اعلاميه جهاني حقوق بشر مصوب۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ ميلادي

(مطابق ۱۹/۹/۱۳۲۷ شمسي)

مجمع عمومي سازمان ملل متحد

مقدمه:

ازآنجا كه شناسايي حيثيت ذاتي كليه اعضاي خانواده بشري وحقوق  يك سان وانتقال ناپذير آنان اساس آزادي، عدالت وصلح را درجهان تشكيل ميدهد. ازآنجا كه عدم شناساي وتحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانهيي گرديده است كه روح بشريت را به عصيان وادشته وظهور دنيايي كه درآن افراد بشردربيان عقيده، آزاد و ازترس وفقر، فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشراعلام شده است. ازآنجا كه اساساً حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت كرد تا بشربه عنوان آخرين علاج به قيام برضد ظلم وفشار مجبورنگردد.

از آنجا كه اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد.

آنجا كه مردم ملل متحد، باور خود را به حقوق اساسي بشرو مقام وارزش فرد انساني وتساوي حقوق زن و مرد مجدداً درمنشور، اعلام كرده اند و تصميم راسخ گرفته اند كه به پيشرفت اجتماعي كمك كنند و درمحيط آزاد، وضع زنده گي بهتر بوجود آورند.

از آنجا كه دول عضو متعهد شده اند كه احترام جهاني ورعايت واقعي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را با همكاري سازمان ملل متحد تامين كنند.

آز آنجا كه حسن تفاهم مشتركي نسبت به اين حقوق و آزادي ها براي اجراي كامل اين تعهد كمال اهميت را دارد.

مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشتركي براي تمام مردم و كليه ملل اعلام ميكند. تا جميع افراد و همه اركان اجتماع اين اعلاميه را دايماً مد نظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه به وسيله تعليم وتربيت، احترام به اين حقوق و آزادي ها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي شناسائي و اجراي واقعي و حياتي آنها چه درميان خود ملل عضو وچه دربين مردم كشورهايي كه درقلمرو آنها مي باشند تامين گردد.

 

ماده يك:

تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت وحقوق با هم برابرند، همه داراي عقل و وجدان ميباشند وبايد نسبت به يكديگر با روح برادري رفتاركنند.

 

 

 

ماده دوم:

هركس ميتواند بدون هيچ گونه تمايز، مخصوصاً ازحيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسي يا هرعقيده ديگر و همچنين مليت ها وضع اجتماعي، ثروت ولادت يا هر موقعيت ديگر ازتمام حقوق وكليه آزاديهايي كه دراعلاميه حاضر ذكر شده است بهره مند گردد.

برعلاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي، اداري، قضايي يا بينالمللي كشور يا سرزميني باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور مستقل، تحت قيمومت يا غير خود مختار بوده يا حاكميت آن به شكلي محدود شده باشد.

 

ماده سوم:

هركس حق زنده گي، آزادي وامنيت شخصي دارد.

 

ماده چهارم:

هيچ كس را نميتوان دربرده گي نگاه داشت وداد وستد برده گان به هرشكلي كه باشد ممنوع است.

 

ماده پنجم:

هيچ كس را نميتوان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه ويا برخلاف انسانيت وشئون بشري يا موهن باشد.

 

ماده ششم:

هركس حق دارد كه شخصيت حقوقي او درهمه جابه عنوان يك انسان درمقابل قانون شناخته شود.

 

ماده هفتم:

همه در برابر قانون مساوي هستند وحق دارند بدون تبعيض ازحمايت يكسان قانون بر خوردار شوند درمقابل هرتبعيضي كه ناقض اعلاميه حاضر باشد وبرعليه هرتحريكي كه براي چنين تبعيضي به عمل آيد از حمايت يكسان قانون بهره مند شوند.

 

ماده هشتم:

دربرابر اعمالي كه حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسيله قانون اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد، هركس حق رجوع موثر به محاكم ملي صالحه را دارد.

 

ماده نهم:

هيچ كس نميتواند خود سرانه توقيف، حبس يا تبعيد شود.

 

ماده دهم:

هركس با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش به وسيله دادگاه مستقل و بيطرفي، منصفانه و علناً رسيده گي شود و چنين دادگاهي درباره حقوق و الزامات او يا هر اتهام جزايي كه به او منسوب شده باشد اتخاذ تصميم بنمايد.

 

ماده يازده هم:

  1. هركس كه به جرمي متهم شده باشد بي گناه محسوب خواهد شد تا وقتي كه درجريان يك دعواي عمومي كه درآن كليه تضمينهاي لازم براي دفاع او تامين شده تقصير او قانوناً محرز گردد.
  2. هيچ كس براي انجام يا عدم انجام عملي كه درموقع ارتكاب آن عمل به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم شناخته نشود محكوم نخواهد شد به همين طريق هيچ مجازاتي شديد تراز آنچه كه درموقع ارتكاب جرم بدان تعلق ميگرفت درباره كسي اعمال نخواهد شد.

 

ماده دوازدهم:

احدي درزنده گي خصوصي، امور خانواده گي، اقامتگاه يا مكاتبات خود نبايد مورد مداخله هاي خود سرانه واقع شود وشرافت واسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد، هركس حق دارد كه درمقابل اين گونه مداخلات وحملات، مورد حمايت قانون قرار گيرد.

 

 ماده سيزدهم:

  1. هركس حق دارد كه درداخل هر كشوري آزادانه عبور و مرور كند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد.
  2. هركس حق دارد هر كشوري و ازجمله كشور خود را ترك كند يا به كشور خود بازگردد.

ماده چهارد ه هم:

  1. هركس حق دارد دربرابر تعقيب، شكنجه و آزار، پناهنده گي جستجو كند و دركشورهاي ديگر پناه اختيارنمايد.
  2. درموردي كه تعقيب واقعاً مبتني به جرم عمومي و غيرسياسي يا رفتارهايي مخالف با اصول مقاصد ملل متحد باشد، نميتوان ازاين حق استفاده نمود.

 

ماده پانزده هم:

  1. هركس حق دارد كه داراي تابعيت باشد.
  2. هيچ كس را نميتوان خود سرانه ازتابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد.

ماده شانزده هم:

  1. هر ز ن ومرد بالغي حق دارد بدون هيچ گونه محدوديت ازنظر نژاد،مليت،تابعيت،يا مذهب باهمديگر زناشويي كنند و تشكيل خانواده دهند. درتمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن، زن وشوهر دركليه امور مربوط به ازدواج، داراي حقوق مساوي ميباشند.
  2. ازدواج بايد با رضايت كامل و آزادانه زن ومرد واقع شود.
  3. خانواده ركن طبيعي و اساسي اجتماع است و حق دارد ازحمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

 

ماده هفده هم:

  1. هرشخص، منفرداً يا بطور جمعي حق مالكيت دارد.
  2. هيچ كس را نميتوان خود سرانه ازحق مالكيت محروم نمود.

 

ماده هژده هم:

هركس حق دارد كه ازآزادي فكر، وجدان ومذهب بهره مند شود. اين حق متضمن تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد ونيز شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است. هركس ميتواند ازاين حقوق منفرداً يا جمعاً به طور خصوصي يا به طور عمومي برخوردارباشد.

 

ماده نزده هم:

هر كس حق آزادي عقيد ه وبيان دارد و حق مزبور شامل آن است كه ازداشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و دركسب اطلاعات و افكار و دراخذ و انتشار آن با تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد.

 

ماده بيستم:

  1. هر كس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشكيل دهد.
  2. هيچ كس را نميتوان مجبور به شركت دراجتماعي كرد.

 

ماده بيست ويكم:

  1. هركس حق دارد كه دراداره امور عمومي كشورخود، خواه مستقيماً وخواه با وساطت نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند،شركت جويد.
  2. هركس حق دارد كه باتساوي شرايط، بامشاغل عمومي كشور خود نايل آيد.
  3. اساس ومنشأ قدرت حكومت ارادهء مردم است اين اراده بايد به وسيلهء انتخاباتي بر گزار گردد كه از روي صداقت وبه طور ادواري صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومي و بارعايت مساوات باشد و با رأي مخفي يا طريقهء نظير آن انجام گيرد كه آزادي رأي را تامين نمايد.

ماده بيست ودوم:

 هركس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد ومجاز است به وسيله مساعي ملي و همكاري بين المللي، حقوق اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي خود را كه لازمهء مقام و رشد آزادانه ء شخصيت اوست با رعايت تشكيلات ومنابع هركشور به دست آورد.

 

ماده بيست وسوم:

  1. هركس حق دارد كاركند، كارخود را آزادانه انتخاب نمايد،شرايط منصفانه و رضايتبخشي براي كارخواستار باشد ودرمقابل بيكاري مورد حمايت قرارگيرد.
  2. همه حق دارند كه بدون هيچ تبعيضي درمقابل كار مساوي، اجرت مساوي دريافت دارند.
  3. هركسي كه كار ميكند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخش دريافت دارد كه زندگي او و خانواده اش را موافق حيثيت و كرامت انساني تأمين كند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعي كامل شود.
  4. هركس حق دارد كه براي دفاع ازمنابع خود باديگران اتحاديه تشكيل دهد و دراتحاديه ها نيز شركت نمايد.

 

ماده بيست وچهارم:

هركس حق استراحت وفراغت وتفريح دارد ومستحق محدوديت معقول ساعات كارو مرخصيهاي ادواري، با اخذ حقوق ميباشد.

 

ماده بيست وپنجم:

  1. هركس حق دارد كه سطح زنده گي سلامتي و رفاه خود وخانواده اش را ازحيث خوراك ومسكن و مراقبتهاي طبي وخدمات لازم اجتماعي تامين كند و همچنين حق دارد كه درموقع بيكاري،بيماري،نقض اعضاء، بيوه گي، پيري يا درتمام موارد ديگري كه به علل خارج از اراده انسان، وسايل امرار معاش ازبين رفته باشد. از شرايط آبرومندانه ء زنده گي برخوردار شود.
  2. مادران و كودكان حق دارند كه ازكمك ومراقبت مخصوصي بهره مند شوند. كودكان چه براثر ازداواج و چه بدون ازداواج بدنيا آمده باشند حق دارند كه همه از حمايت اجتماعي برخور دار شود.

 

ماده بيست ششم:

  1. هركس حق دارد كه ازآموزش وپرورش بهره مند شود.آموزش و پرورش لااقل تا حدودي كه مربوط به تعليمات ابتدايي واساسي است بايد مجاني باشد. آموزش ابتدايي اجباري است.آموزش حرفه يي بايد عموميت پيدا كندو آموزش عالي بايد با شرايط تساوي كامل، به روي همه باز باشد، همه بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند.
  2. آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هر كس را به حد كامل رشد آن برساند و احترام به حقوق و آزاديهاي بشر را تقويت كند. آمو زش و پرورش بايد با حسن تفاهم، گذشت واحترام به عقايد مختلف و دوستي بين تمام ملل، جمعيت‌هاي نژادي يا مذهبي وهمچنين توسعه فعاليتهاي ملل متحد را درراه حفظ صلح وتسهيل نمايد.
  3. پدرو مادر درانتخاب نوع آموزش وپرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند.

ماده بيست و هفتم:

  1. هركس حق دارد آزادانه درزنده گي فرهنگي – اجتماعي شركت كند، از فنون و هنر ها متمتع گردد ودرپيشرفت عملي وفوايد آن سهيم باشد.
  2. هركس حق دارد از حمايت منافع معنوي و مادي آثار علمي،فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود.

ماده بيست وهشتم:

  1. هركس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد كه از لحاظ اجتماعي و بين المللي، حقوق و آزاديهايي را كه دراين اعلاميه ذكر گرديده است تامين كند وآنها را به مورد عمل بگذارد.

ماده بيست ونهم:

1.هركس درمقابل آن جامعه يي وظيفه دارد كه رشد آزاد وكامل شخصيت او را ميسر سازد.

  1. هركس دراجراي حقوق واستفاده ازآزاديهاي خود، فقط تابع محدوديتهايي است كه به وسيله قانون،منحصراً به منظور تامين شناسايي و مراعات حقوق وآزاديهاي ديگران و براي مقتضيات صحيح اخلاقي ونظم عمومي ورفاه همه گاني،درشرايط يك جامعه، دموكراتيك وضع گرديده است.
  2. اين حقوق و آزاديها، درهيچ موردي نميتواند برخلاف مقاصد واصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده سي وم:

هيچ يك ازمقرارت اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود كه متضمن حقي براي دولتي يا جمعيتي يا فردي باشد كه به موجب آن بتواند هريك ازحقوق و آزاديهاي مندرج دراين اعلاميه را ازبين ببرد ويا درآن راه فعاليتي بنمايد.

 


بازنشر این مطلب