گزارش‌های روزانه بازدید:626 تاریخ نشر:2021-07-09

با خروج نیروها از افغانستان، سازمان ملل متحد باید اقداماتی را روی دست گیرد

با خروج نیروها از افغانستان، سازمان ملل متحد باید اقداماتی را روی دست گیرد

منبع: Just security

https://www.justsecurity.org/77340/as-troops-withdraw-from-afghanistan-the-un-needs-to-act/

نویسندگان: هانی مگالی، کریس سیدوتی، یاسمین سوکا

۱۶ سرطان، ۱۴۰۰ (هفتم جولای، ۲۰۲۱)

شهروندان افغانستان نظاره‌گر تکه‌پاره شدن کشورشان هستند. طی هفته‌های اخیر بیش از یک‌چهارم ولسوالی‌های این کشور یا به دست طالبان سقوط کرده‌اند و یا هم به طالبان تسلیم ‌شده‌اند. با آغاز خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان طالبان دلیرتر شده‌اند. قرار است تا اواخر ماه آگوست تمام نیروهای نظامی امریکا از افغانستان خارج شوند. این در حالی است که طی چند ماه اخیر، دختران مکتبی، کارکنان ماین‌پاکی، دانشجویان، خبرنگاران، و کارکنان خدمات عامه حملات تکان‌دهنده‌ای را از سر گذرانده‌اند. از سوی دیگر، عاملان هیچ‌یک از این حملات مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته‌اند. اقلیت‌های قومی و مذهبی، و به‌تبع آنان، زنان و دختران، از زندگی عمومی محروم شده‌اند. قربانیان این حملات مستحق حمایت و عدالت هستند.

هر سه تن از ما [نویسندگان این مقاله] در مستندسازی جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت به سازمان ملل کمک کرده‌ایم، و اکنون ابراز می‌داریم که زمان آن رسیده است که سازمان ملل طی این دوران وحشتناک کار بیشتری برای افغانستان انجام دهد. با تکیه‌ بر تجارب خود، اکنون به این باوریم که زمان آن است که شورای حقوق بشر سازمان ملل تحقیقات بین‌المللی مستقلانه‌ای را در مورد جنایات علیه حقوق بشر در افغانستان راه‌اندازی کند.

حملات بی‌پایان و عدم پاسخگویی

تصور افغانستان پس از خروج کامل نیروهای خارجی برای شهروندان این کشور کار دشواری نیست.

شهروندان افغانستان آیندهٔ خود را ماه ثور دیدند، همان روزی که سه انفجار مکتب دخترانه‌ای را درست حین خروج شاگردان هدف قرار داد. حداقل ۸۵ دختر مکتبی در این حمله کشته شدند و صدها تن دیگر زخمی شدند. این حمله کورکورانه و تصادفی نبود، بلکه بسیار به‌دقت برای دو هدف طراحی ‌شده بود: این دانش‌آموزان دختر بودند، و هم‌چنین آنان هزاره بودند (هزاره‌ها یک اقلیت قومی و مذهبی در افغانستان هستند)، هزاره‌ها اکثر شیعه و طالبان سنی‌مذهب هستند.

افغان‌ها آینده را یک سال پیش دیدند زمانی که مادران هزاره با کودکان نوزاد خود در زایشگاه دشت برچی مورد حمله موتربمب قرار گرفتند و در ماه اکتبر، هنگامی‌ که یک مرکز آموزشی در منطقه هزاره‌نشین در کابل مورد حمله موتربمب قرار گرفت. هم‌چنین در کشتار ماین‌پاکان پس ‌از آن‌که مهاجمان از آن‌ها پرسیدند، هزاره‌ای در میان آن‌ها وجود دارد، آینده روشن شد.

افغان‌ها آینده خود را می‌بینند  موقعی که بمب‌ها در جاده‌های مزدحم شهرها و دانشگاه‌ها منفجر می‌شود و هزاره و پشتون، تاجیک و ازبیک، سنی و شیعه، پیر و جوان، در ولایت‌های سراسر کشور بدون تبعیض کشته می‌شوند.

جوانان نیز هدف قرار گرفته‌اند، از جمله روزنامه‌نگاران جوان و زنانی که در رسانه‌های مستقل انتقادی می‌نویسند یا تمایل دارند به‌عنوان یک انسان توانا و قدرتمند مطرح باشند و سؤال کنند. فعالان جامعه مدنی جوان نیز مورد حمله قرار گرفته‌اند. آن‌ها نیز اغلب زنانی هستند که برای آینده‌ای بهتر خستگی‌ناپذیر تلاش می‌کنند. این شامل کارمندان کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز می‌شود که همواره در معرض تهدید قرار دارند.

برای مرتکبان این حملات، استراتژی روشن است: کشتن زنان و دخترانی که آینده متفاوتی را می‌سازند. کشتن اقلیت‌های قومی و مذهبی. خفه کردن صداهای ترقی‌خواهانه، کشتار هدفمند و هم‌چنین کشتارهای غیرهدفمند  برای ایجاد وحشت، ترس و ناامیدی و از بین بردن هر امیدی برای آینده بهتر.

 بعضاً داعش (ISKP) مسئولیت برخی از این حملات، به‌ویژه حملات فرقه‌ای علیه هزاره‌ها و شیعیان، را بر عهده می‌گیرد، درحالی‌که طالبان مسئول حملات دیگر، به‌ویژه هدف قراردادن مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران پنداشته می‌شود، هرچند عاملان جنایات همیشه مسئولیت حملات را  به عهده نمی‌گیرند و ادعاها اکثراً قابل‌اعتماد نیستند.

عاملان این جنایات مورد پیگرد قرار نمی‌گیرند. هیچ‌کس مسئولیت را بر عهده نمی‌گیرد و هیچ‌کس مقصر شناخته نمی‌شود. دولت می‌گوید که تحقیق خواهد کرد، اما ظرفیت کافی برای انجام این کار را ندارد. مجرمان به‌ندرت شناسایی یا مورد بازپرسی قرار می‌گیرند و حتی زمانی که افراد بعضاً به یکی از این جنایات هولناک متهم می‌شوند، نامی از آن‌ها برده نمی‌شود و مردم نسبت‌به روند کار اعتماد چندانی ندارند.

خارجی‌ها از جنگ خسته شده‌اند و نیروهای ایالات‌متحده و ناتو به خانه برمی‌گردند، اما کشتار متوقف نشده است. اصلاً متوقف نشده است.

اما به‌جای این‌که دیپلمات‌ها با ترک سربازان کشورشان از این مشکل فرار کنند، هنوز امکان انجام کاری برای جلوگیری از کشتار و پاسخگو ساختن مسئولان وجود دارد.

برای تثبیت حقیقت و پاسخگویی به یک مأموریت حقیقت‌یاب نیاز است.

یوناما مدت‌هاست که با مستندسازی تلفات غیرنظامیان و دادخواهی برای حمایت از غیرنظامیان، حمایت بی‌بدیلی را در افغانستان انجام داده است. هنوز هم، اختیارات نسبتاً محدود یوناما از نظر عمق و میزان مستندسازی توسط سیاست‌های شورای امنیت سازمان ملل تعریف می‌شود. محکمهٔ جزایی بین‌المللی وظیفه دارد جنایات جنگی را در افغانستان بررسی کند، اما این در حال حاضر با «درخواست تعویق» دولت افغانستان موکول شده است و سال‌ها طول می‌کشد تا به نتیجه برسد. این امکان بررسی را محدود می‌کند و نمی‌تواند راه‌حل مطلوب برای قربانیان بی‌شمار این درگیری‌های وحشیانه ارائه دهد. لازم است سازوکارهای فوری‌تری به‌عنوان عامل بازدارندهٔ فوری در برابر این جنایات و نمونه‌های هولناک حملات علیه اقلیت‌های قومی، زنان و دختران و مدافعان حقوق بشر ایجاد گردد.

سازمان ملل متحد می‌تواند از طریق شورای حقوق بشر، مأموریت‌های مستقل حقیقت‌یاب را تحت رهبری متخصصان بی‌طرف حقوق بشر ایجاد کند. چنین مأموریت‌هایی می‌توانند از توانایی و تخصص بیشتری نسبت‌به یوناما یا کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان برای جمع‌آوری، تجزیه‌وتحلیل و حفظ شواهد مربوط‌‌به جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، شناسایی مسئولان برخوردار باشند و توصیه‌هایی را برای اقدامات آینده، از جمله پیگرد قانونی در محکمه‌های بین‌المللی ارائه دهد. یوناما و کمیسیون مستقل حقوق بشر سازمان ملل متحد شریک مهم و حیاتی چنین مأموریت حقیقت‌یابی خواهند بود، اما نمی‌توانند به‌تنهایی این کار را انجام دهند. ما هر سه در این بررسی‌ها شرکت کرده‌ایم و با چنین مسائلی در سوریه، میانمار و سودان جنوبی سروکار داشته‌ایم که همهٔ این فعالیت‌ها به جمع‌آوری شواهد، شناسایی جرایم بین‌المللی کمک کرده‌اند و با استفاده از صلاحیت جهانی زمینه را برای پیگرد قانونی در خارج از کشور هموار کرده‌اند.

براساس این تجربه، ما معتقدیم زمان آن فرارسیده است که سازمان ملل متحد اقدامی مشابه را در مورد افغانستان انجام دهد و با تعیین یک هیئت مستقل حقیقت‌یاب بین‌المللی تحقیق و بررسی در مورد جنایات نقض حقوق بشر را با تعیین یک دورهٔ زمانی واقع‌بینانه آغاز کند که ممکن است شامل جنایات رخ‌داده در ۱۸ ماه گذشته باشد و هم‌چنین هرگونه جرم بین‌المللی که حین عملیات‌ها رخ‌ داده است.  ما از فراخوان کمیشنری عالی حقوق بشر، میشل بشلت، که در ۶ جون  توسط شش گزارشگر ویژه به شورای حقوق بشر، برای بررسی سازوکارهای یک واکنش پیشگیرانهٔ مؤثر با توجه به وخامت اوضاع در افغانستان به نشر رسید، استقبال می‌کنیم. به‌طور خاص، ما از فراخوان کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان مبنی بر این‌که مکانیسم باید یک مأموریت حقیقت‌یاب باشد، پشتیبانی می‌کنیم.

برای تحقق این امر، ما از شورای حقوق بشر می‌خواهیم که فوراً نشست ویژه‌ای دربارهٔ وضعیت حقوق بشر در افغانستان و نقض حقوق بشر که فعلاً در کشور جریان دارد برگزار کند. ما حداقل باید در برابر مردم افغانستان، به‌ویژه کودکانی که می‌خواهند درس بخوانند، جوانانی که خواستار آیند‌ه‌شان‌اند و سالخوردگانی که می‌خواهند زندگی خود را در صلح و آرامش ادامه دهند، وجیبهٔ انسانی خود را ادا نماییم.

در افغانستان، جنایات با مصونیت از مجازات هم‌چنان ادامه خواهد یافت، مگر این‌که عاملان بدانند که شناسایی می‌شوند و به‌پای میز محاکمه کشانده شده و قانون بر آن‌ها تطبیق می‌شود. این اتفاق یک‌شبه نخواهد افتاد، اما نقطهٔ آغاز جمع‌آوری و محافظت از شواهد، مستندسازی جنایات انجام‌شده و شناسایی افرادی است که ممکن است مسئول این جنایات باشند. این وظایف اساس عدالت و جبران خسارت برای قربانیان است و هم‌چنین ممکن است در آینده از کار محکمهٔ جزایی بین‌المللی نیز حمایت کند.

 همان‌طور که شهرزاد اکبر، رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در سخنرانی اخیر خود خطاب به اتحادیهٔ اروپا گفت، «غیرنظامیان افغان باید با اقدامات مشخص ببینند که زندگی آن‌ها و خون آن‌ها ارزش دارد و این‌که دنیا فقط نظاره‌گر جان باختن هرروزهٔ آن‌ها نبوده و تنها به محکوم کردن خشونت‌ها اکتفا نمی‌کند.»

 


بازنشر این مطلب