خلاصه گزارش وضعیت اطفال در افغانستان

خزان 1392

گزارش حاضر، براساس آمارها و قضایایی که توسط دفاتر کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان جمع آوری و ثبت می گردد، وضعیت اطفال را در این کشور مورد بررسی قرار دهد. علاوه براین آمارها و قضایا، برای غنای بیشتر این گزارش، از داده های نهادهای دیگر و نیز گزارش هایی که در این زمینه منتشر شده اند، استفاده صورت گرفته است.

در این گزارش، با 4166 طفل را در 27 ولایت مصاحبه صورت گرفته است. از مجموع این اطفال، 2377  تن شان پسر و 1789 تن شان دختر می باشند. با این حساب، حدود 57 درصد مجموع اطفال تحت پوشش این گزارش، پسر هستند و بقیه نزدیک به 43 درصد آن دختر می باشند.

اطفال جزو جدایی ناپذیر خانواده های افغان اند و معمولاً هرخانواده چندین عضو طفل دارند. با این حال، بعضی از اطفال در اثر حوادث و اتفاقات گوناگون خانواده های خود را از دست می دهند و یا بنا به دلایلی همچون مجبوریت کار، از خانواده های شان جدا زندگی می کنند. حدود 8 درصد اطفال تحت پوشش این تحقیق گفته اند که درپرورشگاه ها، با سایر خویشاوندان، با همسر و یا به صورت تنهایی به سر می برند.

کار از معضلات شمار زیادی از اطفال کشور می باشد. فقر شدید در میان بسیاری از خانواده ها و بی کاری روزافزون در کشور و نیز بی سرپرستی شماری از اطفال، باعث شده که اطفال زیادی در سراسر افغانستان مجبور به کار شوند.

این گزارش نشان می دهد که حدود 51.8 درصد کودکان به نحوی کار می کنند که از این میان 45 درصد شان به دلیل فقر اقتصادی مجبور به کار شده اند. محیط کاری نامطلوب و عدم تسهیلات در محل از مهم ترین چالش های اطفال کارگر عنوان شده است.

کارهایی که اطفال انجام می دهند حاصل و دستمزد بسیار اندکی دارد و بدتر از آن اینکه شرایط بسیار سخت و ناامن بر آن ها حاکم است. مثلاً بسیاری از اطفال مجبور اند تا دیرهنگام شب روی جاده ها به کارهایی همچون خرده فروشی یا پاک کاری یا حمالی و امثال آن تن دهند که می تواند آن ها را هم از لحاظ امنیتی در معرض خطر قرار دهد و هم از لحاظ صحی. از میان اطفال کار گر حدود 4.1 درصد شان از روی شب کار می کنند، و 29.1 درصد اطفال گار گر گفته اند که کارکردن برای آن ها عوارض ناگوار صحی در پی داشته است. شغل اطفال را معمولا، کمک در خانه، حمالی، شاگردی، کار مزرعه، دستفروشی، موترشویی، بافندگی و غیره تشکیل می دهد.

از اطفال کارگر تحت پوشش این گزارش، حدود 25 درصد شان در سرحدات کشور کار می کنند که حدود 17.8 درصد شان نیز برای کار از مرزها عبور می کنند. 

وضعیت عمومی صحی نیز برای اطفال رضایت بخش نیست. بسیاری از اطفال دسترسی بسیار محدودی به خدمات صحی دارند. ناامنی راه ها، دوری مراکز عرضه خدمات صحی جزو دلایل مهم این محرومیت است. 20 درصد اطفال از مراکز صحی، بیش از 5 کیلومتر فاصله دارند. 55 درصد اطفال هنگام مریضی در کلینک های دولتی مراجعه می کنند.

هزینه بالای تداوی و خدمات صحی، نبود کارمند زن در شفاخانه ها، دور بودن راه، نبود امکانات درست در مراکز صحی، از عمده چالش های است که از آن یاد شده است.

هرچند دولت افغانستان در عرصه دسترسی به خدمات صحی نیز دستاوردهای شایان توجهی داشته است، با این حال، محدودیت دسترسی به آب آشامیدنی صحی برای شماری از اطفال معضل جدی است. حدود 76 درصد اطفال گفته اند که آب آشامیدنی شان را از مراکز مصوون به دست می آورند. کمبود چاه ها و دور بودن منابع آب صحی از عمده مشکلات  خوانده شده است.

عواملی همچون ناامنی باعث شده که شماری از اطفال از دسترسی به واکسین های دوره ای نیز محروم شوند. حدود 83 درصد اطفال گفته اند که از خدمات واکسین مستفید شده اند و بقیه از آن محروم بوده اند. 81 درصد از مجموع این اطفال، در زندگی احساس قوت و امیدواری دارند و 17 درصد شان نگرانی و استرس از وضعیت زندگی و آینده شان دارند.

اعتیاد مشکل دیگر اطفال است. کشت و قاچاق غیرقابل کنترول مواد مخدر در کشور باعث شده که بیش از 1.3 ملیون نفر در کشور معتاد شوند که از این میان سه صد هزار تن آنان را اطفال تشکیل می دهند. با آنکه اکثر اطفال تحت پوشش این تحقیق در مورد اعتیاد شان سخن نگفته اند، با این حال، حدود 1.0 درصد اطفال کفته اند که از مواد نشه آور استفاده نموده اند. بنابراین، میزان دقیق شیوع اعتیاد در میان اطفال ممکن است بیشتر از این باشد. کار شاقه، خشونت خانوادگی، اعتیاد یکی از اعضای فامیل، مهاجرت ها و غیره از عوامل اعتیاد یاد شده است.

معلولیت مشکل دیگری است که به خاطر جنگ و ناامنی، انفجارهای کنار جاده و حملات انتحاری و نیز انفجار ماین ها و یا محرومیت از خدمات پیشگیرانه صحی از قبیل واکسین، در کشور شیوع دارد. براساس آمارها حدود دوصدهزار طفل در سراسر کشور به معلولیت دچار اند. حدود 2.4 درصد اطفال تحت پوشش این تحقیق نیز گفته اند که معلول اند. از این میان 5.9 درصد شان در خانواده به خاطر معلولیت مورد تبعیض قرار گرفته اند.

هرچند رفتن ملیون ها طفل به مکاتب و آموزشگاه ها، یکی از دستاوردهای مهم دولت در طی بیش از ده سال اخیر است، ولی هنوز شمار زیادی از اطفال کشور از حق آموزش و تعلیم محروم اند و دسترسی شماری دیگر به خدمات آموزشی بسیار محدود است. ملیون ها طفل در سراسر کشور از حق آموزش و تعلیم محروم اند. مهم ترین دلایل آن ناامنی، فقر و بی کاری است. ناامنی علت اصلی محرومیت اطفال در مناطق ناامن کشور است. طالبان و گروه های مخالف مسلح دولت در مناطقی که دسترسی یافته اند، بسیاری از مکاتب و آموزشگاه ها را تعطیل کرده و یا کاملاً آتش زده و ویران کرده اند. در مناطق دیگر افغانستان مهم ترین دلیل محرومیت اطفال از آموزش و تعلیم، فقر خانواده ها و بی کاری است که هم باعث می شود اطفال به خاطر هزینه رفتن به مکتب، از درس و آموزش محروم شوند و هم آن ها را مجبور به کار می کند. این گزارش نشان می دهد که 79.5 درصد اطفال مکتب رفته اند و حدود 20 درصد شان از تعلیم و تربیه محروم بوده اند. 

از میان اطفال دانش آموز، حدود 96 درصد شان در مکاتب دولتی می روند و حدود 4 درصد اطفال برای مکتب رفتن شان، پول می پردازند. حدود 20 درصد این اطفال، پیش از ختم صنف دوازدهم، مکتب را ترک نموده اند. فقر اقتصادی و دور بودن لیسه ها، بد رفتاری آموزگاران، پائین بودن کیفیت درسی، ازدواج، عدم امنیت، نبود معلم زن، ممانعت والدین و غیره از دلایل اصلی برای ترک مکتب به شمار رفته است.

امکانات و لوازم آموزشی نیز محدود است. تنها 62.5 درصد اطفال گفته اند که مکاتب شان تعمیر دارند، 50 درصد آنان از امکانات میز و چوکی مستفید اند. اما نزدیک به 7 درصد اطفال زیر خیمه و 4.4 درصد شان در خانه های کرایی و 6 درصد شان در مساجد درس می خوانند. تنها 64 درصد اطفال کتاب آموزشی رایگان از مکاتب دریافت می کنند. شیوه های تدریس نیز در بسیاری از مناطق افغانستان بسیار کهنه و فرسوده می باشد. حدود 55 درصد اطفال از میتود تدریس ناراضی اند و گفته اند که میتود تدریس با نیازمندی شاگردان مطابقت ندارد.

معضل مهم دیگر ازدواج زودهنگام اطفال است. این معضل هرچند برای پسر و دختر عمومیت دارد، ولی بنابر نگرش های رایج در جامعه نسبت به دختران و مسأله ازدواج، در مورد دختران بسیار حادّتر است. خانواده های سنتی افغان معتقد اند که دختر هرقدر زودتر به ازدواج داده شود بهتر است. آن ها ازدواج دختران را مایه امنیت آنان می دانند. این تصور ناشی از «نگرش جنسی» نسبت به زنان و دختران است که براساس آن زنان و دختران به حیث یک «طعمه جنسی» دانسته می شود که دیگران با «نگاه ناپاک و غرض آلود» به سوی آنان می بینند. براساس این نگرش، تصور می شود که وقتی دختر به ازدواج داده می شود، از این نگاه های ناپاک مصئون می گردد. علاوه براین، بد، بدل و دیگر انواع ازدواج های اجباری، خرید و فروش دختران، فقر خانواده ها و وجه المصالحه قراردادن دختران برای حل منازعات از معضلات بسیار حاد و غیرانسانی رایج در جامعه است که منجر به ازدواج زودهنگام دختران می شود.

بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی سازمان ملل، اکثر خانواده ها دختران شان را قبل از سن 16 سالگی به شوهر می دهد. بیش از ۴۶ درصد دختران افغان قبل از سن ۱۸ سالگی و بیشتر از ۱۵ درصد پیش از سن ۱۵ سالگی ازدواج می‌کنند که این امر می تواند پیامد های ناگوار از قبیل، نارضایتی از ازدواج، خشونت های خانوادگی، خود سوزی، مرگ و میر هنگام زایمان، طلاق و غیره موارد را در قبال داشته باشد. اکثر ازدواج های زیر سن، برخلاف اراده ی دختر بوده و به خواست والدین شان صورت می گیرد.

حدود 3.2 درصد اطفال تحت پوشش این تحقیق گفته اند که متأهل اند. از این میان، 21 درصد از ازدواج شان ناراضی اند. فقر اقتصادی، ازدواج های اجباری، ممانعت از درس و تعلیم، کار بیش از حد، خشونت های خانوادگی از عوامل مهمی است که دلیل نارضایتی اطفال از ازدواج شان شده است.

از میان عموم این کودکان، حدود 3.4 درصد آنان اطفالی اند که تحت مراقبت پرورشگاه ها قرار دارند. از این میان، 63 درصد شان به طور شبانه روزی، 29 درصد شان به طور شبانه و بقیه شان فقط روزانه می باشد. ازدحام و کمبود امکانات رفاهی و صحی از جمله مشکلات این پرورشگاه ها است.

معضل مهم دیگر اعمال خشونت در برابر اطفال است. این گزارش نشان می دهد که اطفال هم در محیط خانواده و هم در جامعه و حتا در مکاتب و مراکز آموزشی با انواع خشونت های جسمی، زبانی و روانی مواجه است. توهین و تحقیر و اعمال تبعیض بین دختر و پسر بخشی از این خشونت های رفتاری می باشد. این خشونت ها پیامدهای ناگوار روانی و گاه جسمی برای اطفال دارد. حدود 28.2 درصد کودکان تحت پوشش این تحقیق، در جریان 6 ماه گذشته حداقل یک بار مورد لت و کوب قرار گرفته اند. که بیشترین  عامل لت و کوب آن یکی از اعضای فامیل بوده اند. حدود 24 درصد اطفال گفته اند که به طور روزمره مورد تحقیر و اهانت قرار می گیرند. حدود 12 درصد اطفال گفته اند که دختر بودن در فامیل شان به زیان شان بوده اند و مورد تبعیض قرار گرفته اند. 

بهره برداری های جنسی و به خصوص تجاوز جنسی بر اطفال از موارد نگران کننده و تکان دهنده خشونت علیه اطفال است. این گزارش نشان می دهد که اطفال زیادی در سنین مختلف با این معضل مواجه اند و دختران بیشتر در معرض خطر تجاوز جنسی قرار دارند. هرازچند گاهی خبری از تجاوز جنسی بر اطفال خورسال در رسانه ها منتشر می شود که در مواردی منجر به مرگ آنان می گردد. خطر تجاوز جنسی اطفالی را که مجبور اند در جاده ها و بیابان ها و تا دیرهنگام شب کار کنند، بیشتر تهدید می کند.

با آنکه گزارش های متعددی از تجاوز جنسی بر اطفال منتشر می شود. با این حال، آمار بسیار دقیقی از تجاوز جنسی بر اطفال و به خصوص اشکال دیگر بهره برداری های جنسی وجود ندارد. به دلیل حساسیت های سنتی نسبت به این مسأله و ارتباط دادن آن با موضوع حیثیت و آبرو، اکثر این قضایا حتا توسط خود و خانواده این اطفال کتمان می شود. بنابراین، مشكل است تا آمار و رقم دقيقِ از تجاوزهاي جنسي عليه كودكان را بدست آورد. علی رغم این محدودیت ها، آمارهايی وجود دارد كه وخامت اين مشكل را نشان ميدهد. سفارت ايالات متحد آمريكا در گزارش سالانه خود در مورد حقوق بشر مدعي شده است كه در جریان سال 2012،  وزارت امور داخله بصورت تخمینی  100 قضیه تجاوز جنسی بر کودکان را فقط در ولايت كابل ثبت نموده است. طبق گزارشهاي بدست آمده از سایر ولایات، تعداد مجموعی تجاوز جنسی بر كودكان به 470 مورد مي رسد. آمارهای سال جاری نشان می دهد که تجاوزجنسی بالای اطفال در این سال 28 درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. یکی از عوامل آن عدم رسیدگی قضایی از سوی مراجع عدلی و قضایی به این مسأله است.

براساس یافته های این تحقیق نیز، 6 تن گفته اند که گاهی احساس کرده اند که کسی با آنها کاری را انجام داده که وجه جنسی داشته و برای شان ناراحت کننده بوده است.  علاوه براین، دو تن از این اطفال گفته اند که شاهد یا مخاطب قصه ها یا فکاهي هايی آغشته با مسایل جنسی بوده اند که از سوی بعضی افراد مطرح شده است. حداقل یک تن از این اطفال گفته است که تلاش شده با زور بر وی تجاوز جنسی صورت گیرد. حداقل دو تن دیگر نیز گفته اند که شاهد بوده خود وی یا طفل دیگری را ودارکرده اند تا خلاف میل اش، با کسي ديگر عمل جنسي را انجام بدهد.

قضایای بالا نشان دهنده موارد فراوان بهره برداری های جنسی از اطفال می باشند. این بهره برداری ها و تجاوزات، بنا برگفته این اطفال، هم از سوی افرادی که هیچ رابطه ای با طفل ندارد انجام می شود و هم در مواردی توسط نزدیکان و وابستگان او از قبیل همسایه، پسرکاکا و غیره صورت می گیرد. همچنین در چند مورد گفته شده که عامل این تجاوزها قوماندانان و زورمندان محلی بوده است.

این گزارش نشان می دهد که دولت افغانستان در زمینه حمایت از حقوق اطفال با مشکلات فراوانی روبرو بوده و با وجود دست آوردهای قابل اعتنا، نتوانسته از این معضلات عبور کند. این معضلات، ضرورت طرح و دردست اجرا گذاشتن اقدامات حمایتی از اطفال را بیشتر از پیش ثابت می کند. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان برای حمایت از حقوق اطفال، خصوصاً اطفال در معرض خطر پیشنهادات زیر را برای مراجع و ادارات مسوول مطرح می کند:

  1. کمپاین و آگاهی دهی از حقوق اطفال برای اطفال و والدین، در سراسر کشور، از طریق رسانه ها و راه اندازی ورکشاپ های آموزشی و آگاهی دهی؛
  2. عملی شدن کنوانسیون حقوق طفل و سایر تعهدات بین المللی در رابطه به حقوق اطفال، از سوی دولت افغانستان؛
  3. اصلاح قوانین افغانستان در رابطه با جرایم اطفال و حمایت از اطفالی که مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند؛
  4. تعیین مجازات برای ناقضین حقوق اطفال و مورد بازپرس قرار گرفتن آنها و تطبیق قانون در مورد آنان؛
  5. ایجاد و تقویت نهادهای ویژه برای حمایت از اطفالی که حقوق شان نقض می شود و یا سرپرست خود را از دست داده اند؛
  6. آگاهی بخشی برای خانواده ها در مورد جلوگیری از تعدد بیش از حد فرزندان و رعایت فاصله های بارداری، به خاطر رسیدگی و تربیت سالم فرزندان؛
  7. تداوی و توجه جدی به اطفال معتاد و جلوگیری از گسترش اعتیاد میان اطفال؛
  8. ایجاد اشتغال و فقر زدایی، به خاطر نجات اطفال از کارهای شاقه در روی جاده ها و یا در جاهایی مثل کارخانه ها و کوره های خشت پزی؛
  9. ایجاد و توسعه تسهیلات تعلیمی و تربیتی برای اطفالی که به تعلیم و تربیت دسترسی ندارند و نیز در محلاتی مانند کودکستان های دولتی، پارک های تفریحی؛
  10. اصلاح و بلند بردن کیفیت کتاب های درسی، توسط افراد مسلکی و گنجاندن مواردی حاوی حقوق اطفال؛
  11. ایجاد یک محیط مصوون در جامعه برای اطفال به خاطر جلوگیری از اعمال تبعیض و رفتارهای خلاف کرامت انسانی با اطفال؛

بازنشر این مطلب