را دارد و در صورت تحت ظلم قرار گرفتن ميتواند به كشور ديگري پنا هنده شود. و بر آن كشور پنا هنده واجب است كه با او مدارا كند تا اين كه پنا هگاهي برايش فراهم شود. با اين شرط كه علت پناهنده گي بخا طر ارتكاب جرم از طبق نظر شرع نباشد.

 

 

 

ماده سيزدهم:

كارحقي است كه بايد دولت وجامعه براي هر كسي كه قادربه انجام آن است، تضمين كند. هرانسان آزادي حق انتخاب كارشايسته را دارد به گونه يي كه هم مصلحت خودش وهم مصلحت جامعه برآورده شود. هركارگري حق دارد ازامنيت و سلامت وديگرتأمينات اجتماعي برخوردار باشد و نبايد اورا به كاري كه توانش را ندارد وا داشت يا او را به كاري اكراه نمود يا از اوبهره كشي كرديا به اوزيان رساند و هركارگري بدون فرق ميان مرد و زن حق داردكه مزد عادلانه درمقابل کاري که ارائه ميکند سريعاً دريافت نمايد ونيز حق استفاده از مرخصيها وپاداشها و ترفيعات استحقاقي را دارد ودرعين حال مؤظف است که در کار خود اخلاص ودرستکاري داشته باشد و اگر کارگران با کار فرمايان اختلاف پيدا کردند، دولت مؤظف است براي حل اين اختلاف و ازبين بردن ظلم و اعادة حق و پايبندي به عدل بدون اينکه بنفع طرفي عدول کند، دخالت نمايد.

 

ماده چهاردهم:

انسان حق دارد کسب مشروع بکند، بدون احتکارو فريب، يا زيان رساندن به خود يا ديگران و ربا شديداً ممنوع ميباشد.

 

ماده پانزدهم:

الف: هرانساني حق مالک شدن ازراه هاي شرعي را دارد وميتواند از حقوق مالکيت بگونه يي که به خود ويا ديگران ويا جامعه ضررنرساند، برخور دار باشد ونميتوان مالکيت را از کسي سلب کرد مگربنابرضرورت حفظ منافع عمومي ودرمقابل پرداخت غرامت فوري وعادلانه.

ب: مصادره اموال وضبط آنها ممنوع است مگر بر طبق احکام شرع (قانون)

 

ماده شانزدهم:

هرانساني حق دارد از ثمرة دست آورد هاي علمي، ادبي، هنري يا تکنولوژيکي خود سود ببرد و حق دارد ازمنافع ادبي ومالي حاصله ازآن حمايت نمايد، مشروط براين که آن دست آورد (اثر) مغايربا احکام شريعت نباشد.

 

ماده هفدهم:

الف: هرانساني حق داردکه دريک محيط پاک از مفاسد و بيماريهاي اخلاقي بگونه يي که بتوانددرآن خود را از لحاظ معنوي بسازد، زنده گي کند، جامعه ودولت مؤظف اند اين حق را براي اوفراهم کنند.

ب: دولت وجامعه مؤظف اند که براي هر انساني تأمين بهداشتي و اجتماعي را ازطريق ايجاد مراکز عمومي مورد نياز برحسب امکانات موجود فراهم نمايند.

ج: دولت مکلف است حق هرانساني را در زندهگي شرافتمندانه يي که بتواند ازطريق آن مايحتاج خود وخانواده اش را برآورده سازد وشامل خوراک وپوشاک ومسکن وآموزش ودرمان وسايرنيازهاي اساسي ميشود تضمين نمايد.

 

ماده هجدهم:

الف: هرانساني حق دارد که نسبت به جان ودين وخانواده، ناموس ومال خويش، درآسوده گي زنده گي کند.

ب: هرانساني حق دارد که در امور زنده گي خصوصي خود (درمسکن وخانواده ومال و ارتباطات) استقلال داشته باشد وجاسوسي يا نظارت براو يا مخدوش کردن حيثيت او جايز نيست وبايد از او درمقابل هرگونه دخالت زور گويانه دراين شئوون حمايت شود.

ج: مسکن درهرحالي حرمت دارد ونبايد بدون اجازهء ساکنين آن يا بصورت غيرمشروع وارد آن شد، ونبايد آن را خراب يا مصادره کرد يا ساکنينش را آواره نمود.

 

ماده نزدهم:

الف: مردم دربرابر شرع مساوي هستند دراين امرحاکم ومحکوم نيز باهم برابر ند.

ب: مراجعه وپناه بردن به دادگاه حقي است که براي همه تضمين شده است.

ج: مسوؤليت دراصل شخصي است.

د: هيچ جرمي يا مجازاتي نيست مگر به موجب احکام شريعت.

ه: متهم، بي گناه است تا اين که محکوميتش از راه محاکمه عادلانه يي که همه تضمينها براي دفاع از او فراهم باشد ثابت گردد.

 

ماده بيستم:

دستگيري يا محدود ساختن آزادي يا تبعيد يا مجازات هيچ انساني جايز نيست، مگربه مقتضاي شرع ونبايد او را شکنجه بدني يا روحي کرد يا با اوبگونة حقارت آميز يا سخت، يا منافي حيثيت انساني، رفتار کرد. همچنين اجبار هرفردي براي آزمايشات پزشکي يا علمي جايز نيست، مگربا رضايت وي ومشروط بر اين که سلامتي و زنده گي او به مخاطره نيفتد. همچنين تدوين قوانين استثنايي که به قوة اجرائيه چنين اجازه يي را بدهد، نيز جايز نميباشد.

 

ماده بيست‌ويکم:

گروگان گيري به هرشکلي وبخاطر هرهدفي، ممنوع است.

 

ماده بيست‌ودوم:

الف: هرانساني حق دارد که نظرخود را به هرشکلي که مغاير بااصول شرعي نباشد، آزادانه بيان دارد.

ب: هرانساني حق دارد براي خير ونهي ازمنکر برطبق ضوابط شريعت اسلامي دعوت کند.

ج: تبليغات يک ضرورت حياتي براي جامعه است و سؤاستفاده وسؤاستعمال آن وحمله به مقدسات وکرامت انبيا يا بکار گيري هرچيزي که منجربه ايجاد اختلال در ارزشها يا متشتت شدن جامعه يا زيان يا متلاشي شدن اعتقاد شود، ممنوع است.

د: برانگيختن احساسات قومي يا مذهبي ويا چيزي که منجر به برانگيختن هرنوع حس تبعيض نژادي گردد، جايزنيست.

 

ماده بيست‌وسوم:

الف: ولايت امانتي است که استبداد يا سؤ استفاده ازآن شديدآً ممنوع ميباشد، زيرا که حقوق اساسي از اين راه تضمين ميشود.

ب: هرانساني حق دارد دراداره امور عمومي کشور خود بطور مستقيم يا غير مستقيم شرکت نمايد.همچنين او ميتواند پستهاي عمومي را برطبق احکام شريعت متصدي شود.

 

ماده بيست‌وچهارم:

کليه حقوق وآزاديهاي مذکور در اين سند، مشروط به مطابقت با احکام شريعت اسلامي ميباشد.

 

ماده بيست‌وپنجم:

شريعت اسلامي تنها مرجع براي تفسير يا توضيح هرماده ازمواد اين اعلاميه ميباشد.


بازنشر این مطلب