|
عدم
موجودیت فرصت های شغلی و محیط مناسب کاری برای زنان سبب
شده که حق کار آنها عملآ نقض گردد و در نتیجه تعداد زیاد
آنها بیکار بمانند.
بر علاوه
موارد ثبت شده در کمیسیون موارد زیادی در رابطه به نقض این
حق در افغانستان به طور روز افزون وجود دارد که در طی
مشاهدات کمیسیون شناسایی گردیده است.
یکی از
موارد اساسی و قابل تشویش وضعیت اطفال کارگر در افغانستان
است. به اساس یکی از گذارش های کمیسیون که در سال 1385 به
نشر رسید و در آن با تعداد بالاتر از 18000 طفل کارگر در
سرتاسر کشور مصاحبه صورت گرفته بود؛ نشان میدهد که اطفال
در سخت ترین شرایط کار به سر میبرند که بر اساس تمام نورم
های بین المللی در رابطه به کار، كار اطفال ممنوع میباشد.
کار اطفال دسترسی آنها را به تعلیم و تربیه مختل میسازد از
میان اطفال کارگرکه با آنها مصاحبه صورت
فقط 35% آنها به مکتب میرفتند و در عین حال این
اطفال کارگر گفته اند که دلیل عمده کار آنها تمویل مصارف
مکتب شان است. در مصاحبه با معلمین دریافتیم که کیفیت درسی
اطفال کارگر در مقایسه با سایر شاگردان در اکثر حالات؛
بسیار ضعیف است. برعلاوه بر اساس این راپور اطفال
در سنین بسیار خورد به کار اشتغال دارند. این سنین به طور
اوسط از شش
سالگی آغاز میگردد. همچنان این اطفال در شرایط دشوار و
برای ساعات متوالی کار میکنند. حد اوسط کار آنها 9 الی 15
ساعت در شبانه روز میباشد.
ماده 32
کنوانسیون حقوق طفل که افغانستان آنرا در سال 1994 پذیرفته
است تصریح میدارد که اطفال حق دارند تا در برابر کاری که
برایشان خطر دارد، پروسه تعلیم و تربیه او را مختل میسازد
ویا ضرری را از نظر فزیکی و یا روانی متوجه طفل میسازد و
در پروسه رشد نورمال اجتماعی و معنوی طفل خلل ایجاد میکند،
حمایت شوند. این کنوانیسون از کشور ها میطلبد تا قوانینی
را تصویب نمایند که در آن سن حد اقل برای اشتغال و ساعات و
شرایط کار تشخیص شده باشد.
ماده 3
مقاوله نامه 182 سازمان بین المللی کار فعالیت های که
اطفال را در معرض سو استفاده فزیکی، جنسی یا معنوی قرار
میدهد، کار در زیرزمینی ها و جا های خطر ناک،کاری که به
صحت طفل اثر منفی وارد کند مثل کار برای ساعات طولانی و
امثال آنرا، به حیث بدترین اشکال کار برای اطفال اعلام
میدارد و تاکید مینماید که از آنها باید جداٌ جلوگیری صورت
گیرد.
از موارد
مشهود دیگر در رابطه به نقض حق کار بیکاری فزاینده به نسبت
برگشت مهاجرین و کمبود زمینه های اشتغال برای مردم میباشد.
یکی از راپور های کمیسیون در زمینه حقوق اقتصادی و اجتماعی
نشان میدهد که رقم بیکاری در بین مردم و مشکلات ناشی از آن
در حال گسترش است.
عدم
دسترسی به کار مناسب یکی از مشکلات کلی اشخاص دارای
معلولیت را نیز تشکیل میدهد. اکثریت این افراد که مکلف به
تامین اعاشه و اباطه خانواده های شان هستند؛ به شرایط
مناسب کار دسترسی ندارند. وزارت کار و امور اجتماعی، شهدا
و معلو لین هر سال کورس های مخصوص را برای ارتقاء ظرفیت و
مهارت های معلو لین ایجاد مینماید. اما بنابر دلایل مختلف
از قبیل 1)تعداد معلولین به تناسب زمینه های اشتغال خیلی
زیاد است، 2)امکان کاریابی در ادارات دولتی با توجه به سطح
مهارت های که این افراد به آن آشنایی دارند محدود است و3)
سکتور خصوصی در قسمت ایجاد اشتغال برای اشخاص دارای
معلولیت توجه جدی نداشته است؛
مسئله کاریابی اشخاص دارای معلولیت یکی از چالش های
جدی محسوب میگردد.
دولت
افغانستان مکلف است به موارد نقض حق کار به گونه جدی عمل
نماید.دولت باید زمینه را برای تدویر برنامه های آموزش
حرفوی و سایر خدمات برای اشتغال مساعد گرداند. از تبعیض در
برابر کارمندان به شمول تبعیض جنسیتی که بر اساس آن افراد
از فرصت های مساوی برای اشتغال محروم میگردند؛ جلوگیری به
عمل آورد. در برابر اشتغال زنان فرصت های بیشتر ایجاد
گردد.
ازدواج و
تشکیل خانواده:
حق ازدواج و تشکیل خانواده به حیث یکی از حقوق اساسی بشر
شناخته میشود. این حق مستلزم یک تعداد از شرایطی است که
عدم تطبیق آن تخطی از حق ازدواج شمرده میشود. این موارد
شامل اصل رضایت در ازدواج، تعیین حد اقل سن برای ازدواج،
ثبت ازدواج به گونه رسمی و امثال آن میباشد.
ماده 54 قانون
اساسی که خانواده را رکن اساسی جامعه اعلام نموده و دولت
را به حمایت از ان مکلف میداند، همین حق را مورد تأیید
قرار میدهد.
ماده 60
قانون مدنی افغانستان ازدواج را عقدی میداند که
معاشرت زن و مرد را به منظور تشکیل خانواده مشروع گردانیده
و حقوق و واجبات طرفین را به وجود میآورد. همچنان قانون
مدنی افغانستان حد اقل سن ازدواج را برای دختر و پسر تعیین
میکند. براساس آن سن ازدواج برای دختر 16 و برای پسر 18
سال در نظر گرفته شده است. برعلاوه این قانون عقد ازدواج
دختر 15 ساله را به رضایت پدر ومنظوری محکمه با صلاحیت
جواز میدهد و عقد ازدواج پایانتر از 15 سال را منع اعلام
میکند.
در ماده
23 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و ماده 16
کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان تصریح شده است که: ازدواج
صرف به رضایت کامل طرفین صورت گرفته میتواند. مطابق مفاد
این مواد مردان و زنان در انتخاب همسر حق مشابه و مساوی
دارند.
249 مورد
شکایت از نقض این حق در سال گذشته در دفاتر کمیسیون ثبت
گردیده است
که از جمله 18 مورد آن در مورد اطفال و بقیه در رابطه به
زنان بوده است.
بیشترین
مورد نقض این حق درمورد زنان درولایات کندز، تخار وبغلان
91 مورد ثبت شده است.
در میان شکایات رسیده بیشتر شکایات در برگیرنده
مواردی مثل بد، بدل، ازدواج زن بیوه با اقارب شوهر بصورت
اجباری، ازدواج صغار، خرید وفروش زنان، تفاوت سنی میان
زوجین میباشد.
ماده 60
قانون مدنی افغانستان ازدواج را عقدی میداند که معاشرت زن
و مرد را به منظور تشکیل خانواده مشروع گردانیده و حقوق و
واجبات طرفین را به وجود میآورد. همچنان قانون مدنی
افغانستان حد اقل سن ازدواج را برای دختر و پسر تعیین
میکند. براساس آن سن ازدواج برای دختر 16 و برای پسر 18
سال در نظر گرفته شده است. برعلاوه این قانون عقد ازدواج
دختر 15 ساله را به رضایت پدر ومنظوری محکمه با صلاحیت
جواز میدهد و عقد ازدواج پایانتر از 15 سال را منع اعلام
میکند.
یکی از
عام ترین موارد تخطی از این حق ازدواج های قبل از وقت است.
آمار دقیق از تعداد ازدواج های قبل از وقت در دست نیست.
زیرا بیشترازدواج ها در افغانستان ثبت نمیشود و بر علاوه
تذکره تابعیت و اسناد مربوط به ثبت تولدات وجود ندارد تا
سن ازدواج بر اساس آن تثبیت شود. اثرات ناگوارو آنی ازدواج
های قبل از وقت شامل فرار از منزل، خودکشی، خود سوزی، قتل
ها، انحرافات جنسی، تشوشات روانی، افزایش میزان مرگ و میر
مادران و نوزادان، محرومیت دختران از تعلیم و تربیه میباشد
که در دراز مدت روی نقش زنان در حیات سیاسی و اجتماعی و
اقتصادی اثر گذار میباشد.
{دختری
درسن 12 سالگی بنابر فقر اقتصادی پدر اجباراً بامرد 65
ساله ازدواج میکند. شوهر ازنظرجنسی ناتوان است ودختردچار
مشکلات روانی گردیده وازمحکمه مطالبه تفریق نموده است. ولی
محکمه درمورد با گذشت مدت بیشتر از یک سال هنوز حکمی صادر
ننموده است.}
{دختری
دیگری به سن 9 سالگی نسبت فقراقتصادی با مرد متاهل به
ازدواج داده میشود. وی که فعلآ 18 ساله است به طور دوامدار
مورد خشونت شوهر وامباق قرار میگیرد. برادرشوهر میخواهد به
او تجاوزکند. اما اونمی پذیرد وازطرف برادر شوهر مورد ضربه
چاقو قرارمیگیرد. در نتیجه این خانم فرارنموده به خانه
پدرش میرود. ازمحکمه مطالبه تفریق نموده، محکمه هنوز
درزمینه
بعد از گذشت اضافه تر از ده ماه تصمیم اتخاذ
نه نموده است.}
ازدواج
های اجباری که اصل رضایت را در حق ازدواج نقض میکند نیز به
گونه دوامدار در افغانستان اتفاق میا فتد. این ازدواج ها
به اشکال مختلف به شمول بد دادن، بدل کردن، ازدواج اجباری
زن بیوه با اقارب شوهر، ازدواج برای پرداخت قروض و امثال
آن اتفاق افتاده است.
به منظور بررسی وضعیت در قبال نقض حق آزادی بیان به چند
قضیه در ذیل توجه نمایید:
یکی از ژورنالیستان تلویزیون آریانا در هنگام انجام وظیفه
در ولایت هلمند به قتل رسید.
به همین ترتیب ژورنالیست آژانس خبرگذاری پژواک در جریان
اجرای وظیفه توسط کارمندان امنیت ملی مورد لت و کوب قرار
گرفته و برای مدتی تحت توقیف قرار داده شد.
{ولسوال
یکی از ولسوالی ها، قصد داشت دختری را به عقد پسرش در
آورد، دختر از خانه فرار وبه یکی از شلتر های وزارت امور
زنان در کابل پناه می جوید
در حالیکه آن دختر آرزو داشت با پسر دلخواهش
ازدواج نماید. این قضیه دو سال تمام
تحت بررسی قرار
داشت، اما بر اثر اعمال فشار و سهل انگاری مسئولین،
بالاخره خلاف حکم
ماده 64 قانون مدنی بطور اجبار دختر به پسر ولسوال تسلیم
میگرد تا با وی نکاح کند. کمیسیون مستقل حقوق بشر در
همکاری با یوناما این قضیه را پیگیری، حتی رئیس جمهور نیز
در جریان بوده است. با وجود آن موضوع خلاف موازین قانونی
واسلامی بالای آن دختر تعمیل گردیده است.}
اجراات
کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در زمینه تامین حق کامل
انتخاب، رضایت و تطبیق حد اقل سن ازدواج در بر گیرنده
موارد ذیل است:
کمیسیون
با توجه به اینکه ثبت ازدواج ها در یک مرجع رسمی میتواند
تضمیناتی را برای سلامت زندگی مشترک ایجاد نماید؛ به
همکاری نهاد های متعدد در زمینه تدوین نکاح نامه که بتواند
متضمن حقوق هر دو طرف بوده ضمانت های را برای برخورداری از
این حقوق ایجاد نماید، اقداماتی را برای تهیه نکاح نامه
رویدست گرفته است.
مرور و
ارائه طرح اصلاحی برای قانون خانواده در افغانستان به
همکاری سایر نهاد های جامعه مدنی در جریان است.
طرح
قانون جلوگیری ازخشونت در برابر زنان رویدست گرفته شده و
در هماهنگی باسایر ادارات ذیربط کار در مورد جریان دارد.
موانع و
مشکلاتی که در راستای تامین این حق وجود دارد باعث میگردد
که بیشتر دخترا ن و زنان قربانی این تخطی قرار بگیرند.
ازجمله عمده ترین این موانع میتوان پایین بودن سطح آگاهی
عامه، حاکم بودن رسوم ورواج های منفی در تنظیم امور
خانواده، رایج نبودن ثبت ازدواج در مراجع رسمی و قانونی،
فقر، بیکاری، تبعیض علیه زن، قانون گریزی، ضعف مجریان
قانون، سواستفاده ازمقام دولتی، وجود گروه های مسلح
غیرمسئول میباشد.
حق آزادی
بیان:
هرکس حق دارد تا مفکوره خود را آزادانه بیان نماید. آزادی
بیان تنها محدود به آزادی بیان در اجتماعات نیست بلکه شامل
هرنوع سانسور و مجازات نیز میگردد. این حق در بر گیرنده حق
ابراز نظر و حق ارائه، دریافت و جستجوی معلومات نیز
میگردد.
ازادی بیان یکی از حقوق اساسی فردی است و برای تحکیم
دموکراسی امر لازمی میباشد.
ماده سی
و چهارم قانون اساسی افغانستان بیان میدارد
"آزادی
بیان از تعرض مصون است.هر افغان حق دارد فکر خود را به
وسیله گفتار،نوشته،تصویر ویا وسایل دیگر، با رعایت احکام
مندرج این قانون اساسی اظهار نماید.هر افغان حق دارد مطابق
به احکام قانون به طبع و نشر مطالب، بدون ارایه آن به
مقامات دولتی بپردازد."
تضمین
این حق به صورت قانونی یکی از درخشان ترین فراز های قانون
اساسی کشور ما است، زیرا با تضمین این حق، اندیشه ورزی و
انتقال آن به دیگران، فرصت های گرا ن بهایی را برای تبادل
محصولات فکری و پالایش آن، در اختیار ما قرار میدهد.
لت و
کوب، تهدید و حتی قتل، سر بریدن، تصویر وحشتناک از نقض این
حق را نشان میدهد.
طی سال
گذشته بیشتر از 40 مورد
مشهود نقض این حق به مشاهد ه رسیده است که شماری از آن
توسط کمیسیون مورد پیگیری قرار گرفته است. بر علاوه در
موارد مشخص کمیسیون با انتشار اعلامیه های مطبوعاتی برای
تامین حق آزادی بیان و حمایت از ژورنالیستان اقدام نموده
است.
به منظور
بررسی وضعیت در قبال نقض حق آزادی بیان به چند قضیه در ذیل
توجه نمایید:
یکی از
ژورنالیستان تلویزیون آریانا در هنگام انجام وظیفه در
ولایت هلمند به قتل رسید.
به همین
ترتیب ژورنالیست آژانس خبرگذاری پژواک در جریان اجرای
وظیفه توسط کارمندان امنیت ملی مورد لت و کوب قرار گرفته و
برای مدتی تحت توقیف قرار داده شد.
موارد
مشابه تهدید و تخویف ژورنالیستان در نقاط مختلف کشورتوسط
مخالفین دولت و هم توسط نیرو های امنیتی در طی سال گذشته
به مشاهده رسیده است.
کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان بار ها تشویش خود
را ازنحوه برخورد با مطبوعات اعم از موارد متعدد خشونت
علیه ژورنالیستان مستقل، مورد تعقیب عدلی قرار دادن آنها
بصورت غیر مؤجه و هتک حرمت به گردانندگان امور مطبوعات
کشور، را بیان داشته است و از دولت خواسته تا برای حمایت
از مطبوعات آزاد و آزادی بیان در کشور اقدامات جدیتری را
رویدست بگیرد.
حق آزادی
مشارکت در اتحادیه ها:
مشارکت در حیات سیاسی با استفاده از ابزار دموکراتیک و
قانونی یکی از دسته های مهم حقوق هر فرد است، بخشی از این
حق توسط دولت با راه اندازی انتخابات در سطوح گوناگون،
تأمین حق انتخاب شدن و انتخاب کردن و نظایر آن تأمین
میگردد، در
عین حال مردم میتوانند از طریق تأسیس احزاب سیاسی، انجمن
های فرهنگی، اتحادیه های صنفی، نهاد های مدنی
از این حق استفاده نمایند.
ماده سی
و پنجم قانون اساسی افغانستان به حق آزادی مشارکت
در اتحادیه ها اشاره دارد:
"اتباع
افغانستان حق دارند به منظور تأمین مقاصد مادی و یا
معنوی،مطابق به احکام قانون جمعیت ها تأسیس نمایند. اتباع
افغانستان حق دارند،مطابق به احکام قانون، احزاب سیاسی
تشکیل دهند."
اعلامیه
جهانی حقوق بشر در ماده بیستم و بیست و یکم به حق مشارکت و
حق تشکیل جمعیتهای مسالمت آمیز اشاره داشته می گوید: هر کس
حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آمیز تشکیل دهد.
در ماده
بیست و دوم اعلامیه تذکر یافته است که هر کس حق دارد برای
دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در
اتحادیه ها نیز شرکت نماید.
قانون
سازمان های اجتماعی که از سوی دولت با در نظرداشت مفادات
قانون اساسی افغانستان تصویب گردیده است حقوق و آزادی های
فراوانی را برای استفاده از این حق در اختیار مردم قرار
داده است. به این نسبت کمیسیون مستفل حقوق بشر افغانستان
در طی سال 1385 هیچ شکایتی را در رابطه به نقض این حق
دریافت نکرده است.
حق آزادی
اجتماعات:
آزادی اجتماعات و تظاهرات برای بر آوردن اهداف قانونی یکی
از امتیازات جوامع دموکرات و قانونمند است.از همین رو ماده
سی و ششم قانون اساسی افغانستان این حق را چنین تضمین
مینماید "اتباع افغانستان حق دارند برای تأمین مقاصد جایز
و صلح آمیز، بدون حمل سلاح، طبق قانون اجتماع و تظاهرات
نمایند."
با اینکه
در بسیار موارد حق مردم به آزادی اجتماعات در طی سال گذشته
تامین گردیده است اما چند مورد در سال گذشته در رابطه به
تظا هرات قابل تشویش و نگرانی کمیسیون بوده است. از
مهمترین این واقعات تظاهرات 8 جوزا در کابل، تظاهرات در
جلال آباد و تظاهرات محبوسین پلچرخی در طی سال گذشته بوده
است که تخطی های مشخصی در این موارد صورت گرفت.
نبود
تجربه و ناتوانی مسولین در کنترول تظاهرات و عدم آشنایی
مردم با معیار ها و اصول مظاهرات مسالمت آمیز باعث وقایع
خونین در طی سال گذشته گردید. کمیسیون مستقل حقوق بشر
افغانستان در تمامی این موارد از جریان تظاهرات و نحوه
برخورد نیرو های انتظامی نظارت به عمل آورده راپور ها و
پیشنهادات مشخصی را در زمینه ارائه داشته است. بر علاوه طی
انتشار اعلامیه های مطبوعاتی موارد تخطی را در هریک از این
حوادث شناسایی و اعلام نموده است.
بررسی
های انجام شده از جریان تظاهرات 8 جوزای کابل توسط کمیسیون
مستقل حقوق بشر افغانستان نشان میدهد تعداد 175 نفر در
جریان این تظاهرات توسط پولیس دستگیر گریدند که از جمله 29
طفل نیز در جمع آنها شامل بوده است. برخورد پولیس با
دستگیر شده ها و نحوه دستگیری افراد از مواردی است که باعث
نقض حق آزادی تظاهرات و اجتماعات میگردد. زیرا در قدم اول
این دستگیری بسیار عجولانه بود. برعلاوه دستگیری نه در
جریان تظاهرات بلکه بعد از خاموش شدن تظاهرات صورت گرفت که
دلیل موجه برای آن وجود نداشت و همین مورد باعث گردید که
افراد بیگناه که اصلا در تظاهرات شامل نبودند توسط پولیس
دستگیر گردیدند چون پولیس بدون اعتنا هر فردی که با او
مواجه میشد دستگیر مینمود. طور مثال در میان دستگیر شدگان
فردی قرار داشت که شواهد کافی مبنی بر اینکه که فرد دستگیر
شده در جریان روز در جلال آباد بوده در دست داشت. این فرد
به مجرد ورود به کابل توسط پولیس به اتهام دست دا |