اعلامیه مطبوعاتی و خلاصه یافتههای گزارش بیجاشدگان داخلی

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان
گزارش در مورد بیجاشدگان داخلی در افغانستان
بیجاشدگی داخلی در افغانستان به یکی از معضلات جدی و نگران کننده تبدیل شده و آمار بیجاشدگان داخلی در سالهای اخیر به شدت رو به افزایش بوده و اکنون به بالاتر از 1.2 ملیون نفر رسیده است. در مقیاس جهانی، افغانستان یکی از کشورهایی است که میزان بالای بیجاشدگی داخلی را دارد. عامل بخش عمده بیجاشدگی در افغانستان جنگ و خشونت و منازعات مسلحانه است که مـتأسفانه روند رو به گسترش داشته است. فقر و بیکاری و حوادث طبیعی جزو دیگر عوامل بیجاشدگی داخلی به حساب میآیند.
بیجاشدگان داخلی در وضعیت سخت و رقت باری زندگی میکنند. چنانچه داکتر سیماسمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، میگوید، بیجاشدگان داخلی با مشکلات فروانی مواجه اند و از بسیاری حقوق بشری خود از قبیل حق داشتن مسکن، حق برخورداری از رفاه و آسایش، حق دسترسی به آب آشامیدنی پاک و غذای صحی، حق مصوونیت از گرسنگی، حق دسترسی به خدمات صحی و آموزش و تعلیم حق محیط زیست سالم محروم اند. آنها به خاطر فقر و آسیب پذیری بالای خود نیازمند توجه و مساعدتهای جدی میباشند.
کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در تحقیق تازه ای که در باره بیجاشدگان داخلی انجام داده است، نشان میدهد که کمکهای صورت گرفته به بیجاشدگان کافی نبوده و شماری از آنها از کمکها کاملاً محروم مانده اند. متن کامل این گزارش، در وبسایت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به نشر خواهد رسید.
مهمترین دریافتهای این تحقیق عبارتند از:
- روند بیجاشدگی داخلی در سالهای اخیر به خاطر گسترش جنگ و ناامنی در کشور، و نیز فقر و بیکاری و وقوع حوادث طبیعی، افزایش چشمگیری داشته است. منحنی آمار بیجاشدگان داخلی در سالهای اخیر همواره سیر صعودی داشته است. کمیشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان بیجاشدگان داخلی را در سال 2009 حدود 41.349 خانواده، مشتمل بر 268.569 نفر، تخمین کرده بود. براساس آمار وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان، در سال 1390 در حدود 420.665 نفر بیجاشده داخلی در کشور وجود داشتند، اما در ماه اسد سال جاری(اگست 2015)، تعداد بیجاشدگان به رقم تکان دهنده 1.257.552 نفر رسیده بود که شامل 209.592 خانواده میباشد. این رقم در مقایسه با مجموع نفوس افغانستان بیانگر این است که 4.4 درصد از شهروندان کشور به صورت بیجاشدگی داخلی زندگی میکنند. با این حساب، تقریباً از هر 22 نفر یک نفر بیجا شده اند. آمار فعلی در مقایسه با آمار سال 2009 نشان میدهد که در طول شش سال اخیر بیجاشدگی داخلی در کشور 468 درصد افزایش یافته، یعنی بیش از چهار و نیم برابر شده است.
- جنگ، خشونت و منازعات مسلحانه عامل اصلی اکثریت بالای بیجاشدگیهای داخلی در افغانستان است. عاملیت جنگ در بیجاشدگی داخلی در سالهای اخیر، همزمان با افزایش جنگ و ناامنی، همواره افزایش یافته است. در حدود 166.000 نفر در جریان سال 2014 به خاطر جنگها و خشونتهای مسلحانه از محل زندگی شان آواره شده اند. در سال جاری نیز اکثریت بسیار بالای بیجاشدگیها به خاطر جنگ و خشونت بوده است. بررسیها نشان میدهد که در سال 2012 (1391 خورشیدی) عامل آوارگی 76 درصد بیجاشدگان جنگ و منازعه بوده است، اما در سال 2014، حدود 97 درصد بیجاشدگیها ناشی از درگیریها بوده است.
- براساس ارزیابی ها، وضع امنیتی کشور در سال جاری بدتر شده و بسیاری از شهروندان کشور از لحاظ امنیتی نگران اند. خروج نیروهای بین المللی از افغانستان با پایان یافتن مأموریت آنها در سال 2014، بر وضعیت امنیتی افغانستان تأثیر منفی گذاشته و باعث گسترش جنگ و افزایش ناامنی و آوارگی داخلی شده است. گسترش دامنههای جنگ به سوی ولایات شمالی و شمال شرقی کشور از آغاز سال جاری، پیدایش و نفوذ گروه داعش در برخی مناطق کشور از قبیل ننگرهار، زابل، هلمند، فراه و بادغیس، و دو دستگی طالبان بعد از مرگ ملاعمر به گسترش ناامنی و خشونت و افزایش میزان بیجاشدگیها و آوارگیها در مناطق مختلف کشور افزوده است.
- براساس ارزیابی ها، در جریان ماه جون و جولای21 ولایت از مجموع 34 ولایت افغانستان بر اثر درگیری میان گروههای مسلح از جنگ متأثر شده بودند. اکنون تقریباً نیمی از 398 ولسوالی کشور با تهدیدات «جدی» یا «خیلی شدید» طالبان مواجه اند و بیشتر از 30 ولسوالی کشور عملاً توسط طالبان کنترول میشوند و شورشیان همین اکنون مراکز ولایات جنوبی و شمالی کشور را تهدید میکنند.
- یکی از پیامدهای این جنگها موج دوباره فرار از کشور و آوارگی داخلی میباشد که آمار بیجاشدگان داخلی را بسیار فراتر از یک میلیون نفر برده است. در سال جاری، دهها هزار خانواده در ولایات ننگرهار، پکتیا، لوگر، هلمند، قندهار، زابل، قندز، تخار، بغلان، بدخشان، سرپل، فاریاب، بادغیس، فراه و شماری از ولایات دیگر شده است.
- فقر و بیکاری عامل دیگر بیجاشدگی داخلی است. افغانستان یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. براساس ارزیابیها 36 درصد جمعیت افغانستان زیر خط فقر به سر میبرند. براساس ارزیابیهای بانک جهانی، در سال 2014 رشد اقتصادی افغانستان از 3.7 درصد در سال قبل از آن به 1.3 درصد سقوط کرده و سرمایه گذاری در فعالیتهای بخش خصوصی نزدیک به 50 درصد پایین آمده است. این وضعیت در سال جاری نیز ادامه دارد. ارزش پول افغانی، در طول دو سال اخیر به شدت پایین آمده و از حدود 1 دالر معادل 50 افغانی به 1 دالر معادل 67 افغانی سقوط کرده است.
- بیکاری نیز در کشور نرخ بسیار بالا دارد. آمارهای تخمینی نشان میدهد که حدود 45 تا 48 درصد نیروی کار افغانستان یا مطلقاً بیکار اند و یا کار ناقص و پاره وقت دارند. ارزیابیهای کمیسیون نیز نشان میدهد که فقر و بیکاری در سالهای اخیر رو به افزایش بوده است. خروج جامعه جهانی از افغانستان و همزمان با آن گسترش ناامنی و جنگ در بیشتر مناطق کشور، بحران انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال 1393(2014 میلادی) میان دو تیم رقیب و به تأخیر افتادن اعلان نتیجه انتخابات و سرانجام اختلافات بر سر تقسیم قدرت و تأخیر چندین ماهه تشکیل کابینه، بر وضعیت اقتصادی افغانستان تأثیرات بسیار ناگوار گذاشت. سرمایه گذاران خارجی و داخلی علاقمندی خود را برای سرمایه گذاری در کشور از دست داده اند، بسیاری از موسسات و شرکتهای خصوصی یا کاملاً تعطیل شد و یا دامنه فعالیتهای خود را تقلیل داد. این مسایل فرصتهای کاری را به شدت محدودتر ساخت و باعث موج تازه بیکاری در کشور گردیده است.
- فقر و بیکاری کمرشکن، بدترشدن وضع اقتصادی کشور و افزایش ناامنی و جنگ، در کنار فساد همه گیر در ادارات افغانستان، باعث شده که امیدواری شهروندان این کشور نسبت به آینده کاهش یابد. از پیامدهای جدی این وضعیت میزان بالای مهاجرت و آوارگی داخلی شهروندان افغانستان بوده است.
- حوادث طبیعی جزو دیگر عوامل بیجاشدگی در افغانستان است. افغانستان هم از لحاظ ساختار جیوفزیکی و هم وضعیت آب و هوایی در معرض آسیبها و خطرات فراوان طبیعی قرار دارد. بسیاری از مناطق مرکزی و شمال-شرقی آن سرد و کوهستانی است و زمستانهای سخت توأم با برف باریهای شدید دارد. تابستانهای خشک و بیابانی وجه ممیزه بخشی عظیم از دیگر مناطق کشور است. استفاده از ذخیرههای آبی آن محدود بوده و در بسیاری مناطق به دلیل شیب شدید قابل استفاده نیست. بدینسان، این کشور مستعد انواع حوادث طبیعی از قبیل زمینلرزه، سیلاب، طوفان، خشکسالی، رانش زمین و برفکوچ است.
- از آن جا که اکثریت بالای بیجاشدگی داخلی ناشی از جنگ، خشونت و منازعات مسلحانه بوده است، نظر به جغرافیای منازعات، مبدأ بسیاری از بیجاشدگیهای داخلی مناطق ناامن کشور است. براساس آمارهای یو ان اچ سی آر، حدود 22.8 درصد بیجاشدگیها از ولایات جنوبی کشور بوده اند. بالغ بر 22.7 درصد دیگر بیجاشدگان از منطقه غربی کشور بیجاشده اند و ولایات مرکزی درگیر جنگ نیز 17.9 درصد بیجاشدگان را داشته است. حدود 16.1 درصد بیجاشدگان نیز از ولایات شرقی کشور بوده اند و 10.7 درصد آنان نیز از ولایات شمالی بیجاشده اند. شمال-شرق و جنوب-غرب کشور نیز به ترتیب مبدأ 7.2 درصد و 2.6 درصد بیجاشدگان بوده است.
- قبل از گسترش دامنههای جنگ به سوی ولایات شمالی کشور، مبدأ بسیاری از بیجاشدگیهای داخلی مناطق جنوبی، غربی و شرقی، برخی ولایات مرکزی درگیر جنگ بوده است. اما گسترش جنگ به طرف شمال، آمار بیجاشدگان داخلی در این مناطق را نیز بالا برد. خصوصا جنگهای ماههای اخیر در فاریاب، جوزجان، سرپل، قندز تخار و بدخشان موج گسترده بیجاشدگیها را از این ولایات باعث شد. با این حال، هنوز آمار بیجاشدگیها از مناطق جنوبی بسیار بالا است.
- بیجاشدگان داخلی معمولاً در مناطق امنتر و دارای فرصتهای شغلی بهتر جابجا میشوند. حومه شهرهای بزرگ مثل کابل، هرات، مزارشریف، قندهار و جلال آباد همواره بیشتر محل رجوع آوارگان داخلی بوده است. براساس ارزیابی ها، در حدود 40 درصد بیجاشدگان داخلی در مناطق شهری شهرهای بزرگ مسکن گزین میشوند. اما اکثریت بیجاشدگانی که امکان رسیدن به شهرهای بزرگ کشور را ندارند و یا به امید بازگشت دوباره به محلات شان ترجیح میدهند در نزدیکیهای محل زندگی شان باقی بمانند.
- مدت بیجاشدگی و میزان امید یا تمایل به بازگشت به محلات اصلی در اختیار کردن محل بودوباش توسط بیجاشدگان نقش دارد. جابجاییها در مراکز شهرها درازمدتتر میباشند. براساس ارزیابی ها، حدود 70 درصد خانوادههای بیجاشده داخلی برای مدت بیش از دو سال در محلات بودوباش غیرپلانی فعلی شان به سر برده اند و بیش از 90 درصد آنان میخواهند که به شکل دایمی در این مناطق سکونت نمایند. 80 درصد آنها بنا بر عدم موجودیت فرصتهای امرار معیشت در محلات بودوباش اصلی شان تمایلی به بازگشت ندارند.
- شرایط زندگی برای بیجاشدگان داخلی بسیار سخت و طاقت فرسا است و آنها را در معرض آسیبها و خطرات گوناگون قرار میدهد. بیجاشدگان داخلی مسکن و فرصتها و امکانات زندگی مناسب را در کنار بسیاری از حقوق دیگر خود از قبیل حق دسترسی به کار، حق برخورداری از رفاه و آسایش، حق دسترسی به آموزش و پرورش، حق دسترسی به صحت و خدمات صحی، حق مصوونیت غذایی و دسترسی به آب صحی را از دست میدهند. فقر شدید از معضلات بسیار جدی بیجاشدگان داخلی است. سالمندان، کودکان، زنان باردار، افراد بیمار و معلول با سختیها و مشکلات طاقت فرسا مواجه میشوند که گاه منجر به مرگ آنان میگردد. مهمترین پیامدهای بیجاشدگی داخلی، که بیانگر وضعیت حقوق بشری بیجاشدگان است، عبارتند از:
- از دست دادن منابع و امکانات دستداشته در محل سکونت اصلی؛
- محدودیت دسترسی به حق رفاه و امکانات و خدمات رفاهی؛
- عدم مصوونیت در برابر فــقــر اقتصادی؛
- محدودیت دسترسی به حق کار و فرصتهای شغلی مصوون و مداوم؛
- محرومیت از دسترسی به حق داشتن مسکن و سرپناه؛
- نامناسب بودن محل سکونت و محیط زیست؛
- محرومیت از حق مصوونیت غذایی و محدودیت دسترسی به آب آشامیدنی پاک و غذای صحی؛
- محدودیت دسترسی به حق صحت و قرارداشتن در معرض انواع بـیـماری؛
- محدودیت دسترسی به خدمات صحی؛
- محدودیت دسترسی به حق آموزش و پرورش؛
- آمارها و ارزیابیها نشان میدهد که مساعدتهای صورت گرفته برای بیجاشدگان بسیار اندک بوده و نتوانسته نیازمندیهای اساسی و اولیه آنها را پاسخ بگوید. براساس آمارهای ارایه شده از سوی وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان، در سال 1393 خورشیدی در مجموع حدود 72.1 درصد خانوادههای بیجاشده از مساعدتها بهره مند شده اند و بقیه 27.9 درصد آنان به مساعدتی دست نیافته اند. مساعدتهای صورت گرفته به بیجاشدگان مشتمل است بر مواد غذایی از قبیل آرد، گندم، برنج، روغن، نخود، لوبیا و غیره، مواد سوختی از قبیل گاز و بالن گاز، لباس، کمپل و خیمه و ترپال، برخی وسایل آشپزخانه و کمکهای نقدی.
- این کمکها اغلب به نیازمندیهای آنی و عاجل بیجاشدگان توجه داشته و مقدار آن بسیار محدود بوده است. مقدار کمکهای نقدی از حد 50 دالر تا 200 دالر آمریکایی برای هر خانواده بوده و کمکهای غذایی نیز در حد یک یا دو بوجی آرد و برنج، و مقداری نخود و لوبیا و روغن و امثال آن برای هرخانواده بوده است. این مقدار کمک برای هر خانواده بیجاشده، که حداوسط 6 نفر عضو دارند، تنها میتواند اقدام حمایتی بسیار آنی و کوتاه مدت به حساب آید نه بیشتر. علاوه براین، به نیازمندیهای درازمدتتر بیجاشدگان از قبیل حق مسکن، حق دسترسی به آموزش و پرورش، حق صحت و حق محیط زیست و امنیت توجه جدی صورت نگرفته است.
- تحقیق کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان میدهد که دولت افغانستان در اجرای مکلفیتهای خود در راستای اهدافی که در پالیسی ملی بیجاشدگان داخلی در مبارزه با بیجاشدگی داخلی و حمایت از بیجاشدگان و اسکان آنان طرح شده، نتوانسته موفقانه عمل کند.
- آمار بیجاشدگان داخلی در طول سالهای اخیر همواره رو به افزایش بوده و روند رو به صعود داشته است؛
- مهمترین عامل بیجاشدگی داخلی ناامنی، خشونت و منازعات مسلحانه است. وضعیت امنیتی کشور در طول سالهای اخیر همواره رو به بدی بوده است؛
- فقر و بیکاری در کشور جهت تصاعدی داشته و حدود 36 درصد نفوس کشور زیر خط فقر زندگی میکنند؛
- نزدیک به نیمی از نیروی کار کشور یا مطلقاً بیکار اند و یا به کار محدود و اندکی دسترسی دارند و هر ساله شماری تازه به آن افزوده میشوند، ولی هیچ اقدام موثری در زمینه کارآفرینی و اشتغال زایی در کشور صورت نگرفته است؛
- علی رغم آنکه نهادهای مختلف در زمینه آمادگی وضعیت اضطراری ناشی از حوادث طبیعی در کشور ایجاد شده تا با این حوادث مبارزه کند و از پیامدهای ناگوار آن بکاهد، اما این ادارات نتوانسته نتایج موثری بر مدیریت حوادث طبیعی و جلوگیری از تلفات و خسارات آنها انجام دهند؛
- حکومت نتوانسته به مسوولیتهای خود در قبال حمایت از بیجاشدگان داخلی و کمک به آنها موفق عمل کند و به نیازمندیهای همه بیجاشدگان داخلی پاسخ بگوید. کمکهایی که به بخشی از بیجاشدگان صورت گرفته نیز محدود بوده و تنها میتواند اقدام حمایتی بسیار آنی و کوتاه مدت به حساب آید، نه بیشتر. به نیازمندیهای درازمدتتر بیجاشدگان از قبیل حق مسکن، حق دسترسی به آموزش و پرورش، حق صحت و حق محیط زیست و امنیت توجه جدی صورت نگرفته است.
پیشنهادات:
براساس یافتههای این گزارش، و به خاطر مبارزه با معضل بیجاشدگی داخلی، رسیدگی به نیازمندیهای بیجاشدگان داخلی و حل مشکلات آنها و اسکان این بیجاشدگان، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان پیشنهادات زیر را به دولت افغانستان و ارگانهای کمککننده مطرح مینماید:
- از دولت افغانستان تفاضا می شود تا پالیسی ملی بیجاشدگان را که توسط وزارت امور مهاجرین و برگشت کنندگان و نهادهای همکار تهیه گردیده، به صورت درست و کامل تطبیق نماید و برای تطبیق این برنامه و رسیدگی به نیازمندی های بیجاشدگان داخلی، بودجه کافی را تخصیص دهد.
- شرایط زندگی برای بیجاشدگان داخلی، خصوصاً در سرمای زمستان بسیار سخت و رقت بار است. دولت و نهادهای کمککننده باید مساعدتهای شان را به آنها بیشتر سازد و برای اینکه آنها زندگی با کرامت داشته باشند، خدمات اساسی چون سرپناه، آموزش و پرورش، خدمات صحی، Sanitation (بهداشت و سیستم تخلیه فاضلاب)، آب آشامیدنی صحی را فراهم نماید.
- با توجه به اینکه بیجاشدگان داخلی در اثر بیجاشدگی همه چیز خود را از دست میدهند و کاملاً وابسته به کار و دستمزد روزمره شان اند، باید برای آنها فرصتهای شغلی مناسب در هنگام بیجاشدگی فراهم گردد تا بتوانند نیازهای اولیه زندگی شان را مرفوع سازند؛
- به دلیل اینکه افغانستان در حال منازعه است و هر لحظه امکان بیجا شدن افراد بیشتر متصور است، دولت باید آمادگی های لازم را اتخاذ نماید تا به زودترین فرصت، آنها را مورد حمایت قرار دهد. دولت باید تلاش نماید تا از جنگ در مناطق مسکونی جلوگیری نموده و قوانین بین المللی جنگ را رعایت نماید تا باعث تلفات افراد ملکی و بیجا شدن افراد بیشتر نگردد. هم چنین آسیبها و خطرات این جنگها را برای باشندگان محلات کمتر سازد.
- اقدام پیشگیرانه دولت در مقابل حوادث طبیعی از قبیل خشکسالی، زمینلرزه، برفکوچ، سرمای شدید، سیلاب و غیره باید جدیتر و دقیقتر باشد و بتواند در زمینه پیش بینی حوادث و هشداردهی به مناطق در معرض خطر و کمک به باشندگان محلات آسیب دیده دقیق، جدی و موثر عمل کند.
- دولت مکلف است که در تامین امنیت کمپ ها و مناطقی که بیجاشدگان در آن ساکن هستند، تلاش نموده و برای حفاظت از افراد آسیب پذیر بیجا شده مانند زنان، کودکان و کهنسالان اقدامات موثری را انجام دهد و برنامه های محافظتی ویژه ای را طرح و تطبیق نماید.
یادداشت:
برای دسترسی به گزارش کامل وضعیت بیجا شدگان داخلی از وبسایت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان دیدن نمایید.
آدرس وبسایت: www.aihrc.org.af
برای معلومات بیشتر در مورد این گزارش به این شماره ها در تماس شوید: 0790690090 و 0793351321
