|
تخطی ها
از قوانین بین المللی بشردوستانه، افغانستان-رفتار ها
و نمودارهای آن
درگیری های مسلحانه که در افغانستان جریان دارد همواره
برمردم ملکی کشور شدیدا تاثیر می گذارد. جنگجویان همه
جوانب درگیر به حفظ جان، مال و دارایی مردم افغانستان که
در جنگ نقش ندارند، توجه نکرده و جهت تقلیل تاثیر جنگ
بر مردم ملکی هیچگونه نگرانی نشان نمیدهند.
کمسیون مسقل حقوق بشر افغانستان از همه جوانب درگیر می
خواهد که به قوانین بین المللی بشردوستانه و قانون بین
المللی حقوق بشر احترام گذاشته و از آن جداً پیروی نمایند.
مصؤنیت افراد ملکی افغانستان باید در همه عملیات یک ضرورت
اصلی و مقدم پنداشته شود.
کمسیون مسقل حقوق بشر افغانستان نگرانی خویش را در مورد
یک تعداد عملکرد های مشخص که بشکل واضح سبب تخطی از
معیارات بین المللی گردیده و هنوز هم ادامه دارد، مخصوصا
ابراز می دارد. این عملکردها دریک تعداد حادثات که
اخیراً اتفاق افتاده است خیلی مشهود و برجسته میباشد.
رفتار های نگران کننده و موارد نمونه یی آن
تلفات
بیش از حد افراد ملکی ناشی از حملات شورشیان و عملیات
نظامی نیرو های ملی و بین المللی
حملات
از سوی گروپ های مسلح ، همچنین عملیات نظامی توسط نیروهای
ملی و بین المللی مکرراً منجر به جراحت و کشتار افراد ملکی
و تخریب مال و دارایی مردم گردیده است. قانون بین المللی
بشردوستانه کلیه اشکال خشونت علیه زندگی و کسانی که
هیچگونه نقش فعال در خصومت ها نداشته اند، را منع می کند.
هدف قرار دادن عمدی افراد ملکی و اموال مردم ممنوع و حرام
میباشد. حملات تنها متوجه اهداف نظامی می تواند باشد و
طرف حمله کننده باید درجهت تدقیق وتحقیق اینکه اشیا
مورد حمله واقعا ماهیت نظامی دارد، تمام تلاش ممکن را بخرج
دهد. هر تلفات ملکی ناشی از همچون حملات (که خساره ضمنی
گفته می شود) نباید از منافع واقعی و مستقیم نظامی متوقعه
بیشتر باشد.
بعضاً
قضایای خیلی فاحش وجود داشته است که در آن افراد ملکی هدف
مقدم یا اصلی یک حمله بوده است. هرچند در بسیاری موارد،
تلفات افراد ملکی نتیجه عملیاتی است که هدف اصلی آن تعقیب
اهداف نظامی میباشد. اغلب اوقات، همچو تلفات متناسب با
منافع نظامی عملیات و یا حمله نمیباشد و ازینرو وارد
نمودن این تلفات خساره ضمنی مشروع را تشکیل نداده بلکه
یک نقض جدی قوانین بین المللی بشردوستانه را سبب میشود.
حملات
انتحاری
که توسط عناصر ضد دولتی صورت می گیرد مخصوصا باعث کشتار و
جراحت تعداد زیاد افراد ملکی گردیده است. حتی اگر این
حملات متوجه اهداف نظامی و یا مقامات رسمی باشد، این حملات
بشکل وسیع بدون در نظر داشت خسارات تبعی آن صورت می گیرد.
درنتیجه، حملات انتحاری فروان علیه هدف دشمن فرضی اصولا
منجر به کشتار مردم بیگناه افغانستان که در محل میباشند
گردیده است. حملات زیان بار، حملاتی است که در مناطق
پرجمعیت ویا در نزدیکی اجتماعات و محل تجمع مردمی صورت می
گیرد، مانند بمب گذاری های که درناحیه مارکیت کابل ساعت
ازدحام ویا علیه سربازان که شیرینی به کودکان می دادند،
صورت گرفت.
طور مثال: حمله انتحاری در ولایت لغمان بتاریخ 1 اپریل
2007
بتاریخ 1 اپریل 2007، در قریه علی خیل ولایت لغمان، یک
کاروان اردوی ملی مورد حمله انتحاری یک موتر حامل مواد
منفجره قرار گرفت. سربازان از ولسوالی قرغه ئی، جایکه آنها
سیلاب زدگان را کمک می کردند، برمی گشت. تقریبا ساعت
03:15 بعد از ظهر موتر انتحاری، کورولای سفید، در نزدکی
کاروان انفجار داده شد.
حمله در محدوده شهر، در یک منطقه رفت و آمد افراد ملکی
صورت گرفت. این حمله سبب قتل ده فرد ملکی به شمول پنچ
کودک، ، وجراحت شدید دست کم سیزده فرد ملکی همچنین پنج
عسکر اردوی ملی گردید. پدر دو قربانی این حادثه پیامد
بمبگذاری را چنین بیان نمود: " من در ترمیم دیوار های خانه
ام مصروف بودم که انفجار مهیب و نیرومندی دیوار ها را تکان
داد. دیدم که دونفر روی جاده مجروح افتاده اند ولی
دخترانم را در آنجا ندیدم. بعدا دیدم که اجساد خون آلود
آنها روی جاده افتاده است. یکی از دخترانم سرش و دیگری
دستش جدا شده بود. من از این صحنه هولناک و درد آور عمیقا
تکان خوردم، و مردم قریه مرا در جمع نمودن اعضای اجساد
آنها کمک نمودند" ( مصاحبه از سوی کمسیون مسقل حقوق بشر
افغانستان، 2 اپریل 2007).
طی یک پیام الکترونیکی به
AIP
جلال آباد ، سخنگوی طالبان ذبیح الله مجاهد ، مسؤلیت این
حمله را از سوی گروه طالبان پذیرفت . این بیانیه اظهار می
دارد که حمله انتحاری توسط یک طالب، بنام نومان، ساکن
ولایت لغمان، صورت گرفت. وی موتر حامل مواد منفجره خویش را
به کاروان نیروهای خارجی و افغانی در منطقه علی خیل
مهترلام اصابت داد" (طالبان مسؤلیت حمله انتحاری در لغمان
را بدوش گرفتند،
AIP
جلال آباد، 1 اپریل 2007)
گرچه هدف مقدم این حمله نظامی بود، ولی انفجار یک موتر پر
از بمب در وسط محل تجمع افراد ملکی و تلفات جانی و جراحت
متعاقب افراد به هیچ وجه ربطی به جنگ نداشته و در تناسب
به منفعت نظامی متوقعه قرار نمی گیرد. بنابراین، حمله
انتحاری مذکور تخطی صریح و روشن از اصول اساسی قوانین بین
المللی بشردوستانه می باشد.
عملیات و بمباردمان هوایی
توسط نیروهای بین المللی نیز در چندین مورد، بر غیرنظامیان
شدیدا تاثیر گذاشته است، و سبب تلافات جانی و جراحت
افرادملکی همچنین تخریب دارایی مردم گردیده است. در حالیکه
عموما به محا فظت افراد ملکی واقعاً اهمیت داده می شود،
ولی باید جهت اطمینان از هدف گیری درست و تقلیل خسارات
ضمنی و ملکی که در عملیات واقع می شود، توجه و مراقبت
بیشتر صورت گیرد.
طور مثال:
بمباردمان هوایی در ولایت کاپیسا در 4 مارچ 2007
بتاریخ 4 مارچ 2007، نیروهای بین المللی و ملی به حملات
هوایی و توپخانه ای بر یک محوطه مسکونی در قریه جبار در
ولسوالی نجراب ولایت کاپیسا دست زدند. طبق گزارشات ساکنان
محل، این حمله متوجه شخصی که مظنون به رابطه داشتن با
طالبان بود، میشد. درحالیکه یک سخنگوی نظامی آمریکا ادعا
نمود که این حمله متوجه دو فرد متهم به فعالیت های شورشی
که در حال شلیک بر پایگاه نظامی در آن محل دیده شده بودند
میشد. ولی بمباردمان سرانجام منجر به قتل نه عضو فامیل
مظنون، به شمول دو زن حامله و چهار کودک، و جراحت پنج نفر
دیگرگردید.
در حوالی 08:45 بعد از ظهر، قریه مورد پرتاب گلوله ازجانب
پایگاه اردوی ملی قرار گرفت. حمله اولی هوایی در حوالی
09:30 بعد از ظهر شروع گردید و بمبی بزرگ بر محوطه مظنون
پرتاب گردید، که خانه را کاملا تخریب نمود و همه باشندگان
ان را به قتل رساند. کشته شده گان همه اعضای یک فامیل
بودند. قربانیان شامل پدرکلان 90 ساله و مادر کلان 75 ساله
همچنین سه زن (که دوتای شان حامله بود) و چهار کودک بین
سنین کمتر از یک تا پنج سال می گردید. تقریبا 30 دقیقه
بعد، در یک حمله هوایی دیگر، بمب های بیشتر بر یک محوطه
مجاور پرتاب گردید و پنج نفر دیگر زخمی گردیدند. همه
مصاحبه شوندگان ادعا نمودند که هیچ گلوله و موشک از قریه
به بیرون فیرو پرتاب نمی شد، گرچه گزارشات حاکی از آن بود
که شورشیان یک راکت را از کوه نزدیک سولانه فیر کردند.
در مورد اینکه آیا مظنون مورد حمله واقعاً در فعالیت های
شورشی دست داشت یا خیر؟ و آیا وی در روز حمله واقعاً
در قریه حاضر بود یا خیر، معلومات منتاقض وجود داشت .
هرچند روشن است که حتی اگر اتهامات علیه وی درست باشد، وی
اهمیت محدود داشت و منفعت نظامی کشتن احتمالی وی، نمی
تواند کشتار ضمنی نه فرد ملکی را توجیه کند. ازینرو حمله
با قوای زیاد صورت گرفته است و نقض قوانین بین المللی بشر
دوستانه می باشد.
تخطی ها علیه افراد ملکی، بشمول اعدام بدون محاکمه، قطع
عضو و گروگان گیری
گروه
های مسلح ضد دولتی در چندین مورد مصؤنیت و محفاظت از
افراد ملکی که در ماده 3 مقررات عمومی کنوانسیون های ژنیو
گنجانیده شده است، را مستقیما نقض نموده اند.
یک شکل از تخطی ها اعدام بدون محاکمه ویا قطع عضو افراد
مظنون به اتهام همکاری با دولت افغانسان و یا نیروهای بین
المللی می باشد. هدف خاص این حمله کارگران ملکی ، مانند
رانندگان موتر لاری ویا کارگران دستگاه های ساختمانی، که
کارهای شان کمک به نیروهای بین المللی پنداشته می شود،
بوده است. در مناطق که شورشیان، حضور چشم گیر دارند،
چنانچه در بعضی از ولسوالی های ولایت هلمند، افراد متهم
به همکاری، بشکل آشکار و در ملاء عام بدار آویخته و یا
سربریده شده اند. حتی در ساحات تحت کنترول کامل حکومت،
حوادث زیادی اتفاق میفتد که در آنها وسایط ملکی تحت حمله
ناگهانی قرار میگیرند و سرنشینان آن کشته ویا مجروح می
شوند.
گروه های مخالف حکومت دست به گروگان گیری ها، اختطاف
افراد ملکی بشمول خبرنگاران، کارمندان مؤسسات امداد و
کارمندان خدمات طبی میزنند. قربانیان اختطاف ها در برابر
پول و تبادله با افراد طالبان مورد معامله قرار میگیرند و
اگر تقاضای شان برآورده نشد، دست به کشتار قربانیان
میزنند.
طور مثال: قطع اعضای کارگران ملکی در ولایت نورستان 17
مارچ 2007
بتاریخ 17 مارچ 2007، سه موتر لاری افراد ملکی که تهیه و
اکمال مواد غذائی برای نیرو های ناتو/ آیساف را در
ولسوالی کامدیش ولایت نورستان قرار نموده بودند، از سوی یک
گروپ هجده نفری شورشیان مسلح جهت قطع اعضا و حمله بر
مسافرین به عنوان مجازات بخاطر همکاری و کمک آنها با نیرو
های خارجی، متوقف شدند.
این موتر های لاری بسوی اسعد آباد ولایت کنر روان بودند
که حوالی ساعت 1:45 بعد از ظهر راه آنها توسط یک گروپ
افراد یکه یونیفورم نظامی بر تن داشتند و کلاه های سیاه بر
سر و با تفنگ های کلاشینکوف و راکت انداز مسلح بودند،
مسدود شد.
یکی از رانندگان توانست فرار نماید و لی دو راننده دیگر
همراه با دو نفر نگران های موتر توسط آنها دستگیر و فوراً
مورد لت و کوب قرار گرفته و دست های شان را بستند.
همه اموال شخصی شان را بغارت بردند و بعضی از حمله کنندگان
با فیر مرمی، تانک تیل موتر ها را سوراخ نموده و هر سه
موتر را آتش زده و کاملاً حریق ساختند.
درحالیکه موتر ها حریق میشدند،هر دوراننده مجبور شدند روی
زمین زانو بزنند. آنها گوش چپ هر دو رابا چاقو بریدند. یکی
از قربانیان اظهار داشت که گوش رانندهء دیگر هنوز از سرش
آویزان بود ولی گوش خودش کاملاً جدا ساخته شده بود. بعد
از این حمله، حمله کنندگان به قربانیان دستور دادند تا
فرار نمایند. ولی بعداً بزمین نزدیک پا هایشان به منظور
ارعاب بیشتر آنان تیر اندازی کردند. آنها چندین مرتبه
مجبور گردیدند که جهت شان را اینطرف و آنطرف تغیر دهند و
بعد از تقریباً ده دقیقه تیر اندازی، تهدید و ارعاب، از
هراساندن آنان دست کشیدند.
سر انجام هردو راننده توانست به مقدار کافی از آنها دوره
شده و پشت یک سنگ بزرگ پنهان شوند، ولی هر دوی شان شدیداً
وحشت زده شده بودند و فریاد می کشیدند و چندین مرتبه از
هوش رفتند. زمانیکه دوباره به جاده برگشتند و به یک موتر
اشاره توقف دادند، شورشیان دوباره آ مده و بر موتر آتش
گشودند و سبب شدند که موتر با دیوار برخورد نماید.
قربانیان وقتیکه به محل اصلی حمله برگشتند توسط نیرو های
ایساف و ناتو که از دود موتر های حریق شده اطلاع حاصل
نموده بودند، نجات یافتندوعلاج و معالجه طبی شان فراهم
گردید.
راننده و نگران موتر های که مورد حمله قرار گرفتند، به
عنوان افراد قرار دادی ملکی، مواد غذائی را به محل شان
انتقال میدادند و در دشمنی های هیچگونه سهمی نداشتند.
تهاجم مستقیم بر یک هدف ملکی تخطی آشکار از قانون بین
المللی بشردوستانه تلقی گردیده ، حکم صریح رفتار انسانی و
منع کلیه اعمال ظالمانه (قطع عضو، رفتار بیرحمانه و
شکنجه) را نقض میکند.
بدرفتاری و عملکرد های مغایر فرهنگ در جریان تهاجمات
شکایت
های مکرر در مورد تهاجمات نیرو های بین المللی و ملی توأم
با بدرفتاری و برخورد های مغایر فرهنگ و نیز زیان های مالی
و چپاول اموال وجود دارد. در برخی از حالات ، این عملکرد
ها به سطح " برخورد مستبدانه و شکنجه" ویا " پایمال نمودن
حیثت فردی، بویژه برخورد توهین آمیز و تحقیرآمیز" بالا
میرود که مغایر ماده 3 کنوانسیون جنیوا میباشند. مگر حتی
برخورد های نا مناسب که به این اوج هم نمی رسند، میتوانند
مناسبات با جوامع متأثر شده را شدیداً لطمه بزنند و پیروزی
اهداف افغانها و جامعه بین المللی را در تحکیم پایه های
حکومت به خطر مواجه سازد.
عملکرد های غیر قانونی و نا مناسب در جریان عملیات نظامی
در سراسر کشور شامل کشتار های غیر قانونی و لت و کوب افراد
ملکی، ممانعت و جلوگیری از تداوی مجروحین، بسته نمودن
مواد انفجارکننده به بازداشت شدگان، استفاده نامناسب از سگ
ها و تهدید های شدید میباشند. همچنان اتهامات زیادی در
مورد غارت اموال و برخورد های مغایر فرهنگ، بویژه در رابطه
به زنان وجود دارد.
اگر چه عملکرد ها در جریان تهاجمات، از بسیاری جهات در
مقایسه به سالهای گذشته بهبود یافته اند، ولی هنوز هم
قضایای انفرادی در رابطه به تداوم بدرفتاری ها به پیمانه
ای موجود است و میتواند نگرانی های جدی را فراهم سازند.
دو مسله بویژه مشکل آفرین اینها اند:
(i)
نقش، فرماندهی و مسؤلیت پذیری ساختار نظامی و شبه نظامی
قوای آمریکائی که در بیرون از زنجیره فرماندهی و صلاحیت
ناتو/ آیساف فعالیت دارند .
(ii)
سوال مسؤلیت پذیری عملیات نیروی های افغان که در تحت
فرماندهی مستقیم پرسونل بین المللی فعالیت دارند.
طور مثال: تهاجمی که بر منزل یک کارمند کمسیون مستقل حقوق
بشر افغانستان به تاریخ 4 جنوری 2007 در ولایت قندهار صورت
گرفت.
در شب 4 جنوری 2007 یک کارمند کمسیون مستقل حقوق بشر
افغانستان و برادرش که عضو ملل متحد میباشد، در خانواده
مشترک شان واقع ناحیه لوی ویاله شهرقندهار باهم جمع شده
بودند. بنا بر اطلاعات نا مشخص، نیرو های بین المللی و
افغانی یک عملیات را بالای این منطقه انجام دادند. در
جریان این عملیات خانواده ها مورد بدرفتاری و برخورد هائی
قرار گرفتند که از نظر فرهنگی نادرست پنداشته میشوند و نیز
متحمل خسارات شدید مالی گردیدند. با وجود اثبات بیگناهی
آنها و شکایات رسمی مکرر، از این قربانیان نه کدام معذرت
خواسته شده و نه جبران خساره برای ایشان پرداخته شده است.
در حدود ساعت 8 شب، ساکنین این خانه شنیدند که کسی
میخواهد داخل محوطه گردد. این ها پرسیدند که در پشت
دروازه کی است. صدای ناشناخته یک افغان با خشمگینی بلند شد
که " دروازه را بازکن!" مگر هیچ چیز دیگری به گوش نرسید.
به فکر این که دزدان آمده اند، فریاد های " دزد، دزد"
بلند شد ولی هنوز کدام جواب ارایه نشد تا اعضای خانواده را
بفهماند که یک عملیات رسمی میباشد. آنها دیدند که یک فرد
مسلح بالای بام است و بصورت فوری بالای یکی از بردار ها
فیر نمود که خوشبختانه به او اصابت نکرد. در همین لحظه بود
که یک صدای مهیب انفجار دروازه حویلی را تخریب نمود و
بین 30 تا 40 فرد مسلح افغانی همراه با دو نظامی مسلح
امریکائی داخل محوطه گردیدند. به ساکنین خانه گفته شد که
حالا امریکائی ها آمده اند و آنها باید بنشینند و ساکت
باشند. با وجود اینکه آنها خودشان و محلات کارشان را
مکرراً به زبان های انگلیسی و پشتو معرفی نمودند، چشم
های این شکایت کننده و بردارش بسته شد و دست های شان نیز
از پشت با تناب پلاستیکی بسته گردید. سپس تناب یکی از این
برادر ها به یک آله انفجاری که برای باز نمودن دروازه ها
میباشد بسته شد. در همین وقت زنان از مردهای خانواده جدا
ساخته شد و به یک اتاق دیگر انتقال گردیدند. از این که
کدام سرباز طبقه اناث موجود نبود زنان نیز بدون تکفیک توسط
مرد ها مورد تفتیش قرار گرفتند. مهاجمین سپس به تلاشی
خانه ها پرداختند و در این جریان خسارات هنگفتی را ببار
آوردند. یک کامپیوتر تخریب گردید، پنجره ها شکستانده شد و
تقریباً 600 دالر مفقود میباشد.
صرف زمانی که کارت های هویت و اسناد کاری بردران دریافت
گردید، مهاجمین تصدیق نمودن که این یک اشتباه بوده و
عملیات را پایان دادند. برادر ها آزاد شدند و به آنها
گفته شد که به نزدیک ترین پایگاه نظامی بین المللی گزارش
بدهند تا جبران خساره صورت گیرد. باوجود پی گیری شکایت
آنها در آنجا، هیچ کدام معذرت خواهی صورت نگرفت، صرف 100
دالر به عنوان جبران خساره به آنها پیشنهاد گردید. زمانی
که ایشان این جبران خساره را ناکافی دانسته رد کردند،
کارمندان آمریکائی اتاق را ترک نمودند و نیرو های افغانی،
این قربانیان را تهدید کرده و به آنها گفته شد که اگر این
شکایت را دنبال نمایند، " لت و کوب شده به زندان" انداخته
میشوند. تحقیقات بعدی نشان میدهد که این تهاجم به سرکردگی
شبه نظامیان امریکائی صورت گرفته، که نه تحت قومانده ناتو/
آیساف اند و نه تحت قومانده نیرو های مسلح آمریکائی.
تلاشهای متعددی به منظور حل وفصل این مسله با سفارت آمریکا
صورت گرفت که وعده های مکرر برای انجام تحقیقات و اقدامات
عاجل داده شد ولی هیچ نتیجه ای ببار نیاورده- نه معذرت
خواهی صورت گرفته و نه کدام جبران خساره در نظر گرفته شده
است.
سفارشات
مهم
تر از همه، کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به همه جناج
های درگیر خاطرنشان میسازد که پابند به وجایب و مکلفیت های
بشردوستانه بین المللی شان بوده و قوانین حقوق بشر را
رعایت نمایند. در تحت هیچ شرایطی ، افراد ملکی نباید هدف
اصلی حملات قرار گیرند، در حالیکه حمایت و رفاه شهروندان
افغانستان باید در اولویت همه عملیات های نظامی قرار داده
شود.
اگر در یک حادثه کسانی متضرر میشوند که نقش فعال در
تخاصمات نداشته اند، در این صورت باید اقدامات عاجل و مؤثر
اتخاذ گردد وبه منظور تحقیقات و انتشار حالات تدابیر جدی
گرفته شود، به اشتباهات اعتراف گردد و جبران خساره ی مکفی
به قرباینان در نظر گرفته شود.
کمسیون همچنان همه آنهائی را که درگیر جنگ اند و نیز
رهبران ملی و محلی را ترغیب مینماید تا بصورت فعال و مؤثر
در حمایت از شهروندان افغانستان سعی و تلاش به خرچ دهند.
|