English

|

       

صفحه نخست

 

 

 

بايد ها و نبايد ها در قانون جديد رسانه  ها


رسانه ها به عنوان یکی از ارکان اساسی حیات جمعی، در حقیقت می توانند نمادی باشند که پویایی و تحرک یک جامعه و یا یک کشوررا به نمایش بگذارند. جامعه ی که دارای رسانه قوی و آزاد است بدون شک جزء جوامع دموکراتیک محسوب گردیده و از بستر لازم در جهت حرکت به سوی ترقی و انکشاف برخور دار است.

افغانستان به عنوان یکی از کشورهای که دوره های طولانی را در جنگ و کشمکش های داخلی بسر برده است متأسفانه همزمان با آن فرصت های بسیار خوبی را نیز از دست داده است، که با شکل گیری اداره موقت و فراهم شدن زمینه های انکشاف رسانه ها در کشور خوشبختانه کار بسیار جدی در این زمینه آغاز شد و دست آورد های بسیار خوبی نیز بدست آمد، آغاز بکار بیشتر از دوصد نشریه چاپی بخصوص در مرکز کشور و ده ها شبکه رادیویی و تلویزیونی و همچنین شکل گیری نهاد های فعال در این عرصه و به خصوص تسوید و تصویب قانون رسانه ها به عنوان یکی از بهترین قوانین منطقه در نوع خودش، در مجموع از دست آورد های این دوره به حساب می آیند.

باری سلام

تصویب قانون جدید رسانه ها توسط ولسی جرگه در این اواخر و نظریات موجود در این زمینه به خصوص با توجه به بستر تعریف شده، چیزی است که توجه ما را نسبت به خود جلب نموده و خواستیم در این راستا همراه با خوانندگان عزیز مجله، لحظاتی را با محترم باری سلام مدیر مسؤول رادیو صبح بخیر افغانستان بوده و نظریات ایشان را در قالب یک مصاحبه

در رابطه به وضعیت عمومی رسانه ها در کشور و به خصوص قانون جدید رسانه بدانیم.

مجله: وضعیت عمومی رسانه ها را در چند سال اخیر چگونه ارزیابی می کنید؟

باری سلام: در بررسی از وضعیت عمومی رسانه ها درکشور بعد از بوجود آمدن اداره موقت مباحثی وجود دارد که به شکلی ارتباط می گیرد به دوره های زمانی که ما از آن عبور نموده ایم. به عنوان نمونه وقتی بحث رسانه، در چهار سال اول بعد از به وجود آمدن اداره موقت مطرح می گردد، بدون شک قضاوت ها شکل بسیار مثبت و رضایت بخشی را به خود خواهد داشت، من معتقدم که در این دوره زمانی، فرصت های بسیار خوبی در عرصه رسانه ای وجود داشته و تمام رسانه ها بستر بسیار مناسبی را در اختیار داشتند.

در این دوره رسانه ها از حمایت های لازم و بسیار خوب دولتی برخوردار بوده، چیزی که بدون شک مهم ترین و ضروری ترین اصل در عرصه رشد و انکشاف رسانه ها به حساب می آید. اما متاسفانه با بدتر شدن وضعیت امنیت، تغییراتی هم در این روند منطقی و ضروری به وجود آمد که در حقیقت می تواند گویای تغییراتی باشد که در دیدگاه های دولت و حکومت نسبت به جریان رسانه ها بوده و نوعی رویکرد دولت را در مسیر غیر از چهار سال گذشته نشان بدهد.

به نظر می رسد، در این اواخر دولت به این نتیجه رسیده است که رسانه ها نیز در وضعیت نا آرام فعلی کشور نقش داشته و در موارد خاصی باعث شده اند که ذهنیت ها نسبت به طالبان تغییر نموده و به شکلی از آن ها چهره سازی و یا کمیت پروری صورت بگیرد. تصور دولت این بوده است که رسانه ها فعالیت ها و کار های طالبان را بسیار بزرگ نموده و از این طریق برای آنها یک مقدار مشروعیت داده و به جنگ روانی طالبان هم کمک نموده است. این برداشت باعث شد که دولت به این باور برسد که باید یک مقدار محدودیت در کار رسانه ها بوجود آورد.

فرستادن برنامه عمل و یا رهنمود از طرف اداره امنیت به رسانه ها اولین گامی بود که در زمینه محدود نمودن رسانه ها عملی شد. در مرحله دوم ما شاهد بودیم که شخص آقای کرزی از آزادی بیش از حد رسانه ها تذکر داده و بعد تغییراتی که بوجود آمد، به ما نشان داد که دولت در مورد آزادی رسانه ها با روش قبلی خود باورمند نیست.

باید گفت که با وجود دست زدن دولت به اقدامات متذکره رسانه ها برای پذیرش و قبول آن رضایت نشان نداده و از پذیرفتن آن سر باز زدند. زیرا رسانه ها باور داشته و دارند که وخامت اوضاع با رسانه ها ارتباط نداشته و ریشه در جا های دیگری دارد، که به عنوان نمونه می توان از فساد اداری، صحبت و مذاکره‌ی مستقیم و غیر مستقیم دولت با طالبان و دعوت از رهبری آن و در نتیجه مشروعیت بخشیدن به آن ها از این طریق و... یاد آوری نمود.

وقتی دولت متوجه شد که نمی تواند این محدودیت ها را بر رسانه ها تحمیل نماید، سعی کرد تا این محدودیت ها را جنبه قانونی داده و از این طریق چالش های خیلی جدی را در برابر رسانه ها بوجود آورد که خوشبختانه با صحبت ها و مذاکراتی که در این زمینه بین رسانه ها و دولت صورت گرفت تفاهمی بسیار خوب در این زمینه بوجود آمد و دولت قناعت نمود که وضعیت کنونی رسانه ها در کشور دست آورد بسیار ارزشمند چند سال گذشته بوده و با ایجاد هر چالشی در این زمینه خسارات جبران ناپذیری بر شخصیت و اعتبار ملی و بین المللی دولت بوجود خواهد آمد.

مجله: به نظر شما چی ارتباطی بین وضعیت رسانه ها در چهار سال گذشته و قانونی که در سال 1384تصویب شد وجود داشته و این قانونی چقدر می تواند قابل قبول بوده باشد؟

باری سلام: بدون شک قانون قبلی رسانه ها که تا کنون نیز قابل اجرا است یکی از بهترین قوانین در طول تاریخ کشور ما در نوع خودش بوده و از امتیازاتی بسیار خوبی برخوردار است.  زیرا این قانون درمشوره بسیار نزدیك و مستقیم با رسانه ها و شخصیت های مطلع و متخصص تسوید شده بود. و وقتی ما از ارتباط این قانون با وضعیت رسانه ها حرف می گو ییم مسلما باید در نظر داشته باشیم که این قانون در حقیقت محصول همین دوره بوده و با انفاذ خویش توانست تمام زمینه ها وفرصت های مناسب رسانه ای را قانونیت بخشیده و بستر مناسبی را در این عرصه بوجود آورد.

مجله: در مورد تاثیر قانون قبلی رسانه ها بر مسوده قانون جدید رسانه ها که در اول جوزای سال جاری به تصویب ولسی جرگه رسید چه نظری دارید؟

باری سلام: جریان پیچیده ای است، تا جای که ما اطلاع داریم قانون رسانه ها که در سال 1384 با فیصله شورای وزیران به تصویب رسیده بود همرا با چند ضمیمه توسط داکتر رهین وزیر وقت اطلاعات و فرهنگ به شورای ملی به هدف کسب آرا یا تصویب ارایه شد ولی این قانون در ولسی جرگه و توسط کمیسیون امور دینی و فرهنگی با تغییراتی بسیار جدی مواجه شد و وقتی برای اولین بار مسوده آن در اختیار رسانه ها قرار گرفت همه را به وحشت آورد.

این قانون که پس از آمدن آقای خرم در رأس وزارت اطلاعات و فرهنگ تسوید شده بود با کنار گذاشته شدن تمام  ضماییم، قانون جدیدی را تسوید نمود. در این جریان برداشت ها این گونه بود که حکومت خودش نیز از مسوده‌ای که در شورا فرستاده بود زیاد پشتیبانی نمی کند، زیرا این مسوده در زمان وزیر قبلی اطلاعات و فرهنگ (آقای رهین) به شورا فرستاده شده بود و با توجه به تغییر وضعیت و برداشت ها، حکومت نیز سعی می نمود به شکلی از جریان تغییرات در قانون رسانه ها پشتیبانی نماید.

در این مسوده از لحاظ ساختاری کمیسیون رسیدگی به تخطی ها کاملا از میان برداشته شده بود و نبود این کمیسیون در حقیقت به معنی این بود که هر تخطی و یا اشتباهی از طرف رسانه ها می توانست یک جرم حساب گردد، آنهم با توجه به روحیه و دانش مسلکی اداره سارنوالی که بدون شک اطلاعات چندانی از اصول و واقعیت های حرفوی  دنیای ژورنالیزم ندارد. این خیلی دشوار است که یک سارنوال تشخیص دهد که کدام اشتباه یک اشتباه حرفه ای و تکنیکی است و کدام اشتباه می تواند جنبه جرمی داشته باشد.

کمیسیون مستقل رادیو و تلویزیون ملی کاملا از میان برداشته شده بود و تغییراتی دیگری هم در زمینه نشرات ممنوعه بوجود آمده بود و در مجموع می توان گفت که خیلی از چیز هایی که وجود آن بسیار ضروری است از قانون رسانه ها بر داشته شده بود.

با انتشار این مسوده بود که دست اندر کاران مسایل رسانه ای به خصوص اتحادیه ژورنالیست ها دست بکار شده و در عین زمانی که تلاش می كردند تا آگاهی های لازم را در اختیار مردم به خصوص ولسی جرگه و در مجموع دولت و نهاد های جامعه مدنی قرار دهند این باور را به وجود آورند تا این مسوده تغییر داده شده و مبنتی بر منافع و ایجابات یک نظام دموکراتیک قانون رسانه ها تسوید گردد.

د رجریان این پروسه بود که ملاقات های بسیار مهمی با دولت مردان از شخص رییس دولت گرفته تا معاونین او و هیئت رهبری هر دو مجلس (ولسی جرگه و مشرانو جرگه) صورت گرفت که خوشبختانه به نتایج بسیار خوبی هم رسیدند.

پیامد این حرکت ها این بود که مسوده دوم قانون رسانه ها وقتی به نشر رسید، متوجه شدیم که به مراتب بهتر از مسوده اول بوده و حتا در موارد خاص بهتر از قانون قبلی رسانه ها می باشد. این قانون رضایت اکثریت از دست اندرکاران رسانه ها را بدست آورده و حاوی تغییرات بسیار خوبی می باشد.

مجله: آیا می توانید به تغییرات که به وجود آمده اشاره کنید؟

باری سلام: حتما! تغییرات در این قانون می تواند از سه بعد در نظر گرفته شود:

1-   از بعد حرفه ای و روز نامه نگاری.

2-   از بعد ساختاری و تشکیلاتی.

3-   از بعد آزادی بیان.

در بعد حرفه ای ما متوجه هستیم که چندین ماده در این مسوده به وجود آمده که در حقیقت خلاء های گذشته را پرنموده است. مثلا در ماده 7 و 8 به حقوق متضرر از یک مطلب نشر شده در زمینه جواب دادن به آن مطلب و رد اتهام و در مجموع مکلفیت رسانه ها به نشر این جوابیه اشاره شده است. در ماده 22 به رعایت توازن تاکید شده که یکی از اصول اساسی دنیای ژورنالیزم محسوب می گردد. در ماده 23 مساله آرشیف مطالب ثبت و نشر شده است که باید تا یک سال حفظ گردد. درماده 25 مسایل صحت و بهداشت، محیط زیست و مواد مخدر تذکر داده شده اند که بر نامه سازی در این موارد بسیار اساسی به نظر می رسد. در ماده 26 و 27 است. اعانه مطرح شده که باید تمام منابع اعانه برای رسانه ها شفاف باشد که بسیار مهم است. و عمده تر از همه، مسئله کاپی رایت است که در حقیقت تا کنون در کشور ما اعتبار نداشته و ما در این زمینه مشکلات زیادی را داریم، هر کس در هر جایی هر مطلبی را می تواند بدون حتا ذکر منبع نشر نموده و گاهی هم دست برد یا سرقت های ادبی انجام دهد.

در بعد ساختاری تغییراتی بوجود آمده شامل افزایش اعضای شورای عالی رسانه ها از پنج عضو به دوازده عضو و شمولیت چهار نفر از نهاد های جامعه مدنی و نمایندگان رسانه ها و همچنین انتخابی شدن رییس این شورا و ایجاد کمیسیون رسانه های همگانی که شامل کمیسیون تخطی ها، کمیسیون رسانه های ملی و کمیسیون رسانه های خصوصی می شود و نیز صلاحیت تصویب بودجه رادیو وتلویزیون ملی که به این کمیسیون واگذار شده است که خیلی مهم بوده و در حقیقت گامی است بسوی استقلال و مردمی ساختن رادیو و تلویزیون ملی، و استفاده کلمات مردمی در تعریف رادیو و تلویزیون ملی که در حقیقت نسبت این نهاد را به مردم می دهد، می گردد.

 مجله: مواردی هم در این قانون وجود داردکه نگران کننده باشد و نیاز به اصلاح داشته باشد یا نه؟

باری سلام: بلی مواردی هم وجود دارد که کمی نگران کننده است و با توجه به اهمیت رسانه ها در حیات جمعی باید اصلاح آنها در نظر گرفته شود. مواردی چون تعیین روسای رادیو و تلویزیون ولایات  که مبتنی بر مسوده این قانون از صلاحیت شورای عالی رسانه ها در نظر گرفته شده است، در حالیکه این صلاحیت باید به رییس عمومی رادیو وتلویزیون داده شود. زیرا تفویض صلاحیت به شورای عالی رسانه ها نوعی دخالت در امور داخلی یک اداره بوده و به معنی دخالت در صلاحیت رییس عمومی محسوب می گردد.

در مورد دیگری می توان به بند اول ماده چهل و دوم این قانون اشاره کرد که ارتباط می گیرد به خصوصیات اعضای کمیسیون عالی رسانه ها که کدام راهکار عملی برای این ماده در نظر گرفته نشده است و نگرانی كه د راین مورد وجود دارد امنیت کدام معیار ها می تواند برای تشخیص این خصوصیات وجود داشته باشد؟

ترکیب ریاست رادیو وتلویزیون و رییس کمیسیون رادیو وتلویزیون ملی افغانستان یكی دیگر از سوالاتی است که نگرانی ها را می تواند بوجود آورد زیرا کمیسیون رادیو وتلویزیون ملی در حقیقت یک نهاد نظارتی بوده در حالکیه ریاست رادیو وتلویزیون ملی یک نهاد اجرایی است. ما معتقدیم که دشوار خواهد بود اگر رییس یک نهاد اجرائی در راس یک نهاد نظارتی هم مسؤولیت داشته باشد.

بند ششم ماده چهل وپنجم مورد دیگری است که باید مورد تعمق قرار گیرد اگرچه اصل این موضوع که ارتباط می گیرد به ممنوعیت تبلیغ و ترویج ادیان دیگر غیر از دین مقدس اسلام، خیلی  مهم و اساسی است ولی نگرانی که در این مورد وجود دارد این است که گاهی بعضی ها با استناد به این ماده خطرات جدی را برای اقلیت های دینی مثل سیک ها بوجود آورد.

مساله تعریف واژه ها و کلماتی چون افترا، تخلفات و دسترسی به اطلاعات و ... نیز از مواردی هستند که ما امید واریم ضمن اسناد دیگری که به عنوان ضمیمه های این قانون محسوب می گردند تعریف شوند تا زمینه های تعبیر نادرست و یا استفاده های نادرست را از این قانون از بین ببرد.

مجله: چه ضمانت می تواند وجود داشته باشد که تعریف از واژه ها و یا تصویب قوانین و لوایح مربوط به این قانون مطابق نیاز مندی بوجود آمده و از اصول آزادی بیان و مبانی حقوق بشری فاصله نداشته باشند؟

 باری سلام: مشوره با مردم و نهاد های مطلع در این زمینه و همچنین استفاده از مشاورین خبره، تدویر سیمینار ها و محافل مشورتی چیزی است که می تواند در این زمینه به عنوان یک راهکار عملی محسوب گردد.

ما باید به این نتیجه برسیم که پدیده رسانه یک پدیده اصلاح کننده است و کار این پدیده هیچ وقت در مخالفت با حاکمیت نبوده بلکه در راستای مسؤولیت های حاکمیت می باشد، چیزی که بدون شک با مسؤولیت اصلاح گری خود می تواند در عرصه کمک به دولت مؤثر باشد بنا براین خوب است که حکومت و در مجموع دولت باور نماید که مشوره د راین زمینه به خصوص با دست اندر کاران امور رسانه ای مفید و ضروری است.

 

بايد به كابل فكر كرد و محيط آلوده آن
 

م.ع. بشارت
اگر از تفنگ و مرمی و ابزار های جنگی بگذریم مهم ترین چیزی که زندگی انسان ها را تهدید می کند آلودگی محیطی است که در آن زندگی می کنند. چیزی که امروزه در افغانستان بخصوص در شهر کابل هیچ گاه جدی گرفته نمی شود.
قطعاً با عبور از هر کوچه و هر سرکی می توان به وخامت وضعیت محیط زیست در کابل پی برده و خطرهای جدی ناشی از آن را درک کرد.
به عنوان نمونه ناحیه برچی منطقه وسیعی در غرب کابل با جمعیت بیشتر از یک میلیون وخانه های عمدتا گلی در کوچه های پر پیچ و خم فاقد هر گونه امکانات لازم در زمینه حفظ محیط زیست است.
 نخستین مشکل این منطقه عدم موجودیت سیستم فاضلاب و یا یک راهکار عملی و درست جمع آوری فضولات و کثافات است.

در این منطقه مثل بسیاری از مناطق دیگر شهر کابل تشناب ها به طرف کوچه ها باز شده جریان پیدا میکند.

شهر داری منطقه هیچ گاه زحمت جمع آوری کثافات را از کوچه ها بخود نداده و از با شندگان محل نیز چندان توجه نسبت به این وضعیت دیده نمی شود.

با عبور از هر کوچه می توان تپه های از کثافات را در گوشه وکنار دیده و بدون شک بوی بد آن را احساس خواهی کرد.

محمد رفیق یکی از باشندگان این محل که از بخت بد خانه او در کنار یکی از آن تپه های کثافات قرار دارد می گوید: "و ضعیتی خیلی بدی است، به خصوص در تابستان ها. ما حتی یک روز هم هوای خوب و پاک را تنفس نمی کنیم، همیشه مجبوریم با بوی بد این محل سپری کنیم، چند بار تصمیم گرفتیم از این جا به یک محل دیگری کوچ نماییم ولی وقتی خوب فکر کردیم دیدیم که همه جا تقریبا همین حالت را دارد و رفتن از این جا زیاد به ما کمک نمی‌کند؛ در ضمن این خانه مربوط خود ما است. لذا این خود یکی از دلایلی است که باید با این محل و تمام کثافات آن بسازیم".

گرد و خاک برخواسته از کوچه ها و سرک های که دهنه های باز تشناب ها را در خود دارد مشکل دیگری است که تنفس در این منطقه را دشوار ساخته و منشاء انواع بیماری ها مخصوصاً بیماری های ساری می باشد.

محمد ظاهر یکی از دکانداران سرک عمومی دشت برچی که از این وضعیت خیلی شاکی است می گوید: "گرد وخاک و بوی بد کثافات بسیاری از اوقات باعث می شود که ما مجبور شویم دروازه دکان را بسته و بداخل آن پناه ببریم،  بار بار اتفاق افتاده که حتی ساعت ها باید دروازه دکان ما بسته باشدؤ اگر از اصل اضرار صحی این جریان بگذریم، بسته بودن دروازه دکان خود یک ضرر بزرگی است برای دکان داران. زیرا هر دکان داری یا باید دکانش را بسته و ضرر اقتصادی را تحمل کند ویا هم با تنفس خاک و کثافات صحت خود را در خطر قراردهد.

محمد رازق جوانی شیک پوشی که لباس های سفید رنگش توسط کثافات برخواسته از زیر طیر یکی از موترهای کثیف شده بود در حالیکه بشدت از موتروان انتقاد می نمود به ما می گوید: "این دیگر واقعاً افتضاح است. آدم حتی در سرک عمومی به این حال وروز گرفتار شود، باور کنید وقتی لباس های خود را می شوییم روی طناب خانه هم کثیف می شوند، زیرا در همان جا هم گرد و خاک است.

ملیحه دختر جوانی که شکایت از مشکل صحی  در جلد  صورتش دارد، دلیل اصلی این تکلیفی اش را فضای آلوده را می داند، او می گوید: " از دو سال پیش که با برگشت از ایران به این جا آمدیم بر رویم همیشه بخار می برآید و دلیلش را داکتر ها آلودگی هوا را می‌دانند.

محمد نسیم کودک ده ساله که عینکی قطوری به چشم دارد نیز از وضعیت گرد وغبار شکایت داشته تأکید می کند: "داکتر چشم به من گفت که مشکل اصلی چشمم خاک و کثافات پراگنده در هوا است".

البته وجود كثافات و آلودگی ناشی از آن تمام مشکل زندگی مردم دشت برچی و در کل مردم کابل را شامل نمی‌شود. بلكه وجود گاز های مسموم کننده هوا که از سلندر های موتر های کهنه و دود کش های  نان وایی های سطح شهر که عمدتا از مواد پلاستیکی استفاده می‌کنند و همچنان سماواری‌های که به خصوص درلحظات نزدیک غروب از هر خانه دود آن بلند می‌شود در مجموع عواملی اند که شهر کابل را و خصوصاً ناحیه برچی را به یکی از آلوده ترین شهر های کشور تبدیل می‌نماید.

جوی های عمومی کنار سرک ها هیچ گاه پاک کاری نشده و اکثراً زیر کسافات و لای گم شده اند. در بسیار از جا ها دیده می شود که مردم با استفاده از بیل و كلنگ کثافات را از داخل جوی ها بیرون نموده و در کنار آن انبار می نمایند که این کار درذات خود نیز بد ترین مشکل را بوجود می آورد زیرا این کثافات به جای دیگری انتقال نیافته و با بوی بد و آلودگی که ناشی از برخواستن آن در هوا است خطر جدی تری را برای صحت همشهریان کابل ایجاد می نماید.

رود خانه کابل محلی دیگری است که برخلاف معمول تمام رود خانه ها کثیف ترین محل و آلوده ترین جای شهر به حساب می آید. عبور از کنار این رود خانه که عملا به یک جوی بزرگ فاضلاب و کثافات تبدیل شده و هرچیزی بد بوی را میتوان در بستر آن دید كه واقعاً آزار دهنده است، مرداب های داخل بستر آن عملاً به محل رشد و زریش پشه ها و حشرات مضره مثل مالاریا تبدیل شده است. در حالیکه در کنار بی توجهی شهرداری کابل، مردم نیز کاری چندان سازنده را در جهت رفع این مشکل انجام نداده و حتی با ریختن کثافات خانه‌ها و دکان های شان در این رود خانه عامل اصلی به وجود آمدن این مشکلات محسوب میگردند.

رستورانت های سیار یا كراچی های غذا پز، عواملی دیگری اند که واقعاً از عجایب روز گار شمرده شده و در جریان روز برای مشتریان شان غذا تهیه می کنند. این رستورانت های سیار که عمدتاً در مزدحم ترین محلات شهر جای می گزینند پیوسته در معرض خاک وباد قرار داشته، علاوه بر اینکه می توانند منشاء بسیاری از بیماری ها به خصوص گوارشی مشتریان شان باشند. آنان بوی خاصی را در این محلات بوجود آورده که برای هر عابری آزار دهنده است.

گلالی  یکی از شهریان کابل که خود را از ناحیه یازدهم شهر معرفی می کند این وضعیت را نگران کننده توصیف نموده می گوید: "این وضعیت که در حقیقت نهایت بی توجهی شهرداری کابل، وزارت صحت عامه و اداره حفظ محیط زیست را نشان می دهد واقعا نگران کننده است، موجودیت تپه های از کثافات در داخل شهر و هوای آلوده و بالاخره این محلات خاص غذا پزی در مجموع و درکنار هم، زندگی را برای همشهریان ما خیلی به مشکل مواجه نموده است، این وضعیت یکی از عوامل بیماری های واگیر دارد بوده و خطر بسیار جدی محسوب میگردد".

جوان دیگری که خودش را عبدالله استانكزی معرفی نمود اظهار می دارد: "به نظر می رسد شهر کابل یکی از آلوده ترین شهر های کشور بوده و متأسفانه تاکنون چندان توجه جدی نیز در این زمینه از سوی دولت و مؤظفین امور صورت نگرفته است، من بسیار از مشکلات صحی را ناشی از وضعیت بد فضای کابل دیده و باوردارم  در صورتیکه باز هم در این زمینه اغماض ادامه پیدا کند بدون شک شاهد بزرگ ترین فاجعه انسانی خواهیم بود.

قطاری از کراچی های میوه و ترکاری فروشی که باز هم در محلات مملو از جمعیت شهر جای می گیرند مشکل دیگری است که می تواند به شکل بسیار گسترده ای با کثافات ناشی از میوه های گنددیده و اضافات ترکاری، محیط شهر را آلوده نمایند.

درکنار این همه کثافات و آلودگی ها بعضاً به جا های هم بر می خوریم که از لحاظ شکلی نمای خیلی زیبای را بخود داشته و پاکی و صفایی آن روان آدم ها را شاد می سازد.

سرک سیلو و پارک بین دو مسیر سرک که توسط شرکت های خصوصی اعمار شده و شکل بسیار زیبای را بخود دارد یکی از این محلات است.

این پارک بتازگی اعمار شده و روزانه محل گرد همائی ده ها همشریان  ما که جهت تفریح به این محل می آیند می باشند، بسیاری از کسانی را که در این محل می توان دید دانشجویان دانشگاه کابل اند، آنها سر سبزی و زیبای این محل را یگانه عامل آمدن شان در این پارك عنوان می نمایند.

مسیح دانشجوی صنف دوم دانشکده اقتصاد که در سایه یکی از درختان کوچک و تازه برگ شاخ یافته این پارگ نشسته و مطالعه می نمایدمی گوید:" این پارک هوای خیلی خوبی دارد و من همه روزه در این محل میایم و مطالعه می نمایم".

در محیط این پارک کودکانی دیده می شوند که در حال بازی بوده و با صدای خنده و هیاهوی شان فضایی خاصی را ایجاد نموده اند، فضایی که مسلما برای هر خسته و فرار کرده از انباشته های کثافات شهر کابل، لذت خاصی دارد.