گزارش وضعیت حقوق بشری اطفال در افغانستان

AIHRC_Child_Rights_Report.jpg

 
بخش حمایت و انکشاف حقوق بشری اطفال
گزارش وضعیت حقوق بشری اطفال در افغانستان

 

مطالعات کمیسیون در این تحقیق نشان داده است که دولت افغانستان افزون بر اینکه به تعدادی از مهم‌ترین اسناد بین‌المللی حقوق بشری اطفال‌ به شمول کنوانسیون بین‌المللی حقوق طفل و پروتکل‌های اختیاری آن‌ ملحق شده است، حمایت از حقوق اطفال را در قوانین ملی‌ اعم از قانون اساسی و قوانین عادی‌ نیز به‌خوبی تسجیل کرده است. قانون حمایت حقوق طفل، قانون رسیدگی به تخلفات اطفال و قانون منع آزار و اذیت زنان و اطفال از نمونه‌های این قوانین‌اند.

هم‌چنین این تحقیق روشن کرده است که در جریان سال‌های اخیر کارهای مهمی با هدف دسترسی اطفال به حقوق بشری‌شان‌ اعم از حقوق مدنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی‌ انجام ‌شده است. برخورد با اطفال در سطح جامعه و خانواده‌ها بهتر شده و زمینه‌های دسترسی آنان به مکتب توسعه‌یافته و ظرفیت‌های ارائه خدمات صحی برای اطفال بهتر شده است. به منظور حمایت از اطفال کار، نیز گام‌هایی برداشته ‌شده است، اما به‌رغم کارهای انجام‌یافته، هنوز چالش‌های چشم‌گیر و جدی در این زمینه وجود دارد که در زیر به‌صورت خلاصه به آن پرداخته می‌شود.

خشونت علیه اطفال

جامعۀ نمونۀ این تحقیق، ۵ هزار و ‌۲۴۸ طفل بین سنین ۵ تا ۱۸‌ساله از ۳۳ ولایت کشور، به‌استثنای ولایت نورستان، بوده است. بر اساس دریافت‌های این تحقیق، هنوز خشونت علیه اطفال به‌ویژه علیه اطفال دختر یکی از چالش‌ها بوده و از میان ۵ هزار و ‌248 تن، 535 تن (10.2%) گفته‌اند که خشونت را تجربه کرده‌اند. از میان 535 تن، 45 تن (۸.۴٪) از خشونت اقتصادی، 50 تن (۹.۳٪) از خشونت جنسی، 153 تن (۲۸.۶٪) از خشونت فیزیکی، 187 تن (۳۵٪) از خشونت لفظی و روانی و 100 تن (۱۸.۷٪) از سایر انواع خشونت نام‌ برده‌اند.

بر اساس معلومات این تحقیق، از میان ۵ هزار و ‌۲۴۸ تن مصاحبه‌شونده، ‌۱۶۷‌ تن آنان ازدواج (نامزد یا عروسی) کرده‌اند که ۳.۱۸٪ کل جامعۀ نمونه را تشکیل می‌دهند. سن نامزدی آن‌ها از یک‌سالگی تا ۱۸‌سالگی گفته ‌شده است.

وضعیت حقوق بشری اطفالِ تحت حجز در مراکز اصلاح و تربیت اطفال

همکاران کمیسیون در سال 2019 بر وضعیت حقوق بشری 424 تن از اطفال تحت حجز در مراکز اصلاح و تربیت اطفال نیز نظارت‌ و ضمن مصاحبه با آنان، پرسش‌نامه پر کرده‌اند. معلومات عمومی این پرسش‌نامه‌ها همراه با معلومات سایر پرسش‌نامه‌ها یکجا در مباحث قبلی به ‌عنوان بخشی از جامعۀ نمونه تحلیل شد؛ اما جزئیات مربوط به وضعیت حقوق بشری اطفال در مراکز اصلاح و تربیت اطفال، به‌صورت جداگانه در این بخش ‌بررسی و تحلیل ‌‌شده است.

از میان 424 تن، 10 تن (۲.۴٪) از کمبود لوازم و امکانات صحی، 185 تن (۴۳.۶٪) از نامناسب بودن اتاق‌ها، 163 تن (۳۸.۴٪) از ‌دسترسی نداشتن به حمام پاک و صحی، 11 تن (۲.۶٪) از ‌دسترسی نداشتن به غذای کافی، 10 تن (۲.۴٪) از ‌دسترسی نداشتن به لباس مناسب، ۱۹ تن (۴.۵٪) از ‌دسترسی نداشتن به ‌آموزش حرفه‌ای در این مراکز، 303 تن (۷۱.۵٪) از ‌دسترسی نداشتن به میدان ورزش مناسب و 44 تن (10.4%) نیز از برخورد نامناسب کارمندان مراکز اصلاح با اطفال یادآور شده و از برخی چالش‌های جزئی دیگری نیز نام‌ برده‌اند که در مراکز اصلاح و تربیت اطفال وجود دارد.

وضعیت اطفال تحت توقیف

همکاران کمیسیون با ۵۹۱ تن از اطفالِ تحت توقیف در مراکز اصلاح و تربیت، مصاحبه انجام داده و پرسش‌نامه پر کرده‌اند. بر اساس این معلومات، از میان 591 تن، 101 تن (۱۷.۱٪) از این اطفال گفته‌اند در جریان توقیف با بدرفتاری روبه‌رو بوده‌اند.

چالش‌های دسترسی اطفال به‌حق تعلیم و تربیه

از میان ۵ هزار و ‌۲۴۸ طفل شامل در تحقیق، ۲ هزار و ‌414 تن (۶۶٪) گفته‌اند که به مکتب می‌روند، اما ۲ هزار و ‌661 تن دیگر (۵۰.۷٪) گفته‌اند ‌به مکتب نمی‌روند. 173 تن باقی‌مانده (۳.۳٪) به این پرسش پاسخ نداده‌اند.

از میان ۲ هزار و ‌661 تن که گفته‌اند ‌مکتب نمی‌روند، ۱ هزار و ‌۵۴ تن (۳۹.۶٪) از کار، ۴۹۹ تن (۱۸.۸٪) از مشکل مالی، ۴۴۳ تن (۱۶.۶٪) از ‌اجازه ندادن خانواده، ۲۲۱ تن دیگر (۸.۳٪) از بسته بودن مکتب یا نبود امنیت، ۱۶۵ تن (۶.۲٪) از دیدگاه منفی جامعه، ۱۱۴ تن (۴.۳٪) از دوری مکتب، ۵۷ تن (۲.۱٪) از ازدواج، ۵۶ تن (۲.۱٪) از فایده نداشتنِ رفتن به مکتب، 14 تن دیگر (۰.۵٪) از نبود معلم زن، ۱۸ تن (۰.۷٪) از نبود معلم مسلکی، ۷ تن (۰.۳٪) از نبود کتاب، 5 تن (۰.۲٪) از مشکل زبانی، ۱ تن دیگر (۰.۰۴٪) از رفتار نادرست معلم، 2 تن دیگر (۰.۱٪) از رفتار نادرست هم‌صنفی‌ها، 5 تن دیگر (۰.۲٪) از ترس از سوءاستفاده جنسی و در نهایت، یک‌تن (۰.۰۴٪) از نبود تسهیلات به ‌عنوان دلیل یا علت نرفتن به مکتب یاد کرده‌اند.

چالش‌های دسترسی به‌حق صحت اطفال

از میان  ۵ هزار و ‌248 تن، ۳ هزار و ‌697 تن (۷۰.۴٪) گفته‌اند وقتی مریض شوند، به کلینیک یا شفاخانه مراجعه می‌کنند. 443 تن دیگر (۸.۴٪) گفته‌اند به دواخانه می‌روند، 160 تن (۳٪) گفته‌اند که نزد کارکنان صحی محلی، 108 تن (۲.۱٪) به طبیب یونانی و 26 تن دیگر (۰.۵٪) نزد ملا مراجعه می‌کنند. هم‌چنین 587 تن (۱۱.۲٪) گفته‌اند که وقتی مریض شویم، هیج‌جا نمی‌رویم و 227 تن (۴.۳٪) به این پرسش پاسخ نداده‌اند.

از میان ۵ هزار و ‌248 تن مصاحبه‌شونده، ۱ هزار و ‌13 تن (۱۹.۳٪) گفته‌اند که فاصلۀ خانه ما با مرکز صحی کمتر از پانزده دقیقه است. ۱ هزار و ‌833 تن (۳۴.۹٪) از پانزده تا سی دقیقه راه و 68۴ تن (۱۳٪) از بیشتر از یک ساعت، راه یاد کرده‌اند؛ اما 227 تن (۴.۳٪) گفته‌اند که فاصله را نمی‌دانیم و ۱ هزار و ‌491 تن باقی‌مانده (۲۸.۴٪) به این پرسش پاسخ نداده‌اند.

دسترسی به آب آشامیدنی پاک

از میان ۵ هزار و ‌248 تن مصاحبه‌شونده ۲ هزار و ‌5 تن (۳۸.۲٪) گفته‌اند که در خانه آب آشامیدنی پاک نداریم؛ اما ۳ هزار و ‌243 تن دیگر (۶۱.۸٪) گفته‌اند که بلی، در خانه آب آشامیدنی پاک داریم.

دسترسی به امکانات حفظ‌الصحۀ شخصی

از میان ۵ هزار و ‌248 تن مصاحبه‌شونده، ۳ هزار و ‌335 تن (۶۳.۵٪) گفته‌اند که به تسهیلات حفظ‌الصحۀ شخصی مناسب مثل تشناب، حمام پاک و وسایلی مثل صابون و شامپو و‌... در خانه دسترسی نداریم، اما ۱ هزار و ‌913 تن دیگر (۳۶.۵٪) گفته‌اند که بلی، در خانه چنین تسهیلاتی داریم.

چالش‌های دسترسی به حمایت‌های مربوط به اطفال کارگر

از میان ۵ هزار و ‌248 تن که از آن‌ها در مورد کار کردن پرسیده شده است، به تعداد ۲ هزار و ‌582 تن (۴۹.۲٪) گفته‌اند که بلی ما کار می‌کنیم، اما ۲ هزار و ‌429 تن (۴۶.۳٪) گفته‌اند که خیر ما کار نمی‌کنیم. از این میان 237 تن (۴.۵٪) به این پرسش پاسخ نداده‌اند.

نوع کار اطفال

از میان ۲ هزار و ‌582 تنی که به سؤال کار کردن پاسخ مثبت داده‌اند 407 تن (۱۵.۸٪) گفته‌اند که حمالی می‌کنیم. 330 تن (۱۲.۸٪) از دست‌فروشی، 314 تن (۱۲.۲٪) از جمع‌آوری زباله، 199 تن (۷.۷٪) از کار در داش خشت‌پزی، 112 تن (۴.۳٪) از کار به ‌عنوان خدمه در خانه‌ها، 73 تن (۲.۸٪) از گدایی، 73 تن (۲.۸٪) از خیاطی و قالین‌بافی، 49 تن (۱.۹٪) از کار در رستورانت، 49 تن (۱.۹٪) از موتر شویی، 48 تن (۱.۹٪) از دهقانی، 42 تن (۱.۶٪) از کار در هتل یا حمام، 34 تن (۱.۳٪) از کار در کارخانه، 30 تن (۱.۲٪) از کار در دستگاه ساختمانی، 8 تن (۰.۳٪) از بوت‌پالیشی، 6 تن (۰.۲٪) از کار در مزارع تریاک، 3 تن (۰.۱٪) از دکانداری، 2 تن (۰.۱٪) از کار در بخش نظامی،2 تن (۰.۲٪) از اسپندی، 2 تن (۰.۱٪) از چوپانی به‌ عنوان نوع کار خود یادکرده‌اند. از این میان ۷۹۹ تن (۳۰.۹٪) دیگر به این پرسش پاسخ نداده‌اند.

گزارش کامل را از اینجا دانلود کنید:


بازنشر این مطلب