English

|

       

صفحه نخست

 

 

 

کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان

گزارش از وضعيت قضیه منازعه کوچی ها با مردم محل

 در ولسوالی های حصه اول ودوم بهسود ولايت ميدان وردک

سنبله 1386

 

مقدمه

کوچی هامتعلق به قبایل مختلف اقوام پشتون است که از دیر باز واز ساليان متمادی به اين طرف، برخوردار از زمين و خانه ای مشخص و دایمی  نبوده، در ايام تابستان ، برای استفاده از چراگاه های مناطق کو هستانی افغانستان طور مؤقت به آن مناطق کوچيده و در زمستان دوباره راهی مناطق گرم ميشوند.

کوچی ها در بسا نقاط کشور با مردم محل در گير ميشوند زيرا  گاهی مواشی شان ،  زراعت آبی و للمی مردم را می چرند و زمانی چنين هم واقع شده که حين عبور از يک منطقه، گوسفندان و شتران شانرا عمدأ بالای زمين های زراعتی مردم در هنگام شب چرانده اند، که اين عمل باعث بروز برخورد های خشونت بار و دشمنی ها بين کوچی ها و مردم محل شده است. وهراز گاهی مشکلات بزرگ سراسری را درجامعه افغانستان خلق نموده است.

این مشکل در دهه های قبل در مناطق هزاره نشین بیشتر بوده و کوچی ها به مردم این محلات برخورد های خشونت آمیزی داشته اند. اما در سال های اخیر، درحاليکه مصارف معيشتی مردم محل خيلی بالا رفته و تغییراتی در نحوه زندگی مردم بوجود آمده، همچنان با توجه به افزایش نفوس و جمعیت درین مناطق، وبا در نظر داشت اینکه مالداری و پیداوار زراعتی للمی يگانه منبع مهم عایداتی این مردم به حساب می آید وعلفچر ها نقش مهمی در تأمین معیشت مردم این مناطق دارد، و با توجه به اينکه مناطق مرکزی افغانستان دارای فصل نموئی خيلی کوتاه و زمين های يک فصله است، این برخورد ها شدت بیشتری یافته و به مردم محل آسيب زيادی رسيده است. مردم محل مدعی اند  که حق استفاده از علفچر ها  متعلق به باشندگان دايمی آن است زيرا زمين برای کشت های موسومی خيلی محدود بوده ويگانه وسيله معيشت مناسب در مناطق مرکزی پرورش مواشی هست که آنهم  متکی به همين علفچر های طبيعی موجوده می باشد. ولی  کوچی ها ادعا دارند که مناطق مرتفع مرکزی افغانستان ساحه علفچر های تابستانی شان بوده و ايشان در اين زمينه دارای اسناد مالکيت نيز هستند. اين اسناد ( که بيشتر به شکل فرمان هست ) ملکيت عمدتأ در اواخر قرن هجده و اوايل قرن نزده ميلادی از طرف شاهان همان وقت صادر شده است. احتمالأ صدور همچو اسنادی نشان دهنده دعوا های مردم محل با کوچی ها درمورد استفاده از علفچر های مناطق مرکزی بوده است، که شاید شاهان قبلی با صدور اين اسناد خواسته اند به ادعا ها خاتمه بدهند، و استفاده از علفچر های مناطق مرکزی را توسط کوچی ها، جلوه قانونی بدهند.

بهسود، یکی از این کانون های منازعات است. طبق اظهارات مردم محل و تحقیقات دفتر بامیان کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ، در سالهای قبل ، همزمان با گسترش قدرت سياسی  و نظامی طالبان در مناطق مرکزی افغانستان ،  کوچی ها وارد منطقه کجاب بهسود می شوند.وتا سال 1380  دست به چراندن قصدی مواشی شان بالای بذر های موسومی و تخريب قسمی ساختمان های زراعتی  بالای زمين های آبی و للمی ميزنند. درجریان همین سالها یک زن درمنطقه با غک کجاب به قتل می رسد . درسال  1382 ( پس ازشکل گیری اداره مؤقت  درکشور ) کوچی ها دوباره به کجاب داخل ميشوند اما مردم محل مانع آنها می شوند . درسال 1383 دوباره درمنطقه وارد می شوند. اینبار درقریه بابه کجاب  یک مرد را به تاریخ  27 جوزا 1383 به قتل می  رساندند. وزمین های بذر شده مردم را توسط مواشی شان پامال ميکنند. به تعقیب آن، درسال 1384 نيز مثل سالهای گذشته با چراندن عمدی مواشی شان، زمين های  بذر شده آبی و للمی مردم محل را پامال نموده و بازهم شخص دیگری را به تاریخ 6 / 5 / 1384 به قتل می رسانند.

در سال 1386 نیز از آغاز سال این منازعه بین مردم محل و کوچی ها شدت بیشتری  گرفت. با تأسف که این معضل قربانی های بزرگ انسانی و مالی با خود داشت و هنوز هم خاتمه نیافته است. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از آغاز منازعه این قضیه را پیگیری نموده و این دومین گزارش رسمی آن است که به نشر می رسد. یافته های کارمندان کمسیون ازین واقعه ذیلا شرح می گردد:

 

درگیری کوچی ها با مردم ولسوالی های حصه اول وحصه دوم بهسود

 

به تاريخ 15 جوزا 1386  منازعه بین کوچی ها ومردم حصه دوم بهسود آغاز شد و از همان آغازبا خسارات جانی ومالی هنگفتی توأم بود. این منازعه تا تاریخ 13 سرطان 1386 به ولسوالی حصه دوم بهسود محدود ماند اما ازین تاریخ به بعد به ولسوالی حصه اول بهسود هم گسترش يافت و درهردو بهسود تا اوایل ماه اسد امسال ادامه یافت. درجریان این منازعه چهار بارهیئات های از دفتر بامیان و یک بار ازدفترکابل کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان جهت تحقیق وبررسی این قضیه به ساحه اعزام گردید که یافته های آن ها در مورد میزان خساراتی جانی ومالی که به مردم رسیده است بدین شرح می باشد:

-          براساس چشم دید های کارمندان کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان ، اظهارات مردم ، ارائه شواهد توسط مردم و همچنان تائید مقامات ولسوالیهای مربوطه، درهردو ولسوالی حصه اول و حصه دوم بهسود 11 نفر از مردم محل به قتل رسیده اند. قتل یک طفل در ولسوالی حصه اول بهسودهم تائید شده است.  درهردو بهسود 15 نفر به شمول چهار زن زخمی شده اند. درمورد کشته شده ها شاهدان عینی اظهارداشته اند که اکثریت این کشته شده ها اسیر بوده و به شکل فجیعانه ای به قتل رسیده اند.

-          درولسوالی حصه اول بهسود به اساس چشم دید های کارمندان کمیسیون ، آمار قومندانی امنیه وتائید ولسوال ونمایندگان مردم حدود 116 قریه در زمان جنگ تخلیه شده که درمجموع حدود هزار فامیل مجبور به ترک خانه های شان شده و به ساحات دیگر متواری شده اند. درولسوالی حصه اول، اکثریت قریه ها حین بازدید کارمندان کمیسیون به تاريخ 10 اسد 1386 خالی از سکنه بوده و مردم می گویند که نه امنیت ما تآمین است و نه درآن جا چیزی برای خوردن داریم که به خانه های خود برگردیم. درولسوالی حصه دوم بهسود حدود 70 قریه تخلیه شده که درنتیجه آن حدود 900 خانواده کوچ کرده وبه مناطق دیگر پناه جسته اند ودرین ولسوالی هم تا تاریخ بازديد کارمندان کمیسیون ازآن نقاط ، اکثریت خانواده  هاهنوز برنگشته بودند. که درمجموع درهردو ولسوالی بیش از 186 قریه تخلیه شده وحدود 1900 خانواده به نقاط دیگر مهاجر شده اند.

-          درولسوالی حصه اول بهسود حدود 40 قریه و درولسوالی حصه دوم بهسود حدود 15 قریه شدیدأ آسیب دیده است. از یک طرف زمین های زراعتی مردم از اثر بی آبی ویا چریدن رمه های کوچی از بین رفته است، که به اساس تخمین مردم وتائید ولسوال، بذر فصلی حدود 3000 ( سه هزار ) جریب زمین زراعتی در حصه اول بهسود ازبین رفته است ودرحصه دوم بهسود هم، هرچند آمار دقیق ميسر نشد، اما برداشت کارمندان کمیـسیون اینست که به همین میزان شاید با کمی تفاوت زمین های زراعتی خساره مند شده باشد. ازجانب دیگر تمامی خانه ها دراین قریه ها توسط کوچی ها تلاشی شده ، دروازه ها شکستانده شده و اجناس خانه های مردم به غارت رفته است. درچند موارد کارمندان کمیسیون باچشم خود دیده اند که با مواد غذای، مثل گندم و آرد، ریک وخاک مخلوط کرده بودند تا دیگر قابل استفاده نباشد. درکل، باشندگان این نقاط منبع عایداتی ومحصولات متوقعه زراعت امسال  خود را ازدست داده اند. که به این حساب تعداد زیادی از خانواده  هادر معرض خطر مرگ وگرسنگی قرار دارند. واین خانواده ها حداقل برای زمستان امسال چیزی برای امرار معاش ندارند.

-          درولسوالی حصه اول بهسود هشت باب خانه رهایشی شامل 51 اتاق نشیمن ، ده ها دی (تل) هیزم و ساحه دو سیر تخم ریز زمین زراعتی در آتش سوخته است. در ولسوالی حصه دوم بهسود 3 باب خانه رهایشی و ده ها دی هیزم سوختانده شده است.( کارمندان کمیسیون برخی از خانه های سوخته را مشاهده نموده و تصاویری ازآن ها برداشته است .)

-          درهردو ولسوالی دولت وجمعيت افغانی سره مياشت هیچ کمکی به بیجا شده گان نکرده است.و هم هیچ نهاد خیریه ای به این مردم کمک های خیریه نرسانده است. صرف برای خانواده های کشته شده ها و زخمی شده ها از جانب دولت یک مقدار کمک نقدی صورت گرفته است. درحالیکه مردم این مناطق به کمک های  اولیه اشد نیازمندی را دارند واگر به مردم کمک نرسد آنها بار ديگر از ترس عواقب گرسنگی  مجبور به ترک خانه های شان خواهند شد، زيرا مردم این مناطق، براساس مشاهدات کارمندان کمیسیون همه دارائی خود را از دست داده اند. عدم کمک های دولت ممکن اعتراضات این مردم را هم در پی خواهد داشت. مردم می گویند که در فیصله رئیس جمهور آمده است که جمعيت افغانی سره مياشت باید به بیجا شدگان کمک برساند اما به مردم اصلأ کمک صورت نگرفته است. 

-          به اساس اظهارات مدیریت های معارف هردو ولسوالی ومشاهدات کارمندان کمیسیون، در هردو ولسوالی حصه اول ودوم بهسود، 17 باب مکتب متوسطه ، ابتدائیه ولیسه در جریان جنگ تعطیل شده است. در مکاتب ولسوالی حصه اول بهسود 1530 نفر دانش آموز ( 612 دانش آموز دختر و 918 نفردانش آموز پسر ) از درس وامتحانات خویش محروم شده اند. درولسوالی حصه دوم بهسود  درجریان جنگ بدون شاگردان لیسه میرهزار به تعداد 1185 نفرشاگرد دختر وپسر از درس ها وامتحانات خویش محروم شده اند. ودر مجموع در هردو بهسود  2715 نفر دانش آموز از درس وامتحانات خویش محروم شده اند. اسناد ، مدارک ومواد آموزشی برخی ازاین مکاتب به تاراج برده شده وکتاب و دیگر مواد آموزشی آن ها تکه وپاره شده وبعضا سوختانده شده است. ازجمله یک قسمت از يک مکتب در منطقه خارقول به آتش کشیده شده است.

-          در طول مدت منازعه ، کوچی ها از سلاحهای مختلف کار گرفته اند. و مردم و مقامات دولتی تائید کردند که کوچی ها از سلاح های پیکا ، کلاشنکوف ، راکت و ده شکه استفاده کرده است. این واقعیت در نتیجه تحقیقات کميسيون مستقل حقوق بشر و اظهارات مردم تثببت شده است. چنانچه به تاریخ 14 سرطان 1386 کوچی ها در شهرنیرو از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود هیئات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان  را که مصروف بازديد نظارتی از ساحه وقوع منازعه بودند مورد فير راکت آر پی جی قرار دادند. در مورد تعداد افراد مسلح کوچی ، خود کوچی ها به هیئات کمیسیون گفته اند که ما درمجموع،  به تعداد  88 خانواده در ساحه هستیم  و بقول خودشان هرخانواده برای چرانیدن مواشی شان دو چوپان داشته و هرکدام از چوپانان مسلح بوده که تقریبا 176 نفر مسلح داریم.( کارمندان کمیسیون حین جلسه، افراد مسلح کوچی را دیده است.)

-          درقبال جبران خساراتی که به مردم رسیده، حکومت های محلی و حکومت مرکزی هیچ گونه اجرائات نکرده است. وحتی در قسمت قضایای قتلی که اتفاق افتاده از جانب سارنوالی هردو ولسوالی هیچ گونه تحقیقی صورت نگرفته است. دوسيه قضایای قتل وزخمی شدن مردم وتخریب ملکیت درهیچ ارگان دولتی ترتيب داده نشده است. گو يا هیچ اتفاقی نیافتاده است.

-          کوچی ها در دو ملاقاتی که با هیئات اعزامی کمیسیون در ساحه داشته اند، مدعی شدند که  يک نفر از آنها  به قتل رسيده و جنازه اش را نزد فامیلش به خروار لوگر انتقال داده اند. اما هیچ گونه دلایل و مدارک مثل محل وقوع قتل و جنازه مقتول برای اثبات ادعای شان ارایه نکردند.  کوچی ها به کارمندان کميسيون گفته اند که آنها ميل ندارند که دولت قاتل را مورد پيگرد عدلی و قضائی قرار دهند، بلکه خود شان ميخواهند از قاتل انتقام بگيرند. همچنان کوچی ها مدعی بودند که سه نفر کوچی در جریان جنگ ها زخمی شده است.

-          نماينده های کوچی ها در جلسه ای که با هیئات کمیسیون به تاریخ 17 جوزای  1386 در دشت لادو داشته اند ، اظهار نموده اند که: "هیچ کدامی ما در این منطقه چراه گاه قانونی نداریم". حاجی صفت نماینده کوچی های سدوخیل اظهار داشته که: "چراه گاه ما در کوتل ملا یعقوب می باشد که به اساس فرمان به ما تعلق گرفته است واین منطقه چراگاه قوم بنام شینواری خیل است و ما از اقوام آنها هستیم و به خود حق می دهیم که در اینجا باشیم." . همچنان سران چهار خیل کوچی ها، حاجی صفت ، خوشحال ، بسم الله خان ونماینده خوجه خیل در یک استعلام ولسوالی حصه دوم بهسود نوشته اند که: " میله جای اصلی ما در لعل وسرجنگل و میله جای یک قوم ما در کوه بیرون است."

-          حکومت های محلی و ولایت میدان وردک جهت توقف برخورد ها در طول یک ونیم ماه جنگ هیچ گونه اقدامی نکرده و حتی برای جلوگیری از جنگ به هیچ عملی متوسل نشده است. ولسوالی حصه دوم بهسود بارها به هیئات های کمیسیون گفته است که"  از ولایت میدان وردک به ما مکتوب رسیده که امنیت کوچی ها را تأمین کنیم واز جانب دیگر ما توان جلوگیری از جنگ را نداریم." وتا صدورامر رئیس جمهور مبنی بر خروج کوچی ها از ولسوالی های بهسود، از جانب دولت کدام اقدام موثری درین زمینه انجام نیافته است.

نتیجه گیری

 1-     مردم ولسوالی های حصه اول و حصه دوم بهسود از ناحيه برخورد با کوچی ها متحمل خسارات جانی ، مالی ، فرهنگی و ناراحتی روانی از قبيل پامال شدن  بذر آبی و للمی شان توسط مواشی کوچی ها، سوختاندن منازل شخصی  شان، مسدود شدن وحتی حریق شدن مکاتب ،آواره شدن وسرگردانی شده اند.

2-      مقامات محلی دولتی هيچگونه اقدامی برای جلو گيری از برخورد مسلحانه بين طرفين در اين قضيه نتوانسته است و اظهار داشته اند که در همچو موارد ناتوان اند؛ واز جانب دیگر درهردو ولسوالی، دولت وسره مياشت وهیچ نهاد خیریه ای ديگر به این مردم کمک های خیریه نرسانده است. درحالیکه مردم این مناطق به کمک های  اولیه اشد نیازمندی را دارند واگر به مردم کمک نرسد مردم باردیگر از نگاه خطر گرسنگی مجبور به ترک خانه های شان خواهند شد. در صورت عدم رساندن کمک به این مناطق خطرمرگ وگرسنگی این مردم خیلی زیاد است.

3-      از اثر اين منازعه، کوچی ها نيز متضرر شدند، چنانچه يک نقر شان به قتل رسيده و همچنان  به ساحه علفچر های مطلوبه رسيده نتوانستند تا مواشی شان از آن چراگاه ها استفاده مينمودند.

 

پیشنهادات جهت حل دراز مدت معضل کوچی ها

2         -  دولت بايد پيرامون قضیه برخورد کوچی ها با مردم بهسود تحقيق و بررسی دقيق و غير جانبدارانه نموده و اطمينان دهد که ناقضين قانون مورد بازپرس قانونی قرار ميگيرند و خساره وارده به همديگر را جبران مينمايند؛

3         دولت بايد مکلفیت قانونی خود را مبنی بر اتخاذ تدابیر جهت بهبود زندگی و اسکان کوچی ها، آنگونه که در ماده چهارده قانون اساسی پیشبینی شده است، عملی نماید تا از یک طرف از ایجاد دشمنی بیشتر بین اقوام جلوگیری به عمل آمده و از جانب دیگر کوچی ها به حقوق شهر وندی خویش دسترسی حاصل نمایند.

4         بیجا شده گان این حادثه در وضعیت رقت باری به سر میبرند هنوز خیلی از خانواده ها به خانه های خود برنگشته اند . وعمده ترین دلیل برنگشتن بیجا شده گان اینست که در خانه های شان چیزی نمانده است که آنان با آن امرار معاش نمایند واز جانب دیگر نسبت به تأمین امنیت خانواده های خود هم اعتماد ندارند. و تا کنون دولت و هیچ مرجعی دیگر کمترین کمک به آنها نرسانیده است. دولت باید کمک های اضطراری نظیر سرپناه، غذا و ادویه جات مورد ضرورت آنها را تهیه نموده و زمینه بازگشت فوری آنها را به خانه هایشان مساعد سازد.

5           دولت بايد، از طريق اجرای برنامه خلع سلاح گروه های غير قانونی و ساير ميکانيزم های بازرسی حاملين غير قانونی اسلحه و حتی کنترول استفا دۀَ نا جايز آن توسط مأمورين امنيتی، به مردم اطمينان دهد که از وقوع همچو حوادث در آينده جلو گيری بعمل ميآورد، و در خصوص همچو برخورد کوچی ها با مردم محل، قوای امنيتی دولتی بايد همه ساله  جهت پيشگيری از وقوع همچو حوادث در تمام نقاط  ورودی و دخولی کوچی ها ، کاروان های پياده و سواربرعراده جات آنها را بازرسی نموده و در صورت دريا فت سلاح، آنرا مصادره و مورد باز پرس قرار دهند.

6          پيرامون قضيه فعلی، دولت بايد قضایای هردو طرف را مورد پیگیری قضائی وقانونی قرار داده،  از هر دو طرف کساني را که از سلاح ناريه  استفاده کرده اند بازداشت و طبق قانون مجازات نمايد ورنه ارتکاب جرایم قتل با استفاده ازاستعمال سلاح در همچو قضايا در تمام نقاط مورد منازعه با کو چی ها، معمول ميگردد .

7         دولت جهت حل ریشه ئی ای این معضل بايد تحقيق نمايد که آيا همچو کوچی ها واقعأ اسناد دال بر استفاده از چراگاه های نزديک به محل اقامت مردم ده نشین  را دارند يا  نه، و هم تحقيق نمايند که آيا اين رمه های مواشی ملکيت خود کوچی ها اند و يا  ملکيت سرمايه داران پولدار که در شهر ها زندگی مينمايند، و با استفاده از نام و حق الامتياز  چرا مواشی کوچی ها در هزاره جات و ساير نقاط کشور، تو سط ايشان اجير ميشوند.

8            بناء  دولت به منظور بر طرف شدن دايمی  معضله همچو برخورد های خشونت بار بين اقوام افغانستان، بخصوص بين کوچی ها و مردم محل،  پروژه های جديد باير سازی زمين های خاره دولتی را رو يدست گرفته و کوچی ها و دهقانان بی زمين را در آن پروژه ها اسکان بدهد تا از زندگی رقت بار رهائی يافته و اطفال و نوجوانان شان از حق دسترسی به خدمات آموزشی و تحصيلی منظم و همسان با ساير شهروندان، برخوردار گردند.

9          همچنان به منظور تخفيف اتکاء صد در صد رو ستايان فعلی به ساحه موجوده علفچر ها و جنگلات، دولت بايد، در برنامه های آينده توسعه اقتصادی و اجتماعی، مطابق به اهداف هزاره افغانستان و معيار های توافقنامه افغانستان مبنی بر از بين بردن فقر و بيکاری، مسئله تو ليد اشتغال در ساير عر صه ها را موازی با بخش زراعت و مالداری، در تمام نقاط افغانستان، خصوصاء در مناطق کو هستانی صعب العبور که از فقر اقتصادی و اجتماعی بيشتر ازهر جای ديگر افغانستان متأثر هستند، رو يدست گيرد. 

10     دولت بايد مقرره و اصول استفاده از ساحات علفچر را، با در نظر داشت اصل جلو گيری از تبديل شدن ساحات علفچر های موجوده ای طبيعی به زمين های مزروعی توسط افراد زورمند،  بهبود علفچر های موجوده از نگاه تنوع و تکثر نباتات علو فه ئی و ايجاد و تو سعه ساحات علفچر های مصنوعی، تعين حدود حق استفاده و شيوه های استفاده مؤثر از علفچر ها، طرح و عملی سازد.

 

 


کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان