وضعیت حقوق بشری اشخاص دارای معلولیت در ولسوالی ارگو

محمدسرور احمدی/ مسؤل بخش حمایت از حقوق اطفال و اشخاص دارای معلولیت

ولسوالی ارگو درکل دارای یک‌صدوشصت‌وشش (166) قریه بوده که از جمله (96) قریه آن اصلی و (70) قریه دیگری آن فرعی می‌باشد. در این ولسوالی بصورت تخمینی به تعداد یک صدوسی‌هزار (130000) جمعیت زندگی نموده که (18518) خانوار را تشکیل می‌دهد.

این ولسوالی از مرکز شهر (فیض آباد) 15 کیلومتر فاصله داشته که حدود %75 مردم آن مشغول دهقانی و مالداری می‌باشند و %25 مردم دیگر این ولسوالی از طرق مختلف امرار حیات می‌نمایند.

پیداوار مردم این ولسوالی از قیبل گندم، جو، نخود، زغیر، خربوزه، تربوز و غیره حبوبات می‌باشد. مردم ولسوالی ارگوبه دو زبان (دری و ازبیکی) تکلم می‌نمایند.

تعداد مجمعوعی معلولین در این ولسوالی مشخص نبوده ولی تعداد معلولین راجستر شده در این ولسوالی در حدود (375) نفر شامل مردان و زنان می‌باشند که تفکیک میان مردان و زنان معلول وجود ندارد.

مسئول بخش اطفال و اشخاص دارای معلولیت غرض بررسی و نظارت از چگونگی وضعیت حقوق بشری اشخاص دارای معلولیت به تاریخ 22 و 23 میزان سال 94 به نقاط مرزی این ولسوالی (محلات مسکونی کنار دریای کوکچه) سفر نظارتی نموده که طی این دو روز مأموریت با 22 شخص دارای معلولیت که ازجمله 3 تن آنها از طبقه اناث بودند مقلاقات نموده و در مورد چگونگی وضعیت زندگی آنها و میزان دسترسی شان به خدمات مصاحبه‌های انفرادی انجام داده است.

معلولیت اشخاص دارای معلولیت در این ولسوالی اکثرأ نتیجۀ حوادث طبیعی بوده و کمتر واقعات ترافیکی عامل آن بوده است. کتگوری دوم معلولین را کسانیکه تشکیل میدهند که به اثرجنگ‌های داخلی دردورهای مختلف منازعه که خود درمنازعات مسلحانه نیز دخیل بودند به اثر انفجار ماین‌ها، درگیری‌های مسلحانه ویاهم بمباردمان هوای رژیم‌های قبلی به نحوی معلول گردیده اند.

ظاهرأ اشخاص دارای معلولیت که بیشترآنها نان‌آورخانواده‌های خود هستند در وضعیت بد زندگی قرار دارند و با هزاران مشکل اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند و حتی از طریق گدایی از صبح تا شام در لب سرک امرار حیات می‌کنند و بقیه با مزدوری دیگران و یاهم در بیکاری مطلق بسرمی‌برند.

با مصاحبه‌های نظارتی که در چندین قریه این ولسوالی صورت گرفت از جمله 22 تن از مصاحبه شوندگان، 14 تن آنها حتی نتوانستند به دلایل مختلف ازمفاد ماده چهارم و هشتم قانون حقوق و امیتازات اشخاص دارای معلولیت و یاهم مفاد کنوانسیون بین‌المللی اشخاص دارای معلولیت مستفید گردند. صرف تعداد محدود از آنها تنها از فقره دوم ماده هشتم قانون حقوق و امتیازات اشخاص دارای معلولیت مستفید گردیده اند و در مورد بقیه حقوق و امتیازات خود چیزی نمی‌دانند.

دربخش آموزش:

باوجودیکه مصاحبه شونده گان %99 درصد شان بی‌سواد کامل هستند علاقه برای آموختن دارند که حداقل می‌خواهند کورس‌های سواد آموزی برای شان گرفته شود ولی هیچ‌گاه زمینه ایجاد کورس‌های آموزشی که جزء مکلفیت دولت است برای شان مساعد نگردیده است.

دربخش صحت:

مصاحبه شوندگان که اکثرا از ناحیه پا و دست شدیداً آسیب دیده اند و یاهم از جمله اشخاص دارای معلولیت روشن دل هستند اظهار نموده اند با وجودیکه کلینک‌های صحی در فاصله‌های 1 الی 5 کیلومتر و یاهم بیشتر از آن از محل مسکونی شان موقیعت دارند امکانات معالجه و تداوی آنها و یاهم ادویه لازم و مورد ضرورت‌شان در این مراکز وجود ندارد بناء آنها نیاز نمی‌دانند که به این مراکز مراجعه کنند. ولی در صورت نیاز اکثر اوقات به شفاخانه ولایتی و یاهم شفاخانه‌های شخصی غرض معالجه مراجعه می‌نمایند که آنهم نتیجه بخش نمی‌باشد.

به گفته معلولینی که با نماینده دفتر ولایتی کمیسیون مصاحبه انجام داده اند آنها به دموکراسی و نظام دمواکراتیک و هم چنان آینده‌ای آن باورمند هستند و بیشتر از %90 درصد شان کارت رای‌دهی بدست آورده اند. به گفته آنها اکثریت اشخاص دارای معلولیت در چندین دور انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمانی حضور فعال داشته و بدون کدام تهدید و فشار به اشخاص مورد نظر و علاقه شان رای دادده اند. ولی خود باور ندارند و جرئت هم نمی‌کنند که اگر در شورای ولایتی و یاهم بالاتر از آن کاندید نمایند مردم به دلیل معلولیت شان ازآنها حمایت نمی‌کنند و به آنها رای نخواهند داد.


بازنشر این مطلب