بررسی میزان دسترسی بهحق صحت و آموزش در افغانستان

بررسی میزان دسترسی بهحق صحت و آموزش در افغانستان
گزارش تحقیقی شماره (۲)
از سلسله گزارشهای مربوط به اهداف انکشاف پایدار
معطوف به اهداف شماره ۳ و ۴
ثور ۱۳۹۹
خلاصۀ گزارش
این تحقیق به هدف دریافت معلومات مربوط بهمیزان دسترسی بهحق صحت و حق آموزش انجامیافته و خلاصۀ معلومات بهدستآمده در آن شامل موارد زیر میگردد.
این تحقیق در یک دوره زمانی ۸ ماهه انجام یافته است که در شش ماه اول (سنبله تا دلو ۱۳۹۸) معلومات موردنیاز آن بهوسیلهی سؤالنامه، (تحقیقات میدانی) مصاحبه و مطالعات کتابخانهای جمعآوری گردیده و در دو ماه بعدی (حوت ۱۳۹۸ و حمل ۱۳۹۹) کار دستهبندی و تحلیل معلومات و نگارش متن گزارش، تکمیل گردیده است.
جمعیت آماری این تحقیق در مطالعات میدانی، تمام شهروندان کشور و جمعیت نمونه آن ۲۶۱۰ نفر از ۳۲ ولایت کشور[1] بودهاند که ۳۷.۹٪ آنان را زنان و ۶۲.۱٪ دیگر را مردان تشکیل دادهاند. ۴۸.۲٪ جمعیت نمونه در شهر و ۵۱.۸٪ دیگر در قریهها و دهات، زندگی میکنند.
الف: دسترسی به خدمات صحی
یافته های این تحقیق نشان میدهد که از میان ۲۶۱۰ نفر ۱۴۰۱ نفر آنان شامل ۵۳.۷٪ در فاصلۀ بیشتر از دو کیلومتر از مرکز صحی زندگی میکنند که با چالشهای جدی در دسترسی به خدمات صحی مواجهاند در حالیکه ۴۲.۸٪ در فاصله کمتر از دو کیلومتر زندگی نموده و ۳.۵٪ باقیمانده به این پرسش پاسخ ندادهاند.
رضایت از خدمات در مراکز صحی
این تحقیق نشان داده است که ۴۴.۵٪ از مردم نسبت به ارائه خدمات در مراکز صحی رضایت نداشتهاند ولی ۵۲.۵٪ دیگر گفتهاند که از ارایه خدمات صحی راضی میباشند و ۳٪ باقی مانده نظری خاصی در این مورد نداشتهاند.
دلایل ناراضیان
از میان کسانی که از ارایه خدمات صحی ناراضی بودهاند ۴۸.۱٪ آنان از کمبود امکانات و لوازم موردنیاز طبابت در مراکز صحی، ۲۴.۴٪ آنان از کمبود داکتر متخصص ۷.۱٪ آنان از نبود داکتر زنانه و ۹.۳٪ آنان از رفتار بد و نادرست کارمندان مراکز صحی شکایت داشته و ناراضی بودهاند در نهایت ۱۰.۹٪ باقی مانده ناراضیان دلیل خاصی برای عدم رضایتشان از ارایه خدمات صحی، ارایه نکردهاند.
دسترسی به ادویهی باکیفیت
معلومات این تحقیق نشان میدهد که ۲۸٪ از مصاحبهشوندگان یا جمعیت نمونه تأیید نمودهاند که در زمینۀ دسترسی به ادویهی موردنیاز در منطقهی خویش با مشکل مواجه میباشند و ۴۳.۲٪ گفتهاند که از کیفیت ادویه، راضی نمیباشند، ۶۹.۹٪ از مصاحبه شوندگان تأیید نمودهاند که به دواهای مورد نیاز در منطقهشان دسترسی دارند و ۲.۱٪ باقیمانده به این پرسش پاسخ ندادهاند.
موجودیت لابراتوار قابلاعتماد
بر اساس یافتههای این تحقیق ۵۶.۶٪ جمعیت نمونه گفتهاند که در محل زندگی آنان لابراتوار قابلاعتماد و استندرد وجود نداشته و مردم به این دلیل با مشکلاتی مواجهاند. اما ۴۱٪ گفتهاندن که به لابراتوار قابل اعتماد دسترسی دارند و در نهایت ۲.۴٪ به این پرسش پاسخ ندادهاند.
دسترسی زنان و اطفال زیر پنج سال به مراقبتهای صحی و وقایه
نتایج مطالعات میدانی این تحقیق نشان داده است که ۴۶.۲٪ از زنان خانوادههای جمعیت نمونه در زمان بارداری به کلینیک یا مراکز صحی مراجعه نکرده و زیر نظر داکتر متخصص نمیباشند و ۱۵.۶٪ از زنان و اطفال خانوادههای مصاحبه شوندگان از تطبیق واکسن بازماندهاند. همچنین ۵۶.۷٪ کل مصاحبه شوندگان گفتهاند که زنان خانوادههای آنان فاصلهی حداقل سه سال بین ولادتها را رعایت نکرده و زودتر از آن باردار میشوند ونیز ۱۱.۶٪ از زنان خانوادههای جمعیت نمونه، هنوز در خانه و بدون حضور داکتر یا قابله ولادت مینمایند.
دسترسی به مراکز درمان اعتیاد
از میان کسانی که شامل این تحقیق بوده و خود یا اعضای خانوادههای آنان معتاد بودهاند ۳۶.۷٪ آنان گفتهاند که اعضای معتاد خانوادههای آنان به دلیل دوری راه و عدم توانایی مالی، به مراکز درمانی اعتیاد دسترسی ندارند. اما باقی افراد تأیید نمودهاند که به مراکز درمانی اعتیاد دسترسی دارند.
ب: دسترسی بهحق تعلیم و تربیت
دسترسی بهحق تعلیم و تربیت به صورت جداگانه در هر یکی از بخشهای ابتدائیه، متوسطه، لیسه و تحصیلات عالی بهترتیب موردبررسی قرارگرفته است.
دورهی ابتدائیه
نتایج تحقیقات نشان داده است که درمجموع ۶۱۶۴ نفر واجد شرایط رفتن به مکتب ابتدائیه در خانوادههای جامعه نمونه وجود داشتهاند که ۳۳۷۴ نفر آنان (۵۴.۷٪) دختربودهاند. این معلومات همچنین نشان میدهد که از میان ۶۱۶۴ نفر ۷۳.۶٪ آنان به مکتب میرفتند؛ بنابراین ۲۶.۴٪ از واجدین شرایط از رفتن به مکتب ابتدائیه محروم بودند. درنهایت ۴۳.۹٪ کل کسانی که به مکتب ابتدائیه میرفتند، دختر بودند که ۵۹٪ کل دختران در سنین رفتن به مکتب ابتدائیه را در خانوادههای جمعیت نمونه، شامل میشدند.
دورهی متوسطه
بر اساس معلومات این تحقیق تمام اطفال خانوادههای مصاحبهشونده در دوره سنی مکتب متوسطه به ۳۳۳۲ نفر میرسیدند که از این میان ۱۵۹۹ نفر آنان (۴۸٪) دختر بودهاند. از میان ۳۳۳۲ نفر ۷۴.۶٪ به مکتب میرفتند و ۲۵.۴٪ از رفتن به مکتب متوسطه محروم بودند. از میان کسانی که به مکتب متوسطه میرفتند ۳۷.۴٪ آنان دختر بودند که نسبت آنان با کل دختران این دوره سنی خانوادههای جمعیت نمونه ۵۸.۳ بوده است.
دورهی لیسه
تعداد واجدین شرایط رفتن به لیسه در خانوادههای جامعه نمونه ۲۴۹۱ نفر بودند که از این میان ۴۷.۵٪ دختر و بقیه پسر بودهاند. از میان کسانی که در سنین دوره لیسه قرار داشتند ۶۱.۷٪ به لیسه میرفتند و بقیه یا درس را ترک کرده یا اصلاً از همان ابتدا شامل مکتب و درس نگردیده بودند. همچنین تعداد دختران خانوادههای جمعیت نمونه که در دوره لیسه شامل مکتب بوده و درس میخواندند ۳۵.۶٪ کل شاملان درس در دوره لیسه بودهاند که تنها ۴۶.۳٪ دخترانی که در سنین دوره لیسه قرار داشتند را تشکیل میدادند.
دوره دانشگاه
بر بنیاد معلومات این تحقیق تعداد واجدین شرایط رفتن به دانشگاه در خانوادههای جامعه نمونه درمجموع به ۲۶۰۲ میرسیدند که از این میان ۴۹.۵٪ دختر و بقیه پسر بودند. از میان کسانی که در سنین رفتن به دانشگاه قرار داشتند ۶۷.۱٪ به دانشگاه میرفتند که ۳۷۴ نفر آنها از میان دختران بوده و ۲۱.۴٪ کل شاملان دانشگاه و ۲۹٪ کل دختران در سنین رفتن به دانشگاه در خانوادههای جمعیت نمونه را دربر میگرفتند.
دلایل نرفتن به مکتب
۳۲.۲٪ از کسانی که اطفال واجد شرایط آنان به مکتب نمیروند تأیید نمودهاند که دلیل نرفتن اطفال به مکتب عرف و عنعنات حاکم در جامعه افغانی بوده است. همچنین ۲۱.۴٪ از کمبود مکتب بهخصوص در قریهها و دهات، ۱۳.۷٪ از دوری راه خانه تا مکتب، ۱۵.۷٪ از وضعیت بد امنیتی، ۱۲.۵٪ از مشکلات اقتصادی خانوادهها و ۴.۵٪ از مشکلات مربوط به اداره مکتب مثل کمبود معلم یا سطح پایین علمی معلم، کمبود کتاب، کمبود صنف درسی و ... بهعنوان دلایل عدم رفتن اطفال به مکتب یادآوری نمودهاند.
دلایل عدم رفتن پسران به دانشگاه
بر بنیاد این معلومات دلیل نرفتن ۵۴.۵٪ از پسران واجد شرایط رفتن به دانشگاه، عدم توانایی مالی و اقتصادی خانوادههای آنان بوده است. بهاینترتیب ۱۸.۳٪ به دلیل ناکامی در امتحان کانکور ۱۳.۳٪ به دلیل چالشهای امنیتی ۷.۷٪ به دلیل عدم موافقت والدین و بزرگان خانواده با دانشگاه و محتوای درسهای دانشگاهی که فکر میکنند در مغایرت با باورهای اعتقادی آنان میباشد و درنهایت ۶.۲٪ به دلیل خواست شخصی از رفتن به دانشگاه محروم بودهاند.
دلایل نرفتن دختران به دانشگاه
این تحقیق نشان داده است که ۳۷.۳٪ از دختران واجد شرایط رفتن به دانشگاه بهدلیل حاکمیت عرف و عنعنات ناپسند و ۲۴.۸٪ بهدلیل چالشهای اقتصادی خانوادهها از رفتن به دانگشاه محروم بودهاند. همچنین ۹.۴٪ به دلیل ناکامی در امتحان کانکور، ۹.۳٪ به دلیل چالشهای امنیتی ۸.۲٪ به دلیل ترس از آزار و اذیت زنان و دختران توسط مردان، ۷.۵٪ به دلیل عدم مصونیت دختران در لیلیهها وزندگی دور از خانواده در یک شهر دیگر و در نهایت ۳.۶٪ به دلیل اراده شخصی از رفتن به دانشگاه محروم بودهاند.
[1] بادغیس، بامیان، بدخشان، بغلان، بلخ، پروان، پکتیا، پکتیکا، پنجشیر، تخار، جوزجان، خوست، دایکندی، زابل، سرپل، سمنگان، غزنی، غور، فاریاب، فراه، کابل، کاپیسا، کندز، کندهار، کنر، لغمان، ننگرهار، نورستان، میدان وردک، نیمروز، هرات و هلمند.
گزارش کامل را از اینجا دانلود کنید:
