|
||||||||||||||||||||||||||||
|
بايد به كابل فكر كرد و محيط آلوده آن |
||||||||||||||||||||||||||||
|
م.ع. بشارت |
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
در این منطقه مثل بسیاری از مناطق دیگر شهر کابل تشناب ها به طرف کوچه ها باز شده جریان پیدا میکند. شهر داری منطقه هیچ گاه زحمت جمع آوری کثافات را از کوچه ها بخود نداده و از با شندگان محل نیز چندان توجه نسبت به این وضعیت دیده نمی شود. با عبور از هر کوچه می توان تپه های از کثافات را در گوشه وکنار دیده و بدون شک بوی بد آن را احساس خواهی کرد. محمد رفیق یکی از باشندگان این محل که از بخت بد خانه او در کنار یکی از آن تپه های کثافات قرار دارد می گوید: "و ضعیتی خیلی بدی است، به خصوص در تابستان ها. ما حتی یک روز هم هوای خوب و پاک را تنفس نمی کنیم، همیشه مجبوریم با بوی بد این محل سپری کنیم، چند بار تصمیم گرفتیم از این جا به یک محل دیگری کوچ نماییم ولی وقتی خوب فکر کردیم دیدیم که همه جا تقریبا همین حالت را دارد و رفتن از این جا زیاد به ما کمک نمیکند؛ در ضمن این خانه مربوط خود ما است. لذا این خود یکی از دلایلی است که باید با این محل و تمام کثافات آن بسازیم". گرد و خاک برخواسته از کوچه ها و سرک های که دهنه های باز تشناب ها را در خود دارد مشکل دیگری است که تنفس در این منطقه را دشوار ساخته و منشاء انواع بیماری ها مخصوصاً بیماری های ساری می باشد. محمد ظاهر یکی از دکانداران سرک عمومی دشت برچی که از این وضعیت خیلی شاکی است می گوید: "گرد وخاک و بوی بد کثافات بسیاری از اوقات باعث می شود که ما مجبور شویم دروازه دکان را بسته و بداخل آن پناه ببریم، بار بار اتفاق افتاده که حتی ساعت ها باید دروازه دکان ما بسته باشدؤ اگر از اصل اضرار صحی این جریان بگذریم، بسته بودن دروازه دکان خود یک ضرر بزرگی است برای دکان داران. زیرا هر دکان داری یا باید دکانش را بسته و ضرر اقتصادی را تحمل کند ویا هم با تنفس خاک و کثافات صحت خود را در خطر قراردهد. محمد رازق جوانی شیک پوشی که لباس های سفید رنگش توسط کثافات برخواسته از زیر طیر یکی از موترهای کثیف شده بود در حالیکه بشدت از موتروان انتقاد می نمود به ما می گوید: "این دیگر واقعاً افتضاح است. آدم حتی در سرک عمومی به این حال وروز گرفتار شود، باور کنید وقتی لباس های خود را می شوییم روی طناب خانه هم کثیف می شوند، زیرا در همان جا هم گرد و خاک است. ملیحه دختر جوانی که شکایت از مشکل صحی در جلد صورتش دارد، دلیل اصلی این تکلیفی اش را فضای آلوده را می داند، او می گوید: " از دو سال پیش که با برگشت از ایران به این جا آمدیم بر رویم همیشه بخار می برآید و دلیلش را داکتر ها آلودگی هوا را میدانند. محمد نسیم کودک ده ساله که عینکی قطوری به چشم دارد نیز از وضعیت گرد وغبار شکایت داشته تأکید می کند: "داکتر چشم به من گفت که مشکل اصلی چشمم خاک و کثافات پراگنده در هوا است". البته وجود كثافات و آلودگی ناشی از آن تمام مشکل زندگی مردم دشت برچی و در کل مردم کابل را شامل نمیشود. بلكه وجود گاز های مسموم کننده هوا که از سلندر های موتر های کهنه و دود کش های نان وایی های سطح شهر که عمدتا از مواد پلاستیکی استفاده میکنند و همچنان سماواریهای که به خصوص درلحظات نزدیک غروب از هر خانه دود آن بلند میشود در مجموع عواملی اند که شهر کابل را و خصوصاً ناحیه برچی را به یکی از آلوده ترین شهر های کشور تبدیل مینماید. جوی های عمومی کنار سرک ها هیچ گاه پاک کاری نشده و اکثراً زیر کسافات و لای گم شده اند. در بسیار از جا ها دیده می شود که مردم با استفاده از بیل و كلنگ کثافات را از داخل جوی ها بیرون نموده و در کنار آن انبار می نمایند که این کار درذات خود نیز بد ترین مشکل را بوجود می آورد زیرا این کثافات به جای دیگری انتقال نیافته و با بوی بد و آلودگی که ناشی از برخواستن آن در هوا است خطر جدی تری را برای صحت همشهریان کابل ایجاد می نماید. رود خانه کابل محلی دیگری است که برخلاف معمول تمام رود خانه ها کثیف ترین محل و آلوده ترین جای شهر به حساب می آید. عبور از کنار این رود خانه که عملا به یک جوی بزرگ فاضلاب و کثافات تبدیل شده و هرچیزی بد بوی را میتوان در بستر آن دید كه واقعاً آزار دهنده است، مرداب های داخل بستر آن عملاً به محل رشد و زریش پشه ها و حشرات مضره مثل مالاریا تبدیل شده است. در حالیکه در کنار بی توجهی شهرداری کابل، مردم نیز کاری چندان سازنده را در جهت رفع این مشکل انجام نداده و حتی با ریختن کثافات خانهها و دکان های شان در این رود خانه عامل اصلی به وجود آمدن این مشکلات محسوب میگردند. رستورانت های سیار یا كراچی های غذا پز، عواملی دیگری اند که واقعاً از عجایب روز گار شمرده شده و در جریان روز برای مشتریان شان غذا تهیه می کنند. این رستورانت های سیار که عمدتاً در مزدحم ترین محلات شهر جای می گزینند پیوسته در معرض خاک وباد قرار داشته، علاوه بر اینکه می توانند منشاء بسیاری از بیماری ها به خصوص گوارشی مشتریان شان باشند. آنان بوی خاصی را در این محلات بوجود آورده که برای هر عابری آزار دهنده است. گلالی یکی از شهریان کابل که خود را از ناحیه یازدهم شهر معرفی می کند این وضعیت را نگران کننده توصیف نموده می گوید: "این وضعیت که در حقیقت نهایت بی توجهی شهرداری کابل، وزارت صحت عامه و اداره حفظ محیط زیست را نشان می دهد واقعا نگران کننده است، موجودیت تپه های از کثافات در داخل شهر و هوای آلوده و بالاخره این محلات خاص غذا پزی در مجموع و درکنار هم، زندگی را برای همشهریان ما خیلی به مشکل مواجه نموده است، این وضعیت یکی از عوامل بیماری های واگیر دارد بوده و خطر بسیار جدی محسوب میگردد". جوان دیگری که خودش را عبدالله استانكزی معرفی نمود اظهار می دارد: "به نظر می رسد شهر کابل یکی از آلوده ترین شهر های کشور بوده و متأسفانه تاکنون چندان توجه جدی نیز در این زمینه از سوی دولت و مؤظفین امور صورت نگرفته است، من بسیار از مشکلات صحی را ناشی از وضعیت بد فضای کابل دیده و باوردارم در صورتیکه باز هم در این زمینه اغماض ادامه پیدا کند بدون شک شاهد بزرگ ترین فاجعه انسانی خواهیم بود. قطاری از کراچی های میوه و ترکاری فروشی که باز هم در محلات مملو از جمعیت شهر جای می گیرند مشکل دیگری است که می تواند به شکل بسیار گسترده ای با کثافات ناشی از میوه های گنددیده و اضافات ترکاری، محیط شهر را آلوده نمایند. درکنار این همه کثافات و آلودگی ها بعضاً به جا های هم بر می خوریم که از لحاظ شکلی نمای خیلی زیبای را بخود داشته و پاکی و صفایی آن روان آدم ها را شاد می سازد. سرک سیلو و پارک بین دو مسیر سرک که توسط شرکت های خصوصی اعمار شده و شکل بسیار زیبای را بخود دارد یکی از این محلات است. این پارک بتازگی اعمار شده و روزانه محل گرد همائی ده ها همشریان ما که جهت تفریح به این محل می آیند می باشند، بسیاری از کسانی را که در این محل می توان دید دانشجویان دانشگاه کابل اند، آنها سر سبزی و زیبای این محل را یگانه عامل آمدن شان در این پارك عنوان می نمایند. مسیح دانشجوی صنف دوم دانشکده اقتصاد که در سایه یکی از درختان کوچک و تازه برگ شاخ یافته این پارگ نشسته و مطالعه می نمایدمی گوید:" این پارک هوای خیلی خوبی دارد و من همه روزه در این محل میایم و مطالعه می نمایم". در محیط این پارک کودکانی دیده می شوند که در حال بازی بوده و با صدای خنده و هیاهوی شان فضایی خاصی را ایجاد نموده اند، فضایی که مسلما برای هر خسته و فرار کرده از انباشته های کثافات شهر کابل، لذت خاصی دارد.
|
||||||||||||||||||||||||||||