سنت‌های عرفی ازدواج در افغانستان با نگاهی به فقه

قسمت ششم

علی پیام

 

الزام عرفی ازدواج بد یا خون‌بس در افغانستان

هم‌اکنون در افغانستان معمول است که در بسياري از منازعات خانوادگي و قبيله‌ای که منجر به قتل فردي از طرفين منازعه می‌شود، از بددادن دختران به حيث يک راه‌حل منازعات شخصي و خانوادگي استفاده می‌شود. در حالي که خداوند متعال در سوره‌ی فاطر فرموده است: «بار گناه يک گناهکار بر دوش کسي ديگري انداخته نمی‌شود» هم‌چنین در ماده‌ی بيست‌وششم قانون اساسي کشور آمده است که: «جرم يک عمل شخصي است».1

یکی از مصادیق ازدواجی که حق انتخاب از فرد گرفته می‌شود و برابر الزامات عرفی مجبور به ازدواج می‌شود، ازدواج بد است. اصطلاح ازدواج بد، شاید در ادبیات حقوقی و الزامات عرفی افغانستان باشد. با این حال، نیازمند تبیین این کلمه می‌باشیم.

 

تعریف ازدواج بد

ازدواج بد‌دادن به مواردی می‌گویند که در میان اقوام و طایفه‌های مختلف بر اثر نزاع‌های ذات‌البینی و جنگ و درگیری‌های آنان، کسی یا کسانی کشته می‌شود. بزرگان و ریش‌سفیدان این اقوام، دور هم جمع می‌شوند و به منظور از بین‌بردن کینه و نزاع‌های بیشتر و کشت‌وکشتار و خون‌ریزی بین‌القومی، دختری را از قوم قاتل، به مقتول، در مقابل «بد» می‌دهند تا بدین وسیله با هم خویشاوند شوند و دست از انتقام‌جویی بکشند.»2

 

ازدواج بد در قوانین افغانستان

با آن که ازدواج بد به عنوان میراث سلب حق انتخاب همسر در اسناد تقنینی افغانستان منع شده است، با آن هم سکه‌ی رایج بازار ازدواج در افغانستان می‌باشد. قانون منع خشونت علیه زن ازدواج بد یا به بددادن دختر را چنین تعریف کرده است: «به تعبیر دیگر بددادن، به شوهردادن زن است در بدل دیه یا صلح به ارتباط قتل، تجاوز جنسی یا سایر احوال به پیروی از رسوم، عرف و عادات ناپسند.»3

ازدواج بددادن در اسناد حقوقی افغانستان عمل مجرمانه است. قانون منع خشونت علیه زن، تصریح کرده است: «1.شخصی که زن را به نام بددادن به نکاح بدهد یا بیگرد مرتکب حسب احوال به حبس طویل که از ده سال بیشتر نباشد، محکوم می‌گردد. 2. در حالت مندرج فقره‌ی 1 این ماده اشخاص ذی دخل (شاهد، وکیل، مصلح و عاقد) هر یک حسب احوال به حبس متوسط، محکوم و عقد نکاح در صورت مطالبه زن ]به[ بدداده شده مطابق احکام قانون فسخ می‌گردد.»4

 

نمونه‌های از سنت‌ها و الزامات عرفی ازدواج بد در افغانستان

ناگزیر برای استحکام بنیان‌های این تحقیق به مطالعات و تحقیقات پژوهشگرانی که در این زمینه در سطوح و لایه‌های مختلف افغانستان کار کرده‌اند، می‌پردازم.

نمونه‌ی اول: رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر دفتر ساحوی بامیان طی مصاحبه‌ای گفته است: دخترانی که به بدداده شده‌اند، از 6 تا 7 سال داشته‌اند. به بد چیزی گفته می‌شود که یک جانب تخاصم، یکی از افراد جانب مقابل را به قتل برساند و در بدل آن مجبور است که یکی از دختران خود را به بد بدهد. وی گفته است: این موارد در ولایات بامیان، دایکندی و سه ولسوالی ولایت میدان وردک صورت گرفته، اما اکثر آن در بامیان بوده‌اند.»5

نمونه‌ی دوم: نمونه‌ نشان می‌دهد که «ج. دختر هجده‌ساله است که به خاطر نزاع برادرش با یکی از اهالی قریه برسر نوبت آب که منتج به کشته‌شدن فرد مذکور می‌شود به برادر مقتول به بدداده می‌شود.»6

نمونه‌ی سوم: «دختری به خاطر عدم از نامزدی‌اش با کس دیگر فرار می‌کند و خانواده‌ی پسر (نامزد) خواهر ده‌ساله‌ی دختر فراری را از طریق عنعنه‌ی بد از طریق فیصله جرگه دریافت می‌کنند.»7

ازدواج بدلی و اجباری از نظر گستردگی قابل مطالعه است. طوری که «مصاحبه‌های انفرادی نشان داده 33.7 درصد ازدواج زنان جوان اجباری بوده و 46.2 درصد نیز بدل بوده است.»8 بدین توضیح که «ازدواج 335 تن از مجموع 992 تن که به سؤال نوع ازدواج پاسخ داده‌اند، به‌طور اجباری صورت گرفته است که از این تعداد 48 درصد شکل معمول ازدواج اجباری یعنی به واسطه فشار و اجبار والدین یا سایر اعضای فامیل بوده، 46.2 درص بدل، 1.4 درصد بد و 2.2 درصد در بدل قرض پدر یا برادر یا سایر موارد بوده است.»9

قانون منع خشونت علیه زن در ماده‌‌ی سوم فقره‌ی چهارم می‌گوید: «بددادن به شوهردادن زن است در بدل دیت یا صلح به ارتباط قتل، تجاوز جنسی یا سایر احوال به پیروی از رسوم، عرف و عادات ناپسند.»10

البته قابل توضیح است که ازدواج خون‌بها منحصر در کشور افغانستان نمی‌شود. اگر نگاهی به دایره‌ی شمول این میراث بیندازیم، «در مواردی چند در جوامعی در برابر قتلی از ایلی دیگر دختری به عنوان همسر ایفا می‌شود.»11 حتا در ميان بعضی از کشورهای شرقی دختر دادن در بدل خون‌بها (يعنی ديه) ورثه‌ی مقتول رواج دارد تا بدين‌صورت ورثه‌ی مقتول از اجرای قصاص صرف‌نظر کنند.

 

ازدواج میراثی در افغانستان

یکی از میراث‌های عرفی خلاف ارزش‌های بشری ازدواج میراثی است. ازدواج میراثی از زوایای مختلف قابل بحث و بررسی است. ازدواج میراثی را در این جا از ابعاد مختلف به بررسی می‌گیریم.

 

سابقه‌ی ازدواج میراثی در جهان

سلب حق انتخاب ازدواج برای زنان بیوه، سابقه‌ی تاریخی در ملل جهان دارد. «در کشور گابن، سابقاً بعد از مرگ شوهر، زن یا زنان وی متعلق به وارثان قانونی وی بود. وارث می‌توانست یا خود از زن استفاده کند یا او را به اقوام دورتر متوفی انتقال دهد. در قبیله یاریبای آفریقا، پسر، زن بیوه‌ی پدر را به ارث می‌برد. اگر زن مادر او بود فقط برای استفاده‌ی بارکشی و کارکردن از او استفاده می‌برد و اگر مادرش نبود می‌توانست با او همبستر شود.»13

این نوع سنت عرفی قدمت تاریخی دارد. طوری »در رسم ازدواج لویرا Leuirate به‌خوبی دیده می‌شود که جامعه، مرد را مجبور می‌کند تا بیوه‌ی برادر خود را به آن سبب که وارثی نیافته به همسری برگزیند حتا اگر به این کار رغبتی نداشته باشد.»14

در دوران‌های جاهلیت، «از رسوم دیگر این بود که وقتی کسی می‌مرد و وارثان او شامل فرزندان و براداران شوهر او بودند، همان‌طوری که ثروت او را به ارث می‌بردند. زن او را نیز به ارث می‌بردند. و اگر می‌خواستند او را دیگر تزویج می‌نمودند و مهر او را برای خود می‌گرفتند.15

مطالعات تاریخی نشان می‌دهد «در دوران بسیار قدیم مهر متعلق به ولی (پدر خانواده) بوده است و آن بهای دختری بود که شوهر داده می‌شد. مفهوم نکاح در این دوران ابتدایی با بیع درهم آمیخته بود. اما در دوران نزدیک به ظهور اسلام متعلق به دختر بود.»16

 

ولایت ازدواح بر زن بیوه

این سؤال، سؤال کلیدی است: آیا کسی بر زن بیوه ولایت دارد؟ اگر ولایت دارد در کجاست؟ از نظر فقهی «در نزد فقیهان امامی زنان ثیب (زنانی که قبلاً ازدواج کرده‌اند و سپس تفریق حاصل شده) خود عهده‌دار و مالک ازدواج خویش‌اند.»17

ازدواج زن بیوه و حکم ولایت خودش بر نفسش در ادیان مختلف آسمانی مورد بحث قرار گرفته است. مطابق دین مسیحیت «تا زمانی که شوهرش زنده است به او تعلق دارد ولی هرگاه که شوهرش بمیرد او آزاد است و با هرکسی که بخواهد می‌تواند ازدواج کند.»18

 

جایگاه قانونی ازدواج میراثی در اسناد تقنینی افغانستان

از آنجایی که ازدواج میراثی یکی از مصادیق سلب حق آزادی ازدواج می‌باشد، بنابراین، قوانین موضوعه‌ی افغانستان بر خلاف هنجارهای عرفی و الزامات عرفی عدم برخورداری از حق انتخاب ازدواج را عمل مجرمانه اعلام کرده است و از مصادیق خشونت قلمداد کرده است. قانون منع خشونت علیه زن تصریح کرده است که ارتکاب عمل ممانعت از حق ازدواج یا حق انتخاب ازدواج اعمال خشونت علیه زن شناخته می‌شود.19

حتا قانون خشونت علیه زن، سلب آزادی ازدواج زن را مستحق حبس دانسته و اعلام کرده است: «هرگاه شخص مانع ازدواج زن شود یا حق انتخاب زوج را از وی سلب نماید، حسب احوال به حبس قصیر محکوم می‌گردد.»20

 

جایگاه قانونی الزام عرفی ازدواج بد در افغانستان

از آنجایی که یکی از موارد تخطی‌های شرعی و تخطی‌های ارزش حقوق بشری ازدواج میراثی است، این الزام عرفی در افغانستان قویاً وجود دارد. به گفته‌ی پژوهشگرانی که در این زمینه تحقیق کرده است، «حقوق شناخته‌شده‌ی زنان بیوه بنابر عرف و عنعناتی که در داخل جامعه از گذشته ریشه دوانیده، بی‌رحمانه نقض می‌شود. باید متذکر شد که قانون جزای افغانستان در ماده‌ی 517 در مورد ازدواج زن بیوه و بدون رضایت یا به شکل بد جبرا به ازدواج وادار می‌شود چنین هشدار می‌دهد: «1. شخصی که زن بیوه و یا دختری را که سن 18 سالگی را تکمیل نموده باشد بر خلاف رضا و رغبت وی به شوهر دهد حسب احوال به حبس قصیر محکوم می‌گردد. 2. اگر جرم مندرج فقره فوق به شکل بددادن باشد مرتکب به حبس متوسط که از  دو سال بیشتر نباشد محکوم می‌گردد.»21

الزامات عرفی ازدواج به‌خصوص در موارد ازدواج میراثی از مواردی است که توجیه شرعی و دینی ندارد. اما طبق تحقیقات مختلف نهادهای تحقیقاتی وجود دارد. در این جا به موارد مختلف به آن اشاره می‌شود.

 

ازدواج با بیوه‌ی برادر

ازدواج با بیوه‌ی برادر گاهی تا آن حد شکل و نما می‌گیرد که آزادی ازدواج را از بین می‌برد. به‌طور مثال، طبق تحقیقات نهاد تحقیقاتی حقوق زنان و اطقال (WCLRF)، مواردی چند که در نقاط مختلف افغانستان شناسایی شده است، بدین قرار است که مردی از بدخشان اظهار داشته است: «من دختری را دوست داشتم و با وی نامزد شده بودم اما برادرم فوت کرد و مجبور شدم با بیوه‌اش بنا به گفته‌ی پدرم و ریش‌سفیدان محل ازدواج کنم. باید بگویم که خانم برادرم شاید در حدود 15 سال از من کلان باشد. اما من چاره‌ای جز ازدواج نداشتم.»22 بدین‌سان ازدواج میراثی نیز از مصادیق سلب حق آزادی ازدواج می‌باشد.

 

نمونه‌ها

نمونه‌ی اول:‌ هم‌چنین مورد دیگر از ازدواج میراثی بدین قرار ثبت شده است: «متأسفانه برادرم فوت کرد و من مجبور شدم که خانمش را که از من ده‌سال بزرگتر است نکاح کنم. حالا زندگی‌ام بسیار خراب است. من نمی‌خواهم همراه خانم بردارم که فعلاً زن من شده است زندگی کنم. زیرا به وی قبلاً احترام زیاد داشته‌ام و من‌حیث مادر به وی می نگریستم. خانم اولم را که بسیار دوست داشتم هم با من سر سازش ندارد و می‌گوید: چرا عروسی کردی؟...»23

نمونه‌ی دوم: مورد دیگر ازدواج میراثی این چنین ثبت شده است: «شوهر وی فوت کرده و برادر شوهر وی، موصوفه را به زور به نکاح خود درآورد.»24 پیداست که حق آزادی در امر ازدواج سلب می‌شود و مصداق بارز خشونت علیه زن صورت می‌گیرد.

 

ازدواج میراثی به شکل ازدواج با پسر صغیر

تا جایی که تحقیقات نشان داده است، ازدواج میراثی گاهی اشکال اعمال خشونت‌آمیز دو جنبه‌ای را به خود می‌گیرد. مثل این که هم عنوان ازدواج زیر سن را به خود می‌گیرد و هم ازدواج میراثی را. مواردی که شناسایی شده است چنین می‌باشد: «در بعضی از مناطق افغانستان زنی بیوه می‌شود و حیثیت و ننگ و غیرت فامیل رابه خود می‌گیرد. به حکم عرف او باید با یک مرد فامیل شوهر ازدواج نماید. اما در اکثر اوقات دیده شده در فامیل مذکور مرد جوان وجود نداشته است یا رضایت به این ازدواج نشان نداده و زن بیوه را به نکاح پسر صغیر فامیل در می‌آورد.»25

در این موارد، حق آزادی ازدواج طرفین سلب می‌شود. طوری که در این نمونه پیداست. زن بیوه برادر به اجبار به نکاح پسر صغیر درآورده شده است.

 

منابع

1. (نشریه‌ی آگاهی حقوقی، شماره‌ی21، "عوامل ازدواج اجباري، (http://www.moj.gov.af/?lang=da&p=label104، وزارت عدلیه‌ی افغانستان، کابل،22 دلو 1388)

2. منیر، محمد داوود و جمع دیگر، نشر: شبکه جامعه‌ی مدنی و حقوق بشر، قوس 1388، کابل، افغانستان، ص34

3. قانون منع خشونت علیه زن، جریده رسمی، ماده سوم، فقره4

4. قانون منع خشونت علیه زن، شماره جریده رسمی 91، مورخه 29/4/1388، کابل، افغانستان، ماده 25

5. روزنامه افغانستان، پنجشنبه، 8 دلو 1388، ص2، کابل، افغانستان

6. نظری بر قضایای فرار از منزل، تهیه و نشر: نهاد تحقیقاتی حقوقی زنان و اطفال (WCLRF)، ص21

7. نظری بر قضایای فرار از منزل، تهیه و نشر: نهاد تحقیقاتی حقوقی زنان و اطفال(WCLRF)، ص21

8. ترکمنی، نسرین، "بررسی وضعیت زنان جوان در خانواده، نشر: کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، 1388، کابل،  افغانستان، ص14

9. ترکمنی، نسرین، "بررسی وضعیت زنان جوان در خانواده، نشر: کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، 1388، کابل،  افغانستان، ص15

10. قانون منع خشونت علیه زن، جریده رسمی ، مورخه ، کابل، افغانستان

11. غفوریان قالیباف، مریم، "بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر معیارهای همسر گزینی"، پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی، سال تحصیلی 87-86، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ص14

12. دسترسی زنان به عدالت در شرق افغانستان، تهیه و نشر: NRC (هئیت ناروی برای مهاجرین)، 2006-1946، کابل، افغانستان، ص11

13. عیدی، عزت، "بررسی معیارهای ازدواج و همسر گزینی در دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور کاشمر در سال تحصیلی 86-85، بهار 1387، ص14

14. غفوریان قالیباف، مریم، "بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر معیارهای همسر گزینی، پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی، سال تحصیلی، 1387-1386، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ص14

15. حقوق زن در اسلام و تطبیق آن با عهدین، همان، ص 79

16.. شحاته، شفیق، ترجمه: دکتر سید محمدعلوی، حقوق اسلامی در خاورمیانه، سمت، تهران، 1382، ص80

17. مناقبی، محمدتقی، فصلنامه تخصصی علوم اسلامی سفیر، ناشر: جامعه المصطفی العالمیه، واحد مشهد، سال دوم، شماره ششم، تابستان 87، ص99

18. رمضانی، محمد، حقوق زن در اسلام و تطبیق آن با عهدین، پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد جیرفت، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، سال تحصیلی 1480-1379، ص46

19. قانون منع خشونت علیه زن، افغانستان، موارد خشونت، جریده رسمی، شماره 91، مورخه 29/4/1388، افغانستان، کابل، ماده5

20. قانون خشونت علیه زن، افغانستان، همان، ماذده 27

21. ناجی، احسان الله، ازدواج های اجباری و پیامدهای آن، نشر: کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، کابل، افغانستان، جنوری 2004، کابل، افغانستان، ص15

22. گزارش تحقیقی تعدد زوجات در افغانستان، تهیه و نشر: نهاد تحقیقاتی حقوق زنان و اطقال (WCLRF)، 1385، ص29

23. گزارش تحقیقی تعدد زوجات در افغانستان، تهیه و نشر: نهاد تحقیقاتی حقوق زنان و اطقال (WCLRF)، 1385، ص43

24. روشان، حمید، "زنان خوست از مشکلات عنعنوی و اجتماعی شاکی اند"، مجله حقوق بشر افغانستان زنان بهتر می دانند، تهیه و نشر: کلید گروب (TKGCLI، پژواک، 1385، ص15

25. واحدی، فهیمه، مجله حقوق بشر، نشر: کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، سال هفتم، شماره5، پنجم اسد 1388، ص45


بازنشر این مطلب